نداي ابليس، پايان روزي که نداي آسماني در آن اتفاق ميافتد يا فرداي آن روز، نشان از واكنش سريع اهل باطل به سرکردگي ابليس است و هدف آن جلوگيري از تأثير نداي آسماني و ترديد در دل شنوندگان آن است. احاديثي با عبارتهاي «ليشکک الناس و يفتنهم» و «يشکک الناس» به اين مطلب اشاره دارند (نعماني، همان: ص262؛ صدوق، همان: ج2، ص556).
د. محتواي نداي آسماني مضمون نداي آسماني را ميتوان به دو قسمت اخباري و انشايي تقسيم کرد. مراد از محتواي اخباري، مطالبي است که قالب دستوري ندارد و براي آگاهي مخاطبان است و محتواي انشايي آن است که قالب دستوري دارد و شنونده را به انجام اموري فرا ميخواند. اينك به توضيح اين دو قسم ميپردازيم:
محتواي اخباري
معرفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به نام و نسب که دهها حديث به آن اشاره دارند (نعماني، همان: ص168و 262 و…؛ صدوق، 1380: ج1، ص597؛ كليني، همان: ج8، ص178؛ طوسي، همان: ص452) و بيان امارت و حکومت براي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف که چندين روايت (نعماني، همان: ص266؛ صدوق، همان: 2ج، ص555؛ خزاز قمي، همان: ص147) با عبارتهايي چون «ان وليکم فلان بن فلان القائم بالحق»؛ «هذا المهدي خليفة الله»؛ «فلان بن فلان هو الامام» بر اين مطلب دلالت ميکنند. معرفي اهل حق و رهبر آنان به جهانيان که چندين روايت (صدوق، همان: ج1، ص603 و2، 60و 558؛ طوسي، همان: ص435 و454؛ كليني، همان: ج8، ص258؛ نعماني، همان: ص267 و272) با عبارتهاي «الا ان الحق مع علي و شيعته»؛ «ان علياً و شيعته هم الفائزون»؛ «الا ان حجة الله نقد ظهر… فان الحق معه و فيه» اين مطلب را بيان ميکنند. معرفي توصيفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در چندين روايت (صدوق، همان: ج2، ص60؛ نعماني، همان: ص301؛ حسيني، همان: ج2، ص732؛ مفيد، 1413: ص208) با عبارتهاي «خيرامة محمد»؛ «القائم بالحق» و…. و خبردادن از ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با عبارتهاي «الا ان حجة الله قد ظهر عند بيت الله» (صدوق، همان: ج2، ص60) و خبر دادن از پايان حکومت جباران، با عبارت «ايها الناس قطع عنکم مدة الجبارين» (مفيد، همان: ص208) دلالت بر محتواي اخباري نداي آسمان ميکنند.
محتواي انشايي
مطالب دستوري نداي آسماني که توسط جبرئيل عليه السلام اعلان ميشود، چيست؟ اينك به بيان آنچه از روايات نداي آسماني در اين باره استفاده ميشود، ميپردازيم.
1. دستور حركت به سوي مکه
حديثي که از حذيفه از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل شده است، اين مطلب در محتواي ندا با عبارت «فالحقوا بمکة؛ به مكه ملحق شويد» (مفيد، همان: ص208؛ اموي داني، بيتا، ص61) بيان شده است؛ ولي حديث از حيث سند، ضعيف است؛ زيرا از منابع عامه نقل شده است. در روايت ديگري نيز اين مطلب آمده است؛ ولي به عنوان محتواي ندا مطرح نشده است. طبق اين روايت كه از امام باقر عليه السلام نقل شده است، دستور به رفتن ميدهد. در اين حديث آمده است: «وقتي ندا داده شد: کوچ کنيد، کوچ کنيد. به خدا قسم! گويي او را ميان رکن و مقام مينگرم» (نعماني، همان: ص270).
2. دستور به پيروي از حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف
احاديثي با عبارتهاي «فاتبعوه» (صدوق، همان: 2، 60؛ خزاز قمي، همان: ص147) و «فاسمعوا له و أطيعوه» (نعماني، همان: ص301) به بيان اين مطلب در محتواي نداي آسماني ميپردازند که وظيفه مخاطبان را گوش دادن به سخنان ايشان و فرمانبري معرفي ميکنند.
3. دستور قيام به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف
در روايتي که از ابوبصير از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است، محتواي ندا را متوجه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميداند، نه مردم. در اين روايت، چنين آمده است: «ينادي باسم القائم يا فلان بن فلان قم؛ به اسم قائم عليه السلام ندا داده ميشود که يا فلان بن فلان! قيام کن» (نعماني، همان: ص287). اين ندا بايد اشاره به دستور خداوند به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف براي قيام داشته باشد و با نداي آسماني که مخاطب آن مردم هستند، فرق دارد؛ همانطور که در احاديثي نداي شمشير و پرچم حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به ايشان براي قيام مطرح شده است (صدوق، همان: ج1، ص498؛ خزاز قمي، همان: ص266).
4. باز داشتن از قتل و خونريزي
رواياتي با مضمون مشابه که از عبدالله بن سنان از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده و در کتاب نعماني پشت سر هم آمدهاند، بازداشتن از قتل و خونريزي را به عنوان محتواي ندا آوردهاند. يکي از اين روايات چنين است: «همانا منادي به اسم صاحبالامر، از آسمان ندا ميدهد که: آگاه باشيد امر براي فلان بن فلان است؛ پس براي چه ميجنگيد؟ » (نعماني، همان: ص275). اين احاديث علاوه بر اين، نشانگر قتل و خونريزي هنگام وقوع ندا ميباشند.
ه. مخاطبان نداي آسماني
تمام اهل زمين، نداي آسماني را ميشنوند. اين مطلب در احاديث اهلبيت عليه السلام باتعبيرهاي شنيدن اهل مشرق و مغرب (طوسي، همان: ص177 و 454؛ نعماني، همان: ص262). شنيدن تمام اهل زمين (صدوق، همان: ج2، ص60؛ نعماني، همان: ص267؛ خصيبي، همان: ص364)، شنيدن تمامي جانداران (نعماني، همان: ص301)، عام بودن نداي آسماني (صدوق، همان: ج2، ص556) مطرح شده است.
ويژگي ديگر ندا براي مخاطبان، شنيدن هر قوم و گروه به زبان خودشان است؛ يعني اگر کسي زبان مادري او عربي است يا فارسي يا هر زبان ديگر، ندا را به همان زبان ميشنود. سه حديث که از جهت سند، معتبر هستند با عبارتهاي: «يسمعه کل قوم بألسنتهم»؛ «حتي يسمعه کل قوم بلسانهم»؛ «عام يسمع کل قوم بلسانهم» به بيان اين مطلب ميپردازند (طوسي، همان: ص435؛ صدوق، همان: ج2، ص556؛ نعماني، همان: ص282).
ويژگي سوم ندا يکنواختي آن براي شنوندگان است و دوري يا نزديکي، معنا ندارد. روايت معتبري از امام علي بن موسي الرضا عليه السلام به اين مطلب اشاره دارد: «قد نودوا نداء يسمع من بُعد کما يسمع من قرب؛ به تحقيق ندايي داده ميشوند که از دور شنيده ميشود؛ همانطور که از نزديک شنيده ميشود (صدوق، همان: ص556).
و. غير منتظره بودن نداي آسماني
حالاتي که مخاطبان نداي آسماني، هنگام شنيدن آن از خود بروز ميدهند، نشانگر غير منتظره بودن آن براي آنان است. اين حالتها، نوعي ترس همراه حيرت و تعجب را نشان ميدهند. امام جعفر صادق عليه السلام ميفرمايد: «اذا سمعوا الصوت اصبحوا و کأنما علي رؤوسهم الطير؛ وقتي صدا را ميشنوند، مانند کساني خواهند بود که پرندهاي بر سرشان نشسته است» (نعماني، همان: ص270). اين روايت، شدت حيرت و ترس مخاطبان را نشان ميدهد و آنان را به فردي تشبيه ميکند که پرندهاي بر روي سرش نشسته و براي فرار نکردن آن پرنده، سر جايش بيحرکت ميماند. اينك به صورت اجمالي به بيان تأثيرهاي نداي آسماني بر روي مخاطبان ميپردازيم:
يکم. کرنش و ايمان ابتدايي
اولين تأثير ندا بر مخاطبان، خضوع و تسليم برابر آن است. احاديث ذيل آيه چهارم سوره شعراء به بيان آن ميپردازند. يکي از روايات چنين است:
«هنگام اعلان ندا، کسي روي زمين نميماند، مگر اينکه گردنش درمقابل نداي آسماني، افتاده ميشود و اهل زمين، وقتي صدا را از آسمان ميشنوند، به آن ايمان ميآورند (نعماني، همان: 267؛ كليني، همان: ج8، ص258؛ قمي، همان: ج2، ص118).
دوم. بيرون آمدن دختران پرده نشين
در گذشته به صورت معمول دختران از خانهها کمتر بيرون ميآمدند؛ ولي تأثير آن ندا به قدري است که اين دختران از خانه بير ون ميآيند و حالت عادي خود را کنار ميگذارند تا ببينند چه خبر است. اين مطلب به يکي از دو وجه قابل تفسير است:
1. در آن زمان، هنوز ـ هر چند به تعداد کم ـ دختراني هستند که به ندرت از خانه بيرون ميآيند و اين اطلاق بر آنان صحيح است.
2. اهلبيت عليه السلام براي بيان شدت تأثير ندا بر مخاطبان، اين مطلب را آوردهاند که حتي کساني که معمولاً در خانه هستند، به واسطة نداي آسماني، از خانه بيرون ميآيند. احاديثي با تعابير «تخرج الفتاة من خدرها» و «تخرج العذراء من خدرها» (نعماني، همان: ص360 و261 و266) به بيان اين مطلب ميپردازند.
سوم. بيدار شدن خفتگان
نداي آسماني، براي همگان است و حتي افراد خواب را شامل ميشود. آنان از شنيدن صدا، بيدار ميشوند يا اينکه صدا به قدري هولناک است که افراد خواب، آن را ميشنوند و وحشت زده بر ميخيزند. احاديثي با عبارتهاي: «توقظ النائم» (نعماني، همان: ص26) «لايبقي راقد الا استيقظ» (نعماني، همان: ص266) «فتوقظ النائم و يخرج الي صحن داره» (نعماني، همان: ص301) «فلا يبقي راقد الا قام» (طوسي، همان: ص454) بر بيدار شدن افراد خواب دلالت ميکنند.
چهارم. وحشت افراد بيدار
در رواياتي، وحشت افراد بيدار از نداي آسماني، با عبارت «تفزع اليقظان» بيان شده است (نعماني، همان: ص260 و 261 و 266).
پنجم. نشستن افراد ايستاده و ايستادن افراد نشسته
تأثير ابتدايي نداي آسماني بر افراد، به قدري است که ايستادگان مينشينند و نشستگان، از وحشت بر ميخيزند. احاديثي بر اين مطلب دلالت ميکنند (طوسي، همان: ص454؛ نعماني، همان: ص262). ترجمه يکي از روايات چنين است: «ايستادهاي نيست، مگر اينکه مينشيند و نشستهاي نيست، مگر اينکه به خاطر ترس از آن صدا ميايستد».
محور دوم. پيامدهاي نداي آسماني
هنگامي كه توسط جبرئيل امين عليه السلام ندا داده ميشود، واكنش ابتدايي مخاطبان، خضوع و ايمان همراه تعجب توأم با ترس است که در فصل پيشين بيان شد؛ ولي بعد از ساعاتي، واكنش واقعي اهل ايمان و کفر روشن ميشود. همچنين بعد از اين ندا، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از پرده غيبت بيرون ميآيد. در اين فصل به بيان پيامدهاي ندا ميپردازيم:
الف. خروج حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف
نداي آسماني، اعلان ظهور و آمدن امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است؛ پس اولين پيامد آن، بايد ظهور حضرت باشد. در روايتي از ابوبصير از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است: «و يخرج القائم مما يسمع و هي صيحة جبرئيل عليه السلام؛ حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف وقتي ندا را ميشنود، ظاهر ميشود و آن، صداي جبرئيل امين عليه السلام است» (نعماني، همان: ص301).
احاديث ديگري نيز بر ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بعد از صيحه آسماني دلالت ميکنند (نعماني، همان: ص262؛ صدوق، همان: ج1، ص603؛ مفيد، همان: ص208).
ب. واكنش اهل ايمان
نداي آسماني، بشارتي براي مؤمنان است. پس از قرنها انتظار، حجت خداوند و نگين آفرينش از پرده غيبت بيرون آمده و با ظهورش، جهان را نوراني خواهد کرد؛ از اينرو چنين روزي براي مؤمنان، روز سرور و شادي خواهد بود. در حديثي ميخوانيم: «الا ذلک يوم فيه سرور ولد علي و شيعته؛ آگاه باشيد، آن روز )= روز اعلان نداي آسماني( روز شادي فرزندان علي عليه السلام و شيعه او است (نعماني، همان: ص144).
ج. واكنش کافران
کافران و معاندان، وقتي ميشنوند به نام مبارک حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ندا داده ميشود، ميفهمند وقت نابودي حکومتهاي ظالم آنان فرا رسيده است و برابر کسي هستند که قدرت آسماني با اوست و توان مقابله با او را ندارند. آنان ابتدا به ناتواني خود اقرار ميكنند؛ ولي ـ همچون ابليس لعين که ميدانست مقابل پروردگار متعال ايستادن، يعني نابودي و با اين حال به جاي توبه، گردنکشي کرد و بر انحراف خود افزود ـ بر لجاجت خود ميافزايند و مقابل حضرت، صف آرايي ميکنند و نبردهاي آن امام معصوم با چنين افرادي خواهد بود.
در احاديث اهلبيت عليه السلام، روز اعلان ندا، روز سختي براي کافران شمرده شده است: «عذاباً علي الکافرين» (صدوق، همان: ج2، ص59؛ اربلي، 1381: ص524؛ حسيني، همان: ص708).
د. نداي ابليس
اگر نداي آسماني، فقط توسط جبرئيل امين عليه السلام داده ميشد، همگان برابر آن سر تسليم فرود ميآوردند. در روايتي از زراره بن اعين ميخوانيم: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم: «تعجب ميکنم، خدا شما را سلامت بدارد! با وجود عجايبي چون خسف بيداء سپاه )سفياني( و ندايي که از آسمان است، چگونه باز با حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميجنگند؟» حضرت فرمود: «همانا شيطان آنان را رها نميکند، تا اينکه ندا ميدهد، همانطور که بر رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز عقبه[2] ندا داد» (نعماني، همان: ص273).
اكنون سؤال اين است كه آيا شيطان ميتواند معجزهاي بياورد و با اين عمل، به مقابله با حجتهاي الهي بپردازد و مردم را گمراه کند؟
يكي از انديشوران، با بيان دو مقدمه، نداي ابليس را نميپذيرد.
مقدمه اول: تعداد روايات دلالت کننده بر نداي باطل، نسبت به تعداد اخبار نداي حق، بسيار کم است. مقدمه دوم: اگر ما ظهور اولي اين اخبار را بنا بر فهم تقليدي بپذيريم، صادر شدن نداي باطل، به شکل اعجازي و متافيزيکي، معجزهاي صادر شده از جانب باطل است.
ايشان در ادامه، معجزه از طرف باطل را به دليل فريفتن انسانها و سوق دادن آنان به سوي انحراف و جهالت، بر خداوند محال ميشمرد و سپس ميگويد:
وقتي اين دو مقدمه تام است، لازم است اين اخبار را کنار بگذاريم؛ زيرا اين روايات کم هستند و دلالت بر امر محالي ميکنند؛ پس عمل کردن به آنها محال است (صدر، 1412: ص132).
در پاسخ اين عالم ميتوان گفت:
اولاً بيش از پانزده حديث که تعدادي از آنها از حيث سند، معتبر هستند دربارة نداي ابليس آمده است (صدوق، همان: ص555 و556 و558؛ نعماني، همان: ص262 و267 و269 و272 و274؛ طوسي، همان: ص435 و461؛ كليني، همان: ج8، ص177 و258؛ مفيد، 1413، ص358).
به راحتي نميتوان اين روايات را کنار گذاشت. اين اخبار، در مقايسه با اخبار نداي آسماني و معرفي نام و نسب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف کمتر است؛ ولي در صورت عدم تعارض، نميتوان آنها را ترک کرد.
ثانياً در اخبار نداي آسماني، عبارتهايي دال بر همگاني بودن و شنيدن هر قومي با زبانشان وجود داشت؛ ولي در اخبار نداي ابليس، عبارتي که همگاني بودن آن را برساند، وجود ندارد، مگر اينکه از روي تقابل با نداي آسماني، قايل به فراگير بودن آن شويم؛ از اينرو نداي ابليس، مانند سحر جادوگران مقابل معجزه حضرت موسي عليه السلام است؛ يعني به وضوح، حق از باطل مشخص است؛ ولي اهل باطل به دنبال بهانهاي هستند، تا به حق نگروند و جبههاي مقابل آن تشکيل دهند. اگر نام «ابليس» در بيشتر اخبار نداي شيطاني نيامده بود، قائل به نداي شيطاني انسي ميشديم و آن را به وسيله ابزار ساخت بشر معرفي ميکرديم. همچنين در دو روايت، اين ندا به نداي ابليس در جمره عقبه بر ضد رسول خدا صلي الله عليه و آله تشبيه شده است (صدوق، همان: ج2، ص555؛ نعماني، همان: ص273).
در روايتي از امام محمد باقر عليه السلام ميخوانيم:
همانا امر ما روشنتر از اين خورشيد است. سپس فرمود: منادي از آسمان ندا ميدهد به نام فلان بن فلان که او امام است و ابليس ـ لعنت خدا بر او باد ـ از زمين ندا ميدهد، همانطور که شب عقبه بر ضد رسول خدا صلي الله عليه و آله ندا داد (صدوق، همان: ج2، ص555).
در اين حديث، امر اهلبيت عليه السلام در آخر الزمان «أبين من الشمس» معرفي شده است و اين مطلب، نشانگر شناسايي راحت نداي آسماني از نداي ابليس است. اگر کسي خود مشکل نداشته باشد، دنباله روي از نداي حق، آسان خواهد بود.
اينك به معرفي اجمالي نداي ابليس ميپردازيم:
نخست. ويژگيهاي نداي ابليس
از ميان احاديث مطرح کننده نداي شيطاني، بيشتر آنها منادي را «ابليس» معرفي ميکنند که نيمي از آنها، سندشان معتبر است[3].
مکان نداي ابليس، زمين معرفي شده است. در روايتي كه از عبدالله بن سنان از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است، صوت او از آسمان معرفي ميشود. در اين حديث چنين آمده است: «ابليس لعين از زمين بالا ميرود، تا اينکه ناپديد ميشود و سپس ندا ميدهد» (نعماني، همان: ص269). روايت ديگري نيز به اين مضمون وارد شده است. به سبب روايات ديگر که دال بر زميني بودن نداي ابليس است، ميتوان از اين دو حديث، صرف نظر کرد يا اينکه بگوييم به دليل باطل بودن نداي ابليس، اين ندا ـ كه از آسمان پخش ميشود ـ زميني معرفي شده است و در مقابل، نداي آسماني، هم از آسمان است، هم به دليل بر حق بودن آن، آسماني معرفي شده است. مؤيد اين مطلب روايتي است که از هشام بن سالم از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است. در اين حديث آمده است: «واحدة من السماء و واحدة من ابليس» (نعماني، همان: ص274). اين روايت، به جاي زميني معرفي کردن نداي ابليس، آن را از ابليس معرفي ميکند. گويي مراد از آسماني بودن نداي آسماني، حقانيت آن است که اين گونه يکي آسماني و يکي از ابليس در مقابل هم مطرح ميشوند.
بيشتر احاديث، زمان نداي شيطاني را آخر روز ميدانند (نعماني، همان: ص262؛ صدوق، همان: ج2، ص558؛ طوسي، همان: ص435 و454). و احاديثي، زمان آن را فرداي نداي آسماني معرفي ميكنند (نعماني، همان: ص267 و269). بنابر تکرار نداي آسماني در شب و اول روز بيست و سوم، نداي ابليس به نسبت هر يک، زمان متفاوتي پيدا ميکند و تفاوت مطرح شده در اين احاديث ميتواند از اين جهت باشد؛ ولي نقطه اشتراك اين روايات، متأخر بودن نداي ابليس، در مقايسه با نداي آسماني است؛ يعني نداي آسماني ـ چه يک بار باشد يا دو بار ـ قبل از نداي ابليس واقع ميشود و نداي ابليس، واكنشي مقابل آن است.
محتواي نداي ابليس بر مظلوميت خليفه سوم و به ناحق ريخته شدن خون او و طلب خونخواهي براي او زير پرچم سفياني است که از دودمان بني اميه ميباشد. بيش از ده حديث، به محتواي نداي ابليس اشاره دارند (نعماني، همان: ص262 و267 و269 و272؛ طوسي، همان: ص435؛ صدوق، همان: ج2، ص558). به نظر ميرسد با توجه به کثرت مسلماناني که عثمان بن عفان را به عنوان خليفه سوم قبول دارند، مطرح كردن حقانيت وي به دليل دستيابي به وجاهتي براي سفياني ميان مسلمانان باشد و آنان دنباله رو سفياني شده يا حداقل دچار شک و ترديد شوند و از همراهي با حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف کناره گيرند. ميتوان گفت آن هنگام ابليس دستمايهاي بهتر از اين براي تقويت جبهه باطل به فرماندهي سفياني ندارد.
دوم. هدف از نداي ابليس
نداي ابليس، پايان روزي که نداي آسماني در آن اتفاق ميافتد يا فرداي آن روز، نشان از واكنش سريع اهل باطل به سرکردگي ابليس است و هدف آن جلوگيري از تأثير نداي آسماني و ترديد در دل شنوندگان آن است. احاديثي با عبارتهاي «ليشکک الناس و يفتنهم» و «يشکک الناس» به اين مطلب اشاره دارند (نعماني، همان: ص262؛ صدوق، همان: ج2، ص556).
سوم. تأثير نداي ابليس
نداي ابليس، باعث شک و ترديد در دل اهل باطل و بازگشتن آنان از پذيرش نداي آسماني ميشود. عبارت «فعند ذلک يرتاب المبطلون» در چند حديث تکرار شده است که نشان از شک اهل باطل، بعد از شنيدن نداي ابليس دارد (طوسي، همان: ص435 و454؛ صدوق، همان: ج2، ص558).
طبق برخي احاديث، اهل باطل، نداي آسماني را سحري از جانب اهلبيت عليه السلام مطرح ميکنند و از آن باز گشته و با نداي ابليس دلگرم ميشوند و به دنبال مقابله با نداي آسماني و اهل حق ميافتند؛ ولي اهل ايمان، ثابت قدم ميمانند و نداي شيطان در آنان تأثيري نميگذارد (نعماني، همان: ص267).
خاتمه
نداي آسماني را ميتوان به وسيلة مقدم بودن بر نداي ابليس و آگاهي قبلي از رخ دادن آن و نيز از روي محتواي آن شناخت؛ زيرا نداي آسماني به معرفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميپردازد؛ کسي که همة مسلمانان به آن عقيده دارند و او را از فرزندان حضرت فاطمه عليها السلام ميدانند؛ در حالي که نداي ابليس، مردم را به سوي فردي از بني اميه فرا ميخواند. براي شناخت ندا توسط مردم، وظيفه عالمان دين را نبايد فراموش کرد که بايد اين آگاهيها را در آن زمان به مردم برسانند. اين مطالب در احاديث اهلبيت عليه السلام مطرح شده است (نعماني، همان: ص262 و267 و 269 و 272 و273 و274؛ كليني، همان: ج8، ص208).
به دنبال اعلان نداي آسماني، وظيفه ما گوش دادن به محتواي آن و دنباله روي از آن است که در احاديث، عبارتهايي چون: «فرحم الله من اعتبر بذلک الصوت فاجاب» (نعماني، همان: ص262) يا «و اسمعوا و اطيعوا» (صدوق، همان: ج2، ص558) يا «فاتبعوا الصوت الاول» (نعماني، همان: ص270) اين مطلب را ميرساند.
نداهاي ديگري در روايات اهلبيت عليه السلام با عنوان نداي بعد از بيعت جبرئيل عليه السلام با حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در کنار کعبه (صدوق، همان: ج2، ص589؛ عياشي؛ 1380: ج2، ص254) و نداي قبل از پايان دنيا (نعماني، همان: ص335؛ عياشي، همان: ج1، ص207) مطرح شدهاند که به دليل کمي روايت دربارة آنها و نبود حوصله اين نوشتار متذکرشان نميشويم.
در پايان، اين نکته قابل ذکر است که عامه نيز نداي آسماني را مطرح كردهاند. آنان قايل به سه صوت هستند: اولين آنها، صوتي بدون محتوا در نيمه ماه مبارک رمضان (حاكم نيشابوري، 1411: 4، 563) و دومين آنها، نداي آسماني با محتوا که به معرفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميپردازد (اموي داني، بيتا: 268) و سومي نداي بعد از خروج حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است که فرشتهاي بالاي سرش ندا ميدهد (ابن عدي، 1409: ج5، ص296). بررسي و به تفصيل سخن گفتن از آنها، نوشتار ديگري ميطلبد.
پی نوشت ها :
[2] . وقتي پيامبر صلي الله عليه و آله در جمره عقبه با اهل يثرب مشغول بستن پيمان بود، ابليس با نداي خود اهل مكه را براي مقابله با پيامبر صلي الله عليه و آله با خبر كرد.
[3] . منبع اين روايات در بحث ويژگيهاي نداي ابليس به تدريج ذكر ميشود.
منابع تحقیق :
1. ابن عدي، عبدالله، الکامل، لبنان، دارالفکر، 1409 ق.
2. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، لبنان، دار صادر، بيتا.
3. ابن هشام، عبدالملک بن هشام، السيرة النبوية، لبنان، دارالمعرفة، بي تا.
4. ابوالفتوح رازي، حسين بن علي، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، مشهد، آستان قدس رضوي، 1408ق.
5. اربلي، علي بن عيسي، کشف الغمه، تبريز، مکتبة بني هاشمي، 1381ق.
6. اموي داني، عثمان بن سعيد، السنن الواردة في الفتن، اردن، بيت الافکار الدوليه، بيتا.
7. بحراني، هاشم، البرهان في تفسير القرآن، تهران، بنياد بعثت، 1416ق.
8. بحراني، هاشم، المحجة فيما نزل في القائم الحجة، قم، بيجا، بيتا.
9. حاکم نيشابوري، محمد بن عبدالله، المستدرک علي الصحيحين، لبنان، دارالکتب العلميه، 1411 ق.
10. حر عاملي، محمد بن حسن، اثبات الهداة، قم، العلميه، بيتا.
11. حسيني، شرفالدين، تأويل الآيات الظاهره، قم، اسلامي، 1409ق.
12. حميري، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، تهران، کتابخانه نينوا، بي تا.
13. خراساني، جواد، مهدي منتظر، تهران، لاهوت، 1384ش.
14. خزاز قمي، علي بن محمد، کفاية الاثر، قم، بيدار، 1401ق.
15. خصيبي، حسين بن حمدان، الهداية الکبري، لبنان، البلاغ،1419ق.
16. دمشقي، اسماعيل بن عمر بن کثير، البداية و النهاية، لبنان، دار الفکر، 1407 ق.
17. راغب اصفهاني، حسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن، بيروت، دارالمعرفة، بيتا.
18. راوندي، قطب الدين، قصص الانبياء، مشهد، بنياد پژوهشهاي آستان قدس رضوي، 1409 ق.
19. شيخ صدوق، محمد بن علي بابويه، عيون اخبار الرضا، بيجا، جهان، 1378ق.
20. شيخ صدوق، محمد بن علي بابويه، کمال الدين و تمام النعمه، قم، سازمان چاپ و نشر دار الحديث، 1380 ش.
21. شيخ صدوق، محمد بن علي بابويه، من لايحضره الفقيه، قم، اسلامي، 1413ق.
22. شيخ طوسي، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، لبنان، دار احياء التراث العربي، بيتا.
23. شيخ طوسي، محمد بن حسن، التهذيب، تهران، دارالکتب اسلاميه، 1365 ش.
24. شيخ طوسي، محمد بن حسن، الغيبه، قم، معارف الاسلامي، 1425 ق.
25. شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، اختصاص، قم،کنگره شيخ مفيد، 1413 ق.
26. شيخ مفيد، محمد بن محمد نعمان، الارشاد، قم، کنگره شيخ مفيد، 1413 ق.
27. صدر، محمد، تاريخ ما بعد الظهور، لبنان، دارالتعارف للمطبوعات، 1412ق.
28. طباطبايي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، قم، اسلامي، 1417ق.
29. طبري، محمد بن جرير، تاريخ الامم و الملوک، لبنان، دارالتراث، 1387 ق.
30. طريحي، فخر الدين، مجمع البحرين، تهران، مرتضوي، 1362ش.
31. عاملي، جعفر مرتضي، دراسة في علامات الظهورو الجزيرة الخضراء، قم، جبل عامل الاسلامي،1412ق.
32. عياشي، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، تهران، چاپخانه علميه، 1380 ق.
33.فراهيدي، خليل بن احمد، العين، بي جا، دارالهجرة، 1409 ق.
34. قزويني، محمد کاظم، الامام المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، من المهد الي الظهور، قم، محلاتي، 1380 ش.
35. قمي، علي بن ابراهيم، تفسير القمي، قم، دارالكتاب، 1404ق.
36. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، لبنان، دار الاضواء، 1405ق.
37. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، لبنان، مؤسسه الوفاء، 1404 ق.
38. مروزي، نعيم بن حماد، الفتن، لبنان، دارالکتب العليمه، 1423ق.
39. مسعودي، علي بن الحسين، اثبات الوصيّه، لبنان، دارالأضواء، 1409ق.
40. معتزلي، عبدالمجيد بن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آيت الله مرعشي، 1404 ق.
41. مکارم شيرازي، ناصر و ديگران، تفسير نمونه، تهران، دارالکتاب اسلاميه، 1374 ش.
42. موسوي اصفهاني، محمد، مکيال المکارم، قم، ايران نگين، 1381 ش.
43. نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبه، قم، مدين، 1426.