بدون شك لازمه بقاي هر انقلاب مردمي، حفظ ملت و ايجاد فضاي دائمي و واقعي براي حضور مردم در تمامي صحنههاي آن انقلاب است، براي اثبات موضوع فوق هيچ نيازي به بحثهاي جامعه شناسي و روانشناسي و يا ذكر نظريات انديشمندان فلسفه سياسي، علوم سياسي و حقوق اجتماعي و … نيست. اين يك امر بسيار بديهي و كاملاً تجربه شده است كه علت بقاي هر پديدهاي ضرورتاً بستگي تام به حفظ و ادامه وجود “علت اصلي” ايجاد كننده آن پديده دارد. انقلاب اسلامي حاكميت و پيروزي خود را همچنان كه رهبر كبير آن امام خميني(ره) بارها و بارها متذكر شده اند و مقام معظم رهبري نيز مكرراً به خصوص در بيانات اخيرشان به آن تاكيد كرده اند مرهون اقبال تودههاي پيگير مردم و خيل عظيم “بي بضاعتان (پاورقي1) متدين” است و ادامه اين حيات، همچنان كه در طول دهه اول انقلاب بوضوح به اثبات رسيد، بدون حضور واقعي مردم در صحنه و حفظ روحيات و ارزشهايي كه موجب به حركت درآمدن و در صحنه ماندن آنان ميشود ممكن و ميسر نخواهد بود.
در اين مدت تبلور واقعي نيروهاي مردمي، در اصلي ترين صحنههاي مبارزه با استكبار، در سطوح بسيار متنوع و متعدد“ نيروي “بسيج” و نيروهاي بسيجي بوده اند بسيجي از پيروزي انقلاب تا پذيرش قطعنامه 598 يك لحظه روي آسايش و آرامش ظاهري بخود نديده و در تمامي صحنههاي پيكار، نقش تعيين كننده و بلامنازع خود را به اثبات رسانده است. پذيرش قطعنامه در واقع نقطه عطفي بود در تغيير فضاي مبارزه و پيچيده تر شدن درگيري با استكبار جهاني. با كمال تاسف عليرغم ضرورت يك برنامه ريزي جدي براي گذار از اين مقطع و توجيه و آشنا ساختن بسياري از مسئولين و بسيجيان براي ايفاي نقش گذشته در قلبهاي جديد حضور در صحنه و همچنان كه امام راحل تاكيد كردند كينه مقدساتان را در دلها حفظ كنيد و …، نيروهاي مردمي و شهادت طلبي كه از يك پيكار 12-10 ساله سربلند بيرون آمده بودند به حال خود رها شده و نقش اصلي آنان در سطح عناصر بسيار فرعي تنزل يافت. آثار رواني ايجاد شده از اين وضعيت بطور طبيعي بسيار سنگين و شكننده بوده است.
واقعيتهاي اجتماعي كه بعضاً از سوي عدهاي پذيرفته شده آنچنان خرد كننده و مهيب بر سر اين پيشتازان صحنههاي عشق و جهاد فرود آمد كه تا مدتها گيجي و سرگشتگي ناشي از آن آشكارا بچشم ميخورد. ادامه چنين وضعيتي در واقع ضربه اساسي به علت اصلي بقاء و حاكميت انقلاب اسلامي است كه در حوادث اخير نيز تا حدود زيادي خود را نشان داد.
رويدادهاي شهرهاي اراك، شيراز، مشهد بار ديگر نشان داد كه نظام اسلامي بدون همراهي نيروهاي مردمي و بسيجي با مشكلات بسيار شكنندهاي روبرو خواهد بود و در واقع براي استكبار نيز احساس عدم همراهي نيروهاي مردمي و اتكاء انقلاب اسلامي جز به آنان، نقطه آغازين شكست و فروپاشي نظام خواهد بود. اگرچه در جريان حوادث اخير خسارات سنگيني به نظامي اسلامي وارد گرديد ليكن خسارتهاي وارده در مقابل توجه و ضرورت درك حضور همه جانبه نيروهاي مردمي و بسيجي در صحنههاي انقلاب بسيار اندك است. البته بايد با اقبال جدي به بسيجيان و برنامه ريزهاي واقعي براي آنان اين شايعه را زدود كه در حال حاضر اقبال به آنان بدليل ضرورتها و نيازهاي مقطعي بوده و با رفع آن مجدداً فضاي نامناسب گذشته و چشم اندازي كه براي آن متصور ميشد، طي خواهد شد. هنگامي ميتوان از تواناييها و قابليتهاي نيروهاي مردمي و بسيجي سود برد كه آنها تحت يك برنامه ريزي مشخص با اهداف بسيار روشن بكار گرفته شوند و اطمينان داشته باشند كه تحولات، به كم رنگي و بي رنگي نقش آنان منجر نخواهد شد.
