0

دنيا بداند ما مقلد بي چون و چراي امام خميني هستيم

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

دنيا بداند ما مقلد بي چون و چراي امام خميني هستيم

شهيد علي توكلي در قطعه 28 رديف 25 شماره 10 در گلزار شهداي تهران به خاك سپرده شده است. وي در 25 سالگي به شهادت رسيد. علي توكلي داراي ديپلم رياضي فيزيك و كارمند مخابرات ، در عمليات فتح المبين ، بيت المقدس ، والفجر مقدماتي ، والفجر1 ، بدر ، خيبر ، كربلاي 4 ، كربلاي 5 ، بيت المقدس 2 و 4 و 7 ، شكستن محاصره شاخ شميران و مرصاد حضور داشت و مدتها در مناطق پاوه مريوان و بانه با دشمنان انقلاب اسلامي به مقابله پرداخته بود. او يك بار از ناحيه كتف به شدت مجروح مي شود و بار ديگر از ناحيه پا به طوري كه 9 ماه روي تخت بيمارستان بستري مي شود ، سپس از ناحيه هر دو چشم مجروح و بينايي كامل يك چشمش را از دست مي دهد و چشم ديگرش نيز آسيب جدي مي بيند ، و بالاخره در انتهاي جنگ به تاريخ 1/5/67 ، يعني سه روز پس از پذيرش آتش بس و در جريان آخرين عمليات دفاع مقدس ، مزد مجاهدت خود را از خداي شهيدان دريافت مي كند. وقتي پيش از آخرين اعزام پدرش به او مي گويد بس است ديگر ، اينهمه جبهه رفته اي ، چشمانت را داده اي و پا و كتفت آسيب جدي ديده است ، در جواب پدر مي گويد : شما هم پنجاه سال نماز خوانده اي ديگر نخوان ؟!
آن چه خواهيد خواند متن كامل اين وصيت نامه اين شهيد عزيز است:

بسم الله الرحمن الرحيم
اي كساني كه ايمان آورده ايد چرا هنگامي كه به شما امر مي شود كه براي جهاد در راه خدا بيدرنگ حركت كنيد سستي و سنگيني مي كنيد ؟ و به زمين مي چسبيد ؟ آيا به زندگاني دنيا به جاي آخرت راضي شده ايد ؟ و حال آنكه متاع دنيا در برابر آخرت بسيار چيز اندكي است . اگر به سوي ميدان جهاد حركت نكنيد خدا شما را به عذابي دردناك مجازات خواهد كرد و گروه ديگري را به جاي شما براي جهاد بر مي گمارد . شما به خدا زياني نرسانيده ايد و خدا به همه چيز تواناست . سوره توبه آيه يي و يي
تكليف ما را امام حسين (ع) معين كرده است .
امام خميني(ره)
آري آنگاه كه انسان عاشق مي شود ، آنگاه كه پاي عشق به ميان مي ايد سوختن و فنا شدن پا به عرصه ميدان مي نهد و عاشق خود را فداي معبود مي كند. آري از وقتي كه پا به وادي عشق به وصال تو گذاردم عشق مرا به پيمودن كوي معشوق وا مي داشت و در مقابل آن عقل مرا از خطرات را نهي مي كرد . عشق گلهاي پر طراوت بوستان وصال را در مقابل ديدگانم جلوه گر مي ساخت و در مقابل آن عقل خوارهاي خون ريز را در جوار گلها گوشزد مي نمود . عقل برايم مي گفت : من سبب كمالاتم ولي عشق مي گفت : من نه در بند خيالاتم . عقل مي گفت : من در شهر وجود مهمترم . ولي عشق مي گفت : من از بود و وجود بهترم . عقل ميگفت : من تقوا به كار دارم ولي عشق مي گفت : مرا علم بلاغت است . عقل ميگفت من درگير مكتب تعليمم ولي عشق ميگفت : مرا ز عالم ، فراقت است . عقل ميگفت مرا غرايب و لطايف ياد است ولي عشق ميگفت : هر چه غير از اوست همه بر باد است . عقل ميگفت : كه دل ي منزل و ماواي من است . ولي عشق مي خنديد و مي گفت : كه يا جاي من است يا جاي تو .و حقير هر چه سعي كردم ، نتوانستم از اين عشق بگريزم و هميشه عشق بر من غالب و عقل مغلوب آن . حقير نيز در اين ميان تصميم خويش را استوار نمودم و پاي به راه عشق گذاردم و تا به خود آمدم ديگر راهي جز فدا شدن در راه معبود نداشتم . آري چه زيباست آگاهانه به پيشواز يار رفتن . چه شيرين است جان دادن در راه خدا . چه عارفانه است ناله آخرين را سر دادن . چه پوياست راه حسينيان . و چه عظيم است تكليف دفاع از اسلام و قرآن ، و چه سنگين است مسئوليت زينبيان در رساندن پيام خون شهيدان و راست قامتان جاودانه تاريخ .
خداوندا تو ميداني كه در جستجويت بودم و عشق ديدارت ، عقل را از كفم ربوده بود و به هر جا مي رفتم جلوه اي از انوار عظيم تو را مي ديدم . خدايا چه بگويم و چه بنويسم كه قلم از عظمت تو تنفسش به شمارش افتاده است خداوندا سعي كردم با تمام وجود ترا احساس كنم چه احساس شيريني ، آخر چه كسي ميتواند شادي منتظري را در ديدار با معشوقش وصف كند ؟ چه قلمي است كه بتواند خون را به رشته تحرير در اورد ؟ اي كاش قلب آدمي به رشته تحرير در مي آمد تا عشق و شور آن بطور همگاني به وصف در آيد . آري به هر حال عشق از بند اسارت هوي و هوس رها مي شود و عاشقانه به سوي معبود مي رود . خداوندا تو خود مي داني كه اداي تكليف و عش به تو بود كه ما را اينگونه روانه جبهه ها كرد نه براي تحسين گفتن مردم از ما . تو خود شاهدي كه براي انجام وظيفه و جلب رضاي تو در اين بيابانها سر گردان هستيم . و در اين ميان همه چيز جز شهادت نمي توانست گلوي تشنه ما را سيراب كند . البته دنيا بداند و آن گوش هاي سنگين و قلبهاي مهر خورده و چشمان كور شده به هوش و آگاه باشند كه ما شهادت را به سينه تاريخ خواهيم كوبيد تا تمامي كفر و ظلم را به پاي ميز بكشانيم تا بگوييم ما پيرو اسلام و مقلد بي چون و چراي حسين (ع) و فرزند الهي اش امام خميني هستيم . مقلد امامي هستيم كه مي فرمايند : امروز روز عاشوراي حسيني است امروز ايران كربلاست ، حسينيان آماده باشيد ، امروز روز نشاط عاشقان خداست ، روز جشن و سرور عارفان الهي است . امروز روز درنگ نيست امروز روز صيقل انسانيت انسانهاست روز جنگ است درنگ امروز ، فرداي اسارت باري را دارد و الي آخر .
آري تا تقاص سيلي حضرت زهرا (س) را نگيريم از پاي نخواهيم نشست و تا آخر جهاد خواهيم كرد ُ و در آخر راه به آخرين حربه خود يعني شهادت دست خواهيم برد و يا شهادتمان تمامي كساني را كه در مقابل اسلام و امام عزيزمان موضع گرفتند . آنها را به پاي ميز محاكمه خواهيم كشاند . و تو اي زمان شاهد باش و تو اي تاريخ بنويس كه مقلد امام خميني ، خونش را فقط در راه اسلام ناب محمدي و اسلام پا برهنه ها مي دهد و سرا پا گوش به فرمان اين مرد الهي مي باشد .و وصيتم و نه نصيحتم به دوستانم اين است كه قدر و عظمت امام امت ، اين مرد الهي را بدانيد كه امام عزيز ، حجتش را بر همه ما تمام كردند و گفتند : تكليف ما را امام حسين (ع) معين كرده است و ديگر هيچ عذر و بهانه اي پذيرفته نيست و بدانيد كه آخرين حربه شيطان حربه بهانه است. بدانيم بهشت را به بها دهند نه بهانه و بدانيم مسائلي چون تحصيل و خانواده و هماهنگ نبودن و غيره بهانه اي بيشس نيست چرا كه امام حسين (ع) حتي طفل شش ماهه خود را حضرت علي اصغر (ع) را نيز به ميدان نبرد آورد ، و به اهل فهم فهماند كه نبايد زير بار ذلت رفت و در راه اسلام از همه چيزمان بايد بگذريم و خود را به عناوين مختلف توجيه نكينيم و سعي كنيم كه اين ايه مباركه قرآن كريم كه مي فرمايد : اگر آنان قصد جهاد داشتند درست مهياي آن مي شدند وليكن خدا هم از توفيق دادن و برانگيختن آنها به جهان كراهت داشت ( تا از آن سعادت بزرگ ) آنها را باز داشت و حكم شد كه اي نالايقان ، شما هم با معضوران عاجز در خانه خود بنشينيد ، در مورد ما صدق نكند و ما شمول اين ايه نشويم و مردانه لباس پر زرق و برق حب دنيا را از تن خارج كنيم و زره جهاد و ميدان نبرد بر تن كنيم و به سوي نبرد با استكبار جهاني بشتابيم و مشوق ديگران نيز باشيم و ديگران را از حضور در جهاد منع نكنيم كه قر آن كريم مي فرمايد : آنهايي خوشحالند كه از حكم جهاد در ركاب رسول خدا تخلف ورزيدند و مجاهده به مال و جانشان در راه خدا بر آنان سخت ناگوار بود و مومنان را هم از جهاد منع كرده و به انها مي گفتند شما در اين هواي سوزان از وطن خود بيرون نرويد ، آنان را بگو آتش دوزخ بسيار سوزان تر از اين هواست اگر مي فهميد .
حقير كه هر چه فكر كردم ديدم بعد از عمري هنوز اندر خم يك كوچه ام و براي سراي باقي توشه اي برداشت نكرده ام ولي به لطف و كرم ذات حق پناه آوردم و از او مي خواهم كه از در فضلش با ما برخورد كند و نه از عدل و از او مي خواهيم كه هر چه را خواست از ما بگيرد ولي به خانم زهرا (س) ايمان ما را نسبت به خودش و اسلام و امام عزيز نگيرد و در آخر خدا را گواه مي گيرم كه حقير اين مطالبي را كه روي كاغذ آوردم به اين نيت ننوشتم كه كسي را سر زنش كنم يا كسي ما را تحسين بگويد بلكه خواسته ام در ون آتشين خود را تسكين و آرام كنم و نوشته حقير از كسي انتظار ندارد بلكه فرياد زجه اي است كه از سينه پر درد و خون به فضا طنين افكنده و فقط سايه اي كمرنگ از اين زجرها بر اين صفحات نقش بسته است .
از خداوند تبارك و تعالي بقا و طول عمر امام عزيزمان را تا ظهور حضرت مهدي (عج) را خواهانم .
خوب است كه در آخر به نيت زنده نگه داشتن ياد تمامي شهدا تكه كلامي از سردار رشيد اسلام شهيد دكتر مصطفي چمران اين صفحه را مزين فرمايد و آن كلام شهيد اين است كه : به هنگام شيپور جنگ ، مرد از نامرد شناخته مي شود پس اي شيپورچي بنواز ، تا مرد از نامرد تميز داده شود .
والسلام
منتظر شهادت ، عبدالله عاصي الحقير
علي توكلي يي/ي/يي روز شنبه
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي (عج) حتي كنار مهدي (عج) خميني را نگه دار رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما 

چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا  2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا  3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا  4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا

پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com

تالارهای تحت مدیریت :

مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه

 

دوشنبه 23 آذر 1388  10:03 PM
تشکرات از این پست
dadagholam
دسترسی سریع به انجمن ها