0

نگاهي گذرا به جنگ 8 ساله (2)

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

نگاهي گذرا به جنگ 8 ساله (2)

ارتش عراق پس از كسب آمادگي‌هاي لازم با اتكاء به استراتژي جنگ سريع،‌تهاجم به جمهوري اسلامي را آغاز كرد صدام كه به دنبال دستيابي به يك پيروزي برق آسا بود به زودي متوجه شد كه در محاسبات خود دچار اشتباه شده است. مقاومت‌هاي مردم در سراسر خطوط مرزي و بويژه در منطقه مهم و استراتژيك جنوب باعق كندي حركت ارتش عراق و بعضاً توقف آنان گرديد. از ديگر سو ارتش عراق به دليل احساس خطر از تهديد احتمالي بغداد و نيز دستيابي به يك خط پدافندي قابل اطمينان بخش وسيعي از توان خود را مصروف جبهه‌هاي مياني و شمالي كرد كه در واقع اين اقدام خود عامل ديگري براي عدم موفقيت استراتژي جنگ سريع بويژه در منطقه جنوب گرديد.
نتيجتاً مقاومت‌هاي مردم و عدم تناسب توان ارتش عراق با وسعت اهداف در نظر گرفته شده موجب شد تا ماشين نظامي عراق در روزهاي آغازين جنگ بدون دستيابي به اهداف مورد نظر، متوقف شده و مسئولين اين كشور را بر آن داشت تا در پي راه حلي براي خروج از بن بست تمهيدات را بيانديشند. شكست استراتژي جنگ سريع و پيروزي برق آسا مسئولين عراق و طراحان حمله به جمهوري اسلامي را به تجديد نظر پيرامون استراتژي و تاكتيك‌هاي بكار رفته وادار نمود. البته بر اساس شواهد و قرائن به نظر مي‌رسد قبل از تهاجم ارتش عراق، اختلاف عمده‌اي ميان فرماندهان نظامي و مسئولين سياسي بويژه صدام پيرامون مقولات فوق وجود داشته است. اتخاذ راهبر و جنگ سريع و پيروزي برق آسا با توجه به اينكه اكثر اهداف استراتژيك و مهم در جنوب كشور قرار داشته اند با نحوه آرايش يگان‌هاي رزمي دشمن در جبهه‌هاي شمالي و مياني كشور سازگاري نداشته و اعزام نزديك به نيمي از توان ارتش عراق به مناطق مذكور با اين سياست هماهنگ نبود.(1) لذا به نظر مي‌رسد ديدگاه كلاسيك نظاميان ارتش عراق با استراتژي كلان صدام مطابقت نداشته و تاكتيك چيده شده در مناطق مرزي با استراتژيك جنگ سريع و پيروزي برق آسا تفاوت‌هاي چشمگيري داشت لذا بسيار محتمل است اعزام بخش عمده‌اي از يگان‌هاي ارتش به مناطق شمالي و غرب تاكتيكي تحميلي از سوي نظاميان به صدام بوده باشد.(2)
به هرحال پس از اين كه ارتش عراق در جنوب موفق به تصرف و تامين كامل اهداف خود نگرديد به تغييرات اساسي در استراتژي و تاكتيك خود دست يازيد. فشار سياسي و اهرم ديپلماتيكي كه در برنامه ريزي قبلي قرار بود پس از اشغال مناطق استراتژيك وارد گود شده تا پيروزي‌هاي نظامي عراق تكميل و تضمين نمايد با توجه به شرايط بوجود آمده زودتر از موعد مقرر بكار گرفته شد. در اين مرحله عراق با قبول اين واقعيت كه قادر نيست دشت خوزستان را به تصرف كامل خود درآورد به حفظ“ تكميل و تامين مناطق اشغالي به عنوان برگ برنده بسنده كرد و با اصل كردن فعاليت‌هاي ديپلماتيك تلاش كرد تا از موقعيت‌هاي محدود ارتش عراق بهره برداري سياسي نموده و به مطالبه اقل خواسته‌ها مبادرت ورزد. پس از اتخاذ اين استراتژي جهت فلش‌هاي ارتش عراق نيز تغيير كرد و مبتني بر سياست جديد تاكتيك‌هاي جديد نيز طراحي و اجرا گرديد.
در يك جمع بندي كلي مي‌توان نتيجه گرفت كه مقاومت مردم در مرحله نخست و عدم هماهنگي استراتژي و طراحي و تمهيدات نظامي ارتش عراق در مرحله بعدي موجب گرديد تا از يكسو رژيم بعث اميد خود را نسبت به آينده روشن جنگ و فشارهاي صرفاً نظامي از دست داده و جهت دستيابي به اهداف خود به اهرم ديپلماتي و مجامع بين المللي چنگ اندازد و از سوي ديگر با اين اقدام، نيروهاي وسيع مردمي و انقلابي را در داخل ايران اسلامي به صحنه مبارزه و كارزار كشانده و ابتكار عمل را در جنگ كلاً به حريف واگذار نمايد. از مشخصات اين دوره پس از گذشت 6 روز از آغاز جنگ حضور فعال حاكميت عراق در صحنه‌هاي سياسي و تلاش صدام حسين براي برقراري صلح و تامين حداقل خواسته‌هاي خود (لغو قرارداد الجزاير) مي‌باشد.
در اين شرايط جنگ ايران و عراق وارد مرحله جديدي گرديد كه با اوضاع 6 روز اول جنگ كاملاً تفاوت چشمگيري داشت حضور فعال حاكميت عراق در صحنه‌هاي سياسي و تلاش براي برقراري صلح و گرفتن امتياز از جمهوري اسلامي از يك سو و مقاومت امام و نيروهاي انقلابي در مقابل دادن هرگونه امتيازي به حكام عراق از سوي ديگر مشخصه‌هاي اصلي اين دوران از جنگ مي‌باشد. در اين مرحله جمهوري اسلامي خواستار عقب نشيني بدون شرط ارتش عراق به مرزهاي بين المللي بوده و در واقع پذيرش صلح را ترفند ديگر عراق و استكبار جهت عقب نشيني و به زانو درآوردن انقلاب اسلامي مي‌داند از اينرو با هرگونه، پيشنهاد صلح بدون عقب نشيني عراق مخالفت مي‌كند.
عراق نيز با اصرار و پافشاري در حفظ مناطق اشغالي مترصد است به نحو آبرومندانه‌اي شكست اوليه خود را توجيه نمود و با اخذ امتيازاتي به جنگ پايان دهد. دريافت اين نكته كه عراق در اين شرايط مايل نيست به يك جنگ فرسايشي و درازمدت تن دهد از جمله دستاوردهايي است كه بعدها موجبات موفقيت‌هايي را براي جمهوري اسلامي فراهم گردد.
در اين مرحله نيز اقدامات سياسي دشمن كه با پشتيباني مجامع بين المللي همراه بود با مقاومت مردم و تدابير امام(ره) به شكست انجاميد عراق كه نمي توانست عواقب يك عقب نشيني كه در حقيقت اعتراف به شكست بود قبول كند مجبور شد تا سياست ديگري را در ادامه جنگ پيش گيرد. در اين مقطع از جنگ كه فشارهاي نظامي و سياسي كارايي خود را از دست داده بود استراتژيست‌هاي عراق بايد جمع بندي جديد مرحله نويني از جنگ را آغاز مي‌كنند. در اين برهه ارتش عراق براي در اختيار گرفتن كامل اهرم‌هاي فشار، اقدامات نظامي خود را با اهدافي خاص شدت بخشيده و پس از وقفه‌اي كوتاه مجدداً جبهه‌هاي جنگ را فعال مي‌كند.
در اين مرحله حركات نظامي عراق براي تصرف منطقه‌اي محدود و مهم كه بتواند در كنار اهرم سياسي فشار لازم را به انقلاب اسلامي وارد نمايد آغاز مي‌شود. اين منطقه الزاماً از سوي برنامه ريزان عراق بايد داراي شرايطي باشد تا بتواند در تحقق استراتژي جديد نقش موثري را ايفا نمايد، اهم اين شرايط عبارت بودند از:
1- به مناطق مرزي و مراكز پشتيباني عراق نزديك باشد.
2- از اهميت سياسي، اقتصادي و نظامي عمده‌اي برخوردار باشد.
3- از نظر سياسي و نظامي هم جهت با حداقل خواسته عراق يعني لغو قرارداد 1975 باشد.
4- از نظر پدافندي و دفاع مطمئن باشد.
5- وسعت آن با توانايي‌هايي ارتش عراق تناسب داشته باشد.
به اين منظور ارتش عراق از ميان مناطق استراتژيك و مهم دو شهر خرمشهر و آبادان را انتخاب كرده و سعي نمود تا با تصرف اين دو شهر وضعيت جديد جنگ را با موفقيت پشت سر گذارد.
مرحله جديد حركت عراق پس از هفته اول جنگ آغاز گرديد و تا پايان آبان ماه سال 59 ادامه يافت ارتش عراق در اين مرحله موفق شد با تصرف شهر خرمشهر و محاصره شهر آبادان به ميزان قابل توجهي به اهداف نظامي دست يابد. در يك جمع بندي نهايي مي‌توان ويژگي‌هاي اين دوران از جنگ را در موارد زير جستجو كرد:
الف: تغييرات استراتژي ارتش عراق - همانطور كه گفته شد در آغاز جنگ استراتژي نظامي عراق بر يك جنگ سريع استوار بود. اما مقاومت نيروهاي انقلابي از يكسو و ضعف توان ارتش عراق از سوي ديگر اين استراتژي را با شكست مواجه ساخت. در نتيجه ادامه جنگ با يك تغيير آشكار در استراتژي توام است. در واقع رزمندگان اسلام موفق شده بودند با مقاومت خود و جنگ به شيوه نامنظم و محدود استرات=ي جنگ سريع دشمن را به يك جنگ فرسايشي تبديل سازد و لذا حركت عراق در مرحله دوم بيانگر تلاش‌هاي دشمن در راستاي استراتژي جديد مي‌باشد.
ب: تغيير در تاكتيك – استراتژي جديد عراق منجر به تغييراتي در اهداف نظامي و فلش‌هاي عملياتي شد.م در مرحله آغازين جنگ هدف اصلي ارتش عراق اشغال اهواز بود به همين منظور حركت لشكر 9 در مسير بستان، سوسنگرد، مهمترين و حساسترين فلش تهاجم عراق محسوب مي‌شد كه با پشتيباني و حمايت دو لشكر 5 و 1 از دو سو مي‌بايست به سمت اهواز حركت كند. اما در مرحله دوم، مبتني بر استراتژي جديد، تهاجمات عراق اهداف ديگري را دنبال مي‌كند. در تاكتيك جديد اگرچه تلاش‌هاي ارتش عراق در جبهه سوسنگرد به طور كامل قطع نمي شود اما حساسيت اصلي به جبهه خرمشهر و آبادان منتقل مي‌شود. جبهه‌اي كه در مرحله اول فرعي و بخشي از اهداف واحدهاي لشكر 5 محسوب مي‌شد، اكنون بعنوان اصلي ترين هدف به لشكر سوم زرهي عراق كه از سوي يگان‌هاي ديگر شده است واگذار مي‌گردد.
دشمن در اين مرحله با پذيرش اين نكته كه بايد اهداف خود را در جنوب محدود سازد تصرف شهرهاي خرمشهر و آبادان را در دستور كار عملياتي خود قرار مي‌دهد تا ضمن بهره برداري سياسي،‌بخوبي به اين ادعاي خود مبني بر تسلط بر اروندرود و حضور در شمال خليج فارس جامه عمل بپوشاند.
در اين مرحله فعاليت‌هاي يگان‌هاي عراق در جبهه مياني كاملاً فرعي است و تلاش‌ها تنها به منظور دستيابي به يك خط پدافندي مطمئن انجام مي‌گيرد، كه آن هم با توجه به گستردگي منطقه و مقابله شجاعانه مردم در محورهاي سرپل ذهاب و گيلانغرب نتيجه تعيين كننده‌اي را در بر ندارد.
در مرحله جديد جبهه شمالي كه قبلاً از اولويت سوم در اهداف عراق برخوردار بود، به طور كامل به نيروهاي مسلح محلي و ضدانقلاب واگذار مي‌شود و ارتش عراق با پشتيباني گروه‌هاي ضدانقلاب نيروي عمده‌اي را صرف اين منطقه نمي كند.
در اين مدت هرچند عراق در برخي محورها موفقيت‌هايي را بدست مي‌آورد. اما در مجموع بدليل ناتواني در تكميل اهداف و همچنين رشد و تقويت كمي و كيفي روزافزون نيروهاي انقلابي در جبهه‌ها مجبور مي‌شود براي پرهيز از تلفات بيشتر از تلاش‌هاي بي حاصل خود دست برداشته بفكر ايجاد مواضع و استحكامات بيافتد تا بدين وسيله مناطق اشغالي را حفظ نمايد. لذا پايان اين مرحله با توقف ارتش عراق در اواخر آبان ماه مصادف است پس از پايان اين مرحله از جنگ، درگيري ايران و عراق شرايط جديدي پيدا مي‌كند كه مي‌توان آن را فصل جديدي از جنگ تلقي كرد.
در اينجا با پرداختن به محورها و جبهه‌ها مختلف تحولات نظامي را در قالب عملكرد ارتش عراق و عكس العمل جبهه خودي مورد بررسي قرار مي‌دهيم. به همين منظور بدليل اهميت جبهه جنوب و ويژگي محور خرمشهر، اين بررسي را از روز اشغال خرمشهر آغاز و در ادامه هريك از مناطق عملياتي بصورتي جداگانه مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت:

 

آغاز تلاش اصلي براي اشغال خرمشهر
همانگونه كه ذكر شد نيروهاي ارتش عراق با توجه به سياست‌هاي جنگي خود مصمم بودند شهر خرمشهر را با حداقل امكانات و نيرو از طريق اجراي آتش و محاصره شهر به تصرف درآورند اما با گذشت هفت روز از آغاز جنگ عليرغم تلاش‌هاي انجام شده موفق به تصرف خرمشهر نشده و پشت ديوارهاي آن متوقف گرديدند. نيروهاي عراق در روز 6/7/59 از يكسو در نهر عرايض و پل نو و از شمال نهر حدود 10 كيلومتري آن قرار داشتند پس از توقف ارتش عراق و ناكامي استراتژيست‌هاي آن در تحقق استراتژي جنگ سريع و اصلي شدن تحركات سياسي، حمله مستقيم به شهر خرمشهر و تصرف آن از محورهاي اصلي حركت جديد محسوب گرديد. در اين ارتباط فرماندهي ارتش عراق ضمن تغيير و تحولاتي كه در فرماندهان عمل كننده در اين محور ايجاد كرد با تغيير كمي و كيفي يگان‌هاي عمل كننده فشار زايدالوصفي را جهت تصرف خرمشهر به نيروهاي مردمي مستقر در شهر وارد آورد. در واقع تصميم قطعي دشمن براي ورود به شهر را مي‌توان دقيقاً در تاريخ 7/7/59 دانست. در اين روز ارتش عراق با پشتواني واحدهاي كماندويي تيپ 33 نيروي مخصوص حمله سنگيني را تدارك ديد. اين حمله در بدو امر در ناحيه پل نو بشدت با مقاومت نيروهاي رزمنده مواجه و بزودي متوقف شد. عليرغم تقويت نيروي مهاجم، پيشرفتي براي عراقي‌ها حاصل نگرديد. يكي از فرماندهان عراقي در اين زمينه اظهار مي‌دارد:
“عمليات را شروع كرديم اما با مقاومت سنگين مواجه شديم و تلفات انساني و ضايعات مادي سنگيني به نيروهاي ما وارد شد. هنگامي كه قرارگاه لشكر (سه) را در جريان امور قرار داديم، لشكر از ما خواست تا به پيشروي ادامه داده و مقاومت طرف مقابل را در هم بشكنيم. بار ديگر فرمان ادامه حمله را داديم و پس از شروع بار ديگر با شكست مواجه شديم.”

 

فرمانده مزبور در ادامه مي‌گويد:
“هنوز به شهر حمله نكرده بوديم كه يك نيرويي كه اصلاً به حساب نمي آمد و اهميتي نداشت ضربه خورديم و بسياري از مسائلي را كه تصور مي‌كرديم تغيير كرد.”

 

آرايش مجدد براي ورود به شهر
دشمن با بررسي اين شكست به يك تغيير تاكتيكي دست زد و آن را در حملات بعدي بكار بست در اين اقدام نيروهاي عمل كننده تلاش اصلي را در ورود به شهر تغيير داده و محور بندر (حاشيه كارون) را برگزيدند تا از اين طريق هم از ورود به مركز شهر پرهيز كنند و هم دسترسي به پل اصلي شهر براي آنها امكان پذير شود. در اين حال با اعلام ناتواني تي 33 نيروي مخصوص، يگان‌هايي از جمله گردان تانك الحسين، گردان سوم مكانيزه از تي پياده مكانيزه و گردان يك پياده از تي 49 با پشتيباني گردان تانك يرموك از تي 6 زرهي مامور ادامه جنگ در محور بندر و ساختمان‌هاي پيش ساخته (در غرب شهر) شدند و بار ديگر طي روزهاي نهم و دهم مهرماه ورود به شهر را مورد آزمايش قرار دادند در اين مقطع تلاش‌هاي گسترده دشمن پس از سه شبانه روز جنگ مداوم همراه با اجراي شديد آتش بر روي شهر و نيروهاي مقاوم و تقويت مجدد نيروهاي مهاجم با يگان‌هاي كماندويي تنها در محور بندر منجر به 500 متر پيشروي آنان شد. در اين حملات تنها نيروهاي مهاجم توانستند ساختمان سازمان بنادر را بتصرف درآورند. لازم به ذكر است كه ساختمان سازمان بنادر يك بار توسط نيروهاي رزمنده از دشمن بازپس گرفته شد. اما نيروهاي عراقي در تاريخ پانزدهم يا شانزدهم مجدداً آن را به تصرف خود درآوردند با گذشت 16 روز از تهاجم دشمن جنگ و گريز در اطراف شهر خرمشهر همچنان ادامه داشت و نيروهاي عراقي عليرغم تشديد فشارها و حملات خود، موفقيت چنداني بدست نياورده بودند مقاومت نيروهاي مردمي با توجه به قلت آنان و محدوديت سلاح هايشان موجب وحشت و نگراني نيروهاي عراقي شده بود.
فرماندهان عراقي با مشاهده اين وضعيت بار ديگر تصميم به تقويت نيروي اين جبهه گرفته و با تزريق امكانات و نيروي بيشتر مصمم شدند حملات خود را با شدت بيشتري ادامه دهند.
در روزهاي پانزدهم و شانزدهم مهرماه دشمن مجدداً خود را مهيا ساخت تا با آمادگي بيشتري يك تهاجم همه جانبه به شهر خرمشهر را آغاز كند. در اين شرايط كه 15 الي 16 روز از آغاز جنگ مي‌گذشت خستگي طاقت فرساي ناشي از پيكارها و مقاومت‌ها بر روح و جان رزمندگان جراحت‌هايي وارد ساخته بود. گذشته از اين جراحت و شهادت تدريجي نيروها و عدم جايگزيني نيرو و عدم پشتيباني لازم، محورهاي مقاومت را با كمبود نيروي مدافع و تجهيزات و مهمات مواجه ساخته بود.
با طلوع خورشيد در روز هفدهم مهرماه دشمن هجوم خود را از محورهاي مختلف بسوي شهر آغاز كرد و شهر به شدت زير آتش سنگين توپخانه‌هاي دشمن قرار گرفت با وجود آتش سنگين و فشارهاي واحدهاي زرهي و پياده عراق مقاومت سرسختانه نيروهاي خودي در محور بندر به گونه‌اي بود كه در ساعات اوليه روز مانع ورود نيروهاي عراقي به داخل شهر شده و فرماندهان دشمن را دچار حيرت و شگفتي ساخت اما همانگونه كه عنوان شد عدم پشتيباني نيروها و تحليل تدريجي آنها موجب شد نيروهاي دشمن موفق به پيشروي در اكثر محورها شوند.
پيروزي نسبي عراقي‌ها در روز شانزدهم جنگ نقطه آغازي براي تصرف كامل شهر گرديد بدليل اهميت اين حركت فرماندهي سپاه سوم به همراه فرمانده لشكر سوم عراق در اين روز از قرار گاه‌هاي فرماندهي اين محور بازديد كرده و ضمن تشكر و تقدير از كسب پيروزي و باز شدن روزنه‌اي جهت تصرف شهر، تقويت اين جبهه را مي‌دهد. پس از اين تصميم واحدهايي از تيپ 23 پياده و 26 زرهي به نيروهاي مهاجم پيوسته و پيشروي خود را از دو محور بندر و جاده شلمچه ادامه مي‌دهند.
با وجود فشارهاي زايد الوصف دشمن و تلاش جهت پيبشروي هرچه بيشتر نيروهاي مردمي، همچنان در محورهاي بندر و جاده شلمچه (تقاطع جاده شلمچه با جاده اهواز – كشتارگاه) به مقاومت خود ادامه مي‌دهند در واقع يكي از معضلات يگان‌هاي دشمن در نفوذ به داخل شهر و كسب جاپائي مطمئن براي تصرف كامل آن موقعيت جغرافيايي محور كشتارگاه و ساختمان‌هاي بلند كوي طالقاني مي‌باشد نحوة استقرار رزمندگان بر روي اين ساختمان‌ها به گونه‌اي بود كه آنها را بر اوضاع مسلط مي‌ساخت. در نتيجه لازمة هرگونه نفوذ و تسلط دشمن بر اين منطقه اشغال ساختمان‌هاي بلندي بود كه در مدخل و دروازه شهر قرار داشت فرماندهان واحدهاي عراقي با علم بر اين موضوع تلاش عمده‌اي را براي تصرف اين ساختمان‌ها آغاز كردند و در شب بيست و يكم مهرماه با استفاده از تاريكي شب توانستند خود را به كوي طالقاني رسانده و در سپيده دم روز 21 مهرماه با برخورداري از امر غافلگيري، نبرد براي تصرف ساختمان‌ها را آغاز كنند در اين درگيري عليرغم مقاومت سرسختانه رزمندگان عراقي‌ها توانستند ساختمان‌هاي فوق الذكر را به اشغال خود درآورند و در مدخل ورودي شهر جاپايي باز كرده و موقعيت خود را تثبيت كنند.

 

عبور از كارون و تكميل محاصره خرمشهر
ارتش عراق پس از اطمينان از تثبيت اين موقعيت طولاني شدن جنگ در محور خرمشهر طرح ديگر خود را به مرحله اجرا گذاشت و توجه خود را به محور آبادان و عبور از رودخانه كارون معطوف ساخت و در تاريخ نوزدهم مهرماه موفق شد تعدادي از واحدهاي خود را از رودخانه كارون عبور دهد بنابراين دشمن با بدست آوردن جاپا در مدخل شهر خرمشهر محاصره پادگان دژ و همچنين عبور از كارون، خرمشهر را در معرض سقوط جدي قرار داد و در اين ميان تنها مقاومت باقيمانده حماسه آفرينان خرمشهر بود كه مانع از تسلط كامل دشمن بر شهر گرديد.
به هر تقدير با توجه به شرايط فوق حركت نهايي خود را با سرعت بيشتري آغاز كرد و در تاريخ 24/7/59 در حمله‌اي گسترده و سنگين تسلط خود را بر شهر به ميزان قابل توجهي افزايش داد.
در اين تهاجم دشمن از سه محور پادگان دژ، كشتارگاه و خيابان چهل متري به سمت مركز شهر و از سمت بندر به سمت پل خرمشهر شروع به پيشروي كرد. استمرار فشارهاي دشمن در روزهاي قبل و شدت تهاجم او در اين روز نيروهاي مقاومت را بشدت تضعيف كرده بود. اصرار عراق براي تصرف شهر تا بحدي بود كه به نيروهاي خود دستور درگيري در شب را نيز صادر كرده بود تا بدين وسيله هرچه بيشتر، جبهه مقاومت را دچار ضعف و تزلزل سازد.
در اين روز دشمن ضمن تصرف كامل بندر، پل خرمشهر را در تيررس خود قرار داده و از سويي پادگان دژ نيز بطور كامل بتصرف اشغالگران آمد در واقع با اين حركت دشمن، بيش از نيمي از شهر از كنترل نيروهاي خودي خارج مي‌شود.

 

آخرين مقاومت‌ها در خرمشهر
با افزايش فشارهاي دشمن تعداد بيشتري از مدافعان شهر به شهادت مي‌رسند، عدم جايگزيني نيرو به خوبي كمبود توان را نمايان مي‌سازد و نيروهاي باقيمانده نيز با توجه به خستگي مفرط قادر نبودند دست به اقدامي اساسي و موثر بزنند و تنها به مقاومت محدود خود ادامه مي‌دادند در اين حال به مخاطره افتادن پل موجب نگراني و اضطراب شديد نيروهاي باقيمانده شده است. عليرغم تخليه شهر توسط تعدادي از رزمندگان و افزايش مشكلات و نيز شدت فشار دشمن، باقيمانده نيروها شجاعانه به مقاومت خود ادامه داده و مانع سقوط كامل شهر خرمشهر مي‌شوند. رزمندگان براي خارج ساختن پل از تصرف دشمن شديدترين درگيري‌ها را بوجود آورده و موفق مي‌شوند نيروهاي عراقي را از دستيابي به پل ناكام نمايند و همچنين آنان را در برخي از محورها موقتاً وادار به عقب نشيني سازند. شدت درگيري در اين روز و حملات آخرين رزمندگاني كه با ايثار خون سرخ خود مانع از تصرف كامل شهر بودند روز بيست و چهارم مهرماه را بعنوان يكي از نقاط اوج جنگ در تاريخ انقلاب اسلامي به ثبت رساند و سبب شد تا نام خرمشهر به خونين شهر تغيير يابد.
در اين شرايط سقوط شهر خرمشهر قطعي مي‌نمود، با اين وجود رزمندگان اسلام به خود اجازه ندادند كه با دست خود، شهر را به دشمن واگذار كنند. لذا عليرغم عدم پشتيباني و حتي فشار مسئولين مبني بر تخليه شهر، حاضر به خروج از شهر نشده و به مقاومت و جنگ و گريز با دشمن ادامه دادند.
در مقابل دشمن نيز با جسارت بيشتري تلاش كرد تا هرچه سريعتر شهر را به اشغال كامل خود درآورده و با محاصره نيروهاي باقيمانده در مسجد جامع و پل خرمشهر آخرين مقاومت‌ها را در هم بشكند در اين حال عليرغم اينكه دشمن قصد داشت حلقه محاصره را در دو محور اصلي مسجد جامع و پل خرمشهر تنگتر كند اما بيشتر در پي تقويت و طراحي حركتي است تا بتواند شهر را به تصرف كامل خود درآورد.
در تشريح اين وضعيت يكي از فرماندهان عراقي مي‌گويد:
“در روز 28/7 جلسه‌اي تشكيل و در آن طرح متمركز كردن حركت اني به سمت پل مورد بررسي قرار گرفت. دليل طرح اين نقشه ايجاد مانع و ممانعت از رسيدن تداركات به نيروهاي مقاومت بود زيرا بيشترين مقاومت در منطقه مسجد جامع و پل بود.”
فرماندهان ارتش عراق در اين ارتباط با كمك تيپ 112 و همچنين مقداري نيروهاي جيش الشعبي و گارد مرزي جبهه خود را در خرمشهر تقويت كردند. سرانجام با آغاز روز دوم آبان ماه عمليات سنگيني را تدارك ديدند.
با آغاز روز دوم آبان ماه، دشمن با بكارگيري حجم وسيعي از نيروهاي پياده و زرهي و با پشتيباني آتش شديد توپخانه در خرمشهر، اقدام به تك نمود و پيشروي خود را آغاز كرد و سرانجام در ساعت 8 صبح گروهان تانكي كه تحت فرماندهي گردان 1 از تيپ 23 قرار داشت، توانست خود را به ساختمان فرمانداري رسانده و مناطق اطراف را زير آتش گلوله تانك خود قرار دهد و بالاخره با تسلط بر پل تنها خط تداركاتي رزمندگان اسلام را قطع كند.
در اين روز سپاه آبادان طي گزارشي اعلام داشت:
“فرمانداري خرمشهر در اختيار دشمن است، با تيرباري كه روي پشت بام آن نصب شده پل را زير رگبار گرفته اند، بطوري كه سينه خيزهم نمي شود از روي پل عبور كرد.”
دشمن عليرغم موفقيت در تسلط بر پل و تصرف نزديك به 85% از شهر همچنان در محور مسجد جامع با مقاومت نيروهاي خودي روبروست، بر اثر وضعيت پيش آمده، بار ديگر بخشي از نيروها كه از قبل شروع به عقب نشيني و خروج از شهر كرده بودند،‌ اقدام به عبور از كارون و ترك شهر كردند. اما كساني بودند كه همچنان بر مقاومت اصرار مي‌ورزيدند.
يكي از فرماندهان عراقي در اين باره مي‌گويد:

 

“با زير آتش قرار گرفتن پل، تنها راه تداركاتي نيروهاي ايراني در معرض قطع شدن قرار گرفت بخشي از آنان از طريق پل و رودخانه عقب نشيني كردند و بخشي ديگر براي ادامه درگيري در ساختمان‌هاي شهر باقي ماندند.
گردان هشتم (در محور مسجد جامع) به درگيري خود ادامه داده و سعي داشت تا پيشروي كند با اين كه پل سقوط كرده بود و مقاومت درهم شكسته شده بود، اما رزمندگان ايراني در اين محور جنگ شديدي كردند و گردان هشتم نمي توانست پيشروي كند. در مجموع پس از تماس ما با سپاه سوم و ارسال اين خبر كه شهر در تصرف كامل ماست راديو بغداد در اين روز خبر تصرف خرمشهر را اعلام مي‌كند.”

 

فرمانده مزبور در ادامه اظهارات خود مي‌گويد:
“با وجود اشغال شهر نيروهاي ما تلفات بسيار زيادي دادند، بخوبي به ياد مي‌آورم كه فرمانده گردان سوم نيروي مخصوص با بي سيم به من مي‌گفت كه گردانش را در خيابان‌هاي شهر گم كرده و از سرنوشت آنها هيچ خبري ندارد و تنها خودش و بي سيم چي باقي مانده است.”
با وجود وضعيت پيش آمده و اعلام رسمي سقوط خرمشهر توسط عراق رزمندگان اسلام كه بر مقاومت پافشاري مي‌كردند، طي يك اقدام شجاعانه به ساختمان فرمانداري حمله كرده موفق شدند كه در غروب همين روز اين ساختمان را از عراقي‌ها بازپس بگيرند و بار ديگر تردد روي پل را برقرار سازند. اما در روز بعد بار ديگر فشار دشمن، شرايط را بر نيروهاي مقاومت سخت تر كرد و مجدداً ساختمان فرمانداري به تصرف دشمن درآمد. نيروهاي عراقي بار ديگر با استقرار چهار قبضه تيربار در پشت بام ساختمان فرمانداري موفق به مسدود نمودن پل مي‌گردند. با اين اقدام دشمن، وضعيت نيروهاي خودي وخيم تر شده و امكان پشتيباني و همچنين تخليه شهدا و مجروحين از بين مي‌رود. در پي دستور فرمانده عمليات خرمشهر مبني بر تخليه شهر تعداد ديگري از نيروها ناچار به ترك شهر شدند و اين در حاليست كه مسجد جامع شهر بعنوان تنها كانون مقاومت همچنان استوار باقي مانده است. در اين مرحله دشمن همه توجه و فشار خود را معطوف به اين نقطه نموده طي حمله‌اي آخرين مقاومت‌هاي پراكنده را در هم شكست.
در روز سوم آبان اين نقطه را نيز به تصرف خود درآورد با تسلط دشمن بر مسجد جامع و پل خرمشهر اشغال كامل شهر قطعي به نظر مي‌رسيد. لذا ادامه حضور اندك نيروهاي باقيمانده تاثيري در تغيير اوضاع بوجود آمده نداشت. از اين رو باقيمانده حماسه آفرينان خرمشهر، در حالي كه خون شهدا و آه و ناله مجروحين بر تمام وجود آنها سنگيني مي‌كرد مجبور به تخليه شهر شدند، بطوري كه تا قبل از طلوع صبح روز چهارم آبان شهر تقريباً تخليه شد. البته تعداد انگشت شماري از نيروها نيز در شهر باقي مانده بودند كه طي روزهاي آتي خود را به خارج از شهر رسانده و برخي ديگر نيز به اسارت درآمدند. در اين زمينه فرمانده عراقي اذعان مي‌دارد كه:‌
“در روز چهارم آبان هنوز مقاومت‌هايي در شهر وجود داشت. نيروهاي نظامي عراق در اين روز طي نيروهايي بيمارستان واقع در كنار رودخانه كارون و كارخانه روغن نباتي را به اشغال خود درآوردند.”
به اين ترتيب عليرغم وجود پاره‌اي مقاومت‌هاي پراكنده در شهر و حواشي آن، روز چهارم آبان هزار و سيصد و پنجاه و نه بعنوان روز سقوط خرمشهر در تاريخ ثبت گرديد.

 

پاورقي ها:‌
(1) در اين زمينه بايد تاكيد كرد كه صرف تواني در حدود 5 لشكر در جبهه مياني عليرغم اصلي بودن اهداف در جنوب عملاً بر سرنوشت جبهه تاثير به سزايي گذاشت.
(2)‌مبتني بر يك استراتژي جنگ سريع، به منظور دستيابي سريع به اهداف اصلي، طبيعي است كه بيشترين توان در جهت آن اهداف بكار گرفته شود. اين اصلي در طراحي ارتش عراق به خوبي رعايت نشد. عليرغم وجود اهداف اصلي در جبهه جنوبي، بيش از نيمي از سازمان نيروي زميني ارتش عراق در جبهه مياني و شمالي مصرف مي‌شود و پيرامون اين موضوع سه احتمال قابل بررسي است:
1- مبتني بر يك تحليل نظامي، وجود معابر عمده در جبهه مياني و سهل الوصول بودن حركت نظامي به سمت اهداف مهمي چون بغداد و كرمانشاه، اين منطقه را از اهميت زيادي برخوردار ساخته بود. در نتيجه نظاميان عراقي استدلال مي‌كردند كه با تمركز قوا در جبهه جنوب، به قواي ايراني امكان بهره برداري از معابر در جبهه مياني داده مي‌شود و ارتش ايران قادر خواهد بود كه در يك حركت عكس العمل، بغداد را با خطر مواجه سازد. لذا اختصاص بخشي از توان نظامي عراق به منظور تصرف و اشغال نقاط استراتژيك و سركوب منطقه و ممانعت از هرگونه عكس العمل و حركت نظامي از سوي رزمندگان اسلام به سمت بغداد، ضروري بود.
2- اطلاعات جمع آوري شده از سوي رژيم عراق، تصميم گيرندگان آن رژيم را بر اين باور مي‌دارد كه بدليل از هم پاشيدگي ارتش ايران ناشي از انقلاب اسلامي و همچنين فقدان نيرويي منظم و قابل توجه به حركت نظامي عراق نه تنها با مقاومتي مواجه نخواهد بود. بلكه با زمينه سازي‌هاي طولاني، بهره برداري از جمعيت مردمي عرب و كرد در همياري و كمك نيروهاي مسلح عراقي، اميدواري‌هايي را در فرماندهان نظامي بوجود آورده بود، در نتيجه ضرورتي نداشت كه توان نظامي عراق متمركز عمل كند.
3- احتمال سوم اين است كه تعارض بين استراتژي و تاكتيك شايد بگونه اي، جلوه تعارضات فكري فرماندهان نظامي و تصميم گيرندگان سياسي رژيم حاكم بر عراق است.
در هر صورت اين مسئله موجب مي‌شود تا ماشين جنگي عراق قادر به عملكردي قومي در هريك از محورهاي هجوم نباشد و سرانجام در برابر مقاومت‌هاي مردمي تسليم گردد.

یک شنبه 8 اسفند 1389  12:16 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها