جنگ رمضان و ركود جبهه ها براي مدت كوتاهي طرفداران صلح را چه در خارج و چه در داخل تقويت نمود تا شايد از شرائط حاصله هركدام به نفع خود بهره جسته به جنگ خاتمه دهند.
صلح، در شرائطي كه آمريكا بر اين گمان است كه بحران هاي موجود در خاورميانه را در جهت قدرت بخشيدن به سلطه حل نموده اكنون مي خواهد جمهوري اسلامي ايران را تحت فشار بيشتري قرار دهد. با شرايط ما براي متاركه جنگ هرگز قابل انطباق نيست،زيرا بر خلاف گذشته كه هيگ وزير خارجه سابق آمريكا در پاسخ مرتجعين منطقه اعلام نموده بود كه آمريكا در زمينه متوقف كردن جنگ تحميلي قدرت اعمال نفوذ چنداني راندارد، امروز به طرفدارانش در منطقه اعلام مي دارد كه وي قدرت چنين كاري را بخوبي دارد الرياض در تاريخ 8/8 مي نويسد:
آمريكا طرحي را براي پايان دادن بجنگ آماده كرده است در چنين شرائطي بنظر مي رسد آمريكا به صلحي كه ثبات جمهوري اسلامي ايران و رشد انقلاب اسلامي را در بر داشته باشد تن در دهد يا به تعبير ديگر نمي تواند پيروزي و غلبه ما بر بزرگترين توطئه آمريكا در رابطه با نابودي انقلاب اسلامي ايران مطرح مي گردد، در برگيرنده شكستي است براي ما كه مقاصد آمريكا در منطقه را تقويت مي نمايد. بدون شك عدم پذيرش چنين صلحي ازجانب ما كوره جنگ را همچنان در ابعاد وسيعتري ادامه و گرم نگاه خواهد داشت. آمريكا با علم به اين مطلب در اين رابطه سعي مي كند زمينه هاي لازم براي مقابله با احتمالات موجود از ادامه جنگ را بوجود آورد، البته تاكنون مزدوران آمريكا در منطقه حساب خاصي بر صلح طلبي جناح هايي در ايران باز نموده بودند هم اكنون نيز اميد فراواني به آن بسته اند زيرا اين راه يعني صلح تحميلي، بهترين طريق از جهات مختلف در مقايسه با اتمام جنگ به نفع مزدوران امريكا از طريق نظامي با توجه به موانع و ريسك هاي موجود در اين راه است.
موانع اتخاذي از سوي آمريكا در طول دو سال جنگ دلالت بر آن دارد كه امريكا بدون حل مسئله اسرائيل در منطقه قادر نبوده است موضع رسمي و فعالي در حمايت از صدام اتخاذ نمايد كه اين مساله مورد اعراض مرتجعين منطقه نيز قرار گرفته بود. البته دلائل زير را مي توان درمورد اين مطلب بيان داشت:
1- روشن شدن دشمني و سازش ناپذيري انقلاب اسلامي براي مسلمانان جهان بطور ملموس
آمريكا از اسرائيل و عراق در يك زمان، تائيد روشني مي بود بر هم جهتي عراق با اسرائيل براي مسلمانان و تقويت خطر اصلي بودن انقلاب اسلامي براي اسرائيل.
آمريكا براي خنثي نمودن اثرات اين مطلب، نه تنها قبل از حل مسئله اسرائيل موضع رسمي در حمايت صدام اتخاذ نمي نمايد، بلكه سرمايه زيادي براي تبليغات نسبت به زير سوال بردن اين خصيصه انقلاب اسلامي بكار مي برد كه ازجمله بمباران مراكز اتمي عراق، تبليغ خريد اسلحه اسرائيل و غيره را مي توان نام برد.
آمريكا با علم به اين مطلب يعني سازش ناپذيري ما در مقابل صهيونيزم دارا مي باشد و همچنين با توجه به سازش رهبران كشورهاي اسلامي با اسرائيل و به ذلت كشاندن اعراب در مقابله با اسرائيل كه ملتهاي مسلمان از آن آگاهند و از آن رنج مي برند، حمايت آمريكا از عراق در سطح وسيع و جانب داري رسمي از عراق قبل از حل مسئله فلسطين و اسرائيل اين خطر يعني رشد انقلاب اسلامي را براي آمريكا نقويت مي نمود.
2- عدم هماهنگي مزدوران آمريكا در منطقه نسبت به طرح هاي نظامي آمريكا براي كمك به صدام در جنگ تحميلي:
بعد از ظهور علائم شكست صدام در ارتباط با دنبال نمودن طرح هاي
آمريكا در مقابله با انقلاب اسلامي، آمريكا دست به تشكيل شوراي همكاري خليج فارس زد تا بدين وسيله بتواند هماهنگي لازم را در حكام منطقه بوجود آورد، اما تاكنون همواره شوراي همكاري به دلائلي كه در تحليل هاي گذشته ذكر شد ه است از ايفا نمودن نقش فعال به غير از كمك اقتصادي سياسي، در رابطه با جنگ و دخالت مستقيم سر باز زده است.
3- مشخص نبودن استراتزي آمريكا در خاورميانه بعد از انقلاب اسلامي بخصوص در مورد جنگ:
از آنجايي كه جنگ در آغاز به عنوان يك تاكتيك كوتاه مدت پيش بيني شده بود و آمريكا سياست مدوني را در رابطه با تداوم جنگ نداشت اين مسئله سبب گشت تا نيل به اين هدف در حمايت مستقيم عراق تاخير حاصل شود.
آمريكا با توجه به مشكلات ذكر شده بر سر راهش براي ممانعت از شكست كامل در جنگ براي مقابله با جمهوري اسلامي دست به يك سري اقداماتي زده كه تحولات جديدي را در رابطه با جنگ بوجود آورده است.
شايد بتوان گفت عمده ترين تحول جديد در جنگ از كنفرانس فاس نشات مي گيرد كنفرانس فاس با آن تركيبش يكي از طرح هاي گسترده آمريكا در خاورميانه به حساب مي آيد، تشكيل اين كنفرانس بعد از حل مسئله فلسطينيان و اخراج آنها از لبنان محور توطئه را حول جنگ تحميلي قرار مي دهد گرچه به حسب ظاهر دو محور براي كنفرانس تعيين و بايد اولويت به حل بحران لبنان و تصويب طرح مشترك اعراب نسبت به اين موضوع داده مي شد، اما در مورد اهميت آنچه فاس در مورد لبنان تصويب نمود همين بس كه بفاصله كمي از اعلام مصوبات فاس در مورد لبنان شاه حسين يكي از گرداننده گان اين جريان طرح فاس را غير عملي دانسته در مقابل خواستار اجراي طرح ريگان شد وي طرح ريگان را به عنوان يك گام جديد و شهامت آميز تمجيد كرد(خ جمهوري اسلامي 7/4).
رسالتي كه اين كنفرانس در رابطه با لبنان انجام داد شكستن حرمت برسميت شناختن اسرئيل و دريدن پرده اي كه تا بحال مانع از اين كار مي گشت بود، زيرا اقدام كشورهاي عربي هر كدام به تنهايي سرنوشت مشابه مصر را در پيش روي خود داشت.
بدين ترتيب فاس توانست يكي از موانع مهم در سر راه آمريكا در مورد جنگ را ازميان بردارد و سلاطين عرب را با پشت گرمي بيشتري به مبارزه با دشمن اصيلشان يعني انقلاب اسلامي كه آمريكا بر ايشان مشخص نموده سوق دهد و بطور مقطعي هم كه شده مسئله اسرائيل را براي اعراب و آمريكا حل شده تلقي نمايد.
رسالت عمده اين كنفرانس كه مربوط به بحث ما مي باشد در ارتباط با جنگ تحميلي بود كه بدنبال آن شاهد رويداد ها و دگرگوني هاي زير در منطقه بوديم.:
1- از سرگيري انعقاد قرارداد هاي بزرگ در عراق با جهان بويژه غرب براي كسب حمايت سياسي:
در تاريخ 25/7 كنسرسيومي شامل هفت كمپاني مشاور و ژاپني قرارداد تهيه طرح عظيمي را براي توسعه همه جانبه شهرا بغداد با عراق به امضاء رسانيد. اين اولين باز است كه كمپاني هاي ژاپني چنين طرح عظيمي را براي يك كشور خارجي تهيه مي كنند، همچنين اخيرا عراق قرارداد هاي متعدد با كارخانجات ورشكسته ليلاند موتور انگليس منعقد ساخته است كه يكي از قرارداد ها براي دريافت اتوبوس دو طبقه به ارزش 20 ميليون پوند مي باشد، همچنين عراق طي سه سال آينده ساختمان يك خط آهن وسيع براي تامين حمل و نقل 26 ميليون مسافر را آغاز خواهد كرد كه به گفته معاون وزير حمل و نقل رژيم صدام اين شبكه مناطق جنوبي و شمالي اين كشور را به يكديگر متصل خواهد كرد.
انعقاد اين قرارداد بعد از وقفه اي كه حكايت از ناپايداري حكومت صدام از نظر جهانيان مي نمود حائز اهميت مي باشد.
2- تعهد پرداخت 5/6 ميليارد دلار ديگر از سوي مرتجعين منطقه براي تامين نيازهاي 6 ماهه جنگ با عراق.
3- فعال شدن هيئت هاي صلح از حمله هيئت كنفرانس اسلامي به نفع عراق.
سفر هاي با جار و جنجال و پذيرش آنها از سوي جمهوري اسلامي به عنوان ميانجي كه در عرف موسوم مي بايستي مورد قبول دو طرف باشد و بعد موضع گيري تبليغاتي بر عليه ما جو سياسي نامناسبي در سطح جهاني بوجود مي آورد.
4- ترغيب كشورهاي اسلامي و عربي به اعزام نيرو به عراق
مصر و اردن گرچه نتوانستند چندان تاثيري در وضع نيروهاي صدام بگذارند و بعد از عمليات بيت المقدس عقب نشيني محسوسي در حمايت نظامي از صدام نمودند اما با اين وجود گسترش جبهه جنگ و شركت مستقيم نيروهاي خارجي در عراق به اهداف آمريكا كمك شاياني مي نمايد. به همين دليل اين بار نيز سودان به دلائلي از ميان ساير وابستگان امريكا اعلام مي نمايد مي خواهد به كمك نظامي صدام بشتابد كه اين امر مصر و اردن را نيز فعال مي نمايد البته پر واضح است كه چنين حمايت هائي با در نظر گرفتن فاصله مكاني چندان موثر نخواهد بود و فقط براي بر پا نگه داشتن صدام تا زمان مناسب بكار مي رود.
5- به موضعگيري كشاندن كشورهايي كه تاكنون به حسب ظاهر جانب بي طرفي را اتخاذ نموده بودند، بر عليه جمهوري اسلامي. بارز ترين نمونه اين چرخش را مي توان درمورد پاكستان ديد كه در ادامه بحث به آن پرداخته خواهد شد.
6- بالا بردن فشار اقتصادي با تصميمات جديد عربستان داير بر بالا بردن توليد و كاهش قيمت نفت براي جلو گيري از صدور نفت جمهوري اسلامي ايران.
تبليغات غرب مبني بر اين مطلب كه ايران توانسته با كاستن از قيمت نفت مشخص شده توسط اوپك صادرات نفت خود را بالا ببرد و خيلي از مشكلات اقتصادي خود را حل نمايد و به ثبات جمهوري اسلامي بيانجامد، بعد از عدم موفقيت طرح نا امن كردن بنادر صادراتي در خليج فارس، عربستان را به اقدام جديدي وا داشته و اعلام نموده در اجلاس آينده تشكيل گردد، قيمت نفت صادراتي خود را به نحوي تنزل خواهد خواهد داد كه از فروش نفت ايران جلو گيري نمايد. همچنين راديو كلن در تاريخ 22/8 اعلام مي نمايد: عربستان بزرگترين كشور صادر كننده نفت در جهان در نظر دارد به مجرد آن كه در بازار هاي جهاني نشانه هاي افزايش تقاضا پديدار شود توليد نفت خود را افزايش دهد. اين مطلب از طرف وزارت نفت در رياض اعلام شد. طبق نظر عبدالعزيز آل تركي معاون وزير نفت عربستان ميزان تقاضاي نفت خام در بازار هاي جهاني طي شش ماه آينده روزانه 2 تا 4 ميليون بشكه افزايش خواهد يافت، درحلا حاضر بويژه در كشورهاي صنعتي غرب مقادير زيادي نفت ذخيره شده است افزايش صادرات نفت در سطح 2 تا 4 ميليون بشكه در روز به بهانه افزايش ميزان تقاضا، در صورتي كه خود غربي ها اقرار دارند كه علاوه بر اشباع بودن بازار جهاني مقادير فراواني نيز ذخيره سازي شده بدون شك مشلات بيشتري براي همبستگي شوراي خليج فارس بوجود خواهد آورد تا بر جمهوري اسلامي زيرا تلاش مشابه چندي قبل عربستان به اعتراضات شديد كويت و امارات متحد عربي انجاميد(تاريخ 9/11/60 يونايتدپرس) يك مقام بلند پايه كويتي در مصاحبه با روزنامه القبس ضمن اعلام اين خبر كه ميزان توليد نفت كويت به پايين ترين حد خود يعني 600 هزار بشكه رسيده گفت حالت دلسردي در بازار جهاني تا آنجا كه به توليد كنندگان آن مربوط مي شود، كويت را در تحقق اهداف مربوز به توليد خود كه 5/1 ميليون بشكه در روز است با دشواري مواجه ساخته است اين مقام كويتي عربستان را بخاطر ركود با بازار جهاني نفت مورد نكوهش قرارداد.
7- فشار به سوريه براي حل اختلافاتش با عراق
بدنبال فشار هاي وارده بر سوريه از سوي اقمار آمريكا زمينه هايي در سوريه و در سايت خارجيش پديدار گشت كه سفر رفعت اسد به آمريكا و بدنبال آن سفر وزير اقتصاد سوريه(سليم ياسين) به طور مخفيانه به آمريكا نموداري از آن بود مجله نيوزيك از قول يك مقام بلندپايه آمريكايي پيش بيني كرد: تا قبل از پايان سال جاري مسيحي روابط دو جانبه سوريه و آمريكا شاهد تحولات مثبتي خواهد بود اين تحول شايد باعث گردد كه از يك مخالفت جدي با صدام عدول نموده و از فشار بر مرزهاي غربي عراق بكاهد.
در پي اين كنفرانس وزيران دفاع شش كشور عربي عضو شوراي همكاري خليج فارس در مذاكرات دو روزه خود در رياض با اين پرسش دشوار روبرو بودند كه آيا بين ايران و عراق ميانجي گري كنند يا كمك مالي و تسليحاتي خود را به عراق افزايش دهند و يا در پاسخ به قطنامه كنفرانس فاس نيرو به بغداد بفرستند از جمله تصميماتي كه اتخاذ گرديد ايجاد ترتيبات دفاعي براي حفظ چاهها و تاسيسات نفت كشورهاي عربي در برابر تهديدات احتمالي است پاسخ به اين پرسش را در تفسيري جستجو بايد كرد كه راديو عربستان در تاريخ 19/7 ارائه مي دهد و طي آن صريحا مي گويد:
كشورهاي عرب حوزه خليج فارس نبايد به برقراري توازن نيرو در منطقه اكتفا كنند بلكه لازم است به برتري قوا دست يابند تا همه توطئه هاي موجود را خنثي كنند.
