اگر به كودكانی كه دور و برمان میبینیم، دقت بیشتری كنیم، خواهیم دید تفاوتهای بسیاری در رفتار و شخصیت با هم دارند، یكی از این تفاوتها، تفاوت در نظم بچههاست. برخی كودكان یادگرفتهاند اسباببازیهای خود را جمع كنند، لباسهایشان را به چوب لباسی آویزان كنند و برخی نیز حتی اگر از آنها بخواهیم این كارها را انجام دهند سرپیچی میكنند و با ما درگیر میشوند.
والدین دوست دارند فرزندانی منظم داشته باشند، اما بیشتر آنها نمیدانند چرا فرزندشان منظم نیست. حتما میدانید كه كودكان برای هر نوع یادگیری به آموزش احتیاج دارند و برای هر نوع آموزشی نیاز به زمینهسازی است. برای اینكه بتوانیم نظم را به فرزندان خود یاد دهیم هم احتیاج به فراهم كردن زمینههایی داریم. با فراهم كردن زمینههای نظم آموزی، خود به خود كودكان را در مسیر یادگیری نظم قرار میدهیم. دكتر غزال زاهد روانپزشك و فوق تخصص روانشناسی كودك و نوجوان و خانواده درمانگر، زمینه سازیهای لازم برای نظم آموزی را اینگونه تشریح میكند.
داشتن فضا برای اجرای نظم
اگر بچهها فضایی برای منظم بودن نداشته باشند، نمیتوانیم آنها را به نظم وادار كنیم مثلا وقتی بچهها تمام وسایل بازی خود را در اتاق پخش كرده باشند و مادر از آنها بخواهد كه انبوهی از وسایل بازی درهم را جمع آوری كنند آنها نمیتوانند و جمع نمیكنند، اما اگر برای جمع آوری وسایل بازی فضاهایی را تعبیه كرده باشیم مثلا سبدی برای لگوها، جعبهای برای مداد رنگیها و ماژیكها و وسایل نقاشی، یك چوب لباسی متناسب با قد كودك برای لباسها و سبدی برای لباسهای كثیف در اتاق، كودك میتواند مادرش را در منظم نگه داشتن اتاقش كمك كند.
دكتر زاهد میگوید: تا وقتی فضایی برای نظم وجود نداشته باشد كودك نیز یاد نمیگیرد كه منظم باشد. البته یادمان باشد بعد از ایجاد فضا، والدین باید ناظر كودك خود باشند و محیط را ترك نكنند و با اشارههای كلامی و غیر كلامی به كودك آموزش دهند. انتظار نداشته باشید كه با یكی دو بار گفتن شما، كودك نظم را بیاموزد بلكه باید با صبر و حوصله به او آموزش دهید و از لحنهای سرزنشآمیز و بیحوصله نیز بپرهیزید و بیشتر بكوشید با اشارات غیركلامی با فرزندتان ارتباط برقرار كنید، چرا كه بچهها از ارتباطات غیركلامی و مهربانانه لذت میبرند. مثلا با اشاره چشم به او بفهمانید كه لگوها را در سبد بریزد.
وسوسههایی برای بینظمی
دكتر زاهد میگوید: مساله بعدی وسوسههایی است كه بخصوص برای بچههای پیشدبستانی و دبستانی مطرح است. كودك نوپا تا اواسط دوره دبستان بسیار كنجكاو است و دوست دارد به وسایل دست بزند و تجربه كند و در سنین كمتر وسایل را در دهان خود ببرد. پدر و مادرها باید در چیدمان خانه به فرزندشان اهمیت دهند و از چیدن وسایل خطرناك و شكستنی و لوكس و به اصطلاح وسوسهكننده در مسیر كودك خودداری كنند. مثلا بچهها دوست دارند كشوهای آشپزخانه را بگردند و والدین میتوانند به جای جر و بحث با كودك در كشوهای پایینی آشپزخانه وسایلی كه كمتر خطرناكند را بگذارند یا حتی یكی از كشوها را به وسایل بازی كودك اختصاص دهند یا مثلا والدین میتوانند روی پریزهای برق را بپوشانند تا كودك نتواند چیزی داخل آن فرو بكند و مسائلی از این قبیل كه میتوان از قبل فكر كرد و جلوی ایجاد خطر و برخورد با كودك را گرفت.
تعیین زمان انجام كارها و برنامهریزی
دكتر زاهد مساله بعدی را در زمینهسازی برای نظمآموزی، تعیین زمان انجام هر كاری برای كودك میداند. او اینگونه توضیح میدهد كه میتوانیم برای كودكان در سنین سه چهار سالگی تا آخر دوره دبستان زمان انجام كارهای معمول روزانه را بگوییم و یادآوری كنیم، مثلا ساعت 8 شب شام میخوریم یا ساعت 9 موقع خوابیدن است و هر كاری داری تا قبل از آن انجام بده. این یادآوری برای اینكه بچهها نظم را یاد بگیرند بسیار مهم است و ما باید گذرهای زمانی را برای كودك هموار كنیم مثلا یك ربع مانده به 9 كودك را صدا میزنیم و به او میگوییم كه چند دقیقه دیگر وقت خواب است و هر كاری داری سریعتر انجام بده. هموار كردن گذرهای زمانی یعنی اینكه قبل از رسیدن زمان انجام كاری، آن را به كودك یاد آوری كنیم تا بتواند برنامه ریزی كند.
وی یادآور میشود كه ما باید به بچهها زمان كافی برای انجام هر كاری را بدهیم چرا كه آنها مثل ما بزرگترها مفهوم عجله را نمیدانند و در زمان حال زندگی میكنند و نگران آینده نیستند، بنابراین گفتن جملاتی كه مفهوم عجله را داشته باشد مثل «زود باش غذایت را بخور» برای آنها نامفهوم است. پس زمان كافی را به بچهها برای هر كاری بدهیم چرا كه در غیر اینصورت بچهها مضطرب شده و ممكن است با مشكلات دیگری روبهرو شوند كه اختلالات اضطرابی یكی از آنهاست. با داشتن برنامهریزی در خانه و یاد دادن آن به فرزندان احساس امنیت را در آنها به وجود آوردهاید. اما اگر خانهای به هم ریخته و بینظم داشته باشید، كودك حالت تدافعی پیدا میكند. بچهها از بیقانونی و بینظمی در خانه به طرز شدیدی سوءاستفاده میكنند.
تهیه فهرست برای بچههای باسواد
دكتر زاهد میگوید: راه دیگر برای زمینهسازی نظمآموزی به كودكان تهیه چك فهرست برای بچههای دوره دبستان و راهنمایی و بچههایی كه سواد خواندن و نوشتن دارند، است. چك فهرست میتواند شامل مسائل ضروری زندگی باشد كه برحسب سبك زندگیها متفاوت است مثلا اینكه صبحها ساعت 30/7 وقت بیدار شدن است، شبها قبل از خواب باید مسواك بزنی و اسباببازیها باید در جعبه خودش باشد. در چك فهرست تكالیف مشخص و عینی و كوتاه را مینویسیم و جایی كه جلوی چشم فرزندتان باشد، میگذارید كه او دائما آن را ببیند و برایش یادآوری شود و والدین نیز میتوانند به آن استناد كنند و وقتی از قوانین سر پیچی كردند بگویند مثلا «تو میدونی كه باید مسواك بزنی ببین اینجا هم نوشتیم پس برو و قبل از خواب مسواك بزن».
والدین الگو باشند
دكتر زاهد مساله دیگر در زمینهسازی برای نظمآموزی به كودكان را الگو بودن برای كودكان میداند. بسیار اتفاق میافتد كه والدین خودشان بینظمی میكنند مثلا وقتی از راه میرسند لباس خود را روی زمین میاندازند و به چوب لباسی نمیزنند و از فرزند خود انتظار چنین كاری ندارند، در حالی كه كودك از والدینش الگوبرداری میكند. اگر پدر در كارهای خانه كمك نكند، مثلا بعد از خوردن غذا همه چیز را رها كند و به دنبال كار خود برود، فرزندان هم از او یاد میگیرند و غذا را میخورند و میروند بدون اینكه كمكی به مادر خود كنند. آنها پدر و مادر خود را الگوی رفتارشان قرار میدهند پس اگر مسالهای واقعا برایتان مهم است و دوست دارید كه فرزندتان آن را بیاموزد اول از همه خودتان آن را رعایت كنید.
احترام گذاشتن و حفظ خونسردی
دكتر زاهد میگوید: اگر شما بهترین پدر و مادر دنیا باشید و نظم و ترتیب را به بهترین نحو به فرزندان خود یاد دهید، باز هم گاهی كودكان بینظم میشوند و با نافرمانی كردن شما را عصبانی میكنند. در این موارد احترام گذاشتن به كودك بسیار مهم است، چرا كه بسیاری از پدر و مادرها در این موارد انواع بیاحترامیها را نثار فرزندشان میكنند. كودك در این مواقع ممكن است عكسالعملی نشان ندهد، اما در موقعیتی دیگر همان بیاحترامی را به خود شما میكند، چون از شما یاد گرفته است. یادتان باشد شما مالك فرزندتان نیستید و نمیتوانید با او هر طور كه خواستید، رفتار كنید. همیشه فرض كنید كه او شخصی است كه با شما زندگی میكند و مهمان شماست پس به او احترام بگذارید. ناسزا گفتن، طعنه، تحقیر، تهدید، خندیدن به كودك جلوی جمع و مسخره كردن او میتواند بشدت به روحیه كودك صدمه بزند و بعدها شما را دچار مشكل كند. اگر به فرزند دبستانی خود احترام بگذارید و با او به نحو شایسته برخورد كنید، در آینده نیز نوجوان بهتری خواهید داشت.
وضع قوانین سخت یا بیقانونی
گاهی والدین فكر میكنند رئیس خانوادهاند و فرزندشان مرئوس آنها و معتقدند كه قوانین باید بیچون و چرا در خانه اجرا شود، چرا كه فرزندان باید بفهمند آنها پدر و مادرند و فرزندانشان را تحت قوانین سخت در خانه تربیت میكنند. دكتر زاهد معتقد است: دلیل این افكار عدم اعتماد به بچههاست. والدین سختگیر معمولا به فرزندانشان اعتماد كافی ندارند و فكر میكنند اگر سختگیر نباشند، فرزندانشان از راه درست خارج میشوند و درست تربیت نخواهند شد. حالتهای تدافعی در برابر كودك با داد و فریاد باعث میشود كودك موقتا آرام شود، اما در موقعیتی دیگر همین عكسالعملها را در برابر والدین خود انجام میدهد، داد زدن و خشن بودن را از والدین خود یاد میگیرد و در برابر همسالان خود نیز از همین رفتارها الگوبرداری میكند و دچار مشكلات ارتباطی با دیگران میشود.
زاهد ادامه میدهد: وقتی پدر و مادر كودك را مجبور به اطاعت كوركورانه از خودشان بكنند، ممكن است فرزندشان به حرف آنها گوش دهد اما این عادت برای او باقی خواهد ماند و در آینده از دیگران نیز كوركورانه اطاعت میكند و مهارتهایی مثل «نه» گفتن را نمیآموزد و در آینده دچار مشكل میشود.
عدم اعتماد به فرزندان و مظنون بودن به آنها بچهها را موذی و آب زیركاه بار میآورد به طوری كه فرزندان به دنبال راهی برای فریب دادن والدین جهت رسیدن به مقاصد خود میگردند.
دكتر زاهد همچنین میگوید: گاهی والدین هیچ قانونی برای تربیت فرزندان خود ندارند و فكر میكنند چون سن فرزندشان كم است و به اصطلاح بچه است، پس باید بچگی كند و هر كاری كه دوست دارد انجام دهد و تصور میكنند اگر چیزی را به او تذكر دهند یا كمی به او سخت بگیرند، فرزندشان فكر میكند آنها دوستش ندارند. گاهی نیز والدین فكر میكنند فرزندشان همه چیز را میداند و نیازی به تذكر آنها ندارد. در این موارد كودك هر چه بزرگتر میشود با هر قانونی در مدرسه، جامعه و... مشكل پیدا میكند چرا كه از ابتدا هیچ محدودیتی نداشته و هركاری خواسته انجام داده است.
در سنین 3 تا 5 سال و دوران نوجوانی بچهها احساس فناناپذیری دارند و خود را مركز دنیا میدانند و فكر میكنند فقط خودشان مهمند و خودشان را میبینند. بنابراین ما باید در خانه برای حفظ ایمنی، سلامت كودك، ایمنی و سلامت دیگران و در جهت حفظ اموال و وسایلی كه در خانه داریم و همچنین حفظ ارزشهای خانواده، قوانینی بگذاریم. قوانینی كه ما برای فرزندانمان تعیین میكنیم، باید كاملا واضح و عینی و متناسب با سن و نیاز آنها باشد، چرا كه گاهی بچهها منظور ما را متوجه نمیشوند و نمیفهمند كه از آنها چه میخواهیم. از گذاشتن قواعد بیجا و غیرضروری نیز بپرهیزید، چرا كه هرچه محدودیتها ضروریتر و كمتر باشد، كارسازترند.
تمام این زمینهسازیها برای این است كه جر و بحث بین فرزند و ما كه والدین هستیم، كمتر شود و زودتر به نتیجه برسیم. با رعایت این نكات میتوانیم نظم را به فرزندانمان بیاموزیم بدون اینكه با آنها دچار برخورد و درگیری شویم.