0

شیوانا و شاگرد

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

شیوانا و شاگرد

روزي شيوانا از مقابل مدرسه اي عبور مي كرد . عده اي را ديد كه در حياط مدرسه به شدت مشغول مطالعه هستند . دانش آموزان مدرسه گرد شيوانا جمع شدند و به او گفتند كه چند روز بعد امتحان دارند و مشغول مرور درس ها هستند . بعضي از دانش آموزان از شيوانا روش حدس زدن سوالات را پرسيدند و شيوانا تبسمي كرد و پاسخ داد : " فكر كنيد استاد در هر درس قصد داشت كدام نكته اساسي را به شما بياموزد. ابتدا آن نكته را كشف كنيد و به آن مسلط شويد و آن گاه آن نكته را به بخش هاي كوچك تر تقسيم كنيد و سعي كنيد آن بخش ها را ياد بگيريد . اما نكته مهم اين است كه ابتدا مفهوم اصلي را كشف و درك كنيد! "   

سپس شيوانا از مدرسه خارج شد و به راه خود ادامه داد. در چند صد متري مدرسه زير سايه درختي يك از شاگردان مدرسه را ديد كه غمگين و افسرده زانوي غم در آغوش گرفته و با تكه چوبي روي زمين نقاشي مي كند. شيوانا كنار دانش آموز غمگين نشست و از او دليل افسردگي اش را جويا شد. دانش آموز پاسخ داد : " استاد، من در امتحان رد ميشوم و به همين دليل غمگين هستم!"

شيوانا با حيرت پرسيد:" اما امتحان كه چند روز ديگر است!؟ تو چگونه ميگويي رد ميشوي؟"

دانش آموز پاسخ داد : " از ابتداي دوره من سر كلاس ها درست و مرتب و با حواس جمع حاضر نشده ام و طبيعي است كه در امتحان موفق نخواهم شد! اگر بخواهم درس ها را مطالعه كنم وقت كافي نخواهم ."

شيوانا لحظه اي سكوت كرد و آن گاه دستي به شانه هاي دانش آموز غمگين زد و گفت : " تو كه از سرعت مطالعه خود در عمل خبر نداري ! چگونه اينقدر با اطمينان از وقت نداشتن حرف مي زني ؟ هر انساني در مدت زمان مشخصي كه گمان مي كند وقت دارد كارهاي زندگي اش را به انجام مي رساند . اگر گمان كني براي انجام يك كار يك هفته وقت داري آن كار را به اندازه يك هفته كش مي دهي و اگر به تو بگويند كه ساعتي بيش فرصت نداري ، آن قدر از زوايد غير ضروري كار مي زني كه آن را در زمان يك ساعت به پايان برساني . مهم اين است كه هرگز اجازه ندهي پيشداوري هاي ذهني تو را از خودت مايوس كنند و نسبت به توانمندي هاي وجودت به ترديد اندازند . فقط با عمل كردن و اقدام نمودن است كه مي تواني به قابليت هاي واقعي خود پي ببري و به همين دليل هرگز به هيچ فردي حتي ذهن خودت ، اجازه مده كه قبل از مبارزه تو را شكست خورده اعلام كند . زندگي شطرنج نيست كه چند حركت مانده به حالت مات به طور منطقي بتواني شكست خود را نتيجه بگيري ! زندگي بازي جادويي است كه در هر لحظه آن هر اتفاقي مي تواند رخ دهد . الان كه چند روز به امتحان مانده تو كلّي فرصت داري ، اما حتي اگر فقط چند دقيقه به امتحان باقيمانده بود باز هم بايد با تمام قوا تلاش مي كردي تا از اين فرصت چند دقيقه اي بهترين بهره را ببري . من اگر به جاي تو بودم همين الان مصمم و مطمئن به سراغ اولين كسي كه به درس ها مسلط است مي رفتم و آنچه را كه در طي ماه ها استاد با حوصله آموزش داده بود به طور خلاصه و اجمالي يك جا دريافت مي كردم . "

شيوانا اين جملات را گفت و راه خود را گرفت و رفت . نقل مي كنند كه آن دانش آموز افسرده در آزمون بيشترين امتياز را كسب كرد .

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 12 اسفند 1389  9:00 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها