0

ظهور براي اقامة دين

 
hossein3010
hossein3010
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 1946
محل سکونت : تهران

ظهور براي اقامة دين


محسن قنبريان
 
ادبيات سكولار و ديني در تحليل تاريخ

آيا تاكنون به دخالت و نحوة كين‌ورزي و عمل ابليس وجنودش در كار و بار انسان‌ها انديشيده‌ايد؟ آيا مي‌توان در تحليل وقايع تاريخي تنها به عوامل معلوم مادي و تجربي تكيه كرد؟
بايد ديد نحوة تحليل قرآن و روايات دربارة رخدادها چگونه است؟

1. ادبيات قرآني و روايي

اگر آيات قرآن يا خطبه‌هاي اميرالمؤمنين(ع) را در مقام تحليل شرايط و پديده‌هاي تاريخي مرور كنيم، به خوبي درمي‌يابيم كه غيب و جنود باطني حق و باطل در اين تحليل‌ها حضوري چشمگير دارند.
تحليل جنگ بدر در سورة انفال يك نمونة خوب است:

«هنگامي كه خدا حق و باطل را از يكديگر مشخص و معلوم ساخت؛ شيطان كارهاي مشركان را در جنگ بدر برايشان آراست و به آنان گفت: امروز با اين ساز و برگ نظامي و انبوه نفرات هيچ گروهي از مردم بر شما چيره نمي‌شود و من خود حمايتگر شما هستم».1

نهج‌البلاغه حضرت امير(ع) نيز مملو از اين تحليل‌هاست؛ مثلاً حضرت در خطبة 22، لشكركشي ناكثين، واقعه را با این تعبیر که شيطان، حزب و طرفداران خويش را بسيج كرده و سپاه خود را گرد آورده است، تحليل مي‌فرمايد.

2. اين ادبيات در دنياي مدرن

امّا اين ادبيات در تحليل حوادث سياسي ـ اجتماعي در دنياي مدرن با این استدلال که ذائقه مخاطبان آمادگي ندارد تا از شاخه‌هاي غيبي و پديده‌هاي ماورايي در تحليل مسئله استفاده کنیم، غریب مانده است. اين مسئله، محصول دنيازدگي و سكولار شدن فرهنگي است كه از تمدن غرب به ما هم سرايت كرده است. تقدس‌زدايي و غيبت‌شويي از همة عرصه‌هاي زندگي بشر از رنسانس به اين سو در دستوركار اين تمدن بوده است. اين تمدّن، عقل را براي بررسي وجود چنين عوالم و چنان سلسله طولي ناتوان می‌خواند و دين را كه به اثبات جزئي و تفصيلي اين موجودات ماورايي مي‌پردازد، متعلق به عصر خرافه می‌داند و آن را از اعتبار و حجيّت می‌اندازد. اوج اين رويكرد را در مكتب تجربه‌گرا و پوزيتويسم «حلقه وين» شاهديم كه آثار آن در علوم تجربي و اجتماعي هنوز وجود دارد.

3. نزاع دائمي كفر و ايمان

مؤمنان با مراجعه به كتب آسماني به خصوص قرآن كريم و با تورّق قرآن و روايات معصومين(ع) به خوبي به اين مطلب و نحوة عمل و دخالت نيروهاي شيطاني در كار مردم جهان پی می‌برند. روايات قطعي از مواجهة مستمر ابليس با اولياي خدا پرده برمي‌دارد. تعابيري مثل «دولت آدم»، «دولت ابليس» در طول تاريخ تعابيري شايع در روايات ماست.
ماجراي معارضه ابليس با اولياي خدا به داستان خلقت اولين خليفة الهي در قرآن برمي‌گردد؛ وقتي خداوند آدم را واسطه بين خود و خلايق قرار داد، ابليس استكبار ورزيد و براي اغواي آدميان تا «وقت معلوم» (ظهور حضرت حجت(عج)) از سوي خداوند مهلت داده شد و او نيز به زمين هبوط كرد و در كنار خليفة الهي، دشمني را شروع نمود. گرچه قرآن، شيطان را دشمن انسان معرفي مي‌فرمايد، امّا واضح است دشمني اصلي او با خليفة خدا و انسان كامل است، و بالتبع با ساير انسان‌ها. زيرا انسان‌ها در بدو تولد، حيوان بالفعل و انسان بالقوه‌اند و دشمني بالفعل با حيوان بالفعل معنا ندارد و الّا شیطان بايد با هر چارپا و خزنده‌اي هم دشمنی کند. از اين رو دشمني ابليس با ساير انسان‌ها از اين جهت است كه نكند انسان‌ها سراغ انسان كامل بروند و به او بپيوندند. پس اصلي‌ترين مخاصمة او با انسان كامل است. اگر انساني به ابلیس اطمينان دهد كه او به دنبال خليفة خدا نمي‌رود يا نسبت به شیطان احساس بغض و دشمنی ندارد، شيطان او را به دلخواهش كمك مي‌كند و به جاي فراخواني به تبعيت از خود، از او تبعيت مي‌نمايد. چنانچه قرآن دربارة «بلعم باعورا» چنین می‌گوید2 و چرا چنين نباشد؟ اگر ابن ملجمي به شیطان، قول دشمني با امام علي(ع) را داد، ديگر نه تنها شیطان براي انجام نماز و تکالیف روز اغوايش نمي‌كند، بلكه خودش نیز زنگ ساعت او مي‌شود براي تهجد و ... تا با تكاثر عبادت بي‌روح، او را تقویت كرده، تا در جامعة ديني عليه وليّ خدا اقدام كند و به او ضربه بزند.

پس در نگاه ديني، پديده‌ها صرفاً با رویکرد مادي تحليل نمي‌شود و نزاع‌ها بر سر نفت و آب ... تلقي نمي‌شود؛ بلكه نزاع حقيقي و باطني و مستمر تاريخ، نزاع كفر و ايمان است و مركز فرماندهي واحد هر كدام هم، ابليس و خليفة خداوند مي‌باشد.

مرحلة تأسيس شرايع

1. تقابل اول ابليس با خليفة خدا
خليفة‌الله با استقرار در زمين مأمور ترويج دو چيز گردید: الف ـ اعلام و نشر باورهاي صحيح، ب ـ معرفي و انجام رفتارهاي صالح.

این دو مأموریت در راستای نشر دین و تأسیس شریعت صورت می‌گیرد.

شيطان در مقابل اين مأموريت ولي‌الله دو كار انجام داد: الف ـ وسوسه‌ بازدارنده تا مردم به دنبال اين رفتارها و باورها نروند. اين مأموریت را با «شايع كردن شبهات» و «افروختن شهوات» انجام داد.

ب ـ شیطان غير از برخورد نفيی، برخورد اثباتي هم كرد. او در كنار مناسك الهي «تأسيسات ابليسي» را پديد آورد و فواحشي را كه در طبع آدمي نبود، با تمثّل خود در بين ایشان پديد آورد. بر حسب روايات، اولين بت را او تراشيد. پس از درگذشت آدم(ع) بين نسل و ذرية او بت قرار داد و صورتي انسان‌نما در بين آنها تبليغ كرد كه اين جدّ شما و واجب الاحترام است. بر اثر تبلیغات او در نسل‌هاي بعد، اطاعت و عبادت بت رایج شد. سپس او نام آدم را هم گم كرد و بت‌هاي متكثر را پديد آورد.3

قرآن شراب و قمار را «عمل شيطان» معرفي مي‌فرمايد. روايات، عمل شيطان را «صنع شيطان» تفسير مي‌نمايند، يعني شراب و قمار ساخت شيطان بوده و اوّلين بار او چنين چيزي را ابداع كرده است.

در روايات شيعي آمده است كه اولين مطربي و نوازندگي را ابليس، آن هم پس از وفات آدم(ع) برپا نمود و این مسئله بين قابیليان مقبول افتاد و رواج موسيقي مطرب را موجب شد.4

در كتاب شريف «وسائل‌الشيعه» مرحوم حرّ عاملي روايتي آمده كه دلالت مي‌كند عمل قوم لوط را نيز ابليس تأسيس كرده است. قوم لوط از اقوام متأخر، بسيار دورتر از آدم و نوح و معاصر حضرت ابراهيم(ع) بودند. قرآن هم دربارة ایشان مي‌فرمايد: «شما عملي انجام مي‌دهيد كه قبل از شما سابقه نداشته است». اگر اين عمل در طبیعت بشر بود، باید مثل زنا از اوّل اتفاق می‌افتاد. روايت مي‌فرمايد: «ابليس خود را به شكل یک پسر بچه جوان با شمایل مؤنث درآورد و به خود دعوت كرد و از اين كار لذتي به آنها چشاند كه پس از آن مستمرّ گرديد». عجيب اينكه روایت تصریح می‌کند قوم لوط، قبل از اینکه شيطان وارد چنين تأسيسي شود، قوم خوب و آراسته‌ای بودند.5
اينها نمونه‌اي بود از تأسيسات ابليسي در كنار مناسك الهي.

2. حقيقت واجب و حرام: شبكه اتصال

از آنچه گذشت به راحتي مي‌توان نتيجه گرفت مناسك الهي، شبكة اتصال با ولّي خدا براي سرپرستي انسان و رساندن او به سراي قرب است و فواحش و محرمات هم شبكة اتصال به ابليس براي سرپرستي او و خارج كردن انسان از نور به سمت ظلمت و کشاندن او به وادي حيرت می‌باشد. امام صادق(ع) فرمود:
«ما ريشة همة خوبي‌هاييم و هر نيكي از شاخ و برگ ماست ... و دشمن ما ريشة همه بدي‌هاست و هر قبيح و فاحشه‌اي از شاخ و برگ آنهاست».6

امام كاظم(ع) فرمود:
«جميع آنچه خداوند در قرآن حرام نموده، ظاهر فواحش است و باطن همة آنها ائمة جور است؛ جميع آنچه حلال نموده، ظاهر خوبي‌ها و باطن همة آنها، ائمة حق‌اند».7

اين تلقّي شيعي از مناسك و محرمات است. نماز دست آويختة وليّ خدا براي دستگيري ماست، لذا پيامبر(ص) فرمودند: «با سجدة طولاني مرا ياري كنيد». يا امام علي(ع) فرمودند: «با شدت تقوا و سخت‌كوشي مرا ياري كنيد».
در چه ياري كنيم؟ پاسخ واضح است: در خارج كردن انسان از ظلمات به سمت نور: «الله وليّ‌الذين آمنوا يخرجهم من الظّلمات إلي‌النـّور».

مرحلة اقامه

1. مأموريت دوم خليفه خدا: اقامة دين
خداي متعال در ادامة سير تحقّق تاريخي آرمان خويش، پس از مأموريت تأسيس شريعت و ابلاغ آن، مأموريت بالاتري به انبياي پس از نوح مي‌دهد و آن «اقامة دين» است. در سورة شوري مي‌فرمايد:

«شرع لكم من الدّين ما وصّي به نوحاً و الّذي أوحينا إليك و وصيّنا به إبراهيم و موسي و عيسي أن أقيموا الدّين و لاتتقرّقوا فيه كبر علي المشركين ما تدعوهم إليه؛ خداوند حقايقي از دين را كه به نوح سفارش كرد، همچنين احكام و معارفي را كه به تو وحي كرديم و نيز آنچه را به ابراهيم، موسي و عيسي سفارش نموديم؛ همه را براي شما امت اسلام بيان نمود و جزء شريعت شما قرار داد و شما را به پيروي از آن فراخواند. فرمان خدا اين است كه تمامي احكام و معارف اين آيين را اقامه كنيد و در آن اختلاف نيفكنيد، به گونه‌اي كه بخشي را پذیرفته بخشي را واگذاريد. بر مشركان آنچه آنان را بدان مي‌خواني، گران آمده است».8

اقامه در لغت يعني آوردن يك چيز با همة لوازم و آثارش. اقامه بالاتر از عمل كردن و به انجام رساندن است. مثلاً دربارة نماز دو تعبير در قرآن است؛ وقتي خطاب به منافقين است، مي‌فرمايد:
«إذا قاموا إلي الصّلاة قاموا كسالي؛ وقتي به نماز به پا مي‌خيزند؛ با كسالت بلند مي‌شوند».
امّا دربارة مؤمنين فرمود:
«یقیمون الصّلاة؛ نماز را به پا مي‌دارند».

فرق «قاموا» و «اقاموا»، «به پا خاستن خود» و «برپا كردن نماز» است. منافق نمي‌تواند نماز را بر پا كند، حداكثر خود را با بي‌حالي بلند مي‌كند و نمازي مي‌خواند. برپايي نماز لوازم زيادي دارد؛ لوازمی همچون ايمان با توسل، حضور قلب و ... مي‌خواهد كه منافق ندارد.

اگر بخواهيم حيا و عفاف را اقامه كنيم، بيشتر از تبليغ و ارشاد، به تشويق و تنبيه نياز داريم. زمينه‌سازي و گستراندن بساطي كه به رعايت عفاف و حجاب بينجامد و آن را تسهيل كند، از شئون اقامة عفاف است. براي نمونه دو معماري قديمي و مدرن در خانه‌سازي را با هم مقايسه كنيد؛ در معماري مدرن كلّ خانه «اوپن» است و مهمان نامحرم در معرض خانم خانه است. او يا بايد در آشپزخانه با چادر باشد كه كار آشپزي به سرانجام نمي‌رسد يا بايد به اضطرار، اين عُسر و سختي را رها كند كه عفاف زايل مي‌شود! در حالي‌كه در معماري قديم، خانه غير از دالان جلو، بيروني و اندروني و پستو داشت و عملاً زن خانه در ديد همگان نبود و رعايت حجاب و عفاف بسي آسان‌تر بود. حال اگر بخواهيم عفاف را در ادارات نيز اقامه كنيم، باید به مناسبات ديوان‌سالاري نیز توجّه کنیم. اگر مي‌خواهيم در شهرها عفاف را اقامه کنیم، نظام‌سازي، شهرسازي و صدها مطلب ديگر را باید مدّ نظر قرار دهیم.

قرآن كريم از اين حقيقت به خوبي پرده بر مي‌دارد و بين اقامة نماز با شهرسازي رابطة مستقيم برقرار نموده، مي‌فرمايد:

«به موسي و برادرش وحي كرديم كه براي قوم خود در مصر، خانه‌هايي فراهم آوريد (زيرا آنان بايد چادرنشيني و پراكندگي را رها كنند) و شما و آنان خانه‌هايتان را روبه‌روي هم قرار دهيد و نماز به پا داريد».9

چرا امر به اقامة نماز را به امر به قرار دادن خانه‌ها روبه‌روي هم عطف فرمود؟

چون واقعاً اقامة نماز به نحو ساخت خانه‌ها و مهندسي شهري هم ارتباط دارد، ولو این موضوع به اصل نماز خواندن ربطي نداشته باشد. از اين‌رو اقامة دين جز با حاكميت و بناي تمدن ممكن نيست؛ چنانچه در آية شريفه هم شهرسازي را از هارون و موسي در جهت اقامة نماز می‌خواهد. آيا واقعاً اين آيات در میان ما مهجور واقع نشده است؟!

آيا ما اين نگاه را كه در قرآن موج مي‌زند و مأموريت دوم خداوند به انبياي پس از نوح است، يافته‌ايم و بار مسئوليت مناسب آن را به دوش كشيده‌ايم؟!

2. مقابلة دوم ابليس: طاغوت سازي

در مقابله با اين فاز از كار اولياي الهي، شيطان هم مقابله به مثل مي‌نمايد. «طاغوت» واژه‌اي قرآني براي اين تقابل است. طاغوت سه ويژگي‌ دارد:

الف ـ افراط در طغيان؛ قرآن هر عصيان و طغيان از فرمان الهي را طاغوت نمي‌خواند. ب ـ طغيان فراگير است. طاغوت بودن فقط در اثر عظمت و هیبت طاغی میسر نمی‌شود. طاغوت غير از طاغي بزرگ، پذيرندگان طغيان نیز مي‌خواهد تا روي هم طاغوت را بسازند. ج ـ طغيان سازمان يافته است. يعني همة مناسبات زندگي را در برمی‌گیرد. گروهي انسان طاغي و فاسد كه دور هم گرد آمده، فساد مي‌كنند، فاسدند امّا طاغوت نيستند. طاغوت نظام دارد و همة زندگي رعيت خود را زير شعاع خود مي‌برد؛ يعني در پرتو آن طغيان، نوجوان درس مي‌خواند، جوان ازدواج مي‌كند، زن رفتار مي‌نمايد، حقوق، سياست، علم، صنعت... تعريف می‌شود. حضرت امير(ع) ويژگي طاغوت را چنين توصیف می‌کنند: «برادري مردم بر بدي‌ها و هجرت عمومي از دين».10

حال به تاريخ نگاه كنيد. شيطان در مقابل تمام انبيايي كه مأمور اقامه دين‌اند، طاغوتي برافراشته است. مقابل ابراهيم، نمرود؛ مقابل موسي، فرعون؛ مقابل عيسي، روم و مقابل محّمد(ص)، جاهليت سفياني.

به سوي فرداي ظهور

1. ظهور؛ تأويل اقامة دين
قرآن كريم ثمرة اقامة دين را با بياني زيبا تشریح مي‌نمايد:
«اگر آنان تورات و انجيل و ساير كتب آسماني و احكامي را كه از جانب پروردگارشان بر آنان فرو فرستاده شده اقامه مي‌كردند، قطعاً از فراز سرشان و زير پايشان بهره‌ها و نعمت‌هاي فراوان سرازیر می‌شد».11

اين ثمرة اقامة دين است، نه عمل به دين. در روايات بسياري چنين خصوصيتي را براي زمان ظهور وليّ مطلق خدا(عج) معرفي كرده‌اند كه زمين گنج‌هايش را بيرون مي‌ريزد، سبزي و آباداني فراگير مي‌شود و باران‌هاي نافع بسيار نازل می‌شود و ... .

بهتر است بدانیم اين موضوع خرق عادت و معجزه نبوده، از قضا متناسب با قانون تكوين است. وقتي دين اقامه شود، زمين و آسمان نعمت خود را آشكار مي‌كند. زيرا در هنگام اقامة دين، مردمان نيز به اطاعت خدا مي‌پردازند و سازگاري بين عالم غير انساني كه همه مطيع خداوند هستند و عالم انساني رخ مي‌دهد. امّا در تمدن غير الهي و طاغوتي، عالم به راه اطاعت مي‌رود و زندگي انساني به راه طغيان. يعني عالم و آدم بر دو محور مي‌گردند، لذا اصطكاك و تنش رخ می‌دهد، فساد در زمين، زلزله‌ها، نابساماني‌ها نمایان مي‌شود. يعني همان چيزي كه دربارة آخرالزمان و پايان اين تمدن طاغوتي وعده داده شده است: شيوع بيماري‌ها، زلزله‌ها، سيل‌ها و ...

«ظهر الفساد في البرّ و البحر بما كسبت أيدي النّاس»

اساساً پيامبر اكرم(ص) يكي از اصلي‌ترين مأموريت‌هاي حضرت مهدي(عج) را «اقامة دين» معرفي مي‌فرمايد. جابربن عبدالله انصاري از پيامبر(ص) دربارة امام عصر(عج) روايت مي‌كند:

«او در آخرالزمان دين را برپا مي‌دارد (اقامه مي‌كند) همان‌طور كه من در اول زمان اقامه كردم».12

تنها با اقامة دين است كه بندگي آسان شده، نفاق و جحود به صعوبت و سختي از اين‌رو خصوصيت اصلي دولت كريمة « تعزّبها الإسلام و أهله و تذلّ بها النـّفاق و أهله»13 معرفي شده است.

«عزيز» شدن هر چيز، يعني خدشه‌ناپذيري و خلل‌ناپذير شدن آن: در مقابل، ذلت ملازم با رخنه‌پذيري است. اقامة دين يعني بناي مناسبات اجتماعي و ساختارهاي متنوع فرهنگي و اقتصادي بر محور تعاليم اسلام. لذا نه دين خدشه‌اي مي‌پذيرد كه به علت تنگنا‌هاي عيني، فرائض آن تعطيل و معارفش متروك شود و نه اهل اسلام براي مسلماني دچار سختي و صعوبت می‌شوند، بلكه كفر و نفاق به تنگنا مي‌افتد.

چگونه است که امروز ارتباطات خارج شده از مدار دين در كانال‌هاي تلويزيوني، ماهواره‌اي و مهماني‌ها، پارتي‌ها، خيابان‌ها و فروشگاه‌ها و ... جوان مسلمان را به تنگنا مي‌اندازد، به گونه‌ای كه حفظ دين براي او مثل شنا در خلاف جهت رودخانه يا به تعبير روايات، آتش در دست داشتن است؛ در دولت حضرت مهد(عج) فسق و نفاق چنين وضعي مي‌گيرد و البته اين كاملاً درنتیجه نحوة تمدن و مناسباتي است كه امام(ع) بر پا مي‌كند.

2. ما و برنامة‌ اقامه دين

اقامة دين چنان‌كه گذشت، به مسائل مهمي در حوزة فرهنگ و تمدن وابسته است و انجام آن به عدّه و عُدّة خاصي نياز دارد. قرآن كريم به زيبايي دربارة اهل كتاب از فقدان اين توانايي براي اقامة دين سخن مي‌گويد:

«بگو اي اهل كتاب شما بر جايگاه استواري قرار نداريد؛ تا [مگر اينكه] بتوانيد تورات و انجيل و ساير كتاب‌هاي آسماني را كه از جانب پروردگارتان به سوي شما فرستاده شده است بر پا داريد».14

علامه طباطبایي «لستم علي شيء؛ بر جایگاه استواری قرار ندارید» را به معناي نداشتن جايگاه، توانايي و نداشتن مقدمات و آمادگي لازم مي‌داند. پس مهم‌ترين وظيفة مسلمين ـ كه به صراحت «انتم الأعلون» قوم تواناي خداوند براي اين كارند ـ دربارة اين برنامة الهي، اين است كه به آن جايگاه و قدرت فعلي جهت اقامة دين برسند و البته اين در خود ده‌ها دستور جزئي دارد كه مجال طرحش نيست. امّا از جمله مهم‌ترين و صريح‌ترين آنها «انضباط معرفتي در درك و دريافت از دين» است. آية سورة شوري صريحاً پس از دستور اقامة دين می‌فرماید: «در دين تفرقه نكنيد». اين مطلب با «خود متفرق نباشيد» تفاوت می‌کند. گرچه وحدت اسلامي ضرورتي است كه نبودش صدمه‌هاي جبران ناپذيري دارد، امّا متفرق كردن دين با برداشت‌هاي متجزي و نداشتن دين جامع و نگاه منظومه‌اي به آموزه‌هاي دینی صدمه‌اي بالاتر است كه اقلّ ضرر آن، اين است كه حتي اگر دين، رايج و عمل هم بشود، مناسبات دینی اقامه نمي‌گردد! مثلاً هنگام استنباط احكام نماز به جهات اقامة نماز كه به شهرسازي و اصلاح مناسبات مربوط است، توجه نمي‌شود. يا وقتي مي‌خواهيم انتظار را بشناسانيم از جهات استراتژيك آن غفلت مي‌نماييم.

يكي از اسرار «لستم علي شيءٍ» و بودن اهل كتاب براي اقامة دين هم در قرآن به دلیل «نؤمن ببعضٍ و نكفر ببعضٍ»15 بودن آنها معرفی شده است.

پي‌‌نوشت‌ها در دفتر مجله موجود است.

ماهنامه موعود شماره 96
پنج شنبه 12 اسفند 1389  8:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها