رقص سایه ها
هلهله ی سکوت
آواز جیرجیرک ها
هجوم حجیم خیال
شبیخون کابوس
ستاره
کمی ماه
گاهی ابر
همیشه آسمان
کسی خوشه ی پروین را آب می دهد
و دب اکبر با ستاره قطبی آشتی می کند
مبادا راهشان را گم کنند
تاریکی جای پاهایش را قاب می گیرد
باز همان داستان قدیمی
آری خداست
نزدیک تر از من
به هر چه من
باز همان داستان قدیمی
باز هم شب ......
شب کجا؟
روز کجا؟
شب ماه است
شب شُبان شبداران است.