0

داستان مداد رنگي ها

 
mashhadizadeh
mashhadizadeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 25019
محل سکونت : بوشهر

داستان مداد رنگي ها

همه مداد رنگي ها مشغول بودند...

به جز مداد سفيد !

هيچ کسي به او کاری نمي داد...!

همه میگفتند: تو به هيچ دردي نمي خوري !!!

يک شب که مداد رنگي ها توي سياهي کاغذگم شده بودند، مداد سفيد تا صبح کار کرد...

ماه کشيد ،

مهتاب کشيد ،

و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک تر شد ...

صبح توي جعبه ي مداد رنگي  دیگر مداد سفیدی نبود !

جاي خالي او با هيچ رنگي پر نشد ... 

    حمید.bmp

 

 

چهارشنبه 11 اسفند 1389  6:59 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها