0

محرم

 
saz1364
saz1364
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 11
محل سکونت : تهران

محرم

غم عشق
وقتی خبر رو شنید به شدت تحت تاثیر قرار گرفت.
اشک هایی که یکی یکی می غلتید و از گونه می چکید رو پاک کرد.
از جا بلند شد و به سمت لباس هایش رفت.
تک تک لباس هاش رو زیرو رو کرد تا لباس مشکیش رو پیدا کرد.
پیراهن مشکی رو هیچ وقت دوست نداشت ،
چون همیشه یاد آور ناراحت کننده ترین لحظات زندگیش بود.
اما این بار ناراحتی جای خودش را با حس دیگری تقسیم کرده بود.
.
.
.
با حس زیبای عشق
.
.
.
غم عشقت زنده نگهداشت مرا
آندم که فتادم  یا حسین
چهارشنبه 25 آذر 1388  11:50 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها