یه عطش مونده به دریا ،یه قدم مونده به رویا
یه نفس مونده به آواز ، یه قدم مونده به پرواز
یه ترانه مونده تا یاد ، یه طنین مونده به آوا
یه ستاره مونده تا روز، یه سفر مونده به دیروز
بگو تا لحظه دیدار چند تا لب ریختگی مونده
چند تا بغض تلخ نشکن ، چندتا آواز نخونده
با تو تا تو میرسم من ، بی حصار سرد پیرهن
میگذرم از این گذرگاه واسه پیدا کردن ما
واسه کشف آخرین زخم، تا پل معلق اخم
سر میرم تا لب بارون تا شب گریه مجنون