براساس آموزه های وحیانی قرآن، پیامبر گرامی(ص) از نظر جایگاه در آفرینش در مقام نخستین صادر و مظهر تمام و کمال اسمای الهی قرار دارد و مسیر «انالله و اناالیه راجعون» از ایشان آغاز و به ایشان ختم می شود. بنابراین، همه هستی، وامدار حقیقت وجودی ایشان است و چه بخواهد و چه نخواهد تحت ولایت کلیه ایشان قرار دارد.
خداوند هر چند از نظر وجود خلقی در دنیا و مقام پیامبری، او را متاخر از دیگر پیامبران و خاتم آنان قرار داد، ولی همواره به سبب مقام نخستین و مظهریت، خاتم هستی است و نگین انگشتری آن می باشد؛ از این رو همه پیامبران، ماموریت داشتند تا ولایت ایشان را تصدیق و اعلان نمایند (صف، آیه ۶ و آیات دیگر) و مردم را به آن دعوت کنند. به این معنا که آنان خود را تحت ولایت کلیه ایشان می یافتند و به حقیقت رهنمون می شدند، به گونه ای که ایمان به ولایت آنان جز به ایمان به ولایت کلیه پیامبر(ص) معنا نمی یافت؛ زیرا ولایت آنان، جلوه ای از ولایت کلیه پیامبر(ص) است و آنان در طول ولایت کلیه ایشان قرار دارند. از نظر قرآن، پیامبران شاهدان امت خویش هستند و پیامبر(ص) به سبب ولایت کلیه خود، شاهد بر شاهدان خواهد بود و در حقیقت گواهی نهایی در پیشگاه الهی را آن حضرت(ع) به عنوان حقیقت جامع و مظهر تمام الهی به عهده می گیرد؛ زیرا آغاز و انجام مظهریت اوست. (نساء، آیه ۱۴)
خداوند به صراحت به مقام ولایت کلیه ایشان در آیات بسیاری اشاره می کند. در برخی از آیات، تنها مسیر حقیقت را اسلام معرفی می کند و هرگونه دینی غیر اسلام را باطل می شمارد؛ چرا که آن چه پیامبران از آدم(ع) تا ایشان به آن دعوت می کردند، همان اسلام پیامبر(ص) و تسلیم در برابر آن است؛ زیرا حقیقت دین چیزی جز دعوت به حب و بغض نیست که محور آن حب به پیامبر(ص) و بغض نسبت به دشمنان ایشان است. از این رو در روایات آمده است: هل الایمان الا الحب و البغض خداوند در قرآن به پیامبر(ص) فرمان می دهد تا این معنا را به همگان برساند که مسیر توحید و عبودیت حق، جز از طریق حب نسبت به دوستان و بغض نسبت به دشمنان ایشان نمی گذارد و این دوستی را تنها می توان در تسلیم محض و بی چون و چرا از آن حضرت(ع) به دست آورد: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم و الله غفور رحیم؛ بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید و خداوند آمرزنده مهربان است.» (آل عمران، آیه ۳۱)
بر این اساس پیامبر(ص) برای مومنان در مقام تشریع از چنان اولویتی برخوردار است که جان و مال و عرض خویش را می بایست بی چون و چرا در مقام تسلیم محض در اختیار ایشان گذارند؛ (احزاب، آیه ۶) چرا که مومن می داند، اطاعت از پیامبر(ص) جز همان اطاعت از خدا نیست؛ از این رو خداوند اطاعت خویش و پیامبر(ص) را با یک عبارت می آورد و می فرماید: قل اطیعوا الله و الرسول فان تولو فان الله لایحب الکافرین؛ بگو: «خدا و پیامبرش را اطاعت کنید.» پس اگر رویگردان شدند، قطعاً خداوند کافران را دوست ندارد. (ال عمران، آیه ۳۲) چرا که هرگونه عدم ولایت وی و رویگردانی از آن به معنای کفر می باشد و خداوند کافران را دوست نمی دارد. همین معنا به شکلی دیگر در آیه ۹۲ سوره مائده تبیین شده است. همچنین خداوند در آیه ۱۳۲ همین سوره نیز ضمن یکی دانستن اطاعت خود و پیامبر(ص) می فرماید که هر کس رحمت الهی را می خواهد می بایست، از پیامبر(ص) به عنوان مظهر خداوند اطاعت کند.
برپایه این آموزه های وحیانی و مانند آن می توان این معنا را استنباط کرد که کفر و ایمان نمی تواند جز دشمنی با پیامبر(ص) و یا دوستی به ایشان باشد که در مقام عمل به شکل اطاعت و تسلیم محض و تفویض و واگذاری همه وجود به ایشان بروز و ظهور می کند و هرگونه تولی دیگران و پشت کردن به ولایت و محبت ایشان به معنای کفر است. از آیات پیش گفته و آیات دیگر قرآن به دست می آید که محبت و اطاعت آن حضرت(ص) واجب است؛ چنان که از آیاتی چون ۱۱۵ سوره نساء و ۱۳ و ۱۴ سوره انفال و ۶۳ سوره توبه و ۴ سوره حشر و مانند آن برمی آید که دشمنی با محمد(ص) حرام است؛ چرا که هرگونه دشمنی و مخالفت با پیامبر(ص) در حکم دشمنی با خداست.(همان)