ناهماهنگي شوراي همكاري خليج فارس نيز كه بعلت ترس از سرنوشت اولا از سوي كويت براي مقاومت در مقابل امضاي پيمان امنيتي با عربستان بوده، ثانيا از سوي امارات عربي متحده كه در شوراي همكاري خليج فارس خواهان اتخاذ موضع نرم تري با جمهوري اسلامي ايران بود، با ترور ديپلماتهاي كويت و امارات در كشور هاي مختلف و با وارد آوردن فشار سياسي بر آنها بطور محسوسي كاهش يافت اما اين دين معنا نمي باشد كه شوراي خليج فارس اكنون زمينه را براي همكاري با آمريكا در هر نوع طرح نظامي آماده ديده است.
راديو آمريكا در تاريخ 18/8 چنين مي گويد:
مسائل دفاعي و امنيتي نيز در دستور كار اجلاس سومين كنفرانس سران شوراي همكاري خليج فارس گنجانيده شده است اما همكاري در اين زمينه حتي مشكل تر از همكاري اقتصادي است. عربستان سعودي با چهار كشور عربي حوزه خليج(فارس) موافقت نامه دو جانبه تهديدات امنيتي داخلي امضاء كرده است اما كويت با اين توضيح كه استرداد مجرمين با قانون اساسي آن كشور مقايرت دارد از امضاء چنين موافقت نامه اي طفره رفته است اين مساله اي نيست كه در اين كنفرانس به سادگي برطرف گردد. مشكل ديگر مسئله دفاع است وزير دفاع بحرين مي گويد: ممكن است دست يابي به يك سيستم يك پارچه دفاعي براي كشور هاي عربي حوزه خليج فارس سالها به طول انجامد اين سخنان نشان مي دهد كه متحد شدن با آمريكا در امور دفاعي نياز به مدت زماني دارد كه اين مسئله در ميان توده هاي عرب توجيه شود و موجب تزلزل سياسي بيشتر رژيم هاي دست نشانده آمريكا در منطقه نگردد.
شوراي همكاري خليج فارس البته در جهت هموار كردن اين مشكلات حركت مي كند اما تا حصول به اين مقصود اختلاف نظر هايي در زمينه نوع خاتمه دادن به جنگ موجود است. به اين صورت كه كشور هاي مرتجع عرب حاضرند حتي امتيازاتي به جمهوري اسلامي بدهند و حاضر بودند در شرايطي جايگزيني صدام را مورد بحث قرار دهند.
زيرا ممكن است اين درگيري به جنگ گسترده اي در خليج فارس مبدل شده و عواقب كاملا پيش بنيني نشده اي را بر ايشان ببار آورد. ولي براي كساني كه در يك چنين هراسي بسر مي برند اين ابهام وجود دارد كه آيا بركناري صدام باعث فرونشاندن جنگ خواهد شد يا آن قدر نا آرامي در عراق ايجاد خواهد كرد كه برقراري جمهوري اسلامي اجتناب ناپذير گردد. به هر صورت عملكرد كشور هاي مرتجع عرب در منطقه بستگي به ميزان قدرت و اعمال نفوذ آمريكا دارد. آنها هرگز حاضر نيستند تجربه صدام در مورد آنها به عنوان پيشقراولان به راهي افتند كه آينده مبهمي در رابطه با حفظ قدرت در انتظارشان باشد. به اين صورت است كه در شرايط فعلي ترجيح مي دهند در جهت دست يافتن به برتري قوا در منطقه حركت نمايند. ظاهرا اين چيزي است كه همه در شورا به آن اتفاق دارند. تنها مطلبي كه هنوز شرائط آن مهيا نگرديد ه و عربستان به نحوي در صدد حل آن است حضور مستقيم نظامي آمريكاست گه اين مسئله نيز همچون طرح كمپ ديويد به زماني طولاني براي قبولانده شدن نياز دارد. راديو بي بي سي در تاريخ 17/8 در مورد تشكيل كنفرانس سران شورا در بحرين مي گويد: مسئله اساسي نقش نيرو هاي واكنش سريع آمريكاست
عمان نگهبان تنگه هرمز نگران درگير شدن ابرقدرت ها در منطقه است. بنظر مي رسد عربستان براي مبيانجي گري بين اين دولت ها وضع مطلوب تري دارد. آگاهان معتقدند كه عربستان طرح بي سرو صدائي را پيشنهاد خواهد نمود بدين معني كه حضور دريايي تضمين شده اما محتاطانه آمريكا را پيشنهاد خواهدكرد اما موضع گيري هاي مطبوعات كويت و امارات در اين زمينه قبل از تشكيل كنفرانس نشان دهنده اختلافات عميق مي باشد. روزنامه الوطن چاپ كويت(در تاريخ 17/8 طي مقاله اي درمورد جنگ مي نويسد: مسئله اكنون خاتمه دادن به جنگ است تا بررسي جوانب آن.
رك و راست اين كه اگر پناه بردن به زير چتر ابر قدرتها ميل پنهاني بسياري از افراد بوده اكنون فرصت طلائي براي مشروعيت بخشيدن به اين مورد نفرت آور است.
ما به هيج وجه شك نداريم كه تحولات اين جنگ شوم در كنفرانس سران شوراي همكاري خليج فارس كه قرار است سه شنبه گشايش يابد مورد بررسي قرار مي گيرد اميد ما اين است كه در اين كنفرانس سران به اهميت حفظ استقلال خليج تاكيد خواهند كرد و تمايلات را نسبت به وابستگي نظامي به آمريكا تحت كنترل درخواهند آورد. معهذا اني به تنهايي كافي نيست در واقع ادامه اين جنگ در چنين سطحي جدي انديشيدن به آمريكا را پيش خواهد آورد. ملت هاي منطقه هرگر طرفين در حال جنگ به ويژه ايرانيان را بخاطر اين امر نخواهند بخشيد.اكنون تا حدودي زمينه دفاع رسمي آمريكا از عراق بوجود آمده قطعا آمريكا بدون داشتن طرح براي احتمالات موجود از جنگ دست به چنين كاري نزده است. ملاقات هاي علني سعدون حمادي با مقامات بلند پايه آمريكا بعد از حل ظاهري مسئله لبنان و اسرائيل و اين كه يك ديپلمات عراق اعلام مي نمايد، اگر امريكايي ها بخواهند مي توانند به جنگ خاتمه دهند مويد اين مطلب مي باشد.
سكوتوره بعد از تهديدات متعدد اعلام مي كند: عليرغم گزارشاتي مبني بر به بن بست رسيدن كار هيئت صلح در رابطه با جنگ 25 ماهه خليج فارس، اين هيئت به كوش شهاي خود در آينده ادامه خواهد داد.(رويتر 3/8) همچنين عربستان كه قبل از سفر اين هيئت به ايران آن را آخرين فرصت براي جمهوري اسلامي مي خواند، بعد از شكست اين هيئت بار ديگر روزنامه رياض چاپ عربستان مي نويسد: اگر تلاش جديد الجزاير براي ميانجي گري جهت پايان دادن به جنگ ايران و عراق با شكست مواجه شود كشور هاي عربي به تحريم سياسي و اقتصادي عليه ايران مبادرت خواهند كرد.
با توجه به مشكلات موجود صلح تحميلي محور اصلي عملكرد وابستگان در شرائط كنوني قرار خواهد گرفت ولي نبايد احتمالات ديگر نيز از نظر دور بماند.
اول اين كه بر اثر مقاومت ما بر عدم پذيرش صلح تحميلي جنگ به صورت فرسايشي در آيد.
دوم اين كه حملات پيروزمندانه نيروهاي اسلام به صورت متداوم توطئه ها را خنثي نمايد.
در صوررت اول كه منافع فراواني در آن براي آمريكا موجود است و يكي از اهداف عالي آمريكا كه در رابطه با جنگ دنبال مي كند مي باشد و ره آورد هاي زير را مي توان براي آن نام برد:
1- جنگ بهترين عامل براي پيشگيري از صدور انقلاب و مشغول نگاهداشتن ما در درون مرزهايمان خواهد بود.
2- جنگ طولاني بهترين انگيزه براي حضور فعال آمريكا در منطقه خواهد بود.در اين جا اين سوال كه چرا بلوك شرق همراه با واشتگن غرب خواهان خاتمه جنگ هستند پاسخ خود را ميابد زيرا بلوك شرق تداوم جنگ را در فعال تر شدن آمريكا در منطقه و حضور مستقيم نيرو هاي آمريكا كه آنها در مقابله با آن تحركي ندارند مي بينند.
3- متشنج نشان دادن منطقه و ادامه فروش غير متعارف تسليحات.
4- ايجاد فرصت براي كشور هاي منطقه براي حل مسائل دروني و ايجاد سد دفاعي در مقابل جمهوري اسلامي
5- فشار هاي اقتصادي زمينه خوبي براي رشد جناح هاي صلح طلب و در عاقبت اميد به پذيرش صلح تحميالي از جانب جمهوري اسلامي مي باشد.
اما در صورت دوم يعني عدم پذيرش صلح تحميلي و ادامه جنگ پيروز مندانه و حملات پي در پي گيج كننده با توجه به شرائط موجود در منطقه آمريكا دست به يك توطئه حساب شده بزند و ما قادر خواهيم بود با فشار حملات رزمندگان اسلام، مرتجعين منطقه را وادار به پذيرش شرائطمان و تحقق صلح عادلانه نمائيم.
شرائط ايجاد شده بعد از حمله پيرزو مندانه محرم تائيد بارزي بر اين مطلب است. گردهم آئي سران كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس براي اتخاذ يك تصميم تعيين كننده كه آمريكا به آن اهميت زياد قائل بود با شكست فاحشي روبرو گشت. راديو بي بي سي در تاريخ 20/8 مي گويد:
رهبران شش كشور عرب در بيانيه خود اظهار داشتند كه پيشروي اخير ايران بداخل خاك عراق را يك تحول خطرناك بشمار مي آورند آنها مي گويند كه از تلاشهاي عراق جهت كنفرانس اسلامي سازمان ملل متحد و نهضت كشور هاي غير متعهد پشتيباني مي كنند. اين بيانيه با بيانيه سال گذشته آنها تفاوت چنداني ندارد. كشورهاي غرب كرانه خليج فارس تمايل شديد دارند كه تخاصم پيش ايران را بر نينگيزد. ظاهرا كويت و قطر با انتشار بيانيه شديد الحن رسمي در مورد جنگ ايران و عراق مخالف بودند.اين در شرائطي است كه آمريكا سعي كرده باشد با حاد نمودن مسئله جنگ براي شيوخ عرب بر دامنه درگيري منطقه به نفع عراق بيفزايد راديو امريكا درتاريخ 22/8 مي گويد: در حالي كه شوراي همكاري خليج فارس در بحرين تشكيل جلسه داد كه در مورد سياسيت دفاعي و اقتصادي اش تصميم بگيرد، جنگ ايران و عراق وارد مرحله تازه اي شد مرحله اي كه به منزله هشداري براي اين كشور هاي عضو شوراي همكاري خليج است كه خطري بمراتب شديدتر از خطر شوروي يا اسرائيل در كمين آنهاست.
اين موضوع دلالت بر عمق ضربه اي مي نمايد كه اين عمليات به طرح هاي آمريكا وارد آورده است بار ديگر حكام مرتجع منطقه اعلام نمودند كه مي خواهند از سوريه و الجزاير بخواهند كه در اين جنگ ميانجي گري نمايد.
بي بي سي در تاريخ 20/8 مي گويد:
كشور هاي خليج فارس از سوريه خواسته اند كه از نفوذ خود استفاده كرده اسباب مذاكرات براي پايان دادن جنگ بين ايران و عراق را فراهم سازد. كشور هاي خليج فارس دست به تهديدي بي سرو صدا نسبت به سوريه مي زنند تدين معني كه چنانچه سوريه براي پايان دادن به وضع موجود جنگ اقدامي نكند كشورهاي نفت خيز ثروتمند خليج فارس كمك هاي قابل توجه خود را به دولت حافظ اسد قطع خواهند كرد.
با توجه به اين احتمالات براي آمريكا در جنگ به بررسي توطئه هاي جديد و يا بكار برده شد كه در يك زمان از سوي آمريكا به كار مي رود مي پردازيم:
1- تبليغ گرايش ايران به شوروي و جنجال فرار مامو كا گ ب و اطلاعاتش در مورد حزب توده اين توطئه تبليغاتي هموراه از بدو آغاز انقلاب اسلامي بكار برده شده است اما اين بار با رنگ جديدي مطرح گشته راديو آمريكا به نقل از واشنگتن تايمز(تاريخ 18/8) روسها دست اندر كار ساختن يك پايگاه عظيم هوايي در نزديكي مرز ايران هستند و اطراف اين پايگاه حتي پايگاه هاي موشكي نيز ساخته شده است اين منطقه تا تنگه هرمز فقط 580 مايل فاصله دارد و در نتيجه نيروهاي رزمي و هوايي شوروي مي توانند در اندك زماني خود را به آنجا برسانند در جاي ديگر اين مقاله آمده است:
با توجه به موقعيت ايران معلوم نيست چگونه رژيمي در آينده در ايران حكومت خواهد كرد اما گروه هاي چپ گرا و بويژه حزب توده فرمان بردار شوروي اميدوار است كه پس از مرگ رهبر كهنسال ايران با حمايت كرملين در ايران داراي نقش موثري باشد.
همچنين تبليغات فراواني در مورد اطلاعات بدست آمده از جاسوس سازمان اطلاعاتي شوروي كه در ايران خدمت مي نمود به راه مي اندازد خبر گزاري آلمان غربي در تاريخ 3/8 مي نويسد: ولاديمير اندرويچ كوزيچيكين طرح دراز مدت مسكو كه بر طبق آن شوروي قصد داشته است با كمك حزب توده و با ايجاد خرج و مرج در ايران راه را براي روي كار آمدن يك حكومت كمونيستي هموار سازد افشاء كرد.
البته بدون شك چنين تبليغاتي زمين ه برسميت شناخته شدن حضور مستقيم نظامي آمريكا در منطقه را بوجود مي آورد و اين چيزي است كه در رابطه با استراتژي آمريكا در خاورميانه در چنين موقعيتي ضروري است.
2- تبليغ بر ارتباط جمهوري اسلامي ايران با رژيم صهيونيستي و خريد تسليحات از آن.
از بين بردن پشتوانه انقلاب اسلامي در ميان توده ها ي مسلمان همواره خطي بوده كه آمريكا دنبال مي نموده اما اين بار اين تبليغ همه گير شده است راديو رياض در تاريخ 16/8 مي گويد ايران با عزام يك گردان نيروي داوطلب به لبنان، در حالي كه اين نيرو ها هيچ كار عمده اي در آنجا ندارند مي خواست از اين طريق خود را ضد اسرائيل جا بزند و در ادامه اين بازي، آشكارا اسرائيل تمان غنيمت هاي بدست آورده از رزمندگان مقاومت فلسطين و نيروي هاي سوري بميزان 50 ميليون دلار را به ايران فروخت و با اين كار كارمزد دوستي خويش را با ايران پرداخت كرد.
خبرگزاري آلمان در تاريخ 29/7 مي نويسد: سفير اسرائيل در آمريكا موشه آنيز اكنون تحويل لوازم نظامي كشورش به ايران را رسما تائيد كرد
وي در مصاحبه اي با روزنامه آمريكا ئي بوستون گفت: پس از آغاز جنگ ايران و عراق اكثرا قطعات يدكي ساخت آمريكا به تهران تحويل داده شده است دولت اسرائيل در رابطه بوده است، وي افزود هدف از اين عمل غير عادي ايجاد رابطه با مقامات بالاي نظامي ايران بوده است كه بايد براي براي سقوط رهبر پير انقلاب تحرك داده مي شدند.
اين صهيونيست براي معقول نشان دادن اين كذب خود يعني تحويل لوازم نظامي به جمهوري اسلامي ايران ناخود آگاه دست به اقراري ميزند كه بيش از پيش تمامي تبليغات جهاني را بزير سوال مي برد و آن اين كه صهيونيزم جهاني براي بر اندازي حكومت جمهوري اسلامي ايران از هيچ تلاشي فروگذار ننموده و بدون شك در جنگي كه بدين منظور ايجاد گشته، نه تنها در جهت تضعيف انقلاب اسلامي گام برمي دارد، بلكه اهداف خود را با رژيم عراق نيز هماهنگ مي نمايد.
3- تبليغ بر ضعف نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران:
ترغيب نمودن كشورهاي مرتجع به درگيري با جمهوري اسلامي يا همكاري در طرح هاي نظامي آمريكا براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران نياز به آن دارد كه رعب و وحشت حاصله از رزمندگان اسلام از دل مزدوران آمريكا در منطقه زدوده شود، نيل به اين هدف تبليغات فراواني در رسانه هاي غربي به چشم مي خورد از جمله صداي آمريكا در تاريخ 2/8 مي گويد: تنها لشگر زرهي كه در نيروهاي زميني ايران باقي مانده در جبهه بصره مستقر است و دچار كمبود سوخت و قطعات نظامي است، تنها لشگر هوا برد ايران هم در اثر كمبود وسايل حمل و نقل هوايي فلج شده است نيروي هوائي ايران بخاطر نداشتن قطعات يدكي، مجبور است هوا پيماهائي كه با دريافت يك يا دو قطعه باز هم قابل استفاده هستند را اوراق كند تا از قطعات آن براي تعمير ساير هواپيما ها استفاده بشود.
4-تبليغ بر روي هيئتهاي صلح و نشان دادن جمهوري اسلامي ايران بعنوان عامل تداوم جنگ: اگر چه ظاهرا هدف اصلي هيئتها برقراري صلح تحميلي مي باشد. ولي يك رسالت ديگر را نيز دنبال مي نمودند و آن برانگيختن افكار جهانيان بر عليه ما بود و معرفي نمودن ايران به عنوان جنگ طلبي كه به هر نداي صلحي جواب رد مي دهد.
روزنامه كويتي الراي العام طي مقاله اي درباره جنگ تحميلي مي نويسد: امروزه تمام صداها در جهان خواستار خاتمه فوري اين جنگ است و عراق نيز با صطلاح در پيشاپيش اين كشورها قرار دارد ولي تمام اين اقدامات از سوي ايران با شكست مواجه شده است.
صداي امريكا در تاريخ 4/8 مي گويد: سكوتره شكست كوشش هاي صلح را يك واقعه دردناك براي هيئت حسن نينت دانست و اعلام نمود: هيئت گزارش فعاليت هاي خود را به جهان اسلام خواهد داد تا معلوم شود چه كسي بر عليه آن فعاليت دارد. وي افزود هيئت اقدامات مهمي در رابطه با اين مسئله اتخاذ خواهد كرد
5- تبليغ بر روي گزارش سازمان جعل و كذب بين المللي مبني بر اين كه ايران در نقض حقوق بشر در مقام اول قرار گرفته است.
اين امر به همراه تبليغات پس مانده گروهك ها در خارج از كشور زمينه را در اذهان عمومي براي هرنوع فشار يا احيانا حمله نظامي آماده مي سازد. اين مساله بعد از انتشار كتاب جديد سازمان جعل بين المللي در رابطه با گزارشي از 121 كشور در سال 1981 بعد و سيعي به خودگرفت. تمامي مطبوعات بنقل از اين كتاب در رابطه با خاورميانه ايران را از نظر اختناق و سركوبي و شكنجه در راس ديگر كشور ها معرفي مي نمايند.
6- كمك به فرار وابستگان غرب از ايران و تشكيل مصاحبه هاي مطبوعاتي در غرب براي آنها، كه بدون شك با پول سيا انجام مي پذيرد:
در عرض مدت كوتاهي ما شاهد پناهندگي هاي متعددي از ديپلمات هاي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور و چه خلبان و غيره بوده ايم.
كه اين مسئله بدون شك با برناه اي حساب شده صورت مي پذيرد. و همراه با ديگر توطئه هانقش موثري در دگرگون نشان ندادن چهره جمهوري اسلامي ايران و بي ثباتي آن به جهانيان ايفا مي نمايد. اگر چه اينان مزدوراني بيش نيستند ولي با تشكيل مصاحبه هاي راديو تلويزيوني براي آنها به عنوان كساني كه به تازگي از زير بار ظلم رژيم جمهوري اسلامي گريخته اند اثر نامطلوبي در اذهان بي اطلاع توده هاي مردم جهان مي گذارد.
7- محكوميت هاي متعدد جمهوري اسلامي ايران از طريق سازمان ملل.
نفوذ صهيونيزم وآمريكا در سازمان ملل تا حدي كه اين ها گردانندگان اصلي به حساب مي آيند، بر كمتر كسي است كه روشن نگرديده باشد. در عين حال از اين كانال نيز بر ما فشار مي آورد و بر عليه ما جو مي سازد.
راديو آمريكا در تاريخ 1/8 اعلام مي كند: مجمع عمومي سازمان ملل طي قطعنامه اي با 119 راي موافق در برابر راي مخالف ايران خواستار پايان دادن به جنگ عراق و ايران شد.
آنچه مي توان با بررسي فشار هاي سياسي همزمان و هماهنگ فوق به آن دست يافت اين كه اين فشار ها همزمان با دنبال نمودن صلح تحميلي براي رضايت كشورهاي منطقه، اهداف اصلي و دراز مدت آمريكا نيز دنبال مي گردد.
ظاهرا آمريكا با در نظر گرفتن وضع شوراي همكاري خليج فارس اقداماتي نيز براي بالابردن حضور نظامي خود در اين شرايط نموده كه اين خود به تضاد هاي موجود بين مزدورانش خواهد افزود. روزنامه پاتريوت چاپ هند در تاريخ 25/7 مي نويسد: آمريكا با نظارت خود يك پيمان نظامي تازه در خليج فارس تشكيل مي دهد تا بجاي پيمان سنتو از آن استفاده كند.
در اين پيمان تازه كشواي پاكستان، عربستان، عمان و بحرين مي بايست عضويت داشته باشند.
اين خبر با مواضع جديد اتخاذي از سوي ضياء الحق رئيس حكومت نظامي پاكستان در مورد جنگ و محكوم نمودن تلويحي ما نسبت به ادامه جنگ، همچنين وي ضمن تمجيد از نتايج گفتگو هاي وزيران دفاع كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس مي گويد: پاكستان از سياست هاي كشوهاي منطقه خليج(فارس) پيروي مي كند. تائيدي است بر حركت هاي جديد آمريكا در رابطه با خليج فارس و عدم آمادگي شوراي همكاري خليج فارس براي همكاري در طرح هاي نظامي آمريكا.
از اين رو آمريكا مجبور گشته ضياء الحق را كه تاكنون به نزديكي به جمهوري اسلامي ايران كماشته شده بود تا شايد از احساسات ضد كمونيستي ما استفاده نموده، پيمان هاي سابقش در رابطه با شوروي توسط پاكستان، ايران، تركيه را احياء نمايد مورد استفاده قرارداده و به موضع گيري بكشاند، كه اين خود بهترين ره آورد اين جنگ براي انقلاب اسلامي ايران است. يعني رو شدن چهره هائي كه سعي مي نمودند با نزديكي به جمهوري اسلامي ايران چهره موجهي براي ملت خود كسب كنند. ديگر ره آورد ادامه اين جنگ حمايت مستقيم آمريكا از شخص صدام و ابراز صريح وابستگي به آمريكا از شخص صدام و ابراز صريح وابستگي به آمريكا از سوي صدام و مرتجعين منطقه است كه اين خود در پيش برد انقلاب اسلامي نقش موثري در آينده خواهد داشت، البته حضور مستقيم نظامي آمريكا كه ادامه جنگ ايجاب آن را براي آمريكا مي نمايد، در تقويت اين مطلب صد در صد كمك خواهد نمود، هفته نامه اشترن در مصاحبه اي در تاريخ 14/8 از صدام مي پرسد: آمريكا مي خواهد كه رژيم هاي ميانه رو كنوني منطقه مانند عربستان و كشور هاي خليج فارس بر سر قدرت باقي بمانند و در آن كشورها، تند روهاي مخالف دولت هاي فعلي كه توسط خميني حمايت مي شوند، نتوانند رژيم ها را ساقط كنند. آيا اين منطقي نيست كه امريكا از عراق حمايت كند، كه اين جا خودش را بعنوان قدرت ناظم نشان مي دهد؟
صدام: آتش(منظور وجودانقلاب اسلامي) در خليج منافع آمريكا در خليج را بسيار تهديد مي كند و يك شكست نظامي عراق حتما آرزوي آمريكا نخواهد بود، ولي آنها از طرف ديگر مخالفتي هم نكردند كه جنگ باز هم ادامه يابد.
اين اعلام وابستگي صدام به آمريكا و اين كه آمريكا مخالفتي با ادامه جنگ ندارد، تغيير و تحولات دروني عراق كه به حاكميت صد در صد صدام مي انجامد تفسير مي نمايد و اين كه آمريكا در صدد است تمامي راه ها را به روي اعراب ببندد تا كشورهاي مرتجع عرب در حمايت از شخص صدام راه گريزي نداشته باشند و آينده عراق با وجود صدام عجين گردد مرگ مشكوك حسن البكركه در مقاطعي اعراب او را به عنوان جايگزين صدام در صورت پذيرش آن از سوي جمهوري اسلامي ايران مطرح مي نمودند و اعدام چهار وزير كابينه عراق توسط صدام دال بر آن ست كه آمريكا هرگز تحمل تغيير صدام را نخواهد كرد، زيرا شكست صدام در شرايطي كه آمريكا علنا به حمايت از او به پا خواسته به منزله شكست جبران ناپذيري براي آمريكا محسوب مي گردد. و آمريكا براي حفظ رژيم صدام حاضر شده دست به اقداماتي در منطقه بزند كه در صورت تداوم ايثار و بالابردن آموزش هاي رزمي ملت مسلمان ايران آينده روشني را مي توان براي انقلاب اسلامي ترسيم نمود.