مادر!
ای تو همیشه یگانه، در نزد پروردگار یگانه!
ای وصال جان ساز تو، تنها نشاط زندگی ساز!
و ای فراق جانسوز تو، تنها غم زندگی سوز!
ای هزارگانۀ لطف، ای هزارگونۀ عشق!
مادر!
قسم به شکوه زندگی
که تمام زندگی من گویی
که چون گویی در میانگاه چشم و دهان تو در بازی است
و
در فراخنای بی نهایت اشک و لبخند تو.
تو که می خندی
ای شکوه لبخند،
روزگارم می خندد
و
تو که می گریی،
روزگارم گریان می شود.
گریۀ تو
آبی است بلکه سیلابی است وحشت بار
که
شعله های نشاط من و جهان مرا به غربتگاهی همیشه خاموش می کشاند
و
خندۀ تو،
آفتاب بی همتایی است
که هُرم بی نظیر و بی بدیل آن
آبهای چشمم را در چشم بهم زدنی خشک می کند
.پس مادر!
ای زیباترین لبخند آفرینش بخند تا که روزگارم همیشه بخندد؛
از کتاب هرگز نمیر مادر
نوشتۀ ع.افقهی سبزواری