0

مجله پزشكي - چشم

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشكي - چشم

 

مگس پران و جرقه (Floaters and Flashes)


  مگس پران و جرقه (Floaters and Flashes)آیا هرگز برایتان پیش آمده است که هنگام خیره شدن به یک زمینه صاف (مثلاً یک کاغذ سفید یا آسمان آبی) متوجه ذرات کوچک غبار مانندی شوید که جلوی چشمتان بالا و پایین می‌روند و هرچه پلک می‌زنید باز هم مثل یک سایه کوچک در جلوی چشمتان قرار دارند؟ این سایه‌های مزاحم را اصطلاحاً مگس پران می‌گویند. معمولاً با حرکت دادن چشم مگس‌پران هم حرکت می‌کند اما چون جهت حرکت آن در خلاف جهت حرکت چشم می‌باشد نمی‌توان آن را با چشم تعقیب کرد.
● مگس‌پران چیست؟
مگس‌پران در حقیقت سایه کدورت‌های موجود در مایع زجاجیه است که روی شبکیه می‌افتد و به صورت یک سایه تیره دیده می‌شود. این کدورت‌ها ممکن است ناشی از چسبندگی و ضخیم شدن رشته‌های زجاجیه، جمع شدن سلول‌های التهابی در زجاجیه و یا خونریزی در داخل چشم باشد.
● زجاجیه چیست؟
زجاجیه مایع ژله مانندی است شبیه سفیده تخم مرغ خام که بخش اعظم داخل کره چشم (از پشت عدسی تا روی شبکیه) را پر کرده است و به حفظ ساختمان کروی چشم کمک می‌کند و شبکیه را در جای خودش نگه می‌دارد. ساختمان زجاجیه از یک شبکه اسفنجی متشکل از رشته‌های خیلی ظریف ایجاد شده که مقادیر فراوان آب و مواد محلول را در خود جای داده و به آن حالت ژله‌ای بخشیده است. رشته‌های موجود در زجاجیه در قسمت‌های خارجی‌تر زجاجیه متراکم‌ترند و اتصالات نسبتاً محکمی به لایه‌های داخلی شبکیه دارند.
● چرا مگس‌پران ایجاد می‌شود؟
مگس‌پران عارضه بسیار شایعی است و با گذشت سن شیوع آن افزایش می‌یابد به طوریکه بیش از ۷۰- ۶۰% افراد بالای ۶۰ سال مگس‌پران را تجربه کرده‌اند. رشته‌های موجود در زجاجیه در بچه‌ها و افراد جوان معمولاً بسیار ظریف است و دیده نمی‌شود اما با بالا رفتن سن این رشته‌ها ضخیم‌تر می‌شوند و در بعضی جاها به هم می‌چسبند و باعث ایجاد کدورت می‌شوند که سایه این کدورت بر روی شبکیه به صورت مگس‌پران احساس می‌شود.
به علاوه در بسیاری از افراد مسن بخشی از رشته‌های محیطی زجاجیه که به شبکیه متصل بوده و از جای خود کنده می‌شود و به داخل بخش‌های مرکزی زجاجیه می‌افتد. این حالت که آن را (جداشدگی خلفی زجاجیه) می‌نامند شایعترین علت ایجاد مگس‌پران است. گاهی اوقات هم وجود التهاب داخل چشمی (یووئیت) سبب تجمع سلول‌های التهابی در زجاجیه می‌شود که باعث ایجاد مگس‌پران می‌شود. یک علت دیگر مگس‌پران وجود خونریزی در داخل زجاجیه است؛ مثلاً در افراد مبتلا به دیابت ممکن است خونریزی خفیف چشمی ابتدا به صورت یک مگس‌پران دیده شود.
● مگس‌پران در چه افرادی شایع‌تر است؟
▪ افراد بالای ۶۰ سال
▪ افراد نزدیک بین
▪ افرادی که سابقه جراحی چشمی (بخصوص جراحی آب مروارید) دارند.
▪ افرادی که سابقه التهاب داخل چشمی (یووئیت) دارند.
● جرقه چیست؟
در چشم پزشکی جرقه به معنای احساس وجود نور در میدان بینایی است وقتی که در حقیقت محرک نوری وجود ندارد. جرقه ممکن است به صورت خطوط درخشان صاعقه مانند یا به صورت اجسام ریز درخشنده به نظر برسد. جرقه ممکن است فقط در یک نقطه خاص میدان بینایی دیده شود و یا به صورت نقاط ریز متعدد در بخشی از میدان بینایی درآید.
احساس دیدن جرقه معولاً فقط چند ثانیه طول می‌کشد اما غالباً تکرار می شود. معمولاً در محیط‌های تاریک جرقه ها بیشتر تظاهر می‌کنند. به علاوه حرکات ناگهانی سر یا چشم‌ها ممکن است باعث دیدن جرقه شود.
● چرا جرقه ایجاد می‌شود؟
همانطور که قبلاً گفته شد با افزایش سن رشته‌های زجاجیه زخیم‌تر می‌شوند و به هم چسبندگی پیدا می‌کنند. این چسبندگی رشته‌های زجاجیه ممکن است باعث کشیده شدن پرده شبکیه گردد از آنجا که پاسخ سلول های شبکیه به محرک ها بصورت درک نور است هر عاملی که سلول های شبکیه را تحریک کند در مغز به عنوان نور تفسیر می شود. به همین علت وقتی شبکیه تحت کشش قرار گیرد جرقه‌های نوری دیده می‌شود.
● آیا مگس‌پران و جرقه خطرناک است؟
بسیاری از افراد مدت ها مگس‌پران داشته اند و هیچ مشکل خاصی پیدا نکرده اند. مگس پرانی که سال های سال وجود داشته و تغییر خاصی پیدا نکرده است معمولاً خطری ندارد اما بروز مگس پران جدید می تواند ناشی از مشکلات جدی چشمی باشد.
البته همانطور که گفته شد شایعترین علت بروز مگس پران جدید (جداشدگی زجاجیه خلفی) است که به خودی خود خطری ندارد اما گاهی اوقات در حین جدا شدن زجاجیه بخشی از شبکیه نیز همراه با آن کنده می‌شود و باعث ایجاد سوراخ یا پارگی در پرده شبکیه می‌شود که می تواند سبب جدا شدن پرده شبکیه و مشکلات شدید بینایی شود.
به‌طوریکه قبلاً ذکر شد وجود جرقه معمولاً ناشی از کشش و تحریک شبکیه است، بنابراین در افرادی که اخیراً دچار جرقه شده‌اند احتمال ایجاد پارگی در پرده شبکیه وجود دارد. تشخیص علت ایجاد جرقه و مگس‌پران بدون معاینه دقیق چشم پزشکی امکان‌پذیر نیست بنابراین لازم است تمام افرادی که دچار جرقه هستند و یا مگس‌پران جدید پیدا کرده‌اند حتماً توسط چشم‌پزشک معاینه شوند.
برای انجام معاینه ابتدا مردمک با استفاده از قطره‌های مخصوص باز می‌شود و سپس با استفاده از لنزها و وسایل مخصوص زجاجیه و شبکیه معاینه می‌شود. در صورتی که در معاینه هیچ مشکلی به جزء (جداشدگی زجاجیه خلفی) وجود نداشته باشد و شبکیه سالم باشد معمولاً خطری وجود ندارد و اقدام خاصی لازم نیست اما در مواردی که آسیبی به پرده شبکیه وارد شده باشد یا خونریزی یا التهاب داخل چشمی وجود داشته باشد باید درمان انجام شود.
گاهی با یک نوبت معاینه نمی‌توان علت دقیق مگس‌پران را تشخیص داد. در این حالت معمولاً لازم است معاینه در فواصل ۲-۳ هفته یک بار تکرار شود تا زمانی که مطمئن شویم علت خطرناکی وجود ندارد. یک نکته مهم آن است که جرقه حتی اگر با پارگی شبکیه همراه باشد معمولاً پس از چند روز تا چند هفته خود به خود از بین می رود؛ مگس پران هم حتی در صورت همراهی با پارگی شبکیه پس از چند هفته کوچک می شود. بنابراین در افرادی که جرقه یا مگس پران جدید ایجاد شده حتی اگر خود به خود خوب شده باشد لازم است معاینه کامل چشم انجام شود.
● آیا جرقه و یا مگس‌پران قابل درمان است؟
همانطور که قبلاً گفته شد مگس‌پران معمولاً علت خطرناکی ندارد و نیازی به درمان ندارد. در اکثر موارد پس از چند هفته تا چند ماه مگس پران به تدریج کوچک می شود و فرد نیز عادت می کند که آن را ندیده بگیرد. اما در مواردی که مگس پران با سوراخ یا پارگی پرده شبکیه همراه باشد ممکن است نیاز به اقدامات درمانی مثل لیزر یا عمل جراحی برای جلوگیری از پارگی پرده شبکیه وجود داشته باشد. جرقه نیز در صورتی که علت خطرناکی نداشته باشد پس از چند روز تا چند هفته برطرف می‌شود و نیاز به درمان ندارد.
● علل غیر چشمی جرقه :
افرادی که میگرن دارند اغلب نوع دیگری از جرقه را تجربه می‌کنند. این جرقه‌ها به صورت خطوط زیگزاگی لرزان یا نقاط بزرگ شونده دیده می‌شود. معمولاً این جرقه‌ها ابتدا در وسط میدان بینایی ظاهر می‌گردد (یعنی روبروی فرد دیده می‌شود) و در عرض ۱۵ تا ۲۰ دقیقه به تدریج به کناره‌های میدان بینایی کشیده شده، کم‌کم محو می‌گردد. پس از آن سر درد شروع می‌شود که معمولاً یک طرفه و ضربان‌دار است. البته در بعضی از افراد فقط جرقه تظاهر می‌کند و سردرد اتفاق نمی‌افتد. این حالت را “میگرن چشمی” می‌گویند. یک نکته مهم آن است که جرقه ناشی از میگرن همزمان در هر دو چشم دیده می‌شود اما جرقه ناشی از مشکلات چشمی فقط در چشم مبتلا تظاهر می‌کند. یک علت دیگر جرقه برخورد ضربه ناگهانی به سر است. (احتمالاً به همین دلیل.) برخورد هر ضربه ناگهانی به سر ممکن است باعث شود که فرد تا چند ثانیه جرقه‌های درخشان کوچک ببیند یا اصطلاحاً (برق از چشمش بپرد.)
● کلام آخر:
همانطور که گفته شد مگس‌پران‌های قدیمی که سال‌ها وجود داشته و تغییر خاصی پیدا نکرده است معمولاً بی‌خطر است. اما در موارد زیر لازم است حتماً به چشم پزشک مراجعه کنید:
مگس‌پرانی که جدیداً ایجاد شده است (حتی اگر پس از چند هفته خود به خود برطرف شده باشد)
مگس‌پران قدیمی که جدیداً بزرگتر شده یا تغییر دیگری پیدا کرده است.
مگس‌پران همراه با جرقه (حتی اگر پس از چند روز جرقه خود به خود برطرف شده باشد)
مگس‌پران همراه با کم شدن یا تاری دید یا احساس وجود پرده در جلوی چشم (این علامت بسیار مهم است و ممکن است ناشی از کنده شدن بخشی از شبکیه باشد که به درمان فوری نیاز دارد)
دیدن جرقه حتی اگر با هیچ مشکل چشمی دیگری همراه نباشد و پس از چند روز خودبه‌خود بهبود پیدا کرده باشد.    
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:17 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشكي - چشم

 

مهارت تشخیص توکسوپلاسموز


  مهارت تشخیص توکسوپلاسموزهم تشخیص و هم درمان توکسوپلاسموز برای پزشک دردسر ساز است.
توکسوپلاسموز یک بیماری انگلی عفونی به علت Toxoplasma gondii است و به ۲ شکل عمده دیده می‌شود:
۱) تاکی زوئیت
۲) شکل عفونی وکیست بافتی یا نوع مخفی
T.g سیکل زندگی پیچیده‌یی دارد.
اگر به میزان قطعی بوده که در اثر بلع کیستهای آلوده که در داخل گوشت آلوده‌ی میزبان واسطه مانند پرندگان و یا پستانداران کوچک بوده گرفتار می‌شود. در داخل روده‌ی گربه تولید مثل نموده و ائوسیت‌ها از مدفوع گربه خارج شده و سبب آلودگی محیط اطراف می‌گردند. اووسیت می‌تواند در شرایط مناسب تا یکسال زنده بماند.
انسانها به یکی از ۳ طریق مبتلا به توکسوپلاسموز می‌شوند:
۱) در اثرخوردن غذای پخته نشده، گوشت آلوده به عفونت T.g (کیست)
۲) در اثر تماس غیر عمدی با مدفوع گربه یا فضولات آن یا خاک آلوده به ائوسیت
۳) انتقال از راه جفت در زن حامله که مبتلا به عفونت اولیه باشد. در نوع سوم، تاکی‌زوئیت از پلاسنتا عبور کرده و خود را به خون ولنف می‌رساند. تاکی‌زوئیت در بافت آلوده به دور خود کیست ایجاد می‌کند. بیماری مادرزادی در ۳ ماهه‌ی اول حاملگی تمایل به شدت داشته اما شدت انتقال در ۳ ماهه‌‌ی سوم است. بیماری مادرزادی به صورتهای گوناگونی تظاهر می‌کند که از سقط خودبه خودی تاگرفتاری شدید ارگانهای بدن که به صورت گرفتاریها و اسکار چشمی وعصبی منجر می‌شود.
عفونت جاری یا مزمن مادر نمی‌تواند سبب توکسوپلاسموز مادرزادی شود.
شیوع اپیدمیک متعاقب، بخور آئروسل، و بلع آنها با آب آلوده در مناطق هیپرآندمیک از دیگر راههاست.
● توکسوپلاسموز چشمی:
قبلاً گمان می‌رفت که توکسوپلاسموز مادرزادی بیشتر عفونت کوریورتینیت توکسوپلاسمایی در بیماران ‌باشد. در حالی که در حال حاضر عفونت اکتسابی مهمترین منبع شایع برای عفونت چشمی است.
● نشانه‌های توکسوپلاسموز چشمی:
معمولاً یک طرفه بوده و به صورت کدورت دید و تاری همراه با فلوترهای مکرر است. یک ایریتی تی‌پیک در میانه با اسلیت لامپ به شکل گرانولوماتو دیده می‌شود. ۱۰ تا ۲۰% بیماران به صورت حاد فشار داخل چشم بالایی دارند. یک ویترایتیس خفیف متراکم همراه با ضایعه فعال کوریورتین (همانند نور چراغ اتومبیل در مه) و در مجاورت آن یک اسکار کوریورتین دیده می‌شود. اسکار کوریورتین غالباً دیده نمی‌شود مگر آنکه در صورت ابتلا به شکل عفونت اکتسابی ‌باشد.
سایر عوارض چشمی شامل آب مروارید، ورم عصب بینایی، CME، واسکولیت شبکیه، جداشدگی سروز شبکیه و نورگ‌زائی مشیمیه است و درد بیماری بستگی به وضعیت ایمنی شخص گرفتار و محل مورد عفونت دارد. توکسوپلاسموز اکتسابی پس از تولد مشخصاً یک طرفه و یک دوره خود به خود محدود شونده دارد. اگر پیدا شود نشانه‌های عمومی خفیف و غیراختصاصی می‌باشند.
ضایعه‌ی چشمی اگر بدون علامت باشد در مراحل بعدی زندگی به صورت التهابات مکرر تظاهر می‌کند.
بیمارانی که مشکل سیستم ایمنی دارند و یا افراد مسن درخطر ضایعات وسیع، متعدد و ۲ طرفه هستند.
در بیماران با سیستم ایمنی ضعیف التهاب چشمی غالباً همراه بیماری سیستمی بدون علامت است.
نشانه‌ و علائم شامل:تب، بیحالی، دانه‌های ماکولوپاپولر، میوکاردیت حاد، آنسفالیت است.
توکسوپلاسموز چشمی در بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف به صورت یک طرفه یا ۲ طرفه و همراه ضایعه کوریورتین منفرد یا متعدد می‌باشد. سایر تظاهرات غیر عادی مانند توکسوپلاسموز نقطه‌یی خارج شبکیه‌یی، واسکولیت شبکیه، انسداد عروق شبکیه، جداشدگی شبکیه، رتینوپاتی پیگمانتر، پاپیلیت، نورورتینیت واسکلریت می‌باشد.
● تشخیص:
در بیشتر موارد استفاده از افتالموسکپ اینداپرکت به تنهایی برای تشخیص رتینوکوروئیدیت توکسوپلاسمایی کفایت می‌نماید تشخیص انواع غیر عادی قدری مشکل بوده و نیاز به تستهای سرولوژیک ویژه دارد.
استفاده از آنزیم ELISA) Link Immuno Sorbent Assay) یا ایمونوفلورسانت آنتی‌بادی تست (IFA) برای اندازه‌گیری ایمونوگلوبولین M سرم (IgM) وایمونوگلوبولین IgG) G )عیار آنتی‌بادی علیه T.g مفید است.
آنتی‌بادی IgG در چند هفته‌ی اول متعاقب عفونت تولید شده و برای تمام عمر مثبت می‌ماند.
آنتی‌بادی IgM برعکس درمراحل اولیه‌ی عفونت حاد بالا رفته و در تشخیص مرحله‌ی حاد توکسوپلاسموز یا اکتسابی مفید است.
آنتی‌بادی IgM کمتر ازیکسال بعد مثبت خواهد ماند.
داشتن IgG مثبت نشاندهنده‌ی‌ این است که بیمار در یک زمانی در گذشته در معرض T.g قرارگرفته ولی آن را از عفونت فعال یا پنهان افتراق نمی‌دهد. تعبیر این تست‌ها گیج کننده است چرا که درصد بالایی از جمعیت جهان در معرض آن قرار گرفته و لذا تست مثبت IgM و برای T.g از سد خونی جنینی مادر عبور نکرده و لذا این ایمونوگلوبولین ممکن است در افتراق بین نوع اکتسابی و مادرزادی مفید باشد.
تست منفی IgG، ضد T.g ممکن است علیه توکسوپلاسموز وعلت ایجاد رتینیت مطرح باشد.
جداسازی مستقیم تاکی‌زوئیت T.g در مایعات بدن یا تاکی‌زوئیت یا برادی زوئیت از نسوج به تشخیص قطعی کمک می‌کند ولی هنگامی که توکسوپلاسموز چشمی تشخیص داده شود در دسترس نیست. واکنش ‌زنجیره‌ی پلی‌مراز (PCR) برای آزمایش زلالیه، زجاجیه از نظر DNA توکسوپلاسمایی موفقیت آمیز بوده و به خصوص در بیماران با تظاهرات غیر عادی مفید است.
● درمان:
درمان توکسوپلاسموز چشمی بسته به موقعیت ایمنی میزبان داشته و ارزیابی پزشک از محل و شدت عفونت و التهابات همراه آن است. در بیماران با سیستم ایمنی سالم، خود محدود شونده است.
▪ روشهای متعددی برای تعیین زمان و چگونگی درمان اولیه پیشنهاد گردیده است و این فاکتور شامل: دید، محل ضایعه نسبت به ماکولا و صفحه‌ی بینایی،تعداد و اندازه‌ی ضایعات، شدت و مدت التهاب ویتره.
عوامل متعددی در درمان بیماری پیشنهاد شده و درمان برای کلیه افراد یکسان نمی‌باشد. شایعترین داروی مصرفی در موارد مشخص در بالغان پیریمتامین (دوز حداکثر ۵۰ تا ۱۰۰ میلی‌گرم) دوز درمانی ۲۵ تا ۵۰ میلی‌روزانه) سولفادیازین (دوز حداکثر ۲ تا ۴ گرم، دوز درمانی ۱ گرم ۴ بار در روز)، کلیندامایسین (دوز درمانی ۳۰۰ میلی‌ ۴ بار در روز)،تری متوپریم، سولفامتوکسازول (دوز درمانی ۱۶۰ تا ۸۰۰ میلی‌ ۲ بار در روز)، پردنیزولون (دوز درمانی ۲۰ تا ۸۰ میلی‌روزانه برحسب شدت التهاب). جمع این داروها هم قابل تجویز است.
غالباً پیریمتامین، سولفادیازین و پردنیزولون (درمان ۳ گانه) توصیه می‌شود. بعضی معتقدند که به این فرمول کلیندامایسین هم اضافه شود (درمان ۴ گانه) سولفونامیدها، پیریمتامین سبب مهار متابولیسم اسید فولیک می‌گردند و لذا مهم است که اسید فولینیک (۵ میلی‌یک روز درمیان) به جدول فوق اضافه شود.
استروئید در بیماران که موارد خاصی باشند مانند ویترایتیس شدید، کاهش دید و مجاورت ضایعه با فوآ وعصب بینایی توصیه می‌شود. از مصرف کورتیکوستروئیدهای طولانی اثر، به صورت تزریق داخل چشمی و اطراف کره‌ی چشمی (تریام سینولون استوناید) خودداری شود چون که خطر پان افتالمی و نابینایی وجود دارد.
در زن حامله درمان در توکسوپلاسموز فعال چشمی، از مصرف پیریمتامین به علت اثرات تراتوژنیک احتمالی باید خودداری شود. در عوض اسپیرامایسین (دوز درمانی ۴۰۰ میلی Tid) در زن حامله بی‌خطر بوده و سبب کاهش میزان انتقال تاکی‌زوئیت به جنین می‌شود.
مصرف توام و دراز مدت تری‌متوپریم سولفا متوکسازول در بیمارانی که رتینوکورئیدیت توکسوپلاسمایی راجعه دارند، توصیه شده است. این دارو در اکثر داروخانه‌ها موجود است. گران هم نیست و به ندرت آلرژی ایجاد می‌کند.
در عده‌ی‌ کمی از بیماران (۵ درصد) اریتم جلدی عارض می‌شود که با قطع دارو بر طرف می‌شود.به نظر می‌رسد بین عمل جراحی آب مروارید و فعال شدن بیماری رابطه‌یی برقرار باشد و لذا درمان پروفیلاکتیک آنتی‌بیوتیک قبل و پس از درمان در بیمارانی که اسکار غیر فعال توکسوپلاسمایی دارند توصیه می‌شود به خصوص در صورتی‌که برای فوآویا اپتیک دیسک تهدیدی در کار باشد. این ترکیب دارویی ۳ روز قبل از عمل جراحی و ۲ تا ۳ هفته پس از جراحی انتخاب مناسبی است.     دکتر محمدحسین کوچک زاده/چشم
  هفته نامه پزشکی امروز
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:18 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشكي - چشم

 

ناخنک (Pterygium)

  ناخنک (Pterygium)ناخنك یك ضایعه مثلثی است كه از سفیدی چشم (ملتحمه) روی سیاهی چشم (قرنیه) كشیده می شود. این ضایعه ناشی از رشد خوش خیم بافت پیوندی و رگ های ملتحمه است. ناخنك معمولاً ابتدا به صورت یك سفیدی روی ملتحمه ایجاد می شود كه به تدریج به سمت قرنیه رشد می كند. به علت وجود رگ های زیاد معمولاً رنگ ناخنك صورتی یا قرمز است. ناخنك گاهی ملتهب می شود و باعث سوزش و خارش و اشكریزش می شود. گاهی اوقات ناخنك رشد زیادی می كند و تا وسط قرنیه می رسد و جلوی دید را می گیرد؛ به علاوه حتی ناخنك های كوچكتر هم می توانند با تغییر شكل قرنیه باعث ایجاد آستیگماتیسم شوند و دید افراد را تار كنند.
● پیشگیری
اشعه ماوراء بنفش خورشید (UV) در ایجاد ناخنك مؤثر است بنابراین توصیه می شود افرادی كه در مناطق آفتابی زندگی می كنند و مدت زیادی در معرض تابش آفتاب هستند از كلاه لبه دار و عینك آفتابی استفاده كنند. همچنین باد شدید و گرد و خاك ممكن است با تحریك چشم در ایجاد ناخنك مؤثر باشد.
در افرادی كه ناخنك دارند معمولاً ورود آب به چشم ها (در موقع شستن دست و صورت یا حمام كردن) باعث تحریك چشم و ایجاد سوزش و قرمز شدن چشم ها می شود. بنابراین این افراد باید دقت كنند كه حتی الامكان آب وارد چشمشان نشود.
● درمان
اگر ناخنك كوچك باشد و ظاهر ناخوشایندی نداشته باشد و باعث قرمزی و سوزش چشم ها نشود نیاز به درمان خاصی ندارد.
اگر ناخنك گهگاه ملتهب شود و سوزش و قرمزی چشم ایجاد كند مصرف قطره های اشك مصنوعی به صورت مكرر ممكن است باعث تسكین علائم شود. در مواردی كه ناخنك التهاب شدیدی دارد می توان با نظر چشم پزشك یك دوره درمان با قطره های استروئیدی یا سایر قطره های ضد التهاب انجام داد.
در مورد ناخنك های بزرگتر كه از لحاظ ظاهری و زیبایی اهمیت دارند و یا با ایجاد آستیگماتیسم باعث تاری دید شده اند می توان با جراحی ناخنك را برداشت البته اگر ناخنك به صورت ساده برداشته شود احتمال عود آن زیاد است و به خصوص در افراد جوان و افرادی كه ناخنك ملتهب دارند در نیمی از مواد عود دیده می شود. در این افراد بهتر است علاوه بر برداشتن ناخنك از روش های تكمیلی مثل پیوند ملتحمه یا استفاده از داروهای خاص (مثلا میتومایسین) در حین جراحی استفاده شود.
در ناخنك های خیلی بزرگ كه وسط قرنیه را هم درگیر كرده اند ممكن است لازم باشد علاوه اقدامات فوق از پیوند قرنیه لایه ای برای اصلاح شكل قرنیه استفاده شود.
لازم به ذكر است كه برخی از تومورهای چشمی ممكن است در ابتدا با ناخنك اشتباه شوند. پس در مواردی كه ناخنك رشد خیلی سریعی دارد و یا مكرراً عود می كند حتماً باید با چشم پزشك مشورت كنیم.    
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:19 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشكي - چشم

 

نگاهی طبیعی از ورای یک چشم مصنوعی


  نگاهی طبیعی از ورای یک چشم مصنوعیصدمات ناشی از حوادث، بیماری، نابینایی مادرزادی و سرطان ، ممکن است به از دست رفتن یک یا هر دو چشم منجر شود. اما نداشتن چشم لزوما به معنای داشتن ظاهری نازیبا نیست. با پیشرفت های صورت گرفته در زمینه ساخت ایمپلنت های چشمی، در اکثر موارد به لحاظ زیبایی ظاهری نتایج بسیار مطلوبی از این جراحی ها به دست آمده است.
در دنیای باستان، به ویژه مصر، چشم نماد زندگی بود. رومی ها مجسمه های خود را با چشم هایی از جنس نقره می آراستند. اما جراحی فرانسوی به نام Ambrose Par (۱۵۹۰-۱۵۱۰)، اولین چشم مصنوعی را ساخت که کاملا در کاسه چشم قرار می گرفت. این قطعه از طلا و نقره ساخته شده بود. با ابداع شیشه های کرایولیتی (از جنس فلورید سدیم – آلومینیوم و اکسید آرسنیک)، ماده ای نسبتا سفید رنگ به دست آمد که برای پروتز چشمی مناسب به نظر می رسید. این کشف در سال ۱۸۳۵ به نام متخصصان آلمانی ثبت شده است.
در آن زمان برای ساختن چشم مصنوعی، به انتهای یک لوله شیشه ای آنقدر حرارت داده می شد تا به شکل گوی درآید. سپس ترکیب های مختلفی از رنگ شیشه برای طبیعی تر جلوه کردن پروتز استفاده می شد. چشم پزشکان معمولا صدها نمونه از این چشم های مصنوعی را در مطب خود نگهداری می کردند. سپس با آزمون و خطا و امتحان کردن تعدادی از چشم های مصنوعی، بهترین پروتزی را که در کاسه چشم جا می افتاد انتخاب کرده و به بیمار تحویل می دادند.
تولید چشم مصنوعی تا سال های متمادی در انحصار آلمان بود. در جریان جنگ جهانی دوم و با قطع صادرات چشم مصنوعی شیشه ای از آلمان، مهندسان ارتش آمریکا به همراه چندین تیم پزشکی غیر نظامی توانستند ترکیبی جدید به وسیله ترکیب رنگدانه های روغنی و پلاستیک ایجاد کنند. از این زمان به بعد، پروتز های پلاستیکی به پروتز های شیشه ای ترجیح داده شدند.
اماآنچه که امروزه نگاهی شبه طبیعی به یک چشم مصنوعی داده است، اختراع " ایمپلنت چشمی" است. چشم های مصنوعی امروزی دارای قابلیت حرکت به اطراف هستند که جلوه ای طبیعی به آن ها داده است.
برخی از موارد استفاده از چشم مصنوعی به شرح زیر هستند:
۱) بیماری مادرزادی به نامMicrophthalmia ، در این بیماری به علتی ناشناخته، رشد چشم کامل نشده و کوچک می ماند. این چشم ها کاملا نابینا هستند و شاید در بهترین حالت دارای اندکی ادراک نور باشند.
۲) برخی افراد در هنگام تولد فاقد یک یا هر دو چشم هستند. این بیماری Anophthalmia نام دارد و یکی از مشکل ترین موارد کارگذاری چشم مصنوعی است.
۳) بیماری ارثی Retinoblastomaکه ناشی از بروز سرطان یا تومور است. احتمال از دست دادن چشم در اثر این بیماری ۲۵ الی ۵۰ درصد (با توجه به بروز بیماری در یک یا هر دو چشم) برآورد می شود.
● اجزای چشم مصنوعی
پیش از جایگذاری چشم مصنوعی، باید یک مرحله اصلی انجام شده باشد. اولین گام خارج کردن چشم بیمار یا آسیب دیده (enucleation) توسط جراح متخصص است. اما آنچه که در این مرحله بسیار حیاتی است، حفظ عضلات متصل به صلبیه (سفیده چشم) است. کارگذاری چشم مصنوعی بلافاصله پس از جراحی تخلیه چشم انجام می گیرد. سپس جراح عصب بینایی را قطع می کند. هسته اصلی پروتز چشمی، "ایمپلنت چشمی" است. این ایمپلنت در کره چشم قرار می گیرد تا حجم چشم حفظ شود. نقش دیگر ایمپلنت، حفظ حرکات طبیعی چشم است. امروزه ایمپلنت های چشمی از مواد Porous (خلل و فرج دار) ساخته می شوند. در نتیجه، رگ های خونی می توانند در منافذ ایمپلنت رشد کنند. این ماده از جنس Porous Polyethylene است که به صورت synthethic (کارخانه ای ) تهیه می شود. از آنجا که ساختار مواد Porous همانند مرجان یا بافت استخوان اسفنجی است، امکان ادغام ایمپلنت با سلول های بدن فراهم می شود. از مزایای این ادغام می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱) کاهش احتمال پس زنی ایمپلنت توسط سیستم ایمنی
۲) حفظ پاکیزگی ایمپلنت به صورت بخشی از نظام طبیعی بدن.
عصب بینایی در پشت ایمپلنت قطع می شود. از بین ۶ عضله حرکتی چشم، چهار عضله به ایمپلنت متصل می شوند. به این ترتیب حرکات چشم تا حد بسیار زیادی به طور طبیعی جلوه خواهد کرد. سپس بافت ملتحمه (غشاء مخاطی درون کره چشم و پلک ها) بر روی ایمپلنت کشیده می شود. درانتها یک conformer (دیسک پلاستیکی یا سیلیکونی) در جلوی چشم قرار می گیرد که پس از بهبودی کامل محل جراحی، این قطعه با پروتز جایگزین می شود.
در فضای باقیمانده، خارجی ترین قطعه یعنی "پروتز چشم مصنوعی" جای می گیرد. این قطعه به صورت سفارشی و بر اساس مشخصات فردی (شامل رنگ چشم) ساخته شده و تنها بخش removable (برداشته شدنی) است. زمان کارگذاری پروتز تا هنگام بهبودی کامل کره چشم پس از جراحی و برداستن conformer به تعویق می افتد.
● مراحل ساخت پروتز چشمی
همان طور که پیش تر اشاره شد، پروتز چشمی در واقع خارجی ترین بخش یک چشم مصنوعی است. این قطعه به صورت دست ساز تهیه می شود و پس از بهبودی کامل چشم (حداقل ۶ هفته پس از جراحی) در جای خود قرار می گیرد. بلافاصله پس از جراحی، به جای پروتز یک کانفورمر (وسیله لنز مانند و شفاف) در بخش جلویی ایمپلنت قرار می گیرد تا با نگه داشتن پلک ها در جای خود، به شکل گیری کاسه چشم در حین بهبودی کمک کند. در واقع کانفورمر یک پوسته محدب است که از خلال آن می توان ملتحمه را مشاهده کرد.
پس از بهبودی کامل چشم، کار ساخت پروتز آغاز می شود. برای این کار، از کاسه چشم و فضای محصور بین پلک ها و ملتحمه قالب گیری می شود. این مرحله ممکن است چندین بار تکرار شود. جنس ماده استفاده شده برای قالب گیری مشابه موادی است که برای قالب گیری از دندان ها به کار می روند. از این قالب، نمونه مومی اولیه به دست می آید. نمونه مومی در کاسه چشم قرار می گیرد تا از نظر ضخامت و جایگیری امتحان شود. ضخامت پروتز، اصلی ترین عامل در تعیین نحوه قرارگیری پلک ها است. چرا که اگر ضخامت بیشتر از حد لازم باشد، چشم ها بیش از اندازه باز می مانند. پس از دستیابی به شکل دلخواه، محل مردمک چشم با الگوگیری از چشم سالم تعیین می شود. سپس پروتز نهایی از مواد مطلوب ساخته می شود.
رنگ چشم مصنوعی نیز با الگوگیری از چشم سالم تعیین شده و نقاشی می شود. عنبیه و صلبیه به دقت و با دست نقاشی می شوند. رگ های خونی و شیارهایی نیز برای طبیعی تر جلوه کردن نمونه نهایی به صورت دستی نقاشی میشوند.پس از اینکه عنبیه نقاشی شد، توسط دستگاه تراش، خطوطی روی آن ایجاد می شود. قطر عنبیه دقیقا مطابق با چشم سالم طراحی می شود. این قطر معمولا در رنج ۱۰ تا ۱۳ میلی متر قرار دارد. برای از بین بردن هرگونه ناصافی، سطح پروتز پولیش می شود. در آخرین مرحله، سطح پروتز با یک لایه محافظ پوشش داده می شود. پاکیزگی پروتز باید به طور منظم انجام گیرد و حداقل یک بار در سال به صورت حرفه ای پولیش شود.
اکثر مردم در عرض چند ساعت به استفاده از چشم مصنوعی عادت می کنند، به طوری که بعد از چند روز حضور فیزیکی آن را احساس نمی کنند. عمر متوسط یک چشم مصنوعی از جنس پلاستیک در حدود ۱۰ سال است. اما در کودکان به علت تغییرات سریع در حین فرآیند رشد، طول عمر پروتز کوتاه تر است. به طور کلی هر فرد به چهار الی پنج پروتز در دوره کودکی تا بزرگسالی نیاز دارد.
● مواد اولیه
اصلی ترین ماده به کار رفته در ساخت چشم مصنوعی، پلاستیک است. برای قالب گیری نیز از موم یا گچ استفاده می شود. در طی فرایند قالب گیری از پودری سفید رنگ از جنس آلگینات استفاده می شود. برای رنگ آمیزی از طیف های مختلف رنگ استفاده می شود.
● نگهداری از پروتز چشمی
چشم مصنوعی را هرگز نباید با الکل یا حلال های دیگر تمیز کرد . این کار باعث از بین رفتن پروتز خواهد شد. در صورت برداشتن پروتز، باید آن را فقط درون آب یا محلول نمک یا محلول لنز تماسی قرار داد . این امر مانع از خشک شدن رسوبات بر روی سطح پروتز می شود. برای شستشو باید از مواد شوینده دارای PH خنثی استفاده کرد. برای خشک کردن پروتز باید از دستمال پنبه ای و نرم استفاده شود تا در سطح پروتز خراشیدگی ایجاد نشود.
● نگاهی به آینده
با پیشرفت روزافزون علوم کامپیوتر، الکترونیک، و تکنولوژی مهندسی پزشکی، ممکن است به زودی چشم های مصنوعی ساخته شوند که حس بینایی را نیز فراهم کنند. این رویا با ساخت میکروالکترودها و تکنیک های پیچیده تشخیص تصاویر تا حدودی محقق شده است. محققان در حال ساخت اولین نمونه های شبکیه مصنوعی (artificial retina) هستند. عملکرد شبکیه مصنوعی بر اساس تکنولوژی بایوچیپ است. بیوچیپ ها به سلول های گانگلیون(جمع آوری کنندگان اطلاعات دریافتی چشم) متصل می شوند. در سطح شبکیه ای این بیوچبپ ها، یک آرایه اکترودی و در سطح مردمکی آن ها یک سنسور قرار می گیرد. سنسور در قبال مقدار دوز لیزر دریافتی از عینک فرد دارنده چشم مصنوعی ، پاسخی را به آرایه الکترودی ارسال می کند. امید است که در آینده نزدیک، از دست دادن چشم تا حدود زیادی قابل جبران بوده و تاثیر کمتری بر زندگی افراد ایجاد کند.     مهندس مریم سنگرگیر
  ماهنامه تخصصي مهندسي پزشکي
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:55 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشكي - چشم

 

والدین باید زود اقدام کنند


  والدین باید زود اقدام کنندقبل از شروع هر درمان، بررسی كامل برای تشخیص متاستازهای تومور الزامی است كه از مهم‌ترین این بررسی‌ها، انجام تست‌های كبدی است.
مطمئنم برای سلامتی فرزندان عزیزتان از هیچ تلاش و كوششی دریغ نمی‌كنید. با این وجود گاهی به راحتی سهل‌انگاری‌های والدین و ناآگاهی آنها باعث بروز مشكلات جدی در بچه‌ها می‌شود. شاید باورتان نشود اما چشم‌ها هم ممكن است دچار تومور و سرطان شوندكه متاسفانه، اغلب به علت ناآگاهی و آشنا نبودن والدین با علایم این تومورها، در بسیاری از موارد، بیماری در مراحل پیشرفته تشخیص داده می‌شود. دكتر هرمز شمس از این تومورها می‌گوید:
● آقای دكتر، واقعا چشم هم دچار تومور و سرطان می‌شود؟
▪ بله و شایع‌ترین تومورهای بدخیم آن نیز به دو دسته تقسیم می‌شوند كه به آنها ملانوم و رتینوبلاستوم می‌گویند.
● مبنای این تقسیم‌بندی چیست؟
▪ این تومورها بر حسب اینكه در چه سنی دیده شود، تقسیم‌بندی می‌شوند. ملانوكار سینوما در بزرگسالان و معمولا در۶۰ تا ۷۰ سالگی دیده می‌شوند و از سلول‌های رنگینه‌ای لایه انگوری چشم منشأ می‌گیرد. منظور از لایه انگوری چشم، مشیمیه، جسم مژگانی و عنبیه است.
● آیا واقعا شایع است؟
▪ شیوع این بیماری بین شش تا هفت نفر در یك میلیون جمعیت تخمین زده می‌شود، البته در سیاهپوستان كمتر از سفیدپوستان است.
● از علل به وجود آمدن آن نگفتید؟
▪ عوامل مختلفی مثل اشعه خورشید و سیگار در بروز آن دخالت دارند.
● عوامل ژنتیك چه‌طور؟
▪ نه. این بیماری موروثی نیست، یعنی از یك نسل به نسل بعدی منتقل نمی‌شود.
● علایم آن چیست؟
▪ متاسفانه این تومور درمراحل اولیه هیچ علامتی را از خود نشان نمی‌دهد و معمولا پس از گسترش است كه علایم‌اش ظاهر می‌شود حتی گاهی از طریق دست ‌اندازی‌های فراوان آن به دیگر اندام‌ها (كه بیشتر كبد است) تشخیص آن صورت می‌گیرد. به طور كلی تومور براساس اینكه از چه قسمتی منشا گرفته باشد، علایم مختلفی بروز می‌دهد. مثلا تومور مشیمیه ممكن است موجب كاهش دید و یا میدان دید شود. تومور جسم مژگانی با گسترش به سمت جلوی چشم، باعث جابه جایی عدسی، آب مروارید، گلوكوم و بالاخره جلوراندن عنبیه می‌شود و در این موقع خود را آشكار می‌كند.
● راهی برای تشخیص زودتر این بیماری وجود دارد؟
▪ معمولا تومورهای رنگدانه‌ای درون چشمی با آزمایش روتین چشمی به وسیله چشم پزشك تشخیص داده می‌شود و بیمار هیچ‌گونه آگاهی از عارضه چشمی خود و هیچ علامتی ندارد. معمولا در معاینه، تومور به صورت یك برجستگی گنبدی شكل با رنگ قهوه‌ای دیده می‌شود. در ۹۵ درصد از موارد تومور با بررسی‌های چشم پزشكی قابل تشخیص است اما می‌توان از آزمایش‌های تكمیلی‌ مثل سونوگرافی برای نمایان شدن یك تومور جامد و همچنین برای تشخیص حجم و گسترش تومور در درون چشم و یا كاسه چشم استفاده كرد. درضمن، انجام سی‌تی اسكن و MRI برای تشخیص خود تومور و گسترش آن بسیار مفید است.
● روش درمان ؟
▪ قبل از شروع هر درمان، بررسی كامل برای تشخیص متاستازهای تومور الزامی است كه از مهم‌ترین این بررسی‌ها، انجام تست‌های كبدی است. در چند دهه اخیر پیشنهاد می‌شد كه پس از تشخیص تومور، سریعا چشم تخلیه شود، ولی بعدها درمان‌های دیگری هم پیشنهاد شد. مثلا برای تومورهای كوچكتر، لیزردرمانی و یا حرارت درمانی و برای تومورهای بزرگ‌تر، درمان‌های رادیواكتیو تماسی و یا تابش اشعه با انرژی بالا پیشنهاد شد.
● شانس درمان چه‌قدر است؟
▪ كلا پیش آگهی این تومور رنگینه‌ای خوب نیست. در تومورهای بزرگ، مرگ و میر بعد از پنج سال حدود ۵۰ درصد و در تومورهای كوچك حدود ۱۲ درصد است.
● فرمودید كه دومین تومور رتینوبلا‌ستوماست؟
▪ رتینو بلاستوما شایع‌ترین تومور بدخیم درون چشمی در اطفال است كه از سلول‌های حساس شبكیه منشا می‌گیرد. شیوع این تومور خیلی بیشتر از ملانوكارسینوما در بزرگسالان است و حدود یك نفر در هر ۲۰ هزار نوزاد تخمین زده می شود.
● علت بروز این تومور چیست؟
▪ این غده بدخیم در۳۰ تا ۴۰ درصد موارد دو طرفه است و تومورهای دوطرفه موروثی و اتوزومال غالب است. در نتیجه ۵۰ درصد فرزندان در این افراد به تومور رتینو بلاستوما مبتلا می‌شوند.
● سن ابتلا‌به این بیماری چند سالگی است؟
▪ سن تشخیص فرم‌های دوطرفه در دو سالگی و یك طرفه در یك سالگی است. معمولا در سنین بالای هفت سالگی این بیماری بسیار نادر است. در ایران سن تشخیص تومور در حدود ۵/۳ سالگی است.
● آیا این تومور علامت خاصی دارد؟
▪ مهم‌ترین علامت این بیماری ـوجود یك مردمك سفید است. یعنی چشم طفل مثل چشمان گربه برق می‌زند. این علامت در بیش از ۶۰ درصد بیماران دیده می‌شود. علاوه بر این، گاهی اوقات لوچی چشم یا انحراف چشم و در موارد بزرگ‌تر شدن تومور، كاهش دید نیز بروز می‌كند.
● تشخیص به چه صورت است؟
▪ معمولا چشم پزشك در برخورد با چنین بیماری، برای تشخیص تومور، كودك را بیهوش می‌كند و با بازكردن مردمك‌ها، به معاینه و بررسی دقیق می‌پردازد. البته چون این تومور تمایل گسترش به عصب باصره، مغز و كاسه چشم دارد، با انجام سونوگرافی، سی تی اسكن و MRI میزان گسترش این بیماری را می‌توان تشخیص داد.
● روش درمان چگونه است؟
▪ پس از تشخیص این تومور، ابتدا باید طفل از نظر میزان گسترش بیماری و همچنین درگیری به اندام‌های دیگر مورد بررسی قرار بگیرد. این تومور در ممالك پیشرفته تا ۹۵ درصد قابل درمان است. اما مهم‌ترین مسأله، تشخیص سریع بیماری در كودك است.اگر بیماری در ابتدای راه باشد، با شیمی درمانی و لیزر درمانی شروع به درمان می‌كنیم، اما در فرم‌های پیشرفته، تخلیه چشم الزامی است.
● توصیه هایی به والدین؟
▪ مهم‌ترین اقدام ما راهنمایی والدین اطفال است و آگاه كرن آنها از موروثی بودن خطرات این تومور. همچنین مراجعه والدین كودك بدون هیچ وقفه‌ای به یك مركز مجهز چشم‌پزشكی برای نجات كودك و حتی چشم كودك، بسیار ضروری است. بنابراین توصیه می‌شود بدون استثنا، بچه‌هایی كه با وزن كم به دنیا می‌آیند (۵/۱كیلوگرم) و یا بچه‌هایی كه زودتر موعد یعنی زودتر از هفت ماهگی متولد می‌شوند، حتما برای بررسی به چشم پزشك مراجعه كنند.‌     تومورهای چشمی كودكان در گفت‌وگو با دكتر هرمز شمس، چشم‌پزشك الهه رضاییان
  روزنامه سلامت
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:56 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشكي - چشم

 

والدین باید زود اقدام کنند


  والدین باید زود اقدام کنندقبل از شروع هر درمان، بررسی كامل برای تشخیص متاستازهای تومور الزامی است كه از مهم‌ترین این بررسی‌ها، انجام تست‌های كبدی است.
مطمئنم برای سلامتی فرزندان عزیزتان از هیچ تلاش و كوششی دریغ نمی‌كنید. با این وجود گاهی به راحتی سهل‌انگاری‌های والدین و ناآگاهی آنها باعث بروز مشكلات جدی در بچه‌ها می‌شود. شاید باورتان نشود اما چشم‌ها هم ممكن است دچار تومور و سرطان شوندكه متاسفانه، اغلب به علت ناآگاهی و آشنا نبودن والدین با علایم این تومورها، در بسیاری از موارد، بیماری در مراحل پیشرفته تشخیص داده می‌شود. دكتر هرمز شمس از این تومورها می‌گوید:
● آقای دكتر، واقعا چشم هم دچار تومور و سرطان می‌شود؟
▪ بله و شایع‌ترین تومورهای بدخیم آن نیز به دو دسته تقسیم می‌شوند كه به آنها ملانوم و رتینوبلاستوم می‌گویند.
● مبنای این تقسیم‌بندی چیست؟
▪ این تومورها بر حسب اینكه در چه سنی دیده شود، تقسیم‌بندی می‌شوند. ملانوكار سینوما در بزرگسالان و معمولا در۶۰ تا ۷۰ سالگی دیده می‌شوند و از سلول‌های رنگینه‌ای لایه انگوری چشم منشأ می‌گیرد. منظور از لایه انگوری چشم، مشیمیه، جسم مژگانی و عنبیه است.
● آیا واقعا شایع است؟
▪ شیوع این بیماری بین شش تا هفت نفر در یك میلیون جمعیت تخمین زده می‌شود، البته در سیاهپوستان كمتر از سفیدپوستان است.
● از علل به وجود آمدن آن نگفتید؟
▪ عوامل مختلفی مثل اشعه خورشید و سیگار در بروز آن دخالت دارند.
● عوامل ژنتیك چه‌طور؟
▪ نه. این بیماری موروثی نیست، یعنی از یك نسل به نسل بعدی منتقل نمی‌شود.
● علایم آن چیست؟
▪ متاسفانه این تومور درمراحل اولیه هیچ علامتی را از خود نشان نمی‌دهد و معمولا پس از گسترش است كه علایم‌اش ظاهر می‌شود حتی گاهی از طریق دست ‌اندازی‌های فراوان آن به دیگر اندام‌ها (كه بیشتر كبد است) تشخیص آن صورت می‌گیرد. به طور كلی تومور براساس اینكه از چه قسمتی منشا گرفته باشد، علایم مختلفی بروز می‌دهد. مثلا تومور مشیمیه ممكن است موجب كاهش دید و یا میدان دید شود. تومور جسم مژگانی با گسترش به سمت جلوی چشم، باعث جابه جایی عدسی، آب مروارید، گلوكوم و بالاخره جلوراندن عنبیه می‌شود و در این موقع خود را آشكار می‌كند.
● راهی برای تشخیص زودتر این بیماری وجود دارد؟
▪ معمولا تومورهای رنگدانه‌ای درون چشمی با آزمایش روتین چشمی به وسیله چشم پزشك تشخیص داده می‌شود و بیمار هیچ‌گونه آگاهی از عارضه چشمی خود و هیچ علامتی ندارد. معمولا در معاینه، تومور به صورت یك برجستگی گنبدی شكل با رنگ قهوه‌ای دیده می‌شود. در ۹۵ درصد از موارد تومور با بررسی‌های چشم پزشكی قابل تشخیص است اما می‌توان از آزمایش‌های تكمیلی‌ مثل سونوگرافی برای نمایان شدن یك تومور جامد و همچنین برای تشخیص حجم و گسترش تومور در درون چشم و یا كاسه چشم استفاده كرد. درضمن، انجام سی‌تی اسكن و MRI برای تشخیص خود تومور و گسترش آن بسیار مفید است.
● روش درمان ؟
▪ قبل از شروع هر درمان، بررسی كامل برای تشخیص متاستازهای تومور الزامی است كه از مهم‌ترین این بررسی‌ها، انجام تست‌های كبدی است. در چند دهه اخیر پیشنهاد می‌شد كه پس از تشخیص تومور، سریعا چشم تخلیه شود، ولی بعدها درمان‌های دیگری هم پیشنهاد شد. مثلا برای تومورهای كوچكتر، لیزردرمانی و یا حرارت درمانی و برای تومورهای بزرگ‌تر، درمان‌های رادیواكتیو تماسی و یا تابش اشعه با انرژی بالا پیشنهاد شد.
● شانس درمان چه‌قدر است؟
▪ كلا پیش آگهی این تومور رنگینه‌ای خوب نیست. در تومورهای بزرگ، مرگ و میر بعد از پنج سال حدود ۵۰ درصد و در تومورهای كوچك حدود ۱۲ درصد است.
● فرمودید كه دومین تومور رتینوبلا‌ستوماست؟
▪ رتینو بلاستوما شایع‌ترین تومور بدخیم درون چشمی در اطفال است كه از سلول‌های حساس شبكیه منشا می‌گیرد. شیوع این تومور خیلی بیشتر از ملانوكارسینوما در بزرگسالان است و حدود یك نفر در هر ۲۰ هزار نوزاد تخمین زده می شود.
● علت بروز این تومور چیست؟
▪ این غده بدخیم در۳۰ تا ۴۰ درصد موارد دو طرفه است و تومورهای دوطرفه موروثی و اتوزومال غالب است. در نتیجه ۵۰ درصد فرزندان در این افراد به تومور رتینو بلاستوما مبتلا می‌شوند.
● سن ابتلا‌به این بیماری چند سالگی است؟
▪ سن تشخیص فرم‌های دوطرفه در دو سالگی و یك طرفه در یك سالگی است. معمولا در سنین بالای هفت سالگی این بیماری بسیار نادر است. در ایران سن تشخیص تومور در حدود ۵/۳ سالگی است.
● آیا این تومور علامت خاصی دارد؟
▪ مهم‌ترین علامت این بیماری ـوجود یك مردمك سفید است. یعنی چشم طفل مثل چشمان گربه برق می‌زند. این علامت در بیش از ۶۰ درصد بیماران دیده می‌شود. علاوه بر این، گاهی اوقات لوچی چشم یا انحراف چشم و در موارد بزرگ‌تر شدن تومور، كاهش دید نیز بروز می‌كند.
● تشخیص به چه صورت است؟
▪ معمولا چشم پزشك در برخورد با چنین بیماری، برای تشخیص تومور، كودك را بیهوش می‌كند و با بازكردن مردمك‌ها، به معاینه و بررسی دقیق می‌پردازد. البته چون این تومور تمایل گسترش به عصب باصره، مغز و كاسه چشم دارد، با انجام سونوگرافی، سی تی اسكن و MRI میزان گسترش این بیماری را می‌توان تشخیص داد.
● روش درمان چگونه است؟
▪ پس از تشخیص این تومور، ابتدا باید طفل از نظر میزان گسترش بیماری و همچنین درگیری به اندام‌های دیگر مورد بررسی قرار بگیرد. این تومور در ممالك پیشرفته تا ۹۵ درصد قابل درمان است. اما مهم‌ترین مسأله، تشخیص سریع بیماری در كودك است.اگر بیماری در ابتدای راه باشد، با شیمی درمانی و لیزر درمانی شروع به درمان می‌كنیم، اما در فرم‌های پیشرفته، تخلیه چشم الزامی است.
● توصیه هایی به والدین؟
▪ مهم‌ترین اقدام ما راهنمایی والدین اطفال است و آگاه كرن آنها از موروثی بودن خطرات این تومور. همچنین مراجعه والدین كودك بدون هیچ وقفه‌ای به یك مركز مجهز چشم‌پزشكی برای نجات كودك و حتی چشم كودك، بسیار ضروری است. بنابراین توصیه می‌شود بدون استثنا، بچه‌هایی كه با وزن كم به دنیا می‌آیند (۵/۱كیلوگرم) و یا بچه‌هایی كه زودتر موعد یعنی زودتر از هفت ماهگی متولد می‌شوند، حتما برای بررسی به چشم پزشك مراجعه كنند.‌     تومورهای چشمی كودكان در گفت‌وگو با دكتر هرمز شمس، چشم‌پزشك الهه رضاییان
  روزنامه سلامت
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:56 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشكي - چشم

 

وقتی چشم‌هایم ندیدند


  وقتی چشم‌هایم ندیدندبیست و سومین روز از اولین ماه فصل پاییز به نام روز جهانی نابینایان (عصای سفید) نامگذاری شده‌است تا شاید بهانه‌ای باشد برای ما که بیشتر از این افراد، توانایی‌ها و مشکلاتشان بگوییم. حدود دو سوم از افرادی که دچار معلولیت بینایی هستند کم‌بینا و حدود یک سوم این افراد به طور کامل نابینا محسوب می‌شوند.
دلایل نابینایی و کم‌بینایی در افراد متفاوت است اما آنچه مسلم است افراد کم بینا اغلب نسبت به نابینایان سازگاری بیشتر و بهتری با شرایط خود پیدا خواهندکرد و با مشکلات کمتری روبه‌رو‌ خواهند بود. ازدواج‌های فامیلی، عدم مشاوره ژنتیکی و حوادث به‌ویژه حوادث جاده‌ای و سوانح شغلی از مهم‌ترین دلایل ایجاد معلولیت‌های بینایی هستند. دامنه و شدت آسیب و برخورد اطرافیان به‌ویژه خانواده و همچنین محیط اجتماعی نقش تعیین کننده‌ای در واکنش روحی این افراد خواهد داشت.
● چشم‌هایی که دیگر نمی‌بینند
کسی را فرض کنید که ناگهان در اثر حادثه‌ای بینایی خود را از دست می‌دهد، به‌طور حتم او و خانواده‌اش در ابتدا دچار شوک بزرگی در زندگی خود می‌شوند و به‌راحتی قادر نخواهند بود وضعیت جدید را قبول کرده و با آن سازگار شوند. دکتر سید ابوالقاسم مهری‌نژاد، روانشناس بالینی در این زمینه می‌گوید: «افرادی که تا مدتی پیش از نعمت بینایی برخوردار بوده‌اند، شیوه زندگی خاصی را دنبال می‌کردند، برنامه‌هایی برای حال و آینده خود داشتند، طبیعی است که وقتی در دوره‌ای از زندگی بینایی خود را از دست می‌دهند دچار شوک روحی و روانی شده و به سختی با مساله کنار خواهند‌آمد. این افراد باید شیوه جدیدی برای زندگی خود در پیش بگیرند و در بسیاری از موارد اهدافشان را از نو بسازند».
این روانشناس در ادامه می‌افزاید: «این افراد در ابتدا دچار اضطراب، پرخاشگری، واکنش‌های هیجانی زیاد، تحریک‌پذیری و سپس افسردگی می‌شوند و گاه بعد از گذشت یکی، دو سال و حتی بیشتر به سازگاری می‌رسند. این افراد همچنین ممکن است، دچار مشکلات اجتماعی شوند». حمدالله خواجه حسینی، روانشناس نیز می‌گوید: «یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که سازگاری این افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اشکال در جهت‌یابی، تحرک و اطلاع از محیط اطراف است که باعث می‌شود، آنها ایمنی خود را در خطر دیده و به دنبال آن واکنش‌های عاطفی، خشم و افسردگی و احساس گناه و انزوا در آنها به‌ وجود آید».این افراد باید سه مرحله شوک یعنی، اضطراب و بیقراری، افسردگی و در نهایت رسیدن به یک سازگاری کارآمد و ناکارآمد را پشت سر بگذارند. مدت زمانی که فرد برای پشت سر گذاشتن هر کدام از این مراحل طی می‌کند، وابسته به مسائل زیادی از جمله رفتار اطرافیان، اجتماع، نگرش فرد به زندگی و... است.
● ترس از فردا
در دنیا و روزگاری که ترس از آینده و اضطراب ناشی از آن همراه همیشگی ماست و فکر فردا و روزگار پیری و کهولت دغدغه بسیاری از انسان‌هاست، بسیار طبیعی است که وقتی فردی ناگهان بینایی خود را از دست می‌دهد این دغدغه برای او به یک مشکل جدی‌تر تبدیل شود. آن‌چه سازگاری فرد را با خود و خانواده او تسهیل می‌کند امکاناتی است که به فرد نابینا و خانواده او در این جهت ارائه می‌شود. هر اندازه فرد سریع‌تر تحت خدمات توانبخشی و آموزش مهارت‌های لازم قرار بگیرد، زودتر به سازگاری خواهد رسید. حمدالله خواجه حسینی یادآور می‌شود: «این‌که فرد باور کند، بینایی خود را برای همیشه از دست داده‌است و دیگر قادر به دیدن نیست یکی از مراحل مهم در رسیدن به سازگاری است. متاسفانه بسیاری از این افراد نمی‌توانند این واقعیت را قبول کنند و گاهی به خود وعده می‌دهند که پزشکان اشتباه کرده و به زودی بهبود پیدا خواهند کرد. اطرافیان این فرد باید از کوچک کردن مساله بپرهیزند و به جای کوچک کردن مشکلات فرد را بزرگ جلوه دهند. کوچک نشان دادن مشکل باعث می‌شود، فرد زوایای مختلف مساله را در نظر نگیرد. باید به خاطر داشته ‌باشیم نخستین گام در رسیدن به سعادت، شناخت است و با نادیده گرفتن و کوچک جلوه دادن مساله جلوی شناخت را خواهیم گرفت. ما باید بپذیریم و عنوان کنیم که مشکل فرد جدی و بزرگ است و به او به‌خاطر ناراحتی‌هایش حق بدهیم. در این حالت به فرد اجازه بروز احساساتش را خواهیم داد که باعث تخلیه هیجانات او خواهد شد».برای دستیابی به یک سازگاری کارآمد لازم است فرد در کنار پذیرش موقعیت جدید خود، راه‌های مواجهه با این تغییرات را بیاموزد و شیوه جدیدی برای زندگی خود انتخاب کند.
او باید باور کند که در شرایط جدید هم می‌تواند تجربیات تازه و متفاوتی داشته‌باشد. در سازگاری کارآمد فرد متناسب با توانایی‌ها خود به‌سوی یک زندگی خوب و مناسب گام برخواهد داشت، اما در سازگاری ناکارآمد فرد دچار آشفته کاری خواهد شد و راهی را در پیش می‌گیرد که متناسب با توانایی‌های او نیست و بی‌ثمر خواهد بود. سازگاری ناکارآمد باعث آسیب شخصیتی و روحی و روانی در فرد می‌شود. محدودیت حتی محدودیت در بینایی می‌تواند باعث رشد خلاقیت در فرد شده و توانمندی‌های پنهان و پتانسیل‌های فرد را به کار گرفته و منجر به خلاقیت‌هایی در فرد شود، البته اگر فرد بتواند درست با این موقعیت روبه‌رو شود. در این موقعیت شخص نابینا و خانواده او هر دو باید برخورد درستی با موقعیت جدید داشته‌باشند. فرد باید خودش را باور کرده و خانواده هم در این راه پشتیبان او باشند و او را بپذیرند. اگر خود را ضعیف و ناتوان متصور شود و اعتماد به نفس خود را از دست بدهد، به مرور زمان این مساله روی ارتباط او با اطرافیانش هم تاثیر خواهد گذاشت.
● چه کسانی بیشتر آسیب می‌بینند؟
یکی از عوامل موثر در واکنش عاطفی افرادی که بینایی خود را از دست می‌دهند، زمان وقوع آن است. معمولا در کودکی و سپس نوجوانی مشکلات کمتر است. در این سنین هنوز شخصیت و عواطف فرد شکل نگرفته‌است و کودک و نوجوان بهتر با وضعیت جدید سازگار می‌شود. افراد مسن هم نسبت به جوانان و میانسالان نیز چون آمادگی ذهنی و اجتماعی دارند، دچار مشکلات سازگاری کمتری می‌شوند. این در حالی است که اغلب خطر بیشتری جوانان و میانسالان را تهدید می‌کند. خواجه حسینی می‌گوید: «شخصیت جوانان شکل گرفته‌است، اهدافش مشخص است و خود را در اوج توانمندی و تحرک می‌بیند، در این حالت از دست دادن بینایی می‌تواند منجر به بحران در فرد شده و نظم زندگی او را بر هم زند». این روانشناس در ادامه با اشاره به نحوه نابینایی (ناگهانی و یا مرور زمان) می‌افزاید: «کسی که ناگهان بینایی خود را از دست می‌دهد، هیچ‌گونه آمادگی برای مواجهه این شرایط ندارد و مهارتی در این زمینه کسب نکرده و پیش‌بینی نداشته‌است. اما کسانی که به مرور زمان بینایی خود را از دست می‌دهند، کم‌کم از لحاظ روانی آمادگی پیدا می‌کنند و توانمندی‌های لازم را می‌آموزند و برای زندگی خود برنامه‌ریزی می‌کنند، این افراد معمولا راحت‌تر با مشکل خود کنار خواهند آمد».
● استقلال به‌جای وابستگی
توصیه می‌شود افرادی که به هر دلیلی بینایی خود را از دست می‌دهند ، خانواده‌های آنها حتما به یک مشاور و یا روانشناس مراجعه کنند تا آسیب و دشواری کمتری در مدت زمان کوتاه‌تر این دوره‌ها را پشت سر بگذارند، برخورد معقول‌تری با وضعیت خود در پیش گرفته و متناسب با محدودیت‌ها و توانایی‌های خود تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی مناسبی داشته‌باشد. در غیر صورت فرد از نظر روانی با مشکلات جدی روبه‌رو خواهد شد. اگر فرد نتواند به مرور زمان استقلال و اعتماد به نفس گذشته خود را باز یابد و توانمندی‌هایی متناسب با محدودیت خود کسب کند، دو راه در پیش روی او خواهد بود. این افراد ممکن است یک زندگی کاملا وابسته از نظر اجتماعی و روانی را آغاز کنند و یا رابطه آنها با اطرافیان و خانواده‌شان مخدوش شده و آنها و اطرافیانشان مستاصل شده و قادر به برقراری یک ارتباط سالم نخواهند بود. این وضعیت حتی روی روابط سایر اعضای خانواده با هم نیز تاثیر خواهدگذاشت. در این وضعیت بعد از مدتی فرد به انزوا کشیده شده و سلامت و بهداشت روانی خانواده با مشکل روبه‌رو خواهد شد.
● تولد کودک نابینا فاجعه نیست
به دنیا آمدن یک نوزاد در هر خانواده‌ای مایه شادی و نشاط خواهد بود. نشاطی وصف نشدنی که با آرزوها و نقشه‌های والدین نوزاد برای آینده او پیوندی عمیق دارند. اما هنگامی که کودک با یک معلولیت و شاید بهتر است بگوییم محدودیت به دنیا می‌آید، والدین احساس می‌‌کنند خط بطلانی بر تمام رویاهای شیرین آنها کشیده شده‌است و با ناامیدی به فردای فرزند تازه متولد شده خود می‌نگرند. فردا یی که مانند فردای هر کودک دیگری می‌تواند روشن باشد یا تیره. اینکه والدین اغلب در این شرایط دچار شوک می‌شوند، تردیدی نیست.
در واقع شوک حاصل مواجهه با موقعیت‌های بحرانی و غیرقابل پیش‌بینی است. اما آیا به راستی ما اجازه داریم به بهانه معلولیت بینایی، فردای - شاید روشن- کودکمان را به سیاهی تبدیل کنیم؟بسیاری از والدین وقتی متوجه معلولیت نوزاد خود می‌شوند، از باب انکار وارد می‌شوند. آنها مدام به خود وعده می‌دهند که اشتباهی در تشخیص پزشکان وجود دارد و هر واکنش بی دلیل کودک خود را توجیهی بر توان بینایی می‌گذارند. مدام به امیدی واهی بینایی کودک را تحریک می‌کنند و... . این در حالی‌است که هر چه زودتر کم بینایی و یا نابینایی کودکمان را بپذیریم، بهتر و راحت‌تر با آن کنار خواهیم آمد. هنگامی که کودکی با هر معلولیتی متولد می‌شود، والدین او باید هر چه زودتر به مددکاران و کارشناسان روانشناس مراجعه کنند. هنگامی که والدین دید روشن‌تری نسبت به معلولیت فرزند خود داشته‌باشند، بهتر می‌توانند با شرایط روبه‌رو شوند. از دیگر مکانیزم‌های دفاعی که خانواده‌ها در این موقعیت‌ها در پیش می‌گیرند، می‌توان به اغراق و انزوای اجتماعی اشاره کرد.
در این شرایط خانواده نیاز به کمک دارند. اگرچه ممکن است این خانواده بعد از مدتی ـ که ممکن است گاهی طولانی‌تر از حد معمول شود ـ مراحل شوک را پشت سر بگذارند، اما شاید پیامدهای روانی آن برای مدت طولانی و گاه همیشه باقی بمانند. کودکی متولد شده، شاید او ناتوان در تماشای دنیا با چشم‌هایش باشد اما سایر توانایی‌های او را نمی‌توان انکار کرد. او می‌تواند بیندیشد، می‌تواند خلق کند و می‌تواند با تکیه بر توانایی‌هایش مستقل باشد و مفید. نوزاد درکی از معلولیت خود ندارد، اگر اطرافیان و جامعه طی سال‌ها اعتماد به نفس او را نگیرند، استعدادهای او شکوفا خواهند شد. باید به توانایی‌های او فکر کرد و وی را متناسب با معلولیتش برای زندگی آینده آموزش داد. نابینا می‌تواند بخواند و بنویسد، حتی اگر آن خط بریل باشد. می‌تواند به مدرسه و دانشگاه برود، هنرمند باشد، دانشمند باشد اگر بخواهد و بخواهیم.     شهرزاد عبدیه
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:57 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشكي - چشم

 

هشدار به مصرف کنندگان لنز


  هشدار به مصرف کنندگان لنزخانم آلیسون برگمن - رودریگز (Alison Bregman-Rodriguez)، به قدری در چشم راست خود احساس ناراحتی میکرد که آنرا به صاعقه زدگی تشبیه میکرد، او می گفت که انگار پوسته روی چشمش کشیده میشود. او مدت یک ماه قدر به کار، رانندگی یا تماشای تلویزیون نبود.
این مددکار اجتماعی ۳۰ ساله میگوید : "در تمام عمرم آنقدر درد نکشیده بودم"
مشکل خانم برگمن پس از مراجعه به چند پزشک مختلف، آلودگی به "قارچ چشم" تشخیص داده شد، که وضعیتی بسیار خطرناک بوده و درمان آن بسیار مشکل است و میتواند به کوری منجر شود. عده ای از پزشکان با تعدادی از موارد مشابه برخورد کرده اند که همه از لنز استفاده میکردند.
خانم برگمن و ۲۰ بیمار دیگر در انستیتوی چشم بسکوم پالمر (Bascom Palmer) دانشگاه میامی تحت درمان قرارگرفتند. ۱۲ نفر از این عده بیمارانی بودند که از لنز داخل چشم استفاده میکردند و تحقیقات نشان داده است که بروز این مشکل رو به افزایش است و موارد مشابه از طرف مسئولین بهداشت سنگاپور، مالزی و هنگ کنگ هم گزارش شده است. این تحقیقات نشان میدهد که چنین قارچی در گذشته بسیار کمتر دیده شده است.
چرا حالا؟
این قارچ که فوزاریوم (fusarium) نام دارد معمولا در محصولات گیاهی و خاک مناطق حاره و نیمه حاره یافت میشود. بیمار آلوده به این قارچ در صورت عدم استفاده از قطره های دارویی در طی دو تا سه ماه درمان، ممکن است به زخم قرنیه دچار شده و نابینا شود.
نشانه های این بیماری، دید نا واضح، درد یا سرخی چشم، حساسیت فزاینده نسبت به نور و آبریزش فراوان چشم است. این قارچ واگیر ندارد و از شخصی به شخص دیگر منتقل نمیشود.
دکتر ادواردو آلفونسو (Eduardo Alfonso)، مدیر انستیتو بسکوم پالمر میگوید: "سوال این است که چرا ناگهان استفاده کنندگان لنزهای چشمی، مورد حمله این ارگانیسم قرار گرفته اند، درحالی که قبلا اینچنین نبوده است. این قارچ قبلا هم در مواردی دیده شده بود، لنز هم مدتها است که مورد استفاده قرار میگیرد، اما حالا چه عاملی موجب اتحاد این دو شده است؟"
آلفونسو اضافه کرد که تنها توضیح این بوده است که بیشتر مبتلایان به این قارچ از لنز استفاده میکرده اند و ساکن نواحی گرمی بوده اند که این قارچ در آنها به فراوانی یافت میشود.
از طرفی دکتر بنجامین پارک (Benjamin Park)، اپیدمی شناس، گفته است در میان مناطق گزارش شده، یک ایالت سردسیر هم بوده است و میگوید: "این قارچ در ایالات جنوبی بیشتر است، اما اصولا بیماری نادری به شمار می آید زیرا ما درباره نسبت یک در ده هزار صحبت میکنیم و این واقعیت که با مواردی در نواحی سرد سیر برخورد کرده ایم ما را دچار تردید کرده است."
توصیه دکتر آلفونسو برای مصرف کنندگان لنز این است که قبل از قرار دادن یا خارج کردن لنز از چشم دستهای خود را بشویند و با یک حوله بدون پرز خشک کنند. ظرف نگهدارنده لنز هر سه ماه یک بار و مایع داخل آن باید هر روز تعویض شود.
● تشخیص مشکل
دکتر آلفونسو میگوید که تشخیص این قارچ مشکل است زیرا عفونتهای چشم در استفاده کنندگان لنز معمولا در اثر باکتی است نه قارچ. او افزود که این تشخیص نیازمند گزارش آزمایشگاه کشت میکرب است که معمولا چشم پزشکان بیمار خود را به آنجا نمیفرستند. از طرفی رشد این قارچ به قدری کند است که هفته ها طول میکشد تا جواب کشت مشخص شود و زمان در درمان این بیماری نقش تعیین کننده ای دارد.
مشکل دیگر این است که داروهای لازم برای مبارزه با عفونت قارچی در همه جا یافت نمیشود و معمولا باید سفارش داده شود. البته در صورتی که عفونت در حاشیه قرنیه باشد و زود تشخیص داده شود، احتمال نابینایی بسیار کم خواهد بود.
خانم برگمن - رودریگز گفته است که در مورد استفاده از لنز، حتا قبل از عفونت چشمش هم در حد وسواس تمیز بوده است. او هنوز هم از دارو استفاده میکند تا باقی خراشها نیز برطرف شوند و میگوید که دیگر هرگز از لنز استفاده نخواهد کرد.
"دکتر آفونسو به من گفت که من جزو بیماران خوش شانس بوده ام، زیرا در اکثر موارد کار به پیوند قرنیه میکشد. هرچند پزشکان در حال تحقیق بر روی چگونگی بروز و درمان این بیماری هستند، اما من بسیار نگران اشخاصی هستم که با بروز چنین مشکلی به آزمایشگاه کشت میکرب نمیروند. تصور کنید که چه اتفاقاتی میتواند رخ دهد."

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  6:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشكي - چشم

 

هشدار به مصرف کنندگان لنز


  هشدار به مصرف کنندگان لنزخانم آلیسون برگمن - رودریگز (Alison Bregman-Rodriguez)، به قدری در چشم راست خود احساس ناراحتی میکرد که آنرا به صاعقه زدگی تشبیه میکرد، او می گفت که انگار پوسته روی چشمش کشیده میشود. او مدت یک ماه قدر به کار، رانندگی یا تماشای تلویزیون نبود.
این مددکار اجتماعی ۳۰ ساله میگوید : "در تمام عمرم آنقدر درد نکشیده بودم"
مشکل خانم برگمن پس از مراجعه به چند پزشک مختلف، آلودگی به "قارچ چشم" تشخیص داده شد، که وضعیتی بسیار خطرناک بوده و درمان آن بسیار مشکل است و میتواند به کوری منجر شود. عده ای از پزشکان با تعدادی از موارد مشابه برخورد کرده اند که همه از لنز استفاده میکردند.
خانم برگمن و ۲۰ بیمار دیگر در انستیتوی چشم بسکوم پالمر (Bascom Palmer) دانشگاه میامی تحت درمان قرارگرفتند. ۱۲ نفر از این عده بیمارانی بودند که از لنز داخل چشم استفاده میکردند و تحقیقات نشان داده است که بروز این مشکل رو به افزایش است و موارد مشابه از طرف مسئولین بهداشت سنگاپور، مالزی و هنگ کنگ هم گزارش شده است. این تحقیقات نشان میدهد که چنین قارچی در گذشته بسیار کمتر دیده شده است.
چرا حالا؟
این قارچ که فوزاریوم (fusarium) نام دارد معمولا در محصولات گیاهی و خاک مناطق حاره و نیمه حاره یافت میشود. بیمار آلوده به این قارچ در صورت عدم استفاده از قطره های دارویی در طی دو تا سه ماه درمان، ممکن است به زخم قرنیه دچار شده و نابینا شود.
نشانه های این بیماری، دید نا واضح، درد یا سرخی چشم، حساسیت فزاینده نسبت به نور و آبریزش فراوان چشم است. این قارچ واگیر ندارد و از شخصی به شخص دیگر منتقل نمیشود.
دکتر ادواردو آلفونسو (Eduardo Alfonso)، مدیر انستیتو بسکوم پالمر میگوید: "سوال این است که چرا ناگهان استفاده کنندگان لنزهای چشمی، مورد حمله این ارگانیسم قرار گرفته اند، درحالی که قبلا اینچنین نبوده است. این قارچ قبلا هم در مواردی دیده شده بود، لنز هم مدتها است که مورد استفاده قرار میگیرد، اما حالا چه عاملی موجب اتحاد این دو شده است؟"
آلفونسو اضافه کرد که تنها توضیح این بوده است که بیشتر مبتلایان به این قارچ از لنز استفاده میکرده اند و ساکن نواحی گرمی بوده اند که این قارچ در آنها به فراوانی یافت میشود.
از طرفی دکتر بنجامین پارک (Benjamin Park)، اپیدمی شناس، گفته است در میان مناطق گزارش شده، یک ایالت سردسیر هم بوده است و میگوید: "این قارچ در ایالات جنوبی بیشتر است، اما اصولا بیماری نادری به شمار می آید زیرا ما درباره نسبت یک در ده هزار صحبت میکنیم و این واقعیت که با مواردی در نواحی سرد سیر برخورد کرده ایم ما را دچار تردید کرده است."
توصیه دکتر آلفونسو برای مصرف کنندگان لنز این است که قبل از قرار دادن یا خارج کردن لنز از چشم دستهای خود را بشویند و با یک حوله بدون پرز خشک کنند. ظرف نگهدارنده لنز هر سه ماه یک بار و مایع داخل آن باید هر روز تعویض شود.
● تشخیص مشکل
دکتر آلفونسو میگوید که تشخیص این قارچ مشکل است زیرا عفونتهای چشم در استفاده کنندگان لنز معمولا در اثر باکتی است نه قارچ. او افزود که این تشخیص نیازمند گزارش آزمایشگاه کشت میکرب است که معمولا چشم پزشکان بیمار خود را به آنجا نمیفرستند. از طرفی رشد این قارچ به قدری کند است که هفته ها طول میکشد تا جواب کشت مشخص شود و زمان در درمان این بیماری نقش تعیین کننده ای دارد.
مشکل دیگر این است که داروهای لازم برای مبارزه با عفونت قارچی در همه جا یافت نمیشود و معمولا باید سفارش داده شود. البته در صورتی که عفونت در حاشیه قرنیه باشد و زود تشخیص داده شود، احتمال نابینایی بسیار کم خواهد بود.
خانم برگمن - رودریگز گفته است که در مورد استفاده از لنز، حتا قبل از عفونت چشمش هم در حد وسواس تمیز بوده است. او هنوز هم از دارو استفاده میکند تا باقی خراشها نیز برطرف شوند و میگوید که دیگر هرگز از لنز استفاده نخواهد کرد.
"دکتر آفونسو به من گفت که من جزو بیماران خوش شانس بوده ام، زیرا در اکثر موارد کار به پیوند قرنیه میکشد. هرچند پزشکان در حال تحقیق بر روی چگونگی بروز و درمان این بیماری هستند، اما من بسیار نگران اشخاصی هستم که با بروز چنین مشکلی به آزمایشگاه کشت میکرب نمیروند. تصور کنید که چه اتفاقاتی میتواند رخ دهد."

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  6:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها