ابر رحمت
|

ابر رحمت
|
| خدایا؛چون در آثار قدرت تو مینگرم شرم از وجودم میبارد و نمیدانم با چه زبانی نیازم را به تو بگویم چرا که تو خود«علّام الغیوب»و«ستّار العیوب»میباشی.عزیزا؛نه زبان گویا دارم و نه قلم زیبا.اما یقین دارم که تو مجری«انّ الحسنات یذهبن السیئات»هستی.معبودا؛میخواهم همسفر«حسنات الابرار سینال المقرّبین»شوم و با آنان در آسمان بندگی تو بال پرواز بگشایم،اما بال من کجا و بال آنان کجا.مهربانا؛میخواهم برای لحظهای کوتاه هم که شده پای درس«الا بذکر الله تطمئن القلوب» بنشینم و چند لحظه با شوق پرواز«واضمم الیک جناحک من الرّهب»همراه شوم.نمیدانم در نیم نگاه معصومت چه رازی نهفته است که اینسان پروانگان دیوانهات شدهاند.نمیدانم شمع وجودی تو از کدامین منبع روشنایی گرفته که بالهای پروانگان را نمیسوزاند.نمیدانم در کدامین سرزمین عاشقی منتظر عاشقان هستی و بالاتر از این نمیدانم عاشق تو شدن یعنی چه و عاشق تو کیست؟بر همه وعده دیدار میدهی و آنگاه از نظر غائب میگردی،تو خود میبینی و چشمان ما را نعمت دیدن عطا نمیکنی،تو خود بر مسیر عشاق ره میپویی و ما را محروم پویش راه میکنی.چرا؟مگر دل در گرو تو گذاشتن حق مولاییات را عطا نمیکند؟!ابا صالح؛آنان که خدا را خوب بندگی میکنند خوب میدانند که روزی بر این کویر برهوت،ابررحمت عبور خواهد کرد و تو خود نیز گواهی.لیلای من؛مرا شأن حضور تو نیست لیکن تو خود عطا نما بر کرامت خویش.اباصالح؛تو خود سفره رنگ باخته; دلمان را به گرمای وجودت،به نورانیت رخ زیبایت،به رنگینی عشّاقت،رنگین فرما و ما را بر خوان خویش پذیرا باش.ما منتظریم؛تا تو دادستان دادگاه عدل الهی بیایی.ما منتظریم تا روزی در محضر عدل الهی،دستان ما که به دستبند گناه آلود شدهاند،با عطای تو،با شفای تو بازگردند.ما منتظریم تا تو بیایی،اما اگر بیایی یقین بدان نخواهیم گذاشت تا ماجرای کوچههای بنیهاشم بار دیگر به صورتی دیگر جلوه کند.پس تا کوفه به علی پشت نکرده،تا دستان علی آن مرد خدایی بسته نشده بیا،ما برای همیشه منتظرت هستیم. |
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی
دوشنبه 9 اسفند 1389 6:58 PM
تشکرات از این پست