شناختنامه شیطان
در هر شماره از سلسله
مقالات "شیطان شناسی"، که آهسته و پیوسته پیش کش حضورتان می گردد، مبحثی
از مباحث مرتبط با موضوع "شیطان"، طرح و کاویده می شود.
قاتل شیطان كیست ؟
در
روایات وارد شده كه : شیطان به مرگ طبیعى از دنیا نمى رود، بلكه او را مى
كشند و در آخرالزمان كشته مى شود. حال چه كسى او را مى كشد، اختلاف است .
بعضى از روایات مى گویند: امام زمان (عج ) وقتى ظهور كند آن ملعون را مى
كشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قیام كند، مى آید در
مسجد كوفه شیطان هم مى آید و به زانو در مقابل آن حضرت قرار مى گیرد و مى
گوید: واى از این روز سختى كه در كمین من است . در این موقع امام زمان (عج
) موهاى جلوى پیشانى او را مى گیرد و آن ملعون را گردن مى زند.(1)در
بعضى از روایات وارد شده كه حضرت رسول كشنده شیطان است . امام صادق علیه
السلام فرمود: (شیطان در زمان رجعت روى صخره بیت المقدس به دست حضرت رسول
صلى الله علیه و آله كشته و ذبح مى شود).(2)
نیز عبدالكریم
خثعمى مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: (وقتى شیطان گفت
: خدایا! مرا مهلت ده تا روز قیامت ، قبول نكرد و در جواب آن ملعون فرمود:
تو را مهلت مى دهم تا وقت معلوم علیه السلام . و مراد از آن وقت ، هنگام
رجعت امیرالمؤمنین علیه السلام به دنیا است ).
عبدالكریم گوید: از
حضرت پرسیدند: آیا براى آن حضرت رجعتى است ؟ فرمود: بلى ، هیچ امامى نیست
، مگر آن كه در وقت رجعت آن امام ، مؤمن و كافر اهل زمانش با او برمى
گردند. تا مؤمنان را بر كافران غالب و پیروز گردانند.
وقتى
امیرالمؤمنین علیه السلام با اصحاب خود رجوع نماید، شیطان هم با لشكرش
حاضر شوند و وعده گاه جنگ آنها در زمین (روحا) كه از زمین فرات و در
نزدیكى كوفه است ، مى باشد.
پس این دو لشكر مى جنگند، به طورى كه تا
آن زمان چنان كشتارى انجام نشده باشد. آن گاه امام صادق علیه السلام
فرمود: گویا اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام را مى بینم كه به پشت برگشته
اند و از شدت و سختى جنگ صد قدم به عقب رفته اند و گویا آنها را نگاه مى
كنیم كه پاهاى بعضى از آنها در آب فرات رفته است .
در این هنگام
ملائكه خشم الهى از پشت آب ها فرو مى آیند و جنگ به حضرت رسول صلى الله
علیه و آله واگذار مى شود. آن حضرت در جلوى لشكر و حربه از نور در دست
مبارك ایشان است ؛ چون شیطان نگاهش به آن حضرت بیفتد، پشت كرده و بگریزد.
یاران او وقتى كه فرار او را مى بینند مى گویند: كجا مى روى و حال آن كه
بر آنها غالبى ، در جواب گوید: من مى بینم آن چه را شما نمى بینید. من از
خداوند عالمیان مى ترسم .(3)
در این هنگام ، حضرت رسول صلى الله
علیه و آله به او حمله مى كند و ضربتى بین دو كتف او مى زند كه به همان
ضربه نابود مى شود و لشكرش نیز هلاك خواهند شد. بعد از آن ، خداوند
عالمیان پرستش مى شود؛ در حالى كه براى او هیچ شریكى در روى زمین باقى نمى
ماند و عبادات همه خالصانه است . آن گاه امیرالمؤمنین علیه السلام در زمین
چهل و چهار هزار سال پادشاهى مى كند. و عمرها طولانى مى گردد به طورى كه
از هر انسانى هزار اولاد به وجود مى آید.(4)