0

پاره آجر.....

 
hojatpoor
hojatpoor
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 661
محل سکونت : اصفهان

پاره آجر.....

كمي به  دور و اطراف خود هم نگاه كنيم
 


روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.
پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند. پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. "براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".
مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت.... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد .... در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!

چهارشنبه 2 دی 1388  4:53 PM
تشکرات از این پست
dadagholam iman_karbala samsam alireza127
sifalaw
sifalaw
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1388 
تعداد پست ها : 1637
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پاره آجر.....

تلنگر قابل توجهي بود آنقدر تند حركت نكنيم كه ديگران براي متوقف كردن ما مجبور شوند به طرفمان پاره آجر پرتاب كنند
راز ماندگاری در گمنامی است

 
پنج شنبه 3 دی 1388  2:17 PM
تشکرات از این پست
roozgool
roozgool
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 195
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پاره آجر.....

جالب بود
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟
دست هایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی ؟
تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم
شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی ؟
هرچه می خواهیم ، آری ، از همین امروز
از همین امروز ، مال ماست ، می دانی ؟
گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم
روح تو ، هم ، سایه دریاست می دانی ؟
دوستت دارم» ، همین ، این راز پنهانی
از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی ؟
عشق من ، بی هیچ تردیدی ، بمان با من
عشق یک مفهوم بی « اما » ست ، می دانی ؟
دوشنبه 7 دی 1388  11:15 AM
تشکرات از این پست
gholamreza
gholamreza
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:پاره آجر.....

سلام دستتون درد نكنه عالي بود
شهبازی
دوشنبه 7 دی 1388  11:18 AM
تشکرات از این پست
hhhhhhhhhh
hhhhhhhhhh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 407
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:پاره آجر.....

واقعا هم همینطوره-تکاندهنده بود ممنونم
خاک پای رهبر
دوشنبه 7 دی 1388  12:13 PM
تشکرات از این پست
rezanajarha
rezanajarha
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 348
محل سکونت : قزوین

پاسخ به:پاره آجر.....

از خداوند بزرگ ملتمسانه تقاضا می کنیم که ما را یک لحظه و کمتر از یک لحظه به خودمان وا نگذارد.
دوشنبه 7 دی 1388  4:31 PM
تشکرات از این پست
eramau
eramau
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 733
محل سکونت : لرستان

پاسخ به:پاره آجر.....

خیلی زیبا بود


 

سه شنبه 8 دی 1388  2:19 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها