" ياد ايام " شعر و ارسال از: عباس عبديان
یاد ایامی که چون گل مهربانی داشتم
در چمن سیمین تنی نازک میانی داشتم
همچو بلبل با گل خود نرد عشق میباختم
اری از هجر انزمان خط امانی داشتم
درد تنهایی زده مهر خموشی بر لبم
ورنه در کنج قفس من هم فغانی داشتم
چشمه اشکم زداغ هجر گل خشکیده است
ورنه من هم همچو شمع اشک روانی داشتم
نیم نگاهی سوی پروین و ثریایم نبود
انزمان کاندر دل خاک اشیانی داشتم