نويسنده:مهيا زاهدين لباف
«پس از انتخاب شهيد رجايي به نخست وزيري، قرار شد تشکيلات نخست وزيري، از ساختمان وزارت آموزش و پرورش، به محل اصلي اش در نخست وزيري منتقل شود. ضمن بازديد از محل جديد، اتاق هويدا را به عنوان محل کار به وي نشان دادند، او نگاهي به آن کرد و چون اتاق، خيلي زيبا و مجهز بود، گفت: «اتاق زيبايي است، ولي به درد موزه مي خورد» و به جاي آن، اطاق منشي نخست وزيري را که کوچک تر بود، به عنوان محل کار انتخاب کرد».(1)
«آقاي رجايي وقتي پارچ آب دستش بود و مي خواست براي کسي آب بريزد، ليوان را تا نصفه پرمي کرد. يک روز از او پرسيدم: عموجان! چرا ليوان را تا نصفه آب مي کني؟ گفت: دو حال دارد: يا سيراب مي شوي و ته ليوانت آب نمي ماند که آن را دور بريزي، اسراف شود يا اينکه هنوز تشنه اي و مجدداً نصف ديگر مي خواهي که اظهار مي کني و دوباره برايت آب را در ليوان مي ريزم».(2)
پي نوشت:
1-زندگي نامه سياسي شهيد رجايي، ص 45.
2-غلامعلي رجايي، آيت کمال، تهران، شاهد 1379، ص 12.
منبع:نشريه اشارات،شماره 124.