دفاع غيرنظامي
استراتژي دفاع غيرنظامي و تئوري بازدارندگي ناشي از آن از مدتها قبل در محافل نظامي و سياسي و استراتژسينهاي جهان مورد بحث و بررسي واقع شده است، استراتژي دفاع غيرنظامي علي العموم در راس برنامههاي هر نظام مردمي قرار داشته و دارد چرا كه عليرغم پيشرفت سريع صنايع نظامي، ميزان حمايت و پشتوانه روحي هر نظام بعنوان يكي از عوامل اصلي ثبات و يا عدم ثبات نظامها محسوب ميشود.
اين موضوع در جمهوري اسلامي نه تنها به صورت تئوريك بلكه بصورتي عملي در طول دوران جنگ 8 ساله به محك تجربه گذاشته شد و جنبههاي اثباتي آن براي همگان مشخص گرديد. امام خميني(ص) در طول دوران حيات خود بويژه پس از استقرار نظامي اسلامي به مسئله دفاع غيرنظامي كه وجه بارز و مشخص آن حضور مردم در صحنه و تشكل و سازماندهي نيروهاي مردمي بود توجهي خاص و ويژه مبذول داشته و با اتكاء نيروهاي مردمي توانستند موفقيتهاي بزرگ و بي نظيري را نصيب جمهوري اسلامي نمايند.
به هرحال قبل از پرداختن به هر مسئلهاي بايد به اين نكته توجه داشت كه استراتژي دفاع غيرنظامي متكي بر تواناييهاي مردمي طراحي و اجرا ميشود. اصل حاكميت و قدرت مسئولين نظام در جامعه براساس رضايت و همكاري متقابل مردم استوار است.
بنابراين عدم همكاري مردم و حداقل قشر مدافع انقلاب به شدت قدرت مسئولين را كاهش داده و آنها را در مقابل فشار خارجي و اغتشاشات داخلي آسيب پذير ميسازد. يك نظام سياسي، در صورت حفظ پايگاه مردمي خود، ميتواند پيش از آنكه به نيروهاي مسلح خود متكي باشد از مقاومت مردمي سود جسته و ارزشها و نهادهاي حكومتي خود را حفظ كند بي شك بلحاظ كاربردي، چنانچه نيروي نظامي توانايي مقابله با تعرض خارجي و يا خرابكاري داخلي را داشته باشد، دفاع غيرنظامي استعداد و توانايي پيشگيري از دو تهديد مورد اشاره را داراست. بطور كلي بسيج مردمي نوعي استراتژي دفاعي است، كه هدف آن دفاع از ارزشها و دستاوردهاي انقلاب و نظام است انقلابي كه استفاده از نيروي نظامي آن خصوصاً در مسائل داخلي بشكل فرعي و ندرتاً صورت ميپذيرد. هرچند كه معمول و بطور سنتي در كنار واژه دفاع كاربرد نيروي نظامي نيز مد نظر است.
اساساً مساوي و برابر دانستن دفاع با كاربرد قوه قهريه و زور، فرهنگ و سنتي است كه بر ما تحميل شده است در گذشته بدليل آنكه حكومتها داراي پايگاه مردمي نبوده اند امر دفاع را با بكارگيري قواي مسلح و نيروهاي نظامي برابر ميدانستند، حال آنكه انقلاب اسلامي و نظام حكومتي آن به دليل داشتن پايگاه مردمي ثابت كرد كه واژه دفاع به مفهوم صحيح آن با بكارگيري با قواي قهريه برابري نمي كند.
استراتژي غيرنظامي و جنبههاي بازدارندگي
همانگونه كه ذكر شد اولين و بالاترين اثر اتخاذ سياست دفاع غيرنظامي جنبه بازدارندگي آن است. كليه كشورها آسيب پذيريهاي خود را ناشي از عوامل داخلي و خارجي ميدانند. آسيب پذيريهاي داخلي ممكن است ناشي از فشارهاي قدرتمند مخالف و جريانات سياسي داخل كشور باشد و آسيب پذيري خارجي ممكن است به رفتار تهديدآميز كشور همسايه و يا كشور قدرتمند خارجي بستگي داشته باشد. (پاورقي2) در هر دو تهديد ذكر شده، استراتژي دفاع غيرنظامي بايد قادر باشد با كمترين درصد وارد آمدن خسارت و خرابي و تنها با اتكاء به همراهي مردم و سازماندهي نمودن آنان به طرف مهاجم (داخلي يا خارجي) تفهيم نمايد كه نه تنها از حمله خود بهرهاي نخواهد برد، بلكه متحمل خسارات قابل ملاحظهاي نيز خواهد گرديد. اساس تفكر دفاع غيرنظامي بر اين ادعا استوار است كه چون پايگاه اصلي حكومت مردم هستند“ نه تنها در مقابل تهديد داخلي و خارجي مقاومت گسترده خواهد شد بلكه امنيت دشمنان داخلي و خارجي در صورت وارد آمدن هرگونه فشاري از سوي آنان به حداقل خواهد رسيد.
بنابراين استراتژي دفاع غيرنظامي صرفاً توانايي دفاعي نيست،بلكه در ماهيت و بالقوه استعداد تهديد جدي دشمنان را دارد و ميتواند مورد بهره برداري مسئولين حكومت قرار گيرد. البته اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه موازنه تواناييها بويژه با دشمنان خارجي امري مسلم و بديهي است. كشوري كه اقدام به اتخاذ استراتژي غيرنظامي ميكند، بايد بلحاظ اقتصادي و معيشت عمومي داراي استقلال باشد. در حقيقت در كشورهايي كه استراتژي دفاع غيرنظامي اتخاذ ميشود، اهميت به موضوع كشاورزي و صنعت بومي و استقلال معيشتي در راس برنامههاي توسعه قرار دارد. كشوري كه در برنامههاي توسعه خود براي كشاورزي و صنعت ملي، الويت اول را قائل است ميتواند با اتخاذ استراتژي دفاع غيرنظامي هم از نيروي كار بيشتري برخوردار باشد و هم از صرف هزينههاي گزاف جهت پشتيباني و حفظ نيروهاي مسلح جلوگيري نمايد. در يك جمع بندي نهايي ميتوان چنين نتيجه گيري كرد كه اگر حكومتي داراي قابليتهاي دفاع مردمي بوده و از آن در كليه صحنههاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي سود ببرد، ميتوان مهاجمان بالقوه داخلي و خارجي را قانع نمايد كه هزينهها و خسارات تهاجم احتمالي بسيار سنگين تر از دستاوردهاي آن است.
به همين دليل در دنياي كنوني قبل از وقوع هرگونه درگيري تواناييهاي مردمي و قابليتهاي دفاع عمومي كشور مورد نظر توسط كشور مهاجم ارزيابي ميشود. در حقيقت پايگاه مردمي حكومت و نقش ويژهاي را در موازنه قوا بخود اختصاص ميدهد.
بسيج خواستگاه اصلي استراتژي دفاع غيرنظامي
در درگيريهاي نظامي، با اينكه سلاحهاي پيشرفته و مدرن جايگاه ويژهاي را به خود اختصاص داده اند، اما هنوز بالاترين عنصر قدرت در يك كشمكش نظامي، توان و ظرفيت مقابله مردم با تهاجم و اشغال است. نمونه جنگ تحميلي شاهد صادقي بر اين ادعاست در اين جنگ نيروهاي مردمي در همان ابتداي اشغال بامقاومتهاي دليرانه نشان دادند كه ارتش عراق به سادگي نمي تواند حتي بخش كوچكي از كشور را در اشغال خود داشته باشد. اين مقاومتها موجب شد تا دشمن روياي جنگ چندروزه را از سر بيرون كرده و توان اصلي خود را تنها متوجه يك يا دو نقطه نمايد به همين دليل تنها با گذشت يك هفته از جنگ مجبور به تغيير استراتژي خود شد (پاورقي3)
در استراتژي دفاع غيرنظامي، ايجاد سازمان و تشكيلاتي كه بتواند جذب،سازماندهي و آموزش نيروهاي مردمي را بعهده بگيرد امري الزامي است. اساساً در كشوري كه نيروهاي مسلح و سيستم سربازگيري وجود داشته باشد، وجود تشكلي به نام بسيج حكايت از آن دارد كه مسئولين آن كشور استراتژي دفاع غيرنظامي را ترجيح داده و بر تواناييهاي مردم بيش از ساير تواناييها تاكيد و توجه دارند.
در اين حالت قدرت دفاعي مبتني بر تعداد افراد جامعه است و نيروي تسليحاتي در رديف دوم اهميت قرار دارند. اهميت بسيج در مواجه با دشمنان و جريانات داخلي نيز همچون دشمن خارجي است. تا زماني كه حكومتي از حمايت مردم خود برخوردار است هيچ يك از جريانات سياسي و يا حتي نظامي داخلي توانايي اجراي نقش تعيين كنندهاي را نخواهند داشت. اوج درگيري با گروههاي ضدانقلاب داخلي بهترين نمونه در اين ارتباط است. تكيه انقلاب بر اطلاعات مردمي و حضور مردم در كليه صحنههاي سياسي و حتي درگيريهاي نظامي، سبب شد تا جريانات داخلي به شدت ضربه خورده و متلاشي شوند. امري كه حتي در زمان رژيم سلطنتي شاه با داشتن سرويس امنيتي مجهز نيز امكان وقوع نيافت. از ديدگاه اين استراتژي، مردم زماني تن به قرار گرفتن در سازماندهي بسيج و مقابله با دشمنان داخلي و خارجي ميدهند كه ارزش ها، هدفها و سياستگذاري ها، با آرمانها و ارزشهاي ديني و فرهنگي آنان مطابقت داشته و يا حداقل بسيار نزديك باشد.
همبستگي گروهها و احساس نزديكي حكومت و مردم اگر در كليه سطوح جامعه رسوخ يافته و تداوم يابد، اقدام جمعي در مقابل تهديدات نيز داراي دوام و استحكام خواهد بود. در اين حال نهادهاي مسئول به راحتي ميتوانند با فراخواني تنها بخشي از مردم به مقابله با بحرانها و تهديدات برخاسته و آنها را در نطفه خفه نمايند. نكته ظرفيت در بكارگيري مردم براي مقابله با تهديدات، توجه به گذشته و زنده نگهداشتن تاريخ حماسي آنان است. اگر حماسههاي مردم يك كشور به دست فراموشي سپرده شود و يا به انحاء گوناگون مورد تضعيف، و تمسخر قرار بگيرد و عزم راسخ آنها به ترديد بدل شده و دچار ياس و نااميدي گرديده و ديگر قابل اتكاء نخواهند بود. به عبارت ديگر تنها، حفظ تاريخ شخصيت ساز آنان و يا حفظ شخصيت تاريخ ساز آنان،امكان بكارگيري اين نيرو را در پيچ و خمهاي آتيه ميسر ميسازد نتيجه گيري در موررد اينكه استراتژي دفاع غيرنظامي تا چه ميزان ميتواند مسئولين يك كشور را در رفع بحرانهاي داخلي و خارجي كمك نمايد براي كشوري همچون جمهوري اسلامي ايران كار دشواري نيست. كشوري كه اكثر بحرانهاي خود را توسط مردم و نيروهاي حزب ا… پشت سرگذاشته است.
(پاورقي1) اين تعبيري است كه حضرت امام (ره) در مورد مشخصات مردم مدافع انقلاب اسلامي بكار برده است.
(پاورقي2) به تهديدات از راه دور مانند پرتاب موشك يا هجوم نيز توجه شود.
(پاورقي3) نگاه كنيد به مقدمه مقاله نگاهي گذرا به جنگ هشت ساله.
از مجموعه مقالات تاريخي - نظامي
نشريه تاريخ جنگ - شماره 3
مركز مطالعات و تحقيقات جنگ