0

كانون نويسندگان جایی برای فتنه انگیزی

 
hojat20
hojat20
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 42154
محل سکونت : بوشهر

كانون نويسندگان جایی برای فتنه انگیزی

كانون نويسندگان جایی برای فتنه انگیزی

کیهان: در تاريخ هيچ انقلاب و تحول شگرفي را نمي توان سراغ گرفت كه اهالي قلم در صف اول آن قرار نگرفته و نقش و سهم تعيين كننده اي در بيدارسازي و جهت دهي مردم نداشته باشند و اما قلم ها هميشه در اين نقش مقدس رسالت آفرين نبوده اند. گزارش متفاوت «برهان»- به شكل تلخيص شده- پي جوي اين حقيقت است.
روشنفكران غربزده و معاندت با نظام
يكي از ابزارهايي كه در هر تجربه و موفقيت بزرگ ملت ايران از سوي نظام هاي مخالف ايران در غرب براي مقابله با موفقيت هاي ملت و انحراف در خواسته هاي آن ها و ستيز با ارزش ها و باورهاي ناب فرهنگ شيعه مورد استفاده قرار مي گيرد؛ استفاده از روشنفكران وابسته به غرب و كساني است كه همواره بر ضد سياست هاي مردم متدين كشور، حركت كرده اند.
شكل گيري حلقه هاي مخالف در اواسط دهه 40 حكومت پهلوي صورت گرفت، وقتي رژيم پهلوي گروهي از اهالي ادب و هنر را زير چتر خود گرفت و موفق شد گروهي از اهل قلم و هنر را با سياست هاي خود هماهنگ كند. در مقابل، عده اي به دنبال تأسيس «كانون نويسندگان ايران» برآمدند كه هيچ گاه رسميت نيافت.
نگاهي بر تاريخچه كانون نويسندگان ايران
«كانون نويسندگان ايران» يك مجموعه به اصطلاح فرهنگي است كه فعاليت سياسي پنهان و آشكاري را در تاريخچه خود دارد. اين نهاد در پوشش اجتماع اصحاب قلم، محفلي است كه آدميانش قلم مسموم خود را به عنوان شمشيرهايي دارند كه نه تنها فرهنگ ايراني را ذبح مي كند بلكه راه را براي دشمناني كه قصد ذبح نظام سياسي را دارند، باز مي كند!
اين كانون در سال 1346 به همت جمعي از «چپ گرايان توده اي و بومي» شكل گرفت و مي خواست در برابر رژيم مستبد و جبار پهلوي مقاومت فرهنگي نويسندگان را نهادمند سازد. اعضاي اين كانون كه بيش تر گرايش هاي سوسياليستي و ماركسيستي داشتند بيش از هر چيز بر نفي سانسور و آزادي بيان تأكيد مي كردند. اين نهاد در ميانه دوم دهه 40 با همت «جلال آل احمد» شكل گرفت ولي جلال از حضور در مديريت آن پرهيز كرد و اندكي بعد هم دارفاني را وداع گفت. بعد از وفات آل احمد كانون با تدابير مهاركننده ساواك از هم فرو پاشيد و تشكلي موازي و با محوريت افرادي مثل سيمين بهبهاني با هدايت ساواك شكل گرفت . در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي و فضاي به نسبت بازي كه با توصيه هاي دموكرات ها در ايران در شرف وقوع بود، و با شدت يافتن حركت انقلاب اسلامي لحن شديدي را عليه رژيم طاغوت اتخاذ كرد و آماده ورود جدي در عرصه فرهنگي سياسي بعد از انقلاب اسلامي شد.
كانون، بعد از انقلاب
بعداز پيروزي انقلاب اسلامي گرچه جمهوري اسلامي به آزادي هاي فكري، بهاي بسياري مي داد اما اين نهاد هم چنان نسبت خود را با حكومت، مانند دوران طاغوت در موقعيت مخالف خواني و اپوزيسيون قرارداد و حتي ستيزه جويي خود را با انقلاب بيش از ستيزه جويي با رژيم پهلوي شدت بخشيد؛ از آن جمله رويكرد «سيمين بهبهاني» حايز اهميت است! وي كه خود در بنياد فرح به ترانه سراي رژيم پهلوي معروف بود در روزهاي آغازين انقلاب اسلامي با جمع كردن اعضاي كانون در منزل خود كه پيش از اين مخالف آن ها بود! دشمني خويش را با جمهوري اسلامي آشكارا آغاز كرد.
اقدام براي ايجاد فضاي قانوني!
كانون پيش از انقلاب اسلامي دو دوره فعاليت را پشت سرگذاشت و بعداز انقلاب نيز در فراز و فرودي مداوم گذر كرد تا اين كه با حضور «عطاء الله مهاجراني» بر مسند وزارت ارشاد دولت خاتمي فرصتي فزاينده براي فعاليت يافت و با ارادتي كه وزير جمهوري اسلامي! به نويسندگان و ناشران ضدنظام كانون نويسندگان داشت، اين نهاد معاند تا آستانه كسب مجوز قانوني نيز پيش رفت...
از پاييز سال 1377 كه «مختاري و پوينده» - از اعضاي كانون نويسندگان- همراه با «فروهر و همسرش» به قتل رسيدند اين كانون موضعي تندتر عليه دولت جمهوري اسلامي اتخاذ كرد و نظام اسلامي را به حذف فيزيكي نويسندگان، اصحاب فرهنگ و انديشه متهم ساخت. در بدو امر كه در فضاي دولت قايل به تساهل و تسامح، كانون فعال تر شده بود اين موضع گيري تند، گزنده و درعين حال حق به جانب و طلب كارانه نيز بود. اندكي بعد و در فروردين سال 1378 برخي اعضاي كانون در كنفرانس ضدايراني برلين حضور يافته و سپس براي گريز از تعقيب، براي هميشه از بازگشت به ايران امتناع كردند.
وضعيت امروزي كانون
بعداز استقرار مجلس هفتم و دولت اصول گراي دكتر احمدي نژاد، كانون حاميان جدي خود را در قواي مقننه و مجريه از دست داد. اما موضع گيري هاي تندي عليه جمهوري اسلامي ايران اتخاذ و با حمايت از نهادهاي فرهنگي خارج از كشور به اميد تحقق اباحيت در ايران تلاش مي كند.
كانون غيراز تلاش نهادمند براي ابعاد فرهنگي مدرنيزاسيون (اباحيت، اومانيسم و سكولاريسم) موضع گيري هاي سياسي زيادي عليه جمهوري اسلامي ايران از خود نشان مي دهد و با پوشش فعاليت هاي خيريه نيز مي كوشد پيوند خود را با جامعه برقرار نگه دارد، از آن جمله كمك به زلزله زدگان بم و بناي دانشكده معماري در آنجاست!
آنان طي ساليان اخير با مرگ يك رده از رهبران پيشين خود (گلشيري، شاملو، اعتمادزاده، آتشي و...) هنوز فعاليت خود را ادامه مي دهند. اين درحالي است كه هيچ گاه نتوانسته اند براي فعاليت خود فضاي قانوني بيابند.
دراين نوشتار به طور اجمالي و گذرا برخي از عناصر فرهنگي و ادبي فعال در اغتشاش هاي سال گذشته در سه بخش، (عوامل داخلي، عناصر خارج نشين و ناشران) معرفي مي شوند.
الف) عوامل داخلي
سيمين بهبهاني
«سيمين بهبهاني» كه قبل از انتخابات اعلام كرده بود در اعتراض به حكومت، درانتخابات شركت نخواهد كرد، در جريان حوادث پس از انتخابات به حمايت از آشوبگران و اغتشاش طلبان پرداخت و بيانيه هايي را در اين زمينه امضا و اقدام به سرودن شعر نيز در حمايت از آن ها نمود.
شركت فعال در فتنه
پس از انتخابات
سيمين بهبهاني پس از انتخابات و روي دادن حوادث و آشوبگري هاي طرفداران موسوي درخصوص امضاي بيانيه عليه ايران و در حمايت از آشوب طلبان گفت: «من فكر مي كنم كه اين اعلاميه بسيار بسيار موثر بود. اين اعلاميه در تاريخ خواهد ماند. همان طور كه اعلاميه 134 نفر هنوز ارزش خودش را در تاريخ نگه داشته، اين اعلاميه 148 هم همان طور باقي خواهد ماند...»
ارادت به پهلوي و مخالفت با كانون!!
وي با آن كه در جواني جزو هواداران حزب توده بوده لكن به دليل بي پروايي و جسارت خارج از عرف و آداب زمانه در عرصه شعرهاي عاشقانه و بيان عواطف زنانه، خيلي زود مورد توجه و حمايت برنامه ريزان و سياست گذاران فرهنگ به اصطلاح تجدد طلب دوره محمدرضا پهلوي قرار گرفت.
او را به حق، مبتذل سراي رژيم پهلوي مي نامند كه در جريان پيش برد اهداف رژيم در «كميسيون شعر و ترانه» به تعميق ابتذال مي پرداخت. لكن نكته مهم در كارنامه سيمين بهبهاني، مخالفتش با كانون نويسندگان ايران است! وقتي در سال 1347 رژيم، برنامه اي با نام «كنگره شعر ايران» و با حضور فرح پهلوي برگزار كرد كه كانون نويسندگان ايران به مقابله با آن پرداخت و در ادامه به همكاري سيمين بهبهاني با ساواك در انحلال كانون انجاميد!
اجتماع كانون در منزل مبتذل سرا
او كه پيش از انقلاب، جزو مخالفان سرسخت كانون نويسندگان بود، به محض اين كه مخالفت اين كانون با نظام جمهوري اسلامي آشكار مي شود، به سوي آنان مي شتابد و حتي خانه اش را در اختيار آنان مي گذارد تا جلسات خود را برقرار كنند.
انتشار دادنامه سرگشاده اي به مرحوم «آيت الله طالقاني» با حمايت «مسعود بهنود» سردبير وقت مجله «تهران-مصور» و امضاي بيانيه اي با عنوان «اطلاعيه عليه حزب اللهي ها» و بيانيه حمايت از سعادتي عضو برجسته منافقين- كه به جرم جاسوسي دستگير شده بود - از اولين اقدام هاي اين مبتذل سرا عليه انقلاب اسلامي است تا اين كه در آبان ماه 1369، سيمين بهبهاني از راه آلمان عازم آمريكا مي شود.
سفري مهم به آمريكا
از اين پس، حمايت از سيمين بهبهاني در دستور كار محافل و مجامع استكباري قرار گرفت و او مأموريت يافت تا به عنوان يكي از دهليزها و مجاري هاي ارتباطي بين نويسندگان در داخل و خارج از ايران انجام وظيفه نمايد. در راستاي انجام هرچه بهتر اين مأموريت، مطبوعات و نشريات منتشره از سوي فراريان و ضدانقلاب مقيم خارج از كشور و برخي نشريات داخلي هم به تلاش و تكاپو برمي خيزند تا از سيمين بهبهاني يك چهره مبارز فرهنگي ساخته و براي او سابقه مبارزاتي دست و پا كنند.
سيمين بهبهاني در اين سفر با مخالفين جمهوري اسلامي رابطه برقرار كرد و در شهرها و كشورهاي مختلف با عده اي از عناصر ضدانقلاب ملاقات نمود. وي در همين سفر ضمن ملاقات با «داريوش شايگان» و «داريوش آشوري» سردبيران نشريه «ايران نامه» به كسوت يكي از مشاوران رسمي هيئت تحريريه اين مجله درآمد و نام وي در شناسنامه مجله درج گرديد. اين مجله زيرمجموعه انتشارات «بنياد مطالعات ايران» است كه تحت نظر و با حمايت مالي آمريكا و سرمايه اشرف پهلوي، منتشر مي شود. مديرعامل اين بنياد «مهناز افخمي» از اعضاي جامعه بهاييان آمريكا و رياست سازمان زنان رژيم پهلوي است. از اين پس راديوهاي بيگانه هم به سراغ سيمين بهبهاني مي آيند و به بهانه هاي مختلف با او گفت وگو مي كنند و حرف و سخن هايش را به روي آنتن مي فرستند.
فرزانه طاهري
«فرزانه طاهري» همسر هوشنگ گلشيري در حوادث پس از انتخابات، نقش پررنگي داشت. وي به عنوان عضوي از دو گروه فمينيست ها و جامعه ادبياتي كشور با امضاي بيانيه ها، سخنراني هاي متعدد در شهرهاي مختلف، حضور در تجمع هاي غيرقانوني و هم چنين نوشتن مطالب متعدد در جهت تشويق و تحريك مردم براي حضور در خيابان ها و اقدام عليه نظام يكي از پرتحرك ترين اعضاي جامعه ادبياتي عليه نظام بود.
فعاليت هاي فمينيستي
طاهري فعاليت هاي انتخاباتي خود را قبل از انتخابات در راستاي پي گيري اهداف زنان و هم چنين به منظور اعلام موجوديت «هم گرايي جنبش زنان براي طرح مطالبات زنان در انتخابات» آغاز كرد. وي براي اعلام موجوديت گروه خود در انتخابات، روز شنبه پنجم ارديبهشت 1388 در كنفرانس خبري با حضور «شيرين عبادي، سيمين بهبهاني، اعظم طالقاني، الهه كولايي، شهلا لاهيجي و شهلا اعزازي» سخنراني كرد:
تعيين نقش براي فتنه
دبير جايزه گلشيري در اين سخنراني درخصوص نقش گروه هاي مختلف در اغتشاشات بعد از انتخابات مدعي مي شود:
«اگر بخواهم بگويم، آن چه امروز در خيابان هاي شهرمان مي گذرد نبردي است بر سر هستي ما. اگر شرايطي كه مي خواهند بر ما تحميل كنند مستقر شود، دوران سختي پيش رو خواهيم داشت كه تلاش براي رسيدن به مطالبات بر حق جنبش زنان را مستلزم هزينه هايي گزاف خواهد كرد، چنان كه مطالبه هر حق مدني و شهروندي و انساني ديگر را. همين احساس خطر است كه اين همه آدم را از طيف هاي گوناگون با مطالبات و هدف هاي متفاوت به خيابان كشانده است.»
طاهري در مطلبي تحت عنوان «اين همه نفرت و بي رحمي در چشمانش از كجاست؟» درخصوص حوادث 13 آبان 1388 مطالبي عليه نظام جمهوري اسلامي، از خود به جاي گذاشت.
پس از درگذشت هوشنگ گلشيري در سال 1379، فرزانه طاهري با مديريت بنياد گلشيري و برگزاري جايزه ادبي در همكاري با ساير اعضاي كانون نويسندگان ايران در پي تبليغ و ترويج كتاب هاي نويسندگان معاند نظام است.
حسين سناپور
«حسين سناپور» قبل از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، به شدت از موسوي حمايت مي كرد و دولت دكتر احمدي نژاد را مورد تاخت و تاز قرار مي داد.
دلايل حمايت از فتنه
در 17 خرداد 1388 در روزنامه «ياس نو» (كه در زمان انتخابات به صورت محدود منتشر و سپس توقيف شد) مطلبي را چاپ كرد و از دلايل خود براي رأي به موسوي گفت:
«به گمانم مسئله اين است كه موسوي نامزد مناسب تري است براي «نه» گفتن به همه آن ها كه مردم را دست كم گرفته اند و خيال مي كنند مردم دروغ و فرصت طلبي و هدر دادن منابع ملي و رفتار آمرانه و غيره و غيره را نمي فهمند. به گمان من رأي مردم به موسوي است شايد چون مردم در رفتارش نشانه اي از آن رفتار آمرانه اهل قدرت نمي بينند. چون وعده هاي دروغ نمي دهد...»
حمله به اهالي ادبيات
وي به كساني كه در حوزه ادبيات فعال هستند به خاطر سكوت شان يا حمايت نكردن شان از موسوي اعتراض كرد و آن ها را ترسو خواند : «نمي دانم اين دولت ديگر چه به روز نويسنده ها بايد مي آورد تا آن ها مي فهميدند اداي بچه هاي خوب را درآوردن و بي صدا بودن بي فايده است و اين نگاه حاكم بر دولت فعلي اصلا نمي خواهد ما به عنوان نويسنده وجود داشته باشيم و تا حالا هم داشته جاپايش را قرص مي كرده. گمانم همه اين ها را همه نويسنده ها مي دانند، اما بدبيني مفرط و عافيت طلبي مفرط تر مانع است تا لااقل به سانسور كتاب شان و وضعيتي كه در اين چند سال از سر گذرانده اند، اعتراضي بكنند. كافي است سرشان را بياورند بيرون و توي شهرشان قدمي بزنند تا ببينند كه مردم چقدر اميدوارند و چقدر پر شورند و چه قدر از آن ها جلوترند. چند روز ديگر سالگرد درگذشت گلشيري است. روز 16 خرداد. يادش بخير. كاش بود و باز از آن شور و اميدش در اين آدم ها مي دميد. كاش بود، كه اگر بود به جاي صد تا از اين خاموشان حرف داشت.»
اشاره سناپور به گلشيري يادآور مواضع گلشيري در بيانيه اي بود كه بهار 1360 در آستانه آغاز عمليات وحشيانه و تروريستي منافقين و در حمايت از اين گروهك جنايتكار امضا كرده بود.
سناپور از جمله افراد فعال در حوادث پس از انتخابات و حلقه اصلي ادبياتي هاي معاند نظام بود. او علاوه بر امضاي اكثر بيانيه هاي حمايتي از موسوي و آشوبگران، به صورت فردي نيز اظهارنظرهايي در حمايت از فتنه داشت و مدعي تقلب در انتخابات شد.
اداي دين به استاد مبتذل نويس
حسين سناپور كه داستان نويسي را از مكتب هوشنگ گلشيري آموخته، «نيمه غايب» را در 1378 منتشر كرد لكن اين رمان به علت ابتذال و اباحه گري پس از 14بار تجديد چاپ، توقيف گرديد. وي در جريان مناظره احمدي نژاد و موسوي به دليل توقيف كتابش مورد حمايت نامزد ناكام انتخابات، گرفت.
علي اشرف درويشيان
«علي اشرف درويشيان» در جريانات پس از انتخابات سال گذشته از جمله فعاليني بود كه به حمايت از آشوب طلبان پرداخت.
وي با امضا بر پاي اكثر بيانيه هاي حمايت از آشوب طلبان و محكوميت جمهوري اسلامي ايران، خود را جزو گروه اصلي فعالين عرصه ادبيات در حمايت از گروه ها و افراد معاند نظام مطرح كرد.
داستان سرايي
براي فتنه انگيزي
درويشيان همچنين به نوشتن داستان هايي در حمايت از آشوبگران و درج آن در سايت هاي معاند جمهوري اسلامي ايران اقدام كرد. از آن جمله داستاني را با عنوان «آن ها هنوز جوانند» در 25مرداد 1388، در سايت «غريو جنبش سبز» به چاپ رسانده است.
درويشيان در دوره اخير فعاليت كانون نويسندگان ايران، عضو هيئت دبيران كانون است و چون مجمع عمومي اين كانون برگزار نشده هم چنان در اين سمت باقي مانده است. در سال 1378 كه مجمع عمومي كانون به هيئت دبيران اختيار داد كه براي ثبت كانون اقدام كند، وي به همراه «ناصر زرافشان» انتخاب شدند تا براي ثبت كانون اقدام كنند، ولي...
نكته قابل توجه درخصوص «علي اشرف درويشيان» اين است كه وي در مصاحبه روز «پنج شنبه 28بهمن» با ضميمه روزنامه شرق، دخالت خود در امور سياسي را اين گونه توجيه كرده است: «ادبيات هيچ وقت دنبال سياست نرفته است. البته به قول شاملو اگر ما در آثارمان اصل ادبيات را حفظ كنيم، خيلي خوب است و كارمان هم يك كار برجسته ادبي مي شود كه زحمتش هم زياد است، ولي وقتي نشريات از سياست نمي نويسند اين وظيفه ناچار به گردن نويسنده مي افتد.»!!!
محمد شمس لنگرودي
«محمدشمس لنگرودي» بعد از شكست ميرحسين موسوي در انتخابات، حمايت خود را از او ادامه داد و پاي چندين بيانيه را در حمايت از موسوي و محكوم كردن حكومت امضا كرد.
وي در رسانه هاي جمعي به حمايت علني از آشوب طلبان برخاست و چندين شعر در اين رابطه سرود؛ در تير 1388 كتابي اينترنتي با عنوان «22مرثيه» در حمايت از آشوب طلبان و اغتشاش گران را به صورت گسترده در اكثر سايت هاي ضدانقلاب منتشر كرد و اولين شعر خود را به ندا آقا سلطان (كه به دست ضدانقلاب در جريان اغتشاشات كشته شد) اختصاص داد و در آن حكومت را به آدم كشي محكوم كرد.
او را مي توان از اعضاي فعال كانون منحله نويسندگان محسوب كرد. او معتقد است هر نوع ايدئولوژي براي فرد، يك زندان است و اين درحالي است كه گرايش هاي وي به جنبش هاي ماركسيستي در گفتار و در آثارش مشهود است.
وي هم اكنون به همراه «حافظ موسوي» و «شهاب مقربين» از مديران انتشارات «آهنگ ديگر» است و آثاري در تعارض با ارزش هاي ديني، انقلابي و حتي اخلاقي و انساني را به چاپ مي رسانند.

آنروز .. تازه فهمیدم .. 

 در چه بلندایی آشیانه داشتم...  وقتی از چشمهایت افتادم...

چهارشنبه 11 اسفند 1389  9:43 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها