در جنگ خليج فارس دنياي غرب با تمام توان خود به كشور عراق حمله كرد و با تكنولوژي پيشرفته خود اين كشور را به ويراني كشيد به اعتقاد صاحب نظران، خرابي هاي باقي از اين حمله وحشيانه به عراق تا سال هاي سال قابل جبران نيست و اقتصاد تك پايه اي عراق قادر نخواهد بود ظرف دهسال آينده بازسازي اين كشور را به اتمام رساند. تجربيات نظامي حاصله از اين جنگ يك طرفه ديدگاه هاي متفاوتي را در بين صاحب نظران نظامي ايجاد كرده است. اين افراد … با بهره گيري از اين تجربيات جمع بندي هاي ننوريك جديدي را تدوين نموده و آن ها را در سياست هاي نظامي كشورها بويژه كشورهاي ضعيف اعمال نمايند. از آنجا كه در جنگ خليج فارس اتكاء به سلاح هاي پيشرفته و بدون حائز اهميت بوده و ارتش عراق نيز واقد انگيزه هاي لازم جهت مقابله با اين تهاجم گسترده بوده است، جمع بندي هاي ارائه شده داراي جامعيتي در خور توجه نيستو صرفاً مي توان آن ها را بعنوان توصيه هاي كارشناسان نظاني آن هم با توجه به تفكر حاكم بر نظام سرمايه داري تلقي كرد.
در زير مقاله ارائه شده توسط سرلشگر هاخ هوفر كه در ماهنامه ارتش سوئيس به حساب رسيده است جهت اطلاع خوانندگان آورده مي شود.
تاريخچه جنگ هاي مختلف يك اصل را ثابت كرده اند و آن اينكه هيچ جنگي كاملاًشبيه جنگ قبلي نبوده است و عوامل مختلفي در آن ها دخالت داشته كه وضعيت جديدي را ايجاب مي نموده اند. در نتيجه به نظر مي رسد پس از جنگ خليج فارس، جنگ بعدي خاورميانه شكل ديگري خواهد داشت و جنگ بعدي اروپا نيز مانند جنگ هاي قبلي نخواهد بود تاكتيك ها و تكنيك هاي جديد نظامي بستگي به عوامل مختلفي مانند شرايط زمين، موقعيت جغرافيائي، كمست و كيفيت سلاح ها، نيروهاو… دارد، كسي مي تواند برنده واقعي جنگ باشد كه تمام عوامل و ريشه هاي بحران ها را بررسي ئ راه حل مطمئن آنرا پيدا كند.
در زمان جنگ شرايط خاصي پيش مي آيد كه نياز به انعطاف پذيري و تغيير تاكتيك هاي نظامي دارد و كسي نمي تواند از قبل خود را برنده نهائي جنگ بداند. تنها كسي موفق است كه بتواند بر تمام شرايط و تغييرات ناگهاني مسلط شدهم و راه حل هاي مناسب، سريع و عملي رابكار بندد. به هر حال تارخچه تمام حنگ ها و همچنين جنگ خليج فارس بايد بررسي و تجزيه و تحليل شوند و در اين تجزيه و تحليل ها نباير فرماندهان نظامي بدنبال يك نسخه از پيش نوشته شده پيروزي باشند. بلكه درك پديده جنگ و عوامل به وجود آورندة آن بسيار مهم است. در حقيقت اطلاعات چنداني در مورد جنگ خليج فارس در دست نيست،اگر چه هيچگاه همة حقايق در مورد اين جنگ افشاءنمي شود، اما به هر حال واقعيت ها خود را نشان خواهند داد و هر صاحب نظري موظف است با اطلاع به دست آمده ترسيمي از جنگ ارائه نمايد. به همين دليل به صاحب نظران نظامي توصيه مي شود جهت كسب درس هاي بيشتر از جنگ خليج فارس به نكات زير توجه نمايند.
اصل غافلگيري
جنگ خليج فارس با يكسري عمليات گمراه كنندهم همراه بود، مدت ها مانور هاي عملاتي انجام گرديد و مذاكرات تلفني بوش با سران كشور هاي مختلف، كنفرانس هاي مبارزه با بحران تشكيل و با شكت روبرو گرديدند راه حل هاي سياسي ارائه مي شد ولي اطلاعات غلط از منظور اصلي آمريكا داده مي شد. به اين ترتيب مردم به صلح اميدوار مي شدند و فكر مي كردند كه جنگي آغاز نشود اما بر خلاف آنچه گفته مي شد جنگ كويت آغاز گرديد و نيروهاي صدام حسين نيز غافلگير شد و نتوانستند عكس العملي از خود نشان دهند.
فرماندهي استراتژيك
رئيس جمهور آمريكا با بهره گيري از يك ديپلماسي بسيار فرصت طلبانه نظر ساير كشورها را جلب و از سازمان ملل متحد نيز اين اختيارات را گرفته بود كه دست به يك عمليات نظامي بزند. سازمان ملل متحد با عنوان كردن مسئله امنيت جهاني راي به اجراي عمليات نظامي داد اما آمريكا تحت همين عنوان از منافع خود دفاع مي نمود و از مصوبه سازمان ملل به نفع خود استفاده نمود. بايد قبول كرد كه در جهان امروز هر كشوري كه خواهان امنيت براي خود است بايستي نقش اب قدرت ها و منافع آن ها را نيز در نظر داشته باشد و به خود تلقين نمايد كه حق ابر قدرت هاست كه در مقدرات امنيتي و ملي كشورها نيز صاحب حق باشند.
اصل هدف
در يك جنگ اصل هدف اهميت زيادي دارد و مشخص كدن اهداف استراتژيك بسيار مهم است كليه سربازان بايستي هدف خود را از ادامه جنگ بدانند و اهداف ناشناخته و غير ممكن باعث سرخوردگي سربازان بايستي هدف خود را از ادامه جنگ بدانند و اهداف ناشناخته و غير ممكن باعث سرخوردگي سربازان مي شود. كارشناسان نظامي اهداف استراتژيكي در كشور رقيب را بايستي بخوبي بررسي نمايند. گاهي ايداف تعيين شده در طول جنگ تغيير مي نمايند. تعريف روشن از يك هدف و ارتباط صحيح بين واحدهاي نظامي باعث موفقيت ستادذ فرماندهي عمليات خواهد شد. فرماندهي عالي نظامي وقتي موفق است كه هدف از انجام عملات نظامي و دستاوردهاي آنرا براي پرسنل و ملت بطور واضح و آشكار بيان نمايد وگرنه جنگ طلاني خواهد شد و خونريزي زيادي بهمراه خواهد داشت. همانگونه كه تشريح گرديد اهداف نظامي بايستي در دسترس و روشن باشند.
يعني:
1-اهداف استراتژيكي از نظر تاكتيكي قابل دسترسي باشند.
2-اهداف عملياتي از نظر تاكتيكي قابل دسترسي باشند.
3-عمليات تاكتيكي در جهت اهداف عملياتي باشند.
4-فرماندهي عملياتي در محل بايد خود را با اهداف استراتژيكي تطبيق دهد و در جهت رسيدن به آن تلاش نمايد.
5-هيچيك از سطوح فوق نيايد براي حل مشكلات يكديگر دخالت بنمايند براي مثال در جنگ خليج فارس، رئيس جمهور، وزير دفاع و رئيس ستاد مشترك در امور فرماندهي عمليات دخالت ننمودند و فرماندهي عمليات نيز در طرح هاي استراتژيكي كه نقاط ضعف در آن نهفته بود دخالت نكرد.
روحيه رزمي
در جنگ اخير هر دو طرف درگير داراي ارتش خوبي بودند اما توازن قوا بر قرار نبود هواپيماها،تانك ها،موشك هاو تجهيزات نظامي بطور كلي عوامل محسوس در يك جنگ بسيار مهمند اما عوامل نامحسوس بسيار مهمترند-سرباز بايستي به رهبريت و فرمانده خود اعتقاد داشته باشد و به ملت خود اعتقاد داشته باشد، به رفاه خود و خانواده اش اطمينان داشته باشد علاوه بر تمام اين ها آموزش لازم براي بكارگيري تجهيزات را ديده باشد. به طور كلي روحيه رزمي معيار ثابتي ندارد و در طول جنگ تغييراتي در آن حاصل مي شود پيروزي در يك نبرد، شرايط آب هوائي، تجهيزات پرسنلي، تداركات نظامي و خستگي سرباز از جنگ نقش مهمي در تقويت يا كاهش روحيه رزمي دارند و گاهي اوقات ممكن است سرباز فقط به پيروزي فكر نكند بلكه بفكر زنده ماندن خود باشد. پس لازم است روحيه رزمي در تمام جهات تقويت شود.
برآورد هاي عملياتي
در يك جنگ امكان دارد وضعيت بحراني و غير مترقبه و يا شرايط غير قابل پيش بيني بوجود آيد لذا نمي توان بطور سيستماتيك وضعيت آينده را پيش بيني كرد. گاهي ممكن است عوامل در ظاهر بسيار كوچكي تاثيرات مهمي در پيروزي يا شكست نيروها داشته باشند. كارشناسان نظامي پيش بيني كردند كه تلفات نيروهاي آمريكائي 000/30 نفر خواهد رسيد، برخلاف تصورات اسرائيل در جنگ شركت نكرده سلاح هايش 20 درصد مورد استفاده قرار نگرفتند و در عراق كودتائي روي نداد عليرغم تمام پيش بيني هاي كارشناسان استراتژيكي بسياري از موانع ايجاد شده توسط عراق به سادگي بر داشته شدند. با اين وجود نمي توان در يك جمله اهميت اين پيش بيني ها را ناديده گرفت بلكه بايد تدابير لازم براي تمام اين مسائلي بشود تا چنانچه ضرورت داشته باشد بموقع عكس العمل نشان داده شود.
تكنولوژي پيشرفته
انسان ها در طول تاريخ هميشه با سلاح هاي عصر خود جنگيده اند و به نسبت تكنولوژي زمان خود تاكتيك ها و تكنيك هاي جديدي را ابداع نمودند. شايد در صد سال آينده راي مردم آن زمان جنگ كويت و تاكتيك ها و تكنولوژي استفاده شده در آن بسيار عقب افتاده و خنده آور باشند اما در حال حاضر بايد قبول كرد كه نقش تكنولوژي بسيار مهم بوده. نيرو هاي دفاعي كه در اروپا مستقر هستند در حالت پدافندي مي باشند ولي وقتي درگير جنگ شوند مشخص مي گردد كه به مدرنترين تجهيزات تهاجمي مسلح هستند.
هر كس كه بخواهد از حقوق خود در مقابل يك متجاوز دفاع نمايد لازم است تجهيزاتي در اختيار داشتهخ باشد كه شانس موفقيت وي را زيادتر نمايد. رقابت هاي تسليحاتي كاهش پيدا مي كنند ولي هيچگاه متوقف نمي شوند در نتيجه وقتي يك طرف به تسليحات مدرن مجهز است و طرف ديگر سلاح هاي قديمي در اختيار دارد ميل به خشونت در طرف قوي تقويت شده و در نهايت،آتش جنگ بر افروخته خواهد شد.
دكترين عملياتي
دكترين جنگ سرد و ادامه آن در طول سال هاي گذشته طرح ريزي هاي زيادي را ايجاب مي نمود كه بايستي به نحوي به نمايش گذاشته مي شد. بر اساس طرح هاي نظامي شوروي بايستي اولين ضربه نظامي را نيروهاي پيمان ورشو به اروپاي غربي وارد مي نمودند كه پس از پايان جنگ سرد ژنرال شوارتزكف دقيقاً همان ضربه اي را كه براي نمايش قدرت قرار بود شوروي به اروپاي غربي بزند به عراق وارد نمود و در حقيقت برگ برنده نهايي را بزمين زد. طرح هاي آمريكا در اين رابطه عبارت بود از:
1-انهدام كامل نيروي هوائي دشمن در زمين و هوا و انهدام تاءسيسات حياتي عراق
2-انهدام سلاح هاي شيميائي، ميكروبي و اتمي و كارخانجات توليد اين سلاح ها
3-انجام عمليات فريبنده و تظاهر به تك در يك منطقه و انجام عمليات در منطقه ديگر
4-درهم شكستن خطوط پدافندي عراق
كارشناسان نظامي سوئيس در تجربه و تحليل هاي خود اينطور نتيجه گيري نكنند كه چون صدام حسين در برابر آمريكا به سرعت شكست خورد پس نقش ارتش چندان مهم نيست و ما نيز كه كشور كوچكي هستي تاب مقاومت در برابر يك نيروي نظامي قوئي را نداريم. بلكه بايد شرايط منطقه مد نظر قرار گيرد و بخاطر داشته باشند كه كويت يك منطقه كويري بوده و سوئيس يك منطقه كوهستاني است و جنگيدن در كوهستان با كويد تفاوت زيادي دارد.
تاكتيك هاي رزمي سيستماتيك
نظر گلاس و تپس كارشناس نظامي آلمان بر اساس (حمله به مركز ثقل نيروهاي دشمن) هنوز در بسياري از دانشگاه هاي نظامي تدريس مي شود. دكترين نظامي آموزش ارتش سوئيس نيز بر اساس همين نظريه قرار دارد بدين ترتيب پس از شناسائي كامل نقاط ضعف دشمن يگان ها زرهي، نيروهاي تانك دشمن و يگان ها توپخانه واحدهاي توپخانه دشمن را هدف قرار مي دهند. مديريت استراتژيك و تاكتيكي نيز بايستي مراكز استراتژيك و تاكتيكي دشمن را هدف خود قرار دهند و عدم اجراي اين تاكتيك موجب شكست خواهد بود.
تبليغات در جنگ
يكي از نقاط ضعف عمده كشورهاي دمكراتيك و رسانه هاي گروهي آن ها هستند كه با اخبار و اطلاعات بي مورد خود به اهداف دشمن كمك مي نمايند. تجربه جنگ كويت نشان داد كه رسانه هاي گروهي نبايستي همه چيز را به مردم بگويند اما اين هم صحيح نيست كه به رسانه هاي گروهي دروغ گفته شود. در يك عمليات غالگيرانه حفظ طلاعات بسيار مهم و حفظ جان افراد بستگي به اين اطلاعات دارد ئ چنانچه اين اخبار پخش شوند عده زيادي جان خود را از دست خواهند داد. بايد اهميت حفاظت اطلاعات به مردم توضيح داده شود. متاسفانه در جنگ خليج فارس اين روش اعمال نگرديد و سانسور زيادي اعمال گرديد و رسانه هاي گروهي و جبهه خود را از دست دادند بطوريكه مردم اخبار حقيقي آن ها را نيز باور نمي كردند.
نقش اطلاعات در جنگ
اطلاعات درپيشرو جنگ نقش بسيار حياتي دارند. مانند آنست كهخ يك بكسور در رينك با حريف كوري روبرو شود نتيجه مشخص است آنكه حريف را مي بيند به آساني او را از بين مي برد. سيستم هاي الكترونيكي شكل جمع آوري اطلاعات را بكلي عوض كرده اند و آن هدفي كه كاملاً شناسايي شود مورد حمله قرار مي گيرد. طبيعتاً هدفي كه بخوبي شناسايي شده باشد مورد اصابت قرار گرفته و منهدم مي شود. ماهواره ها و سيستم هاي پيشرفته الكترونيكي كارائي زياد داشته و ساير وسائل جمع آوري خبر را تحت الشعاع خود قرار مي دادند اما همين سيستم ها نيز نتوانستند محل اختفاي صدام حسين را پيدا كنند اطلاعات الكترونيكي و ماهواره اي وقتي كامل مي شوند كه با اطلاعات جمع آوري شده توسط افراد تقاطع داده شوند.
آموزش
واحدهاي زرهي ارتش آلمان كه به عربستان سعودي اعزام شده بودند پس از بازگشت به آلمان اعلام نمودند كه تنها آموزش با اسلحه و مهمات كشقي كافي نيست و بايستي سربازان با مهمات واقعي تمرين كنند و در مانور هاي جدي شركت نمايند.
تاكتيك هاي نظامي
مديريت جنگ هاي الكترونيكي و هوائي ماموريت دارد تا خطوط ارتباطي و مخابرات دشمن را فلج نمايد اما اين روش نبايستي بطور صد در صد متمركز و با نظر مركز فرماندهي انجام شود بلكه به فرماندهان بايستي استقلال تصميم گيري داده شود و اين قابليت انعطاف را داشته باشند كه در صورت ضرورت بتوانند مانورها و تاكتيك هاي جديدي بكار بگيرند و طرح ها را تغيير دهند.
از مجموعه مقالات تاريخي - سياسي
نشريه تاريخ جنگ - شماره 3
مركز مطالعات و تحقيقات جنگ