فلسفه وجودی انسان، حرکت در مسیر شدن های کمالی تا مقام خدایی گشتن است که از آن به تقرب، متحقق شدن به اسمای الهی و متاله شدن یاد می شود. لازمه رسیدن به این مقام، حرکت براساس آموزه های عقلانی و وحیانی است که از آن به تعبد تعقلی یاد می شود؛ زیرا ریشه این اطاعت و عبودیت محض و مطلق، حکم عقل سلیم و فطرت سالم بشری است. از این رو هیچ تضادی میان احکام عقل مستقل و وحی نیست و هر آن چه عقل حکم کرد شریعت بر آن مهر تایید نهاد و هر آنچه وحی بر آن فرمان داد، عقل بر اطاعت آن حکم نمود.
بر این اساس عقل و شریعت، هر دو نسبت به اموری که مانع این حرکت و شدن های کمالی انسان باشد، واکنش منفی نشان می دهند و به شدت به مقابله و مبارزه با آن می پردازند. از این رو اموری را که مانع از رشد، بلوغ، بهره وری و استفاده از عقل می باشد، به عنوان یک دشمن حکمت وجودی انسان تلقی کرده و به شدت با آن مبارزه می کنند. عقل از آن جهت با این موانع و عوامل بازدارنده از حضور قوی خود، مبارزه می کند که موافقت با آن ها به معنای نفی وجودی خود است و هیچ چیزی در جهان وجود نفی و نیستی خود را نمی پسندد و شریعت نیز به حکم آن که عقل، بنیاد دینداری است از آن حفاظت می کند و اجازه نمی دهد تا اموری آن را تضعیف کرده و یا نابود سازد؛ زیرا نابودی عقل و تضعیف آن به معنای نابودی دینداری و تضعیف آن است و با اهداف و فلسفه آفرینش هماهنگی ندارد. بر این اساس عقل و شریعت با غنا و موسیقی باطل همانند شراب و دیگر مسکراتی که عقل را زایل و یا تضعیف می کند به شدت مبارزه می کنند و آن را از جمله محرمات و رفتارهای نابهنجار می دانند.
با نگاهی به آموزه های وحیانی اسلام به سادگی در می یابیم که بسیاری از احکام و آموزه های آن برای محافظت از عنصر وجودی عقل در انسان و تقویت و تحکیم نقش و حضور آن در همه عرصه های زندگی و مبارزه با هر آن چه که می کوشد این حضور و رشد را تضعیف کند می باشد؛ زیرا اگر عقل به هر دلیلی و به هر شکلی تضعیف شود به معنای تضعیف دینداری و غفلت از حکمت و فلسفه آفرینش هستی و انسان است.
دین اگر بخواهد وجود داشته باشدو در عرصه های زندگی بشر نقش و حضور جدی خود را حفظ کند، نیازمند آن است که عقل را در نهایت درجه آن حفظ کند و از هرگونه تضعیف آن جلوگیری به عمل آورد. مبارزه شریعت با عوامل تضعیف عقل و حضور عملی آن در زندگی بشر، در حقیقت به معنای مبارزه با عوامل تضعیف دین و دینداری است؛ زیرا چنان که در آثار اسلامی بارها بیان شده، دین و حیا از لوازم وجودی عقل است و اگر به هر دلیلی و به هر شکلی این عقل تضعیف شود و یا نابود گردد، در حقیقت دین و دینداری از میان رفته است.
آموزه های قرآنی، نه تنها بر ارزش عقل تأکید دارند، بلکه اصالت را به عقلی می دهند که مورد استفاده قرار گرفته و در مسیر فلسفه آفرینش عمل کند. از آن جایی که عقل به طور طبیعی گرایش به کمال دارد، از هرگونه نقصی می گریزد و با هر آن چه سد راه این کمال گرایی باشد، مبارزه می کند و زمینه را برای تحقق خواسته های خود فراهم می آورد. عقل به طور طبیعی هرگاه عامل رشد خود را شناسایی کرد و یا مانعی را در این راه ردگیری نمود، از عامل رشدی بهره برداری کرده و با مانع مبارزه می کند.
از جمله این موانع رشدی و بهره گیری از عقل، مسکرات است که عقل را زایل کرده و یا آن را سست می کند و اجازه تحرک و حضور نمی دهد. از این رو عاقلان و خردمندان به طور طبیعی با شراب مبارزه می کنند و آنانی که به شراب گرایش پیدا می کنند، کسانی هستند که عقل را مانع از عیش و عشرت خویش می یابند و می خواهند شهوترانی کنند و مطابق خواسته های نفسانی عمل کنند؛ زیرا عقل اجازه نمی دهد تا شهوترانی مانع حرکت آدمی به سوی کمال شود و این تضاد میان عقل و نفس است که شهوت به محل درگیری تبدیل می کند.