۱-واقعیتی هست .
۲-اگر کسی در واقعیت هستی شک کرد و از آن سخن گفت ، صرفاً جنبه لفظی خواهد داشت .
۳-از میان انواع قیاس ،فقط قیاس برهانی منتج به نتایج یقینی است .
و یقین عبارت است از : اعتقادی که از میان سایر اعتقادات واقعیت را برانسان مکشوف سازد.
۴-برهان در امور جزیی و متغیر و بی ثبات جاری نیست.
۵-در فلسفه از موجود مطلق از آن جهت که کلی است بحث می شود .
۶-خارجیت مطلق ، وحدت عام ، فعلیت کلی ، مساوی با موجود مطلق هستند .
۷-هر گاه احوالی که اخص از موجود مطلق است مطرح شد و قتی با مقابل آن بر روی هم در نظر
گرفته شود مساوی با موجود مطلق است .مثلا:ًموجود یا واحد است یا کثیر.
۸- فلسفه اعم از همه علوم و معارف است ، چون : موضوع آن عام ترین موضوعات است .
۹-همه علوم از حیث ثبوت موضوع متوقف بر فلسفه هستند .
۱۰-موضوع فلسفه" موجود عام" است .
۱۱-تصور و تصدیق موضوع فلسفه ، یعنی هستی واینکه هستی هست ، هر دو بدیهی است .
۱۲-مسائل در فلسفه به شیوه عکس الحمل مطرح می شود .
۱۳-این فن هدف و غایتی خارج از خود ندارد ، بلکه ذاتاً مقصود است .
۱۴-چون موضوع فلسفه عام ترین است، ایجاب می کندمعلول چیز دیگری نباشد ،زیرا خارج از وجود
چیزی نیست ، به همین سبب:
۱۵-برهان های مورد استفاده فلسفه ان است، یعنی رسیدن از طریق یکی از دوامر متلازم به دیگری .
۱۶-قضایای مرددالمحمول ، قضایایی هستند که در آنهانسبت هر یک از دو یا چند محمول برای موضوع
موردتردید باشد .
۱۷-این نوع قضایا ، جزء اقسام قضایای منفصله به شمار می رود .
۱۸-قضایای مرددالمحمول از تقسیم موضوع به دو یا چندچیز به وجود می آید ، و می توان هر یک از
آنهاراجداگانه بر موضوع حمل کرد .مثال برای قضایای مرددالمحمول : گلها یا نرگس هستندیا مریم و یا
محمدی. که عکس آن چند قضیه حملیه می شود ،بدین ترتیب :نرگس گل است . مریم گل است .
محمدی گل است.
۱۹-اطراف تردید بر روی هم مساوی است با موجودیت عام .
۲۰-اکثر مسائل فلسفه به صورت تقسیم جریان می یابد .مانند تقسیم وجود به واجب و ممکن
و تقسیم ممکن به جوهر و عرض و تقسیم جو هر به مادی و مجرد.تقسیم مادی به ماده و صورت و جسم و
تقسیم مجرد عقل و نفس. و تقسیم عرض به کم و کیف و این و متی و اضافه و فعل و انفعال و جده
ووضع
مطالبی که ملاحظه فرمودیدنکاتی بود ازکتاب نهایه الحکمه علامه طباطبایی