1. ... من خیلی خوشبختم چون یه خدا دارم که هر چقدرم اذیتش کنم بازم دوسم داره . دوسم داره . دوسم داره . .......
2. من خیلی خوشبختم که می تونم به آسمون نگاه کنم ، می تونم پرنده ها رو دوست داشته باشم ،
3. می تونم با درختا و گلها حرف بزنم ، آره من خیلی خوشبختم چون زبون دریا رو می فهمم ، وای که من چقدر خوشبختم .
4. من خیلی خوشبختم چون هنوز احساس دارم ، می تونم گریه کنم . خوشبختی از این بالاتر می تونم آدما رو دوست داشته باشم . من خیلی خوشبختم چون می تونم بدی ها رو فراموش کنم هر چند سخت بود فراموش کردن خیلی از این بدیها اما فراموش کردم .
5. من آدم خوشبختی هستم چون سرپناه دارم ، تا حالا گشنه نموندم ، تا حالا لباس پاره نپوشیدم .
6. آره ناشکریه اگر بخوام بخاطر مشکلات زود گذرم بگم خدایا من چقدر بدبختـــــــــــــم .
7. آره ! من با تمام مشکلاتم آدم خوشـــــــــــــــبختی هستم . تو هم خوشبختی . همه خوشبختیم .
8. همـــــــــــــه !؟
9. و در آخر : بهتر است زندگی را همان جور که واقعاً هست، بپذیریم ، نه آن جور که خیال می کردیم باشد .
10. و در آخر آخر : من می تونم ، من می تونم ، من باید بتونم .
11. آنچنان که میخواهی ((باش )).
12. چقدر خوبه آدم هر روز شکفتن گلها رو ببینه گلهایی که تو غروب بسته می شن و با طلوع خورشید نوید یه زندگی جدید رو می دن .
13. چقدر خوبه آدم ...
- و در آخر آخر آخر یکی از متفکر ها میگه :
- خوشبختی میتونه مجموعه ای از بدبختی ها باشه که سرمون نیومده