ستاد مشترك ارتش امريكا در ذيل معني جنگافزارهاي اطلاعاتي نوشته است: اقدامهايي است كه براي دستيابي به برتري اطلاعاتي انجام ميشود. اين اقدامها شامل رخنه در سيستمهاي اطلاعاتي و شبكههاي رايانهاي دشمن و دفاع از سيستمهاي اطلاعاتي و رايانهاي كشور ميباشد.
ابزار و تسليحات فراواني وجود دارد كه در جنگافزارهاي اطلاعاتي از آنها استفاده ميشوند كه به چند مورد اشاره ميشود:2
1- ويروسهاي رايانهاي كه ميتوان به وسيله آنها به راحتي در داخل شبكههاي رايانهاي دشمن رخنه كرد و اطلاعات و آمار موجود در آن را از بين برد.
2- كرمهاي رايانهاي ميتواند از طريق ورود در شبكههاي رايانهاي در سيستم اطلاعاتي اختلال ايجاد كند.
3- اسبهاي تروجان كه ميتواند ويروسهايي را كه وارد رايانه شده، فريب دهد.
4- بمبهاي لوجيكي يك نوع از اسبهاي تروجان است كه براي مقابله با حملههاي ويروسي مورد استفاده قرار ميگيرد.
صاحبنظران نظامي امريكا نگران هستند كه كشورهاي مختلف با دستيابي به فناوري، اطلاعات و تخصصهاي لازم تهديدهاي جديدي را در زمينهي جنگافزارهاي اطلاعاتي متوجه اين كشور نمايند. با در نظر گرفتن اين موضوع كه اقتصاد جهاني در همهي زمينهها از قانون عرضه و تقاضا تبعيت ميكند و در نتيجه به سمت تقاضا ميرود، بسياري از كشورها دسترسي آساني به فناوري جديد پيدا كردهاند. از سوي ديگر، توسعهي تجارت جهاني و انفجار در امر فناوري اطلاعاتي، اشاعهي اطلاعات علمي و فني را سرعت بخشيده است به طوري كه كشورهاي مختلف ميتوانند از طريق مجاري خصوصي و دولتي و قانوني يا غيرقانوني به فناوري جديد دست پيدا كنند.
اگرچه تغيير و تحولات فناوري در همهي زمينه ها از جمله قدرت آتش، حفاظت، جمعآوري تصاوير ماهوارهاي چشمگير بوده است اما، استفاده از رايانه در زمينههاي ارتباطات و اختلال در سيستمهاي فرماندهي و كنترل يعني جنگافزار اطلاعاتي از اهميت ويژهاي برخوردار است. جنگ خليج فارس و بحران كوزوو دقيقاً اهميت جنگافزارهاي اطلاعاتي را نشان داده است.
بر طبق گزارش وزارت دفاع امريكا فقط در سال 1995 بيش از 000/250 بار عليه رايانههاي وزارت دفاع امريكا حمله صورت گرفته است. يكي از موارد نگرانكننده براي وزارت دفاع امريكا حملهي رايانهاي عليه مركز توسعهي هوايي رم در پايگاه هوايي گريفيس در نيويورك بود. اين محل، مركز ملي توسعهي تكنولوژيهاي جديد در زمينههاي فرماندهي، كنترل، ارتباطات، رايانه و جمعآوري است. كلينتون، رييس جمهور امريكا به اين منظور در سال 1996 كميسيوني را براي بررسي خطرهايي كه سيستم اطلاعاتي امريكا با آن روبهروست، تعيين نمود.
بنابراين پرسش اساسي كه در پيشرو ميباشد اين است كه نقش جنگافزارهاي اطلاعاتي در استراتژي و دكترين دفاعي امريكا چيست؟ به خصوص كه بايد توجه داشت امريكا در دههي 90 حداقل در دو صحنهي نبرد (عراق و كوزوو) در سطح وسيعي از جنگافزارهاي اطلاعاتي استفاده كرده است و اين جاي تامل فراوان دارد.
در عمليات طوفان صحرا مشخص شد كه تمامي اطلاعاتي كه در دسترس نيروهاي متحدين بود، نياز فزايندهاي به يك شبكهي اطلاعاتي دارد كه بتواند در صحنهي نبرد گسترده باشد. و اطلاعات را به گونهاي سريع از طريق رايانه در تمامي منطقهي نبرد منتقل كند.1
نيروي هوايي امريكا يك اسكادران هواپيما از جنگافزارهاي اطلاعاتي را در سال 1996 تشكيل داده است. ارتش امريكا اميدوار است كه با استفاده از اين واحد جنگي در سيستمهاي حساس دولتهاي متخاصم و در سيستمهاي كنترل، فرماندهي و ارتباطات دشمن اختلال ايجاد كند، به گونهاي كه شبكههاي رايانهاي آن را از كار بيندازد و در نتيجه فرماندهان نظامي نسبت به دستوراتي كه دريافت ميكنند اطمينان لازم نداشته باشند. طراحان نظامي امريكا نسبت به اجراي چنين عملياتي عليه عراق خوشبين هستند و اعتقاد دارند كه با ايجاد اختلال در شبكههاي رايانهاي ميتوانند سيستمهاي استراتژيك اين كشور را از كار بيندازند.
اما به اعتقاد بعضي از صاحبنظران، امريكا در استفاده از اين جنگافزارها به دو دليل زير بايد بسيار محتاطانه عمل كند3: اول، اين كه هر كشوري ميتواند به راحتي ابزار ساخت اينگونه جنگافزارها نظير چيپسهاي رايانهاي، سيستمهاي رايانهاي و ابزار رديابي و تجسس را از فروشگاه ها خريداري كند و در مقايسه با سلاحهاي هستهاي، خريد چيپسهاي پنتيوم بسيار سادهتر از خريد پلوتونيوم ميباشد؛ در صورتي كه احتمال صدمات وارده از رايانهها شايد بيشتر باشد. دليل دوم، اين است كه يك برنامهريز رايانه در يك كشور جهان سوم به راحتي ميتواند با استفاده از بمبهاي لوجيك در سيستمهاي رايانهاي فرودگاهها و بانكها اختلال ايجاد كند. اين بمبها ميتوانند نقل و انتقالات مالي در بانكهاي عمده را دچار اشكال نمايند يا امكان برخورد هوايي دو هواپيماي مسافربري را فراهم كنند. علاوه بر اين بمبهاي لوجيك و ويروسهاي رايانهاي ميتوانند سيستمهاي رايانهاي وزارت دفاع را از كار بيندازند.
بيل كلينتون رييس جمهور امريكا در سال 1999، مبلغ 46/1 ميليارد دلار افزايش بودجه براي ارتش براي مقابله با حملات شيميايي، بيولوژيكي و رايانهاي تخصيص داده است. اين اولين بار در تاريخ امريكاست كه دولت اين كشور موضوع جنگافزارهاي استراتژيك اطلاعاتي 4 را براي امنيت اين كشور نگران كننده تلقي كرده است. كاخ سفيد اعلام نموده كه از اين مبلغ، 515 ميليون دلار براي حفاظت از سيستمهاي اطلاعاتي در نهادهاي غيرنظامي نظير انرژي، بانك ها، ارتباطات، حمل و نقل، خدمات و اورژانس تخصيص داده شده است.
موسسهي تحقيقاتي رند در گزارشي كه به سفارش پنتاگون تهيه كرده، چهار سناريوي مناسب را براي جنگافزارهاي اطلاعاتي توصيه كرده است كه عبارتاند از: 1
1- اولين استراتژي براساس اين فرضيه استوار است كه امريكا در زمينهي جنگافزارهاي اطلاعاتي بر همهي كشورها برتري دارد؛ زيرا اين كشور بهترين ابزار و فناوري را در اختيار دارد كه ميتواند در سيستمهاي دفاعي كشورها به راحتي رخنه نمايد. در اين سناريو، امريكا ميتواند به طور انتخابي در خصوص جنگافزارهاي اطلاعاتي با متحدان خود، مبادله اطلاعات نموده و در صورت هرگونه حمله با استفادهي امريكا از جنگافزارهاي اطلاعاتي هيچ كشوري نمي تواند منبع اين حملات را شناسايي كند.
2- سناريوي دوم براساس اين فرضيه بنا شده كه فقط 5 تا 10 كشور در دنيا توانايي استفاده از جنگافزارهاي پيشرفته را دارند و بازدارندگي متقابل مانع از اين ميگردد كه اين كشورها از اين نوع جنگافزارها عليه يكديگر استفاده كنند. علاوه بر اين، تعدادي از اين كشورها فعالانه مانع از اين خواهند شد كه كشورهاي ديگر به فناوري جنگافزارهاي اطلاعاتي دست پيدا كنند. اين كشورها همچنين استانداردهاي بينالمللي خاصي را براي استفاده از سيستمهاي پيشرفته رايانهاي به كار خواهند گرفت.
3- در سناريوي سوم فرض بر اين است كه كشورهاي مختلف سيستم دفاعي خود را براي مقابله با جنگافزارهاي اطلاعاتي تجهيز نمايند.
همكاري متقابل و گسترده بين كشورها و سيستمهاي دفاعي آنها موجب بهبود وضعيت دفاعي آنها ميشود و آسيبپذيريشان را در مقابل اينگونه حملات كاهش ميدهد. در اين سناريو بايد همان طور كه سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي كنترل ميشوند، استانداردها و مكانيسمهاي مشخصي طراحي گردند تا جنگافزارهاي اطلاعاتي نيز تحت كنترل و نظارت دربيايند.
سناريوي چهارم، گوناگوني و تنوع در بازار را اصل قرار داده است. همزمان با جهاني شدن تجارت، بايد مكانيسم ها و استانداردهاي خاصي ايجاد شود تا از اين طريق آسيبپذيري كاهش يابد. در اين حالت، بخش خصوصي خود را با مقررات دولتي منطبق ميسازد و زير نظارت دولت توليد خواهد كرد.
جنگافزارهاي اطلاعاتي
دكتر سيد جمال حسيني
ستاد مشترك ارتش امريكا در ذيل معني جنگافزارهاي اطلاعاتي نوشته است: اقدامهايي است كه براي دستيابي به برتري اطلاعاتي انجام ميشود. اين اقدامها شامل رخنه در سيستمهاي اطلاعاتي و شبكههاي رايانهاي دشمن و دفاع از سيستمهاي اطلاعاتي و رايانهاي كشور ميباشد.
ابزار و تسليحات فراواني وجود دارد كه در جنگافزارهاي اطلاعاتي از آنها استفاده ميشوند كه به چند مورد اشاره ميشود:2
1- ويروسهاي رايانهاي كه ميتوان به وسيله آنها به راحتي در داخل شبكههاي رايانهاي دشمن رخنه كرد و اطلاعات و آمار موجود در آن را از بين برد.
2- كرمهاي رايانهاي ميتواند از طريق ورود در شبكههاي رايانهاي در سيستم اطلاعاتي اختلال ايجاد كند.
3- اسبهاي تروجان كه ميتواند ويروسهايي را كه وارد رايانه شده، فريب دهد.
4- بمبهاي لوجيكي يك نوع از اسبهاي تروجان است كه براي مقابله با حملههاي ويروسي مورد استفاده قرار ميگيرد.
صاحبنظران نظامي امريكا نگران هستند كه كشورهاي مختلف با دستيابي به فناوري، اطلاعات و تخصصهاي لازم تهديدهاي جديدي را در زمينهي جنگافزارهاي اطلاعاتي متوجه اين كشور نمايند. با در نظر گرفتن اين موضوع كه اقتصاد جهاني در همهي زمينهها از قانون عرضه و تقاضا تبعيت ميكند و در نتيجه به سمت تقاضا ميرود، بسياري از كشورها دسترسي آساني به فناوري جديد پيدا كردهاند. از سوي ديگر، توسعهي تجارت جهاني و انفجار در امر فناوري اطلاعاتي، اشاعهي اطلاعات علمي و فني را سرعت بخشيده است به طوري كه كشورهاي مختلف ميتوانند از طريق مجاري خصوصي و دولتي و قانوني يا غيرقانوني به فناوري جديد دست پيدا كنند.
اگرچه تغيير و تحولات فناوري در همهي زمينه ها از جمله قدرت آتش، حفاظت، جمعآوري تصاوير ماهوارهاي چشمگير بوده است اما، استفاده از رايانه در زمينههاي ارتباطات و اختلال در سيستمهاي فرماندهي و كنترل يعني جنگافزار اطلاعاتي از اهميت ويژهاي برخوردار است. جنگ خليج فارس و بحران كوزوو دقيقاً اهميت جنگافزارهاي اطلاعاتي را نشان داده است.
بر طبق گزارش وزارت دفاع امريكا فقط در سال 1995 بيش از 000/250 بار عليه رايانههاي وزارت دفاع امريكا حمله صورت گرفته است. يكي از موارد نگرانكننده براي وزارت دفاع امريكا حملهي رايانهاي عليه مركز توسعهي هوايي رم در پايگاه هوايي گريفيس در نيويورك بود. اين محل، مركز ملي توسعهي تكنولوژيهاي جديد در زمينههاي فرماندهي، كنترل، ارتباطات، رايانه و جمعآوري است. كلينتون، رييس جمهور امريكا به اين منظور در سال 1996 كميسيوني را براي بررسي خطرهايي كه سيستم اطلاعاتي امريكا با آن روبهروست، تعيين نمود.
بنابراين پرسش اساسي كه در پيشرو ميباشد اين است كه نقش جنگافزارهاي اطلاعاتي در استراتژي و دكترين دفاعي امريكا چيست؟ به خصوص كه بايد توجه داشت امريكا در دههي 90 حداقل در دو صحنهي نبرد (عراق و كوزوو) در سطح وسيعي از جنگافزارهاي اطلاعاتي استفاده كرده است و اين جاي تامل فراوان دارد.
در عمليات طوفان صحرا مشخص شد كه تمامي اطلاعاتي كه در دسترس نيروهاي متحدين بود، نياز فزايندهاي به يك شبكهي اطلاعاتي دارد كه بتواند در صحنهي نبرد گسترده باشد. و اطلاعات را به گونهاي سريع از طريق رايانه در تمامي منطقهي نبرد منتقل كند.1
نيروي هوايي امريكا يك اسكادران هواپيما از جنگافزارهاي اطلاعاتي را در سال 1996 تشكيل داده است. ارتش امريكا اميدوار است كه با استفاده از اين واحد جنگي در سيستمهاي حساس دولتهاي متخاصم و در سيستمهاي كنترل، فرماندهي و ارتباطات دشمن اختلال ايجاد كند، به گونهاي كه شبكههاي رايانهاي آن را از كار بيندازد و در نتيجه فرماندهان نظامي نسبت به دستوراتي كه دريافت ميكنند اطمينان لازم نداشته باشند. طراحان نظامي امريكا نسبت به اجراي چنين عملياتي عليه عراق خوشبين هستند و اعتقاد دارند كه با ايجاد اختلال در شبكههاي رايانهاي ميتوانند سيستمهاي استراتژيك اين كشور را از كار بيندازند.
اما به اعتقاد بعضي از صاحبنظران، امريكا در استفاده از اين جنگافزارها به دو دليل زير بايد بسيار محتاطانه عمل كند3: اول، اين كه هر كشوري ميتواند به راحتي ابزار ساخت اينگونه جنگافزارها نظير چيپسهاي رايانهاي، سيستمهاي رايانهاي و ابزار رديابي و تجسس را از فروشگاه ها خريداري كند و در مقايسه با سلاحهاي هستهاي، خريد چيپسهاي پنتيوم بسيار سادهتر از خريد پلوتونيوم ميباشد؛ در صورتي كه احتمال صدمات وارده از رايانهها شايد بيشتر باشد. دليل دوم، اين است كه يك برنامهريز رايانه در يك كشور جهان سوم به راحتي ميتواند با استفاده از بمبهاي لوجيك در سيستمهاي رايانهاي فرودگاهها و بانكها اختلال ايجاد كند. اين بمبها ميتوانند نقل و انتقالات مالي در بانكهاي عمده را دچار اشكال نمايند يا امكان برخورد هوايي دو هواپيماي مسافربري را فراهم كنند. علاوه بر اين بمبهاي لوجيك و ويروسهاي رايانهاي ميتوانند سيستمهاي رايانهاي وزارت دفاع را از كار بيندازند.
بيل كلينتون رييس جمهور امريكا در سال 1999، مبلغ 46/1 ميليارد دلار افزايش بودجه براي ارتش براي مقابله با حملات شيميايي، بيولوژيكي و رايانهاي تخصيص داده است. اين اولين بار در تاريخ امريكاست كه دولت اين كشور موضوع جنگافزارهاي استراتژيك اطلاعاتي 4 را براي امنيت اين كشور نگران كننده تلقي كرده است. كاخ سفيد اعلام نموده كه از اين مبلغ، 515 ميليون دلار براي حفاظت از سيستمهاي اطلاعاتي در نهادهاي غيرنظامي نظير انرژي، بانك ها، ارتباطات، حمل و نقل، خدمات و اورژانس تخصيص داده شده است.
