0

اختلالي به نام چشم چراني

 
pop2000
pop2000
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 609
محل سکونت : مرکزی

اختلالي به نام چشم چراني

اختلالي به نام چشم چراني

عوامل موثر در بروز چشم چراني

اختلالي به نام چشم چراني

رفتار جنسي هميشه براي اکثر مردم موضوعي بسيار جالب توجه بوده است. در طول قرنها نظرات مردم درباره جنسيت و انحراف جنسي تغييرات قابل توجهي را از سر گذرانيده است. هر چند که در مورد اين موضوعات هميشه جوامع بسيار سخت گير بوده اند و در گذشته صحبتي از آن نمي شد و حتي مطالعات علمي و سازمان يافته اي صورت نمي گرفت، اما همواره مضامين مستهجن، بيماري هاي مقاربتي، اختلالات جنسي، زنان خياباني و... از مشکلات بسيار مهم جوامع انساني بوده است.

در اين ميان برخي اشخاص شجاع ترجيح دادند با به خطر انداختن موقعيت حرفه اي خود در مورد نقش جنسيت در رفتار انسان به بحث و بررسي بپردازند. يکي از اين افراد زيگموند فرويد بود که موضوعات جمع آوري شده از بيماران متعدد را مورد استفاده قرار داد تا اثرات منفي اين مساله را شرح دهد. وي رد پاي انحرافات جنسي در دوران بزرگسالي را در رويدادهاي مهم کودکي و نوجواني مي جست. هر چند که نظرات او در اين مورد در زمان خود با اعتراضات بسياري مواجه گرديد اما در حال حاضر ما مي دانيم که بسياري از مشکلات مشاهده شده در جامعه به همين مساله باز مي گردد. هر چند تمام ديدگاههاي فرويد در اين زمينه مورد تاييد نيست اما با داشتن يک ديد گاه منتقدانه نسبت به نظريه پردازي او خواهيم فهميد که برخي از جنبه هاي گفتار وي حايز اهميت است. در اين يادداشت سعي خواهد شد که يکي از اين ناهنجاري هاي جنسي مورد بررسي قرار گيرد. اين ناهنجاري چشم چراني يا نظربازي خوانده مي شود. هر چند که به نظر مي رسد اين مشکل زياد مهم نيست و همواره مورد توجه قرار نگرفته است، اما هدف ما از ارايه اين يادداشت اين است که بيان کنيم چشم چراني مي تواند زمينه هاي مشکلاتي از قبيل خودارضايي، مشکلات زناشويي، خيانت به همسر و در موارد پيش رونده منجر به آزارگري جنسي مي گردد.

فرد چشم چران داراي تکانه اي غير قابل کنترل براي ديد زدن ديگران و معمولا غريبه ها به طور دزدانه دارد.

چشم چراني چيست؟

چشم چراني يا "ويريسم" واژه اي فرانسوي است، گرفته شده از "وير" به معناي "تماشاگر". اين اختلال از لحاظ جسمي براي فرد چشم چران مضر نيست اما براي  قرباني آن ناراحت کننده است. فرد چشم چران داراي تکانه اي غير قابل کنترل براي ديد زدن ديگران و معمولا غريبه ها به طور دزدانه دارد. چنين فردي کشش تکرار شونده اي را براي مشاهده کردن ديگران از درون پنجره ها، پارکها، اماکن خاص مانند حمامها ، استخر و.. دارد. حتما در اخبار و روزنامه ها با مطالبي در مورد نصب دوربينهاي مخفي در اطاقهاي پرو، سالنهاي آرايش زنانه، باشگاههاي ورزشي و.. مواجه شده ايد. افرادي که مرتکب اين اعمال غير اخلاقي مي شوند عمدتا دچار اين اختلال هستند. چشم چرانها عموما مرد هستند و معمولا خود را مخفي نگه مي دارند.

علت اين اختلال چيست؟

1- از مهمترين اعضاي بدن که مي تواند وقايع، زيبايي ها و زشتي هاي طبيعت را در ذهن تثبيت گرداند، عضو بينايي است. مشاهده بعضي از وقايع و مناظر در تحريکات جنسي نقش مهمي دارد. براي مثال جوانان و نوجواناني که در دوره کودکي شاهد رفتار زناشويي والدين خود بوده اند بسيار مستعد اين اختلال هستند و يا پوشش نامناسب اعضاي خانواده مانند خواهر و مادر و... در شدت يافتن اين اختلال نقش بسزايي دارد.

2- تربيت صحيح همراه با مراقبت هاي ويژه از دوران کودکي، در مسير رشد لازم است تا در دوره نوجواني و جواني آثار تربيت سالم مشخص شوذ. بنابراين بي توجهي والدين به اين اصل مهم، در بروز اين اختلال نقش  اساسي دارد.

اختلالي به نام چشم چراني

3- فقدان اعتقادات مذهبي و معنوي دروني و قوي و بي مبالاتي نسبت به ضوابط اخلاقي، ديني و اجتماعي که عمدتا والدين مسئول رشد و پرورش آن در فرزندان هستند، از علل مهم بروز اين اختلال به شمار مي رود.

مقابله با چشم چراني

والدين توجه کنند:

مراقبت و رعايت والدين در امور زناشويي و طرز لباس پوشيدن خود و مراقبتهاي بهداشتي و آرايشي در برابر کودکان، نوجوانان و جوانان بسيار حايز اهميت است. لذا تاکيد مي گردد که شما والدين گرامي به اين مساله توجه ويژه اي داشته باشيد. گمان نکنيد که اگر فرزند شما کوچک است و حتي توان صحبت کردن ندارد، معنا و مفهوم رفتار شما را متوجه نمي شود. کودکان تمام جزيات رخدادهاي اطراف خود را تصوير برداري کرده و در ذهن خود ثبت مي کنند و اگر مفهوم رفتار يا حرکتي را درک نکنند، آن قدر آن را در ذهن خود حفظ کرده و نگه مي دارند تا در آينده معني آن را پيدا کنند. بنابراين در رفتار و ارتباط خود با همسرتان توجه ويژه اي داشته باشيد.

نوجوانان توجه کنند:

آغاز بسياري از مشکلات و اختلالات، از سنين نوجواني آغاز مي گردد. بنابراين شناخت به موقع انواع مشکلات به خصوص مشکلات رواني و يا ناهنجاري هاي رفتاري و... در درمان آنها نقش بسزايي دارد.

پس اگر شما نوجوان عزيز علايمي از اختلال فوق را در رفتار خود مشاهده مي کنيد و همچنين داراي تکانه هاي غير قابل کنترلي در رفتار خود هستيد، از هم اکنون براي درمان نزد يک روانشناس مجرب مراجعه داشته باشيد.

اختلالي به نام چشم چراني

جوانان توجه کنند:

جوانان عزيز توجه داشته باشيد که عملکرد مثبت و متعهدانه، در موفقيت زناشويي شما نقش بسزايي دارد. چشم چراني در افراد متاهل باعث بي اعتمادي زن نسبت به مرد مي شود و روابط متقابل زن و مرد را مخدوش مي کند و از طرف ديگر در اين دسته از افراد خود ارضايي بسيار شايع است و همين مساله ارتباط زناشويي  افراد متاهل مبتلا به چشم چراني را مخدوش مي کند. بنابراين شما جوان گرامي اگر دچار اين اختلال بوده و از آن رنج مي بريد مراجعه به روانپزشک، براي تجويز احتمالي دارو، و مراجعه به روانشناس براي رفتار درماني اکيدا توصيه مي گردد.


يار هميشگي و همراه راسخون
www.user7.persianblog.ir


 

شنبه 21 آذر 1388  7:52 PM
تشکرات از این پست
iliaa_aama
iliaa_aama
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 647
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:اختلالي به نام چشم چراني

چشم چرانی و راههای علاج آن

 

عوامل موثر و مفيد و جهت دهنده در زندگي انسانها بسيار زيادند، اما عادت، از جمله يكي از تاثير گزارترين عواملي است كه انسان را به مسير خود رهنمون كرده و به انجام كاري كه بدان خو كرده است وا مي دارد. صفات و عادات گرچه اكتسابي بوده و بر اثر تمرين و ممارست در ضمير انسان ريشه دوانيده و رنگ عادت به خود مي گيرد ولي مانند صفات ذاتي و تمايلات طبيعي از نيرو و اقتدار بهره مندند.

در اين نوشتار ان شاءالله به بررسي اثرات سوء عادت زشت چشم چراني و خواستگاههايش و زيانهاي بنيان برافكنش مي پردازيم.

 

خواستگاه عادات خوب و بد يا هنجارها و نا هنجارها

رسول اكرم صلي الله عليه وسلم مي فرمايند: «كل مولود يولد علي فطرة الاسلام فابواه يهودانه او ينصرانه او يمجسانه»؛ هر مولود بر فطرت پاك اسلام به دنيا مي آيد، اما بعد از ملادت، والدين او، او را يهودي يا مسيحي يا زرتشتي بار مي آورند.

در اين حديث اشاره به اين شده است كه تغيير دهنده نهاد توحيدي و ضمير يكتاپرستي نوباوگان، محيط پيرامون آنهاست؛ چون خوبي و بدي عادات انسانها، تابع تربيتهاي اوليه و محيط پرورش آنان است. اگر برنامه هاي تربيتي در جامعه و محيط زندگي بر اساس پاكي و فضايل استوار باشد انسان گام به گام و به تدريج به خلق و خوي پسنديده عادت مي كند و در مسير خوش بختي و سعادت گام بر مي دارد، اما اگر از همان بدو تولد نه تربيت درست باشد و نه محيط پيرامون او سالم باشد به خلق و خوي انحرافي عادت كرده و ميه تيره روزي و شقاوت او خواهد بود.

دين اسلام برنامه صحيح تربيتي خود را بر اساس احياي نمايلات كريمانه انساني، و تعديل غرايز و خواهشهاي نفساني پايه ريزي كرده، و از اره مراقبت در انجام فرايض ديني و تمرين وظايف و واجبات عبادي و اخلاقي، پيرامون خود را در كسب عادت پسنديده تقوا و كنترل نفس براي رسيدن به ملكات فاضله اخلاق نيكو تشويق فرموده است و از دنباله روي شيطان بشدت بر حذر داشته است؛ «يا ايا الذين آمنوا لا تتبعوا خطوات الشيطان و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالفحشاء و المنكر»[1] اي كساني كه ايمان آورده ايد پيروي مكنيد گامهاي شيطان را، و هركه پيروي كند گامهاي شيطان را بداند كه شيطان دستور به فحشا و منكر مي دهد.

چشم چراني يكي زا دامها و سلاحهاي خطرناك شيطان هت گمراه كردن انسانها و دور كردن آنان از راه خداوند متعال مي باشد، زيرا اسلحه آتشين با شليك باروت و گلوله سربي فقط به حيات دنيوي انسان خاتمه مي دهند؛ اما سلاح چشم چراني گلوله هاي بي صدا به سوي انسان پرتاب مي كند و مايه زيان دنيا و آخرت است.

 

اثرات نگاه حرام

نگاه و چشم چراني، حسد و حسرت و افسردگي و بغض و غفلت از واجبات را به دنبال داشته، و مكر و حيله و نيرنگ و خيانت را در دلها كاشته و رشد مي دهد و تا به مقصود خود نرسيده هرگز از پاي نمي نشيند و سرانجام در دام هرزگي و فساد گرفتار مي شود.

مصطفي صادق رافعي از كارشناسان امور اجتماعي مي نويسد:

«نگاه حرام باعث از دست رفتن زمام و كنترل روح و شكست اراده، اختلال فكر و انديشه انسان مي شود.»[2]

 

اسباب و علل

زناني كه عفت و حياي خود را از دست داده و با دبي حجابي و با تجملات و آرايشهاي كاذب و با لباسهاي عجيب و غريب و تنك و نازك مد روز خيابانها و بازارها را زينت بخشيده و به رونق هر چه بشتر آنها مي افزايند و جوانان را به نظاره و تماشاي مفاتن و برجستگيهاي اندامهاي خود فرا مي خوانند و هرزگي را رواج مي دهند اين گونه زنان و مردان هرزه بدانند كه محاسن زنان چيزي جز وهم نيست.

رافعي مي نويسد: «همه محاسن و زيباييهاي زن گونهاي از خيالات و تصوراتي است كه از حقيقت برخوردار نيستند و آنچه كه حقيقت دارد فقط از نقطه نگاه چشم چران است. اگر زن فتانه است فقط براي مردي حقيقت دارد كه شداي اوست، و ارگ طبيعت به حرف در مي آمد، به مردي كه فريفته زنان هرزه شده و هميشه از محاسن و مفاتن و افسون گريهاي آنان صحبت مي كند، مي گفت: خير، اينها حقيقتي جز دل خوشيها و شهوات تو نيست؛ بلكه زينت زن سراسر مكر و فريب و كشكول تما پيچيدگيها و ناهنجاريهاست؛ زيرا هرچه در نسبت و ميزان آرايش و زينت اسراف و مبالغه كرده و تكلف به خرج دهد به همان نسبت به مكر و فريب او افزوده مي شود. بنابراين زينت و آرايش صورت و اندام زن در وحشي گري و آشوب و اغواگري مثل ناخن و چنگال و دندان است، البته با اين تفاوت كه ناخنها و چنگالها و دندانها سلاح وحشي گري و طبع انسان در حال دريدن و است و زينت و آرايش زن سلاحي براي وحشي گريهاي غريزه بيداري است كه مي خواهد بدرد و پاره كند؛ و زنان نبايد اين مسئله را انكار كنند كه زينت اندام او ژاژخايي زيادي است كه هركدام سخني و پيامي جداگانه براي مردان هرزه دارد.»[3] اين گونه عرض اندام بي بند و بار و به دور از فكر آبروي و ننگ بوده، و باعث ميشود جوانان خويشتن داري نكرده و در دام فساد گرفتار آيند، بالا رفتن سن ازدواج و تماشاي فيلمهاي مهيج و شهوت انگيز و ديدن زنان بد حجاب و نيمه عريان در كوچه و خيابان كه خود از ارمغانهاي زيانبار تمدن غرب بوده بر فشار طبيعي جنسي جوانان افزوده و آتش عريزه آنان را شعله ور كرده و منجر به تضعيف عفت و اخلاق گرديده، چه بسا كه تمام ارزشهاي اخلاقي و اسلامي و اجتماعي را ناديده مي گيرند.

ويل دورانت مي نويسد: « تحديد شهوات در جامعه صنعتي كه ازداج را تا سي سالگي به تاخير مي اندازد، امري دشوار و غير طبيعي مي نمايد، شهوت ناگزير سر بر مي آورد و كف نفس مشكل مي گردد عفت كه وقتي جزو فضايل بود و مردود مي شود و حجاب و حيا از ميان مي رود، مردان به كثرت گناهان افتخار مي كنند و زنان مي خواهند در لجام گسيختگي با مردان همقدم شوند، عشق بازي امري عادي مي شود و فحشا رسمي.»[4] آري، مبارزه با شهوات و دوري از چشم چراني براي هر كس ساده نيست، فقط آن دسته از جوانان مي توانند از فساد و گمراهي در امان بمانند كه پايبند سنن اسلامي و وظايف انساني بوده و در اين راه مجاهد كنند و بر شهوات و تمايلات نامشروع جنسي خود مسلط باشند و هويت و شخصيت اسلامي را از دست نداده  خود را نبازند و عنان نفس سركش را هرگز از دست ندهند، و اين كار با استمداد از خداوند بسيار ساده است.

قرآن مجيد مي فرمايد: «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا»[5] كساني كه براي (رضايت) ما به تلاش ايستند و در راه (پيروزي دين) ما جهاد كنند، آنان را در راههاي منتهي به خود رهنمود (و مشمول حمايت و هدايت خويش) مي گردانيم.

زماني كه زن فاقد حشمت و حيا باشد و آن را از دست بدهد به بي حجابي و به بي راهه كشاندن مردان روي مي آورد و اسرار زنانگي و جسماني خود را در معرض ديد عموم قرار مي دهد و شوخ چشم مي شود كه اين همه دلالت بر كمال زيبايي و ظرافت و متمدن بودن او نمي كند بلكه بيانگر بي حيايي و سبك سري اوست.

زنان در درون خود فقط در برابر يكي از دو چيز تسليم مي شوند: 1- حياء 2- غريزه جنسي

اگر تابع غريزه خود باشد بي شرم  و بي آزرم خواهد بود؟ اگر تابع حيا باشد و در برابر آن كرنش نشان دهد غريزه خود را كنترل كرده باشد كه اين زن، همان زن واقعي است كه سرمايه انسان است و شايسته شوهر و نسل و انتقال اخلاق كريمانه مي باشد. زيرا زن نزد اهل فضل و دانش سنگ بناي كانون خانواده، و داراي مقام و حقوق و احترام خاصي است بشرطي كه زينت بخش بازار و خيابانها و اماكن عمومي و مرتع چشمان هوس