0

اخلاق دینی،

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اخلاق دینی،

یکی از مسائل اصلی فلسفه اخلاق ارتباط بین اخلاق و دین است.اخلاقیون دینی ادعا دارند که بدون دین اخلاقی وجود ندارد؛ چون بدون خدا نمی توان دلیلی برای متخلق بودن داشت. فلاسفه (بااستثنائاتی) بر آنند که این امر را انکار کنند و حتی نظری متضاد را اتخاذنموده اند. میل و کانت مخالف این امرند و عقیده دارند که دین مبتنی براخلاق است، از آن جهت که وابسته به تمایز بین خیر و شر، که مفهومی اخلاقی است، می باشد. [اگر خیر مستقل از ذات الهی محقق باشد آنگاه هرچند می توان اخلاق را مستقل از دین فرض نمود ولی این خلاف نظریه رایج کلامی بین مسیحیت و اشعریون است و اگر خیر مبتنی بردستورات الهی باشد آنگاه ظلم نیز، در صورتی که ماموربه باشد، خیراست؛ ولی این امر خلاف وجدان عمومی انسانهاست.]
 
 
● اخلاق اجتماعی، (Social Ethics)
بعضی از فلاسفه بین اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی تمایز قایل می شوند؛ اخلاق فردی، به درک چگونگی عمل یک فرد در رابطه باخودش و اخلاق اجتماعی به درک چگونگی عمل یک فرد در رابطه بادیگران اطلاق می گردد. چنین تمایزی بر افتراق بین وظایف شخصی ووظایف اجتماعی، (duties to others) مبتنی است. درآن صورت، این سؤال مطرح می شود که در فلسفه اخلاق، کدامیک از این دو اصیل است؟ ولی دیگر متفکران (همچون دیوئی) این تمایز را نادرست انگاشته و تمامی اخلاق را ضرورتا اجتماعی و درک مسائلی که در یک محیط اجتماعی بروز می کند، می انگارند.
در سالهای اخیر، بعضی از فیلسوفان اخلاق مسائلی از فلسفه اخلاق را، که ارتباط محکمتری با مسائل فلسفه سیاسی و فلسفه حقوق دارد،مورد توجه قرار داده اند. یک مساله بسیار مهم عدالت نهادهای اجتماعی،بویژه قانون(امانه به تنهایی)است.اثر جان راولز، (John Rowls) به نام «نظریه ای درباب عدالت »، (A Theory،که ساختاراصلی جامعه را موضوع اصیل عدالت انگاشته و می کوشد تا از ضوابط، ( principles) نهادها قوانینی را برای رفتار فردی اقتباس کند، بحثهای زیادی را برانگیخته است. در این روند، تمایل جدیدی به ماهیت یک قانون عادلانه و اینکه آیا افراد الزامی اخلاقی در تبعیت از قانون دارند وآیا قانون خود مستقل از اخلاق قابل تعریف است یا خیر پیدا شده است.اینهامسائل مشترکی است در فلسفه اخلاق و درفلسفه حقوق، درست ماننداین مساله که آیااخلاق را می توان قانونی، (legislated) فرض نمودکه از نزاع دربرابری نژادی، (racial integration) و اعمال محدودیتهای قانونی درمورد روابط جنسی و سقط جنین، ( abortion) متاثر است؟
 
 

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 11 اسفند 1389  2:13 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها