0

متمهدیان و مدعیان مهدویت (13)

 
hossein3010
hossein3010
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 1946
محل سکونت : تهران

متمهدیان و مدعیان مهدویت (13)

متمهدیان و مدعیان مهدویت

 (13)

فرج

اشاره:

نوشتار حاضر در ادامه مجموعه مقالاتی است كه از چندی پیش در واكاوی و شناخت یكی از جدی ترین آسیبها و آفتهای تنیده شده با فرهنگ مهدویت، یعنی فرقه ها و مدعیان دروغین مهدویت، به صورت سلسله وار تقدیم شما كاربران عزیز می شود. در مقالات گذشته چنانكه دیدیم دعاوی و هویت پاره ای از فرق یاد شده در ترازوی نقد فرو ریخت؛ اینك برآنیم تا مدعیات كذب و هویت پوچین برخی دیگر از این فرقه ها را بر آفتاب افكنیم؛ پس با ما همراه باشید.

 

فرقه‌ جعفریه‌

فرقه‌ جعفریه‌ قایل‌ بودند كه‌ برادر امام‌ حسن‌ عسكری(ع) <جعفر بن‌ علی> امام‌ است‌ و مهدویت‌ او را باور كردند.1

این‌ فرقه‌ در چگونگی‌ انتقال‌ امامت‌ از امام‌ هادی(ع) به‌ جعفر، برادر امام‌ حسن‌ عسكری(ع)، دچار اختلاف‌ شدند و به‌ چهار فرقه‌ منشعب‌ گردیدند:2

 

1- عده‌ای‌ گفتند امام‌ عسكری(ع) به‌ شهادت‌ رسید و پسری‌ به‌ جای‌ نگذاشت، تا امامت‌ را عهده‌دار شود؛ بنابراین‌ تنها برادرش‌ جعفر امام‌ خواهد بود. این‌ فرقه‌ همچون‌ فتحیه‌ صحت‌ حدیثی‌ كه‌ می‌گوید: امامت‌ پس‌ از امام‌ حسن‌ و امام‌ حسین(ع) به‌ دو برادر نمی‌رسد را پذیرفته‌ بودند، ولی‌ كاربرد آن‌ را هنگامی‌ می‌دانستند كه‌ امام‌ عسكری(ع) آشكارا از خود پسری‌ به‌ جای‌ گذاشته‌ باشد؛ چون‌ امام‌ عسكری(ع) بی‌آنكه‌ آشكارا جانشینی‌ معرفی‌ كند از دنیا رفت، پس‌ برادرش‌ جعفر امام‌ منصوص‌ می‌باشد.

2- ‌دومین‌ فرقه‌ وانمود می‌كردند كه‌ امام‌ یازدهم(ع) خود <جعفر> را براساس‌ اصل‌ بداء به‌ جانشینی‌ معرفی‌ كرده‌ است. به‌ این‌ معنی‌ كه‌ خداوند امامت‌ را به‌ امام‌ عسكری(ع) سپرده‌ بود؛ ولی‌ پس‌ از آن‌ این‌ حقیقت‌ را روشن‌ كرد كه‌ امامت‌ نباید به‌ نسل‌ امام‌ عسكری(ع) برسد. رهبر این‌ گروه‌ یكی‌ از كلامیون‌ كوفی، معروف‌ به‌ <علی‌ بن‌ طحی> یا <طلحی‌ فزاز> بود؛ كه‌ مردم‌ را به‌ جانبداری‌ از امامت‌ جعفر تحریص‌ می‌كرد.

3- عده‌ای‌ نیز معتقد شدند كه‌ امامت‌ جعفر از جانب‌ پدرش‌ تعیین‌ شده‌ بود و امامت‌ امام‌ عسكری(ع) را فاقد اعتبار دانسته‌اند. این‌ فرقه‌ در زمان‌ حیات‌ امام‌ عسكری(ع) وجود داشته‌اند و بعد از شهادت‌ امام‌ عسكری(ع) اقتدار بیشتری‌ پیدا كردند. <علی‌ بن‌ احمد بشار> رهبر این‌ فرقه‌ بود.

4- گروه‌ چهارم، معروف‌ به‌ نفیسیه‌ معتقد بودند امام‌ دهم(ع) پسر بزرگش‌ محمد را وصی‌ خود تعیین‌ كرده‌ است. چون‌ محمد در زمان‌ حیات‌ پدر درگذشت، با دستور پدر، جعفر جانشین‌ او شد و علم‌ سری، سلاح‌های‌ مورد نیاز جامعه‌ و وصایت‌ را به‌ غلام‌ جوان‌ و مورد اعتماد خویش، به‌ نام‌ نفیس، سپرد و به‌ او سفارش‌ كرد كه‌ آنان‌ را پس‌ از مرگ‌ پدر به‌ جعفر بدهد. جعفر خود مدعی‌ شد كه‌ امامت‌ از جانب‌ برادرش‌ به‌ او رسیده‌ است.

پی نوشت ها:

1. الغیبه، شیخ‌ طوسی، صص‌ 222 و 225.

2. تاریخ‌ سیاسی‌ غیبت‌ امام‌ دوازدهم(عج)، جاسم‌ حسین، صص‌ 108 - 105.


نویسنده: محمد رضا نصورى

فرآوردی: شکوری_کارشناس گروه دین و اندیشه تبیان

 

یک شنبه 15 اسفند 1389  8:58 PM
تشکرات از این پست
t_b_m_
t_b_m_
t_b_m_
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 15
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:متمهدیان و مدعیان مهدویت (13)

سلام بابا چرا این قدر بی حال هستید تو را خدا نگذارید ای تاپیک ها خالی بماند برای شروع به کار مجدد این تاپیک لینک مدعی خدای کچل معروف را می گذارم تا درآینده براتون در این زمینه بیشتر توضیح بدهم

لطفا سعی کنید مطلب هاتون هم تولیدی باشد نه کپی و پیستی ارزش تولید علم و مطلب تولیدی را مد نظر داشته باشید

http://mashreghnews.ir/Images/News/AtachFile/6-6-1389/FILE634186007703825000.flv

اگر می توانستم با مرگم کوچکترین روشنی بیاورم و هر حقیقتی را افشا کنم که به نابودی این بیماری کمک کند آن گاه تمامی اعتبار و امتیاز متعلق به خداوندپروردگار کل جهانیان است و تنها خطاها و اشتباهات متعلق به من است.(مالکوم ایکس)

به امید ظهور تنها باقی مانده...........

دوشنبه 16 اسفند 1389  3:59 PM
تشکرات از این پست
t_b_m_
t_b_m_
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 15
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:متمهدیان و مدعیان مهدویت (13)

سلام امروز می خواهم به شرح آغاز پیدایش مدعیان دروغین بپردازم

آغاز فعاليت مدعيان دروغين
شروع اين تفکر به دوران نايب دوم محمدبن عثمان بر مي‏گردد. در زمان نايب اوّل، (عثمان بن سعيد)، به علل مختلفي، منحرفان نتوانستند فعاليت کنند و لذا در دوران نيابت نايب اوّل خبري از ادعاي دروغين نيابت نيست. اگر هم باشد به صورت خيلي کم رنگ مطرح بوده که مشهود و ملموس نبوده است.
علل عدم وجود اين دروغ گويان در دوره نايب اول عبارت است از:
1. عثمان بن سعيد از اشخاص مشهور و مورد اطمينان در ميان شيعيان بود. همان طوري که گفته شد در زمان‏هاي پيش از غيبت صغري، از طرف امام هادي و امام حسن عسکري‏عليهما السلام و به نظر برخي حتي از طرف امام جوادعليه السلام نيز وکالت داشته است. سوابق طولاني او با ائمه‏عليهم السلام، باعث شده بود که شهرت و منزلت خاصي در ميان شيعيان داشته باشد. از اين رو منحرفان در دوره نيابت وي، نتوانستند ابراز وجود کنند.
2. شرايط سياسي و اجتماعي مساعد نبود که کسي ادعاي دروغين بکند. در اوايل غيبت صغري، دولتمردان عباسي شديداً مراقب اوضاع بودند و با تمام قوا تلاش مي‏کردند ردپايي از مهدي‏عليه السلام و ياران او پيدا کنند و آنها را نابود سازند. بدين جهت کسي غير از عثمان بن سعيد، جرأت نمي‏کرد خود را به چنگال مرگ گرفتار کند؛ لذا فعاليت و نيابت او در آن دوره، يک جهاد بزرگ به شمار مي‏رفت.
3. عدم عادت مردم؛ هنوز براي مردم به روشني ارتباط با امام‏عليه السلام از طريق «نواب» جا نيفتاده بود؛ از اين‏رو عادت مردم احتياج به زمان داشت. اين کار در دوره اوّل صورت گرفت. وقتي منحرفان ديدند مردم به چنين کارهايي عادت کرده‏اند، خواستند با ادعاي دروغين، خود را نايب خاصّ امام زمان‏عليه السلام معرفي نمايند». [1] .
برخي از کساني که در دوره محمدبن عثمان - نايب دوم امام زمان‏عليه السلام - به دروغ ادعاي نيابت امام‏عليه السلام را داشتند، عبارت‏اند از: ابومحمد حسن شريعي، محمدبن نصير نميري، احمدبن هلال عبرتايي، ابوطاهر محمدبن علي بن بلال، ابوبکر محمدبن احمدبن عثمان معروف به ابوبکر بغدادي، برادرزاده محمدبن عثمان، اسحاق احمر و باقطاني و حسين بن منصور حلاج.
اگرچه حسين بن منصور معروف به صوفي‏گري است. ليکن مکاتباتي که شيخ در کتاب الغيبه بيان کرده است، نشان مي‏دهد که وي ادعاي نيابت هم داشته است.
از ديگر مدعيان دروغين نيابت «شلمغاني» است که در زمان نايب سوم حسين بن روح بوده و شخص ديگري به نام «ابودلف کاتب» که بعد از وفات چهارمين نايب ادعاي نيابت نموده است. [2] .
البته گروهي از مدعيان نيابت به تدريج گام را فراتر نهاده، از «مهدويّت» خويش سخن گفتند.
براي اثبات دروغ بودن ادعاهاي بابيّت در غيبت کبري و بخشي از غيبت صغري، دليل‏هاي فراواني ذکر شده است؛ اما بهترين دليل زندگي اين افراد است. زندگي خصوصي اين افراد نشان مي‏دهد در آتش حسد و آزمندي و باورهاي کفرآميز مي‏سوختند و بي‏ترديد صاحبان اين رذيلت‏هاي اخلاقي و فکري، در گستره پرشکوه معنويت جايي نمي‏يابند. افزون بر اين، دليل‏هاي گوناگون ديگري نيز بر نادرستي اين ادعا گواهي مي‏دهد که به اختصار ذکر مي‏شود.
يک. وقتي علي بن محمد سمري، نايب چهارم، در بستر وفات افتاد، مردم از او خواستند نايب پس از خود را معرفي کند؛ او فرمود: «لِلّهِ اَمرٌ هُوَ بالِغُه»؛ «خدا را امري است که بايد به اتمام رساند».
اين سخن علي بن محمد نشان مي‏دهد هنگام غيبت کبري فرا رسيده است و ديگر نايبي معرفي نمي‏شود. چنان که در محل خود ثابت شد هر نايبي بايد به وسيله نايب قبل از خود، مشخص شود! بنابراين، معرفي نکردن نايب به وسيله علي بن محمد سمري، نشان دهنده نبودن نايب و نادرستي همه ادعاهاي نيابت است.
دو. امام زمان‏عليه السلام در توقيعي به علي بن محمد سمري چنين نگاشت: «... وَلا تُوصِ اِلي اَحَدٍ يَقُومُ مَقامَکَ بَعْدَ وَفاتِکَ، فَقَدْ وَقَعَتِ الغَيْبَةُ الثانِيَةُ». [3] .
سه. با آنکه اين مسأله، مورد ابتلاي مردم است و ائمه اطهارعليهم السلام تمام آنچه مردم بدان نياز داشتند بيان مي‏کردند؛ در هيچ روايتي به تصريح يا اشاره از وجود نايب و باب امام زمان‏عليه السلام پس از نواب اربعه سخن به ميان نيامده است. البته روايات بسياري از جزئيات احکام و مباحث اعتقادي را به طور کامل بيان کرده‏اند؛ ولي درباره نيابت چيزي مشاهده نمي‏شود.
چهار. وجود نص خاصّ و کرامت، از شرطهاي اثبات نيابت امام زمان‏عليه السلام است. نواب اربعه از اين شرطها برخوردار بودند؛ اما مدعيان بابيّت توان ارائه نص و معجزه را نداشتند.
پنج. در روايات، غيبت امام زمان‏عليه السلام به صغري و کبري يا تام و غير تام تقسيم شده است. بي‏ترديد غيبت صغري را بدان سبب غير تام مي‏نامند که در آن دسترسي به امام‏عليه السلام - به صورت غيرمستقيم و از طريق نايب - ممکن است، اگر در زمان غيبت کبري نيز امام زمان‏عليه السلام نايب يا باب داشته باشد، اصل اين تقسيم درست نيست و حتي در زمان غيبت کبري، غيبت تام محقق نمي‏شود.
شش. يکي از بهترين راه‏هاي اثبات دروغگو بودن مدعيان نيابت، آن است که اين گروه مردم را به طرف دين خدا و امام زمان‏عليه السلام دعوت نمي‏کردند. آنان مردم را به خويش فرا مي‏خواندند؛ بر خلاف نواب اربعه که کسي را به خود دعوت نمي‏کردند. به عبارت ديگر، آن که هواي نفس دارد، نمي‏تواند نايب امام زمان‏عليه السلام باشد. هواپرستي بسياري از مدعيان دروغين، چنان بود که به ادعاي نيابت بسنده نمي‏کردند و به تدريج به سمت ادعاي «مهدويّت» و «نبوّت» پيش مي‏رفتند!
در پايان گفتني است که اجماع شيعه بر آن است که پس از علي بن محمد سمري، هيچ کس نايب خاصّ امام زمان‏عليه السلام نخواهد بود. افزون بر اجماع، ضرورت مذهب شيعه نيز بر اين است که با وفات علي بن محمد سمري، رشته وکالت و نيابت خاصّ منقطع شد. [4] .

 [1] همان، ص 494.
[2] زندگاني نواب خاصّ امام زمان‏ عليه السلام، ص 179 - 176.
[3] کتاب الغيبة، ص 395؛ کمال‏الدين، ج 2، ص 516؛ کشف الغمة، ج 2، ص 53.
[4] مکيال المکارم، ج 2، ص 357.
 

اگر می توانستم با مرگم کوچکترین روشنی بیاورم و هر حقیقتی را افشا کنم که به نابودی این بیماری کمک کند آن گاه تمامی اعتبار و امتیاز متعلق به خداوندپروردگار کل جهانیان است و تنها خطاها و اشتباهات متعلق به من است.(مالکوم ایکس)

به امید ظهور تنها باقی مانده...........

سه شنبه 17 اسفند 1389  3:23 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها