تهران _ خبرگزاري ميراث فرهنگي:
اكوتورسم و جاذبهها_ جايي در حاشيه كوير، آفتاب با تابش بيامانش طبيعت را به مبارزه فرا ميخواند. در اين مبارزه، اين طبيعت است كه پيروز ميشود و رويش گلهاي محمدي هم نويد اين پيروزيي است.
بهار در سرزمين ما جلوهاي ويژه دارد. از چابهار با باغ معروفش تا گلهاي بيد تنك اروميه در شمال غربي، لالههاي واژگون و شقايق دلسوخته جنوبشرقي تا گلهاي گرانقيمت زعفران در شمال شرقي همه تجلي بهار است.
اما در كنار كوير، در ديار قمصر، موسم گل بهار جلوه منحصر بهفردي دارد. اينجا خداوندگار هستي در نگارخانه خودش مناظري را به تصوير كشيده كه ناخودآگاه با ديدن اون بيهيچ ترديدي، زيبايش را تحسين ميكني.
گل در فرهنگ و آيين ايراني حضوري پررنگ دارد كه در اين بين گل سرخ مقام و مرتبت ويژه دارد. مطابق با برخي نقل قولها، اعتباري كه مردم به گل سرخ ميدهند منسوب به وجود حضرت محمد (ص) است. اين گل كه گل محمدي نيز نام دارد، گل سرخ پرپري است كه با رنگي صورتي مظهر زيبايي به شمار ميرود.
علاقه ايرانيان به گل و تلاش در پرورش گل به ازمنههاي دور حتي به ايران باستان باز ميگردد. ايرانيان از قديمالايام در اين امر تبحر و شهرتي خاص داشتند به طوري در كتب تاريخي و سفرنامه سياحان غربي اين مطلب بسيار مشهود است.
در زمان ملكشاه سلجوقي، نماينده يكي از اتابكان روم شرقي از دامنههاي قمصر مقداري گل سرخ خودرو به داماسكوس (دمش كنوني) برده و پرورش ميدهد.
هنگام جنگهاي صليبي، جنگجويان آن را از سوريه به اروپا انتقال داده كه به آن بوته شامل ميگفتند. گل ديگري كه به نام گل دمشق كه عطري دلپذير داشت كه به نظر همان گلهاي سرخ ديار قمصر بوده نيز به اروپا برده شده و در طول زمان، دانشمندان موفق شدند با پيوند زدن گلها به يكديگر گلهايي در رنگهاي متفاوت به بازار عرضه كنند.
پرورش گل در روزگاران دور در استان فارس ميمند و فيروزآباد بوده كه همزمان با هجوم مغول به استان فارس و بروز ناامني موجب مهاجرت پرورشدهندگان گل به شهرهاي ديگر ميشود.
عدهاي به سمت كاشان حركت و در چند نقطه كاشان به پرورش گل سرخ ميپردازند و از آن به بعد قمصر به عنوان سرزمين گل به ويژه گل محمدي شهرت يافته و به موازات آن صنعت و مراسم سنتي گلابگيري در كاشان رواج مييابد. در حال حاضر دشتهاي گل سرخ به شكل نوار پهني از دامنه كوههاي كركس تا نياسر، بزرگ، قمرود و قمصر گسترده است. برزك، قمصر، نياسر، جوشقان و كامو به عنوان مهمترين مراكز عمده توليد گل در شهر كاشان به شمار ميآيند.
قمصر، نگين كوير در 70 كيلومتري اصفهان و در 25 كيلومتري جنوب غربي كاشان در دل دره زيبايي به همين نام قرار دارد. قمصر دره سرسبزي است كه با بوستانهاي گلهاي محمدي هر ساله در موسم بهار از اول هفته ارديبهشت تا پايان خرداد ماه پذيراي مردم و جهانگرداني است كه براي ديدن مراسم گلابگيري راهي اين شهر ميشوند.
امر پرورش گل و گلابگيري علاوه بر تفريح، نقش عمدهاي در اقتصاد شهر قمصر دارد به گونهاي كه در هر خانهاي همزمان با رسيدن فصل گل، دستگاه سنتي گلابگيري برپا ميشود و علاوه بر اين در گوشه كنار شهر نيز بوستانهاي گسترده گل محمدي وجود دارد كه فقط به منظور گرفتن گلاب و صدور آن ايجاد شدهاند.
با توجه به آب و هواي كاشان، كار چيدن گل از هفته اول ماه ارديبهشت آغاز و تا پايان خرداد ماه ادامه دارد و در اين مدت گلچينان، قبل از طلوع آفتاب يعني قبل از باز شدن كامل غنچه شروع كه تا ساعت 9 صبح معمولا پايان مييابد. انتخاب اين ساعت براي برداشت گل به اين علت است كه ميگويند بهترين گلاب از گلهايي به دست ميآيد كه قبل از طلوع خورشيد برداشت ميشوند، چون آفتاب عطر گلهاي محمدي را از بين ميبرد.
چيدن آن نيز به سبب تقدس گل محمدي از قديمالايام با مراسم خاصي همراه بوده است. افراد در هنگام چيدن گل به محض ذكر نام گل به ذكر صلوات ميپردازند. در زمان چيدن گل خانواده در اين كار مشاركت دارند و اغلب سه نسل را ميتوان در كنار هم ديد كه مسئول جمعآوري گل هستند و در اين بين جوانترها اجراي مراسم و برپا كردن دستگاه گلابگيري را برعهده دارند.
البته چيدن گل خود مهارت ويژهاي دارد كه مردم منطقه اين تبحر را در طول زمان به دست آوردند. گلچينهاي حرفهاي بدون توجه به خارهاي ريز و تيز گل، آن را با بن سرشاخه جدا ميكنند. زيرا اعتقاد دارند اين قسمت از گل چربي و عطر خاصي دارد كه گلبرگها فاقد آن هستند و بيشترين عطر نيز در قسمت بن گل قرار دارد.
همزمان با گسترش اشعههاي خورشيد، كار چيدن گل به پايان ميرسد و گلها براي حفظ عطر به سرعت به كارگاه گلابگيري كه معمولا در حاشيه بوستان برپاست، انتقال مييابد.
در كارگاه سنتي گلابگيري چندين ديگ مسي كه با قلع سفيد شدهاند روي اجاقهايي از آجر، سيمان و يا سنگ و گل ساخته شده قرار دارند.
آغاز مراسم با ذكر صلوات و ريختن آب در ديگها شروع ميشود كه بين آب ديگ و مقدار گل تناسب وجود دارد. اغلب براي 30 كيلوگرم گل، مقدار 80 ليتر آب در ديگ ميريزند. پس از ريختن گل و آب، درهاي سفالين ديگها را براي جلوگيري از خروج بخار گل اندود ميكنند و وزنه سنگيني را روي ديگ ميگذارند. آنگاه پارچ مسي با ظرفيت 40 ليتر را در داخل آب قرار ميدهند سپس لولههاي ني را كه از يك سو در ديگ و از سوي ديگر در پارچ مسي تعبيه ميكنند و در پارچ كاملا ميبندند.
آنگاه شعله اجاق را روشن ميكنند. در روش سنتي شعله آتش ملايم و يكنواخت است و همين امر در به دست آوردن محصول بهتر موثر است.
بعد از جوشيدن مخلوط داخل ديگ بخار ناشي از آن به وسيله لولههاي مسي به سمت پارچ هدايت و در آنجا به دليل محيط سرد پارچ بخار به مايع تبديل ميشود. بعد از پايان كار گلابگيري، گلابگيري مرحله اول، گلاب غليظ است كه پس از سرد شدن مايع درون پارچ، روغن روي گلاب قرار ميگيرد كه عطر گل محمدي است. از هر 3000 كيلوگرم حدود يك كيلو اسانس به دست ميآيد و از 35 كيلوگرم گل در قمصر 70 ليتر گلاب و يك مثقال عطر گرفته ميشود.
در روش سنتي گلابگيري، گلاب و اسانس به دست آمده از كيفيت بالايي برخوردار است. در روش صنعتي گلاب در ديگهاي فلزي بسيار بزرگ با سوخت گازي و برودت ماشيني لولهها به دست ميآيد.
معمولا از هر پارچ مسي، پنج شيشه گلاب به دست ميآيد. مرغوبيت گلاب علاوه بر روش گلابگيري به زمان چيدن گل، نوع خاك منطقه، رنگ گلبرگها (گلبرگهاي صورتي عطر بيشتري دارند) زمان جوشيدن و مقدار آب درون ديگ بستگي دارد.
تا اينجا گلاب، گلاب معمولي است. گلابگيري انواع مختلفي دارد. گلاب دو آتشه، گلاب سه آتشه (؟؟) گلاب پس آب و گلاب زيرعطري از نظر كيفيت و از درجه خلوص نيز به گلاب سنگين و گلاب سبك تقسيم ميشوند.
در گلابگيري دو آتشه، گلاب به دست آمده دوباره روي گلهاي داخل ديگ ريخته و كار گلابگيري مجددا آغاز ميشود. در گلاب سه آتشه عمل گلابگيري در آتشه بار ديگر با گل تازه آغاز شود كه كيفيت گلاب و اساس اين نوع گلابگيري بينظير است. اين دو نوع گلابگيري معمولا بسيار كم انجام ميشود.
در صورتي كه بعد از تقطير دوباره به تفالههاي گل، آب اضافه شود، گلابي با كيفيتي نازل به دست ميآيد كه به آن گلاب «پسآب» ميگويند. گلابي كه با پارچ مخصوص تهيه و در آن به جاي گرفتن مثلا 40 ليتر گلاب از 30 كيلوگرم گل، 7 ليتر گلاب گرفته شود. گلاب زيرعطري ميگويند. معمولا در اين روش بيشتر گرفتن عطر مد نظر است.
گلاب از نظر درجه خلوص به گلاب پنج مني يا گلاب سنگين و گلاب سه مني و يا گلاب سبك تقسيم ميشود. در گلاب درجه يك يا پنج مني، گلابي است كه از ريختن 30 كيلوگرم ، 40 ليتر گلاب به دست ميآيد.
در گلاب سه مني كه گلاب متوسطي است از ريختن 18 كيلوگرم گل 40 ليتر گلاب استخراج ميشود اين گلاب، گلاب درجه دو نيز نام دارد. گلاب خوب را ميتوان از بوي خوش و طعم تلخ و تند آن تشخيص داد. يكي از بزرگترين افتخارات مردمان اين ديار حضور مقدس گلاب براي شستوشوي خانه كعبه است كه هر سال قبل از موسم صبح اجرا ميشود.
در طب قديم گفته شده در صورتي كه دم كرده گل محمدي به موقع نوشيده شود، دارويي مقوي براي گلو درد و آبريزش بيني است. ابوعلي سينا براي افرادي كه در دوره نقاهت به سر ميبردند، استفاده از مرباي گل محمدي را توصيه ميكرد.
همچنين از گلاب ميتوان شربتي گوارا به دست آورد كه ريهها را تقويت ميكند. امروزه ثابت شده است به دليل دارا بودن خواص ويژه گلاب، بهترين پاككننده پوست صورت است.
كشورهاي خليج فارس، مصرفكننده عمده گلاب و عطر ايران هستند و كشورهاي سازنده عطر نيز متقاضي اسانس گلمحمدي هستند.
در حال حاضر در كشورهاي حوزه بالكان، فرانسه، تركيه، مراكش، اسپانيا نيز صنعت گلابگيري وجود دارد كه با گلاب ايران تفاوت دارد. گلاب ايران از تقطير گلهاي تازه محمدي با آب مقطر تهيه ميشود در حالي كه در كشورهاي ديگر از طريق حل كردن اسانس گل محمدي در آب مقطر به دست ميآيد.