0

انديشه برگ

 
Mehdi900
Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر

انديشه برگ

 

"  انديشه برگ"          شعر و ارسال از: ابراهیم فرحانی

تو میدانی اندیشه برگ چیست
از تیشه ودام دران ترس نیست
وقتی می افته روی زمین برگی
به تن درخت نمی افته لرزی
اما وقتی ،برگ سبزی، روی زمین می شینه
خشم وکینه به دل درخت می شینه
بودن اون برکته
اما تبر نمی دونه
یا که نمی خواد بدونه
اخه دلش از فلز و سنگه
تبرزنم که منگ منگه
اما تبر اینو بدون
هر قدر درخت وبشکنی
بازم جوونه میزنه
جوونه هم می شه درخت
با ریشه های سفت و سخت

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

یک شنبه 1 اسفند 1389  2:39 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها