از نظر قرآن، ریشه و خاستگاه لغو را باید در جهل و نادانی و بی خردی مردم اهل لغو جست. کسانی به لغو و کارهای بیهوده رو می آورند که اهل خرد نیستند یا این که از خرد خویش بهره نمی گیرند و در نادانی و جهالت دست و پا می زنند (قصص، آیات ۵۲ و ۵۳)
براین اساس می توان دریافت که چرا تنها عبادالرحمن از اعراض کنندگان واقعی و کامل لغو و کارها و رفتارهای بیهوده هستند؛ زیرا ایشان نه تنها خردمند و اولوالالباب هستند بلکه در مقام دانایی و آگاهی و بصیرت می باشند و از اهل لغو و هر کار بیهوده ای پرهیز می کنند (فرقان، آیات ۶۳ و ۷۲) اعراض آنان از لغو و اهل لغو، اعراضی بزرگوارانه و کریمانه است تا شرایط علیه آنان رقم نخورد و با اهل لغو در یک مجلس و یک جا گرد نیایند. (همان)
مومنانی که اهل خشوع و نماز هستند و وقت خویش را به عبادت و نماز می گذرانند، ایشان نیز از لغو پرهیز می کنند؛ زیرا می دانند که هر عمل لغو و بیهوده ای به معنای فرصت سوزی از عمر بی تکرار و بی بازگشت و خسران و زیان بزرگ است. (مومنون، آیات ۲ و ۳)
برخی از مومنان اهل کتاب نیز این گونه هستند و به جای آن که خود را سرگرم مجادله کنند به کارهای پسندیده و مطلوب شریعت می پردازند و سرگرمی به لغو را رفتاری جاهلانه و پیروی از جهل و نادانی برمی شمارند.(قصص، آیات ۵۲ و ۵۳)