موسسهي تحقيقاتي رند در گزارشي كه به سفارش پنتاگون تهيه كرده، چهار سناريوي مناسب را براي جنگافزارهاي اطلاعاتي توصيه كرده است كه عبارتاند از: 1
1- اولين استراتژي براساس اين فرضيه استوار است كه امريكا در زمينهي جنگافزارهاي اطلاعاتي بر همهي كشورها برتري دارد؛ زيرا اين كشور بهترين ابزار و فناوري را در اختيار دارد كه ميتواند در سيستمهاي دفاعي كشورها به راحتي رخنه نمايد. در اين سناريو، امريكا ميتواند به طور انتخابي در خصوص جنگافزارهاي اطلاعاتي با متحدان خود، مبادله اطلاعات نموده و در صورت هرگونه حمله با استفادهي امريكا از جنگافزارهاي اطلاعاتي هيچ كشوري نمي تواند منبع اين حملات را شناسايي كند.
2- سناريوي دوم براساس اين فرضيه بنا شده كه فقط 5 تا 10 كشور در دنيا توانايي استفاده از جنگافزارهاي پيشرفته را دارند و بازدارندگي متقابل مانع از اين ميگردد كه اين كشورها از اين نوع جنگافزارها عليه يكديگر استفاده كنند. علاوه بر اين، تعدادي از اين كشورها فعالانه مانع از اين خواهند شد كه كشورهاي ديگر به فناوري جنگافزارهاي اطلاعاتي دست پيدا كنند. اين كشورها همچنين استانداردهاي بينالمللي خاصي را براي استفاده از سيستمهاي پيشرفته رايانهاي به كار خواهند گرفت.
3- در سناريوي سوم فرض بر اين است كه كشورهاي مختلف سيستم دفاعي خود را براي مقابله با جنگافزارهاي اطلاعاتي تجهيز نمايند.
همكاري متقابل و گسترده بين كشورها و سيستمهاي دفاعي آنها موجب بهبود وضعيت دفاعي آنها ميشود و آسيبپذيريشان را در مقابل اينگونه حملات كاهش ميدهد. در اين سناريو بايد همان طور كه سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي كنترل ميشوند، استانداردها و مكانيسمهاي مشخصي طراحي گردند تا جنگافزارهاي اطلاعاتي نيز تحت كنترل و نظارت دربيايند.
سناريوي چهارم، گوناگوني و تنوع در بازار را اصل قرار داده است. همزمان با جهاني شدن تجارت، بايد مكانيسم ها و استانداردهاي خاصي ايجاد شود تا از اين طريق آسيبپذيري كاهش يابد. در اين حالت، بخش خصوصي خود را با مقررات دولتي منطبق ميسازد و زير نظارت دولت توليد خواهد كرد.
جنگافزارهاي اطلاعاتي
دكتر سيد جمال حسيني
ماهنامه نگاه - شماره 3 ستاد مشترك ارتش امريكا در ذيل معني جنگافزارهاي اطلاعاتي نوشته است: اقدامهايي است كه براي دستيابي به برتري اطلاعاتي انجام ميشود. اين اقدامها شامل رخنه در سيستمهاي اطلاعاتي و شبكههاي رايانهاي دشمن و دفاع از سيستمهاي اطلاعاتي و رايانهاي كشور ميباشد.
ابزار و تسليحات فراواني وجود دارد كه در جنگافزارهاي اطلاعاتي از آنها استفاده ميشوند كه به چند مورد اشاره ميشود:2
1- ويروسهاي رايانهاي كه ميتوان به وسيله آنها به راحتي در داخل شبكههاي رايانهاي دشمن رخنه كرد و اطلاعات و آمار موجود در آن را از بين برد.
2- كرمهاي رايانهاي ميتواند از طريق ورود در شبكههاي رايانهاي در سيستم اطلاعاتي اختلال ايجاد كند.
3- اسبهاي تروجان كه ميتواند ويروسهايي را كه وارد رايانه شده، فريب دهد.
4- بمبهاي لوجيكي يك نوع از اسبهاي تروجان است كه براي مقابله با حملههاي ويروسي مورد استفاده قرار ميگيرد.
صاحبنظران نظامي امريكا نگران هستند كه كشورهاي مختلف با دستيابي به فناوري، اطلاعات و تخصصهاي لازم تهديدهاي جديدي را در زمينهي جنگافزارهاي اطلاعاتي متوجه اين كشور نمايند. با در نظر گرفتن اين موضوع كه اقتصاد جهاني در همهي زمينهها از قانون عرضه و تقاضا تبعيت ميكند و در نتيجه به سمت تقاضا ميرود، بسياري از كشورها دسترسي آساني به فناوري جديد پيدا كردهاند. از سوي ديگر، توسعهي تجارت جهاني و انفجار در امر فناوري اطلاعاتي، اشاعهي اطلاعات علمي و فني را سرعت بخشيده است به طوري كه كشورهاي مختلف ميتوانند از طريق مجاري خصوصي و دولتي و قانوني يا غيرقانوني به فناوري جديد دست پيدا كنند.
اگرچه تغيير و تحولات فناوري در همهي زمينه ها از جمله قدرت آتش، حفاظت، جمعآوري تصاوير ماهوارهاي چشمگير بوده است اما، استفاده از رايانه در زمينههاي ارتباطات و اختلال در سيستمهاي فرماندهي و كنترل يعني جنگافزار اطلاعاتي از اهميت ويژهاي برخوردار است. جنگ خليج فارس و بحران كوزوو دقيقاً اهميت جنگافزارهاي اطلاعاتي را نشان داده است.
بر طبق گزارش وزارت دفاع امريكا فقط در سال 1995 بيش از 000/250 بار عليه رايانههاي وزارت دفاع امريكا حمله صورت گرفته است. يكي از موارد نگرانكننده براي وزارت دفاع امريكا حملهي رايانهاي عليه مركز توسعهي هوايي رم در پايگاه هوايي گريفيس در نيويورك بود. اين محل، مركز ملي توسعهي تكنولوژيهاي جديد در زمينههاي فرماندهي، كنترل، ارتباطات، رايانه و جمعآوري است. كلينتون، رييس جمهور امريكا به اين منظور در سال 1996 كميسيوني را براي بررسي خطرهايي كه سيستم اطلاعاتي امريكا با آن روبهروست، تعيين نمود.
بنابراين پرسش اساسي كه در پيشرو ميباشد اين است كه نقش جنگافزارهاي اطلاعاتي در استراتژي و دكترين دفاعي امريكا چيست؟ به خصوص كه بايد توجه داشت امريكا در دههي 90 حداقل در دو صحنهي نبرد (عراق و كوزوو) در سطح وسيعي از جنگافزارهاي اطلاعاتي استفاده كرده است و اين جاي تامل فراوان دارد.
در عمليات طوفان صحرا مشخص شد كه تمامي اطلاعاتي كه در دسترس نيروهاي متحدين بود، نياز فزايندهاي به يك شبكهي اطلاعاتي دارد كه بتواند در صحنهي نبرد گسترده باشد. و اطلاعات را به گونهاي سريع از طريق رايانه در تمامي منطقهي نبرد منتقل كند.1
نيروي هوايي امريكا يك اسكادران هواپيما از جنگافزارهاي اطلاعاتي را در سال 1996 تشكيل داده است. ارتش امريكا اميدوار است كه با استفاده از اين واحد جنگي در سيستمهاي حساس دولتهاي متخاصم و در سيستمهاي كنترل، فرماندهي و ارتباطات دشمن اختلال ايجاد كند، به گونهاي كه شبكههاي رايانهاي آن را از كار بيندازد و در نتيجه فرماندهان نظامي نسبت به دستوراتي كه دريافت ميكنند اطمينان لازم نداشته باشند. طراحان نظامي امريكا نسبت به اجراي چنين عملياتي عليه عراق خوشبين هستند و اعتقاد دارند كه با ايجاد اختلال در شبكههاي رايانهاي ميتوانند سيستمهاي استراتژيك اين كشور را از كار بيندازند.
اما به اعتقاد بعضي از صاحبنظران، امريكا در استفاده از اين جنگافزارها به دو دليل زير بايد بسيار محتاطانه عمل كند3: اول، اين كه هر كشوري ميتواند به راحتي ابزار ساخت اينگونه جنگافزارها نظير چيپسهاي رايانهاي، سيستمهاي رايانهاي و ابزار رديابي و تجسس را از فروشگاه ها خريداري كند و در مقايسه با سلاحهاي هستهاي، خريد چيپسهاي پنتيوم بسيار سادهتر از خريد پلوتونيوم ميباشد؛ در صورتي كه احتمال صدمات وارده از رايانهها شايد بيشتر باشد. دليل دوم، اين است كه يك برنامهريز رايانه در يك كشور جهان سوم به راحتي ميتواند با استفاده از بمبهاي لوجيك در سيستمهاي رايانهاي فرودگاهها و بانكها اختلال ايجاد كند. اين بمبها ميتوانند نقل و انتقالات مالي در بانكهاي عمده را دچار اشكال نمايند يا امكان برخورد هوايي دو هواپيماي مسافربري را فراهم كنند. علاوه بر اين بمبهاي لوجيك و ويروسهاي رايانهاي ميتوانند سيستمهاي رايانهاي وزارت دفاع را از كار بيندازند.
بيل كلينتون رييس جمهور امريكا در سال 1999، مبلغ 46/1 ميليارد دلار افزايش بودجه براي ارتش براي مقابله با حملات شيميايي، بيولوژيكي و رايانهاي تخصيص داده است. اين اولين بار در تاريخ امريكاست كه دولت اين كشور موضوع جنگافزارهاي استراتژيك اطلاعاتي 4 را براي امنيت اين كشور نگران كننده تلقي كرده است. كاخ سفيد اعلام نموده كه از اين مبلغ، 515 ميليون دلار براي حفاظت از سيستمهاي اطلاعاتي در نهادهاي غيرنظامي نظير انرژي، بانك ها، ارتباطات، حمل و نقل، خدمات و اورژانس تخصيص داده شده است.
موسسهي تحقيقاتي رند در گزارشي كه به سفارش پنتاگون تهيه كرده، چهار سناريوي مناسب را براي جنگافزارهاي اطلاعاتي توصيه كرده است كه عبارتاند از: 1
1- اولين استراتژي براساس اين فرضيه استوار است كه امريكا در زمينهي جنگافزارهاي اطلاعاتي بر همهي كشورها برتري دارد؛ زيرا اين كشور بهترين ابزار و فناوري را در اختيار دارد كه ميتواند در سيستمهاي دفاعي كشورها به راحتي رخنه نمايد. در اين سناريو، امريكا ميتواند به طور انتخابي در خصوص جنگافزارهاي اطلاعاتي با متحدان خود، مبادله اطلاعات نموده و در صورت هرگونه حمله با استفادهي امريكا از جنگافزارهاي اطلاعاتي هيچ كشوري نمي تواند منبع اين حملات را شناسايي كند.
2- سناريوي دوم براساس اين فرضيه بنا شده كه فقط 5 تا 10 كشور در دنيا توانايي استفاده از جنگافزارهاي پيشرفته را دارند و بازدارندگي متقابل مانع از اين ميگردد كه اين كشورها از اين نوع جنگافزارها عليه يكديگر استفاده كنند. علاوه بر اين، تعدادي از اين كشورها فعالانه مانع از اين خواهند شد كه كشورهاي ديگر به فناوري جنگافزارهاي اطلاعاتي دست پيدا كنند. اين كشورها همچنين استانداردهاي بينالمللي خاصي را براي استفاده از سيستمهاي پيشرفته رايانهاي به كار خواهند گرفت.
3- در سناريوي سوم فرض بر اين است كه كشورهاي مختلف سيستم دفاعي خود را براي مقابله با جنگافزارهاي اطلاعاتي تجهيز نمايند.
همكاري متقابل و گسترده بين كشورها و سيستمهاي دفاعي آنها موجب بهبود وضعيت دفاعي آنها ميشود و آسيبپذيريشان را در مقابل اينگونه حملات كاهش ميدهد. در اين سناريو بايد همان طور كه سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي كنترل ميشوند، استانداردها و مكانيسمهاي مشخصي طراحي گردند تا جنگافزارهاي اطلاعاتي نيز تحت كنترل و نظارت دربيايند.
سناريوي چهارم، گوناگوني و تنوع در بازار را اصل قرار داده است. همزمان با جهاني شدن تجارت، بايد مكانيسم ها و استانداردهاي خاصي ايجاد شود تا از اين طريق آسيبپذيري كاهش يابد. در اين حالت، بخش خصوصي خود را با مقررات دولتي منطبق ميسازد و زير نظارت دولت توليد خواهد كرد.