0

زودباش دست منو بگیر

 
sabz_ac
sabz_ac
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : آذربایجان شرقی

زودباش دست منو بگیر

زودباش دست منو بگیر

تعارف آمد، نیامد دارد!

در میان دوستان میرزا مرد خسیس و پول دوستی بود که بعد از مدت کوتاهی با این رفتارش توانست ثروت زیادی جمع کند.

میرزا با دوستانش یک روز با هم در کنار رودخانه قدم می‏زدند که اتفاقاً پای مرد خسیس سُر خورد و داخل آب افتاد. دوستانش به سرعت به کمک او رفتند. یکی از آنها در کنار آب زانو زد و در حالی که دستش را به طرف او دراز می‏کرد، گفت: «زود باش دستت را بده به من تا نجاتت بدهم.»

مرد خسیس داشت خفه می‏شود؛ اما حاضر نبود دست خود را به دوستش بدهد. دوستان دیگرش هم این کار را کردند؛ اما او به حرف هیچ کدام گوش نکرد.

در این وقت میرزا نزدیک آب رفت و گفت: «بیا زود باش دست منو بگیر تا تو را نجات بدهم.»

مرد این بار دست میرزا را گرفت و توانست با کمک او از آب بیرون بیاید.

دوستان میرزا با حیرت پرسیدند: «راز این ماجرا چیست؟»

میرزا رو به آنها گفت: «شما چه‏طور دوست خود را نمی‏شناسید؛ برای او دادن همیشه سخت و طاقت فرساست اما گرفتن، از هر چیزی برایش شیرین‏تر است!»

 يا علي مولا
 
پنج شنبه 28 بهمن 1389  8:38 AM
تشکرات از این پست
hojat20
دسترسی سریع به انجمن ها