بيماري هاي قلبي 5
| بيماري هاي قلبي 5
ايست قلبي عبارت است از توقف ناگهاني کارکرد پمپ قلبي که ممکن است با مداخله فوري برگشتپذير باشد، ولي در غير اينصورت موجب مرگ يا آسيب دايمي مغز ميشود. مرگ قلبي ناگهاني نتيجه مستقيم ايست قلبي است که در صورت درمان سريع قابل برگشت ميباشد. مرگ ناگهاني به وقوع مرگ در عرض يک ساعت و يا کمتر از شروع بيماري انتهايي اطلاق ميشود. بروز اين حالت تا سن 45 سالگي در زنان بيش از مردان است، اما پس از آن در مردان بيشتر است.
مقدمه
مرگ ناگهاني قلبي عبارت است از مرگ طبيعي ناشي از علل قلبي در فردي که ممکن است بيماري شناخته شده قلبي داشته باشد. اما زمان و نحوه مرگ در او غير منتظره باشد، بطوري که ظرف يکساعت از شروع علائم حاد، هوشياري وي بطور ناگهاني از بين برود. نمونه ساده آن اين است که بيماري سکته قلبي ميکند ولي کار او به بيمارستان و Cuu نمي کشد. در همان ميانه راه قلب وي کاملاً از کار مي افتد و ظرف چند دقيقه مرگ کامل عارض ميگردد.
ممکن است بسياري چنين مرگي را به دليل سادگي و سرعت آن بپسندند و از خدا بخواهند مرگي ساده و ناگهاني برايشان مقدر کند. اما در پزشکي , مقابله با بيماري و مرگ يک اصل است و به همين دليل راههايي براي نجات بيماران دچار ايست قلبي در نظر گرفته شده است.
علائم مقدماتي
ممکن است روزها ، هفتهها يا ماهها قبل از مرگ ناگهاني قلبي ، آنژين قلبي رو به افزايش ، درد قلبي ، تنگي نفس ، طپش قلب ، خستگي زودرس و ساير علائم غير اختصاصي وجود داشته باشند.
شروع ايست قلبي ممکن است با علائم تيپيک يک واقعه حاد قلبي، همچون آنژين طول کشيده يا درد آغاز سکته قلبي ، تنگي نفس ، شروع ناگهاني طپش قلب يا گيجي مشخص شود.
با اين حال در بسياري از بيماران شروع ايست قلبي ، ناگهاني و بدون علائم هشدار دهنده است.
از بين رفتن کامل هوشياري جزء لاينفک ايست قلبي است.
تابلوي چنين مرگي در بيشتر موارد به اين صورت است که فرد به طور ناگهان يا متعاقب درد يا تپش قلب يا تنگي نفس ، هوشياري خود را از دست ميدهد. قلبش بعد از بينظميهاي خاصي (که به آن تپش بطني و لرزش بطني ميگويند)، دچار ايست کامل ميشود و بعد از چند دقيقه مغز و ساير اندامهاي حياتي از کار ميافتند.
بنابراين بعد از منگي کوتاهمدت و به دنبال آن غش کردن ، بيمار بيهوش ميشود ، نبض لمس نميشود، تنفس نيز معمولاً متوقف ميشود. پوست به رنگ آبي ـ سفيد در ميآيد. مردمکها نيز گشاد ميشوند. غش کردن ساده در نگاه اول ممکن است شبيه ايست قلبي به نظر آيد، اما در غش کردن ساده، نبض وجود دارد و تنفس قطع نميشود.
علل
بيماريهاي قلبي شايعترين علت مرگ ناگهاني طبيعي را تشکيل ميدهند. عوامل ارثي در خطر ابتلاء به مرگ ناگهاني (اما عمدتا بصورت غير اختصاصي) نقش دارند. آنها توجيهي براي استعداد ارثي ابتلاء به بيماري کرونري قلبي را بيان مينمايند.
علل قلبي
بيماري آترواسکلروز (تصلب شرايين قلب) کرونري شايعترين اختلال ساختماني همراه با مرگ ناگهاني قلبي است. بيماريهاي عروق کرونري قلب ، سکته قلبي ، کارديوميوپاتي قلب (بيماري عضله قلب) بيماريهاي التهابي قلب ، بيماريهاي دريچهاي قلب و بيماريهاي مربوط به سيستم انتقالي قلب و نامنظميهاي ضربان قلب ميتوانند باعث ايست قلبي و مرگ ناگهاني قلب شوند.
ايسکمي يا خونرساني ناکافي قلب ، نارسايي قلب ، شوک ، اختلالات الکتروليتي نظير هيپوکالمي(کمبود پتاسيم) اسيدوز و فقدان اکسيژن ، اثرات داروهاي آريتميزا ، سمهاي قلبي مانند کوکائين و مواد مخدر تزريقي ، مسموميت با ديگوکسين (حتي افزايش خفيف غلظت اين داروي قوي در خون ميتواند ريتم قلب را دچار اختلال کند.) ، تداخلهاي دارويي (مثلا داروهاي ديورتيک (ادرارآورها) ميتوانند باعث کاهش پتاسيم خون شوند.)و اختلال عملکرد پيس (باطري) قلبي نيز از عوامل موثر در عملکرد قلب و در نتيجه ايست قلب و مرگ ناگهاني هستند.
ازبين رفتن غير منتظره گردش خون را ميتوان به دو گروه وقايع ناشي از آريتمي و نارسايي گردش خون تقسيم نمود.
علل غير قلبي مرگ ناگهاني
آمبولي ريه ، آسم ، پارگي آئورت ، سکته مغزي و آنافيلاکسي يا شوک حساسيتي از علل غير قلبي مرگ ناگهاني ميباشند.
عاقبت يا پيشآگهي ايست قلبي
گرچه بهبود خودبخود ندرتا رخ ميدهد، اما اگر مداخله فعال احياء قلبي و ريوي سريعا انجام نگيرد، ايست قلبي معمولا در عرض چند دقيقه منجر به مرگ ميشود. تعداد کمي از بيماراني که هيچگونه اقدامات احياء در اولين 8 دقيقه بعد از شروع واقعه براي آنها انجام نميگيرد، زنده ميمانند.
توانايي احياء بيمار ايست قلبي به زمان شروع اقدامات احياء ، شرايط محلي که واقعه در آن رخ داده است ، مکانيسم ايجاد ايست قلبي (از قبيل طپش يا تاکيکاردي بطني ، فيبريلاسيون يا لرزش بطني ، آسيستول و ...) و وضعيت باليني بيمار قبل از ايست قلبي بستگي دارد.
اقدامات درماني
پاسخ اوليه
مشاهده حرکات تنفسي ، رنگ پوست و وجود يا فقدان نبض سرخرگهاي کاروتيد يا راني بلافاصله مشخص ميکند که آيا ايست قلبي رخ داده يا نه؟ دومين کار در طي پاسخ اوليه تميز کردن راه هوايي است.
اقدامات کمکي پايه يا همان احياء
مراحل اصلي احياء قلبي و ريوي عبارتند از:
-مطمئن شويد راه هوايي باز است. اگر بيمار استريدور تنفسي (صداي خرخر) دارد همراه با وجود نبض ، خفگي با جسم خارجي يا غذا را مد نظر داشته باشيد و با مانور هايمليخ آن را بيرون بياوريد.
-فورا تنفس دهان به دهان را آغاز کنيد.
-نبض کاروتيد را لمس کنيد و اگر لمس نشد، ماساژ قلبي را شروع نماييد. ماساژ قلبي بايد 100 - 80 تا در دقيقه باشد.
-عمليات احيا را تا زمان رسيدن کمک ادامه دهيد.
اقدامات کمکي پيشرفته
مقصود از اقدامات کمکي پيشرفته ، برقراري تهويه کافي با استفاده از لوله گذاري داخل ناي و تنفس با دستگاه ، دادن شوک الکتريکي قلبي يا گذاشتن پيس ميکر (باطري) قلبي و ايجاد يک مسير داخل وريدي براي تزريق دارو و ... است.
پيشگيري
پيشگيري اولي از ايست قلبي به توانايي شناسايي بيماران در معرض خطر مرگ ناگهاني قلبي بستگي دارد. مهمترين عوامل خطر بيماري کرونري قلبي عبارتند از: سن ، افزايش فشار خون ، مصرف سيگار ، افزايش سطح کلسترول خون ، چاقي ، بزرگي بطن چپ قلب و اختلالات غير اختصاصي نوار قلب.
اگر مشکل قلبي داريد، يا در خطر بروز مشکل قلبي هستيد، يک گردنآويز يا دستبند مخصوص همراه داشته باشيد تا در مواقع اورژانس بتوان به سرعت به مشکل شما پي برد.
__________________
سه شنبه 7 خرداد 1387
مشاهده :215 مرتبه
منبع :اينترنت
فرستنده : فريده-حسين زاده
اطلاعات كامل |
 |
|
چهارشنبه 27 بهمن 1389 6:28 PM
تشکرات از این پست