0

فرااخلاق،

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

فرااخلاق،

یک تمایز مهم که در مباحثات معاصر درون فلسفه اخلاق صورت گرفته است تمایز بین اخلاق هنجاری و فرااخلاق می باشد. فرااخلاق، Meta ethics) که لفظا به معنای «درباره اخلاق » (۴) است) تحقیق تحلیلی خود، ( the discipline of ethics) است. این واژه تنها در قرن بیستم کاربردپیدا کرده است و از اینرو، نمی توان آن را در آثار فیلسوفان اخلاق سنتی یافت، هرچند در آثار آنها قطعا تحقیقاتی، از آن نوع که این رشته از آنهاتدوین یافته است، به چشم می خورد.
فرااخلاق می کوشد تا معانی واژه های هنجاری، چون صواب،خوب، باید، عدل، تکلیف، (obligation) و ارتباط متقابل آنها را مشخص نماید و نیز اینکه آیا هیچ یک از آنها اصلی، (basic) هستند یا خیر؟[مفاهیم اصلی آنهاست که در تعریف مفاهیم دیگر اخذ می شوند؛ مانندلفظ خوب، (good) که از نظر جورج ادوارد مور مثلا در تعریف صواب، (right) به کار می رود ولی به هیچ روی، قابل ارجاع نیست.]
فرااخلاق همچنین می کوشد تا ماهیت گزاره های اخلاقی را تحلیل کند و مشخص نماید که آیا می توان آنها را توجیه نمود و اینکه آیامی توان آنها را صادق یا کاذب دانست. مساله نسبتا برجسته ای که درمباحثات اخیر مطرح گردیده این است که آیا می توان «باید» رااز «هست »استنتاج نمود ودقیقاچه ارتباطی بین حقایق وارزشها وجود دارد.
اینها هم مسائل فرااخلاق اند و هم مسائل اخلاق سنتی، .(Ethicstraditi onal) اهمیت تمایز بین فرااخلاق و اخلاق هنجاری خود بحث انگیزاست.بعضی ازنویسندگان این تمایز را ضروری می دانند وبعضی دیگر نه.سؤال دراین است که آیامی توان مفاهیم وگزاره های اخلاقی رابدون پیش فرض گیری همزمان باورهای اخلاقی تحلیل نمود؟اگر چنین باشدآنگاه فرااخلاق می تواند از حیث اخلاقی خنثی باشند وگرنه نمی تواند.
 
 

 

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 11 اسفند 1389  2:11 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها