0

آغاز من

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

آغاز من

 

هیجان نفسهایی تند ...

احساس آب شدن عرق وار ؛ سرد ... و احساس آرامشی سبز که از همان

گوشه ها بیرون می زند ...

فضا آکنده از اصوات به رقص درآمده ؛ همچون فرشته هایی سفید پوش ...

سنگینی احساس خزان برای قلبی که باور نمی کند ...

شیرینی کلماتی بریده از هنجره ای لرزان ...

سرشار از احساس اشک که چه بخواهی چه نخواهی گو شه های

چشمانت را خیس می کند ... و دیدن چشمانی پر از اشک و

فرو ریختن دلی بی قرار و ماهیچه هایی که حس را به زور از کف می دهند ...

مثل لذت آشتی ؛ پس از جدایی زجر آور و احساس وابستگی ؛ چنان که

بند بندت را گره زده باشند ...

و هزارها احساس که سرازیر می شود تا از سینه ای به سینه ی

دیگر آرام بگیرد ...

و سرخ ؛ همچون رنگ خون که آخرین هدیه ی توست ...

و احساس یکی شدن ، تداخل روح و قدرتی مضاعف که هر چه فکر

کنی برآید از آن ...

و فقط یک آرزو ... و فقط یک هدف ... و فقط یک رویا ... رویایی پنهانی ...

 

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

سه شنبه 10 اسفند 1389  4:19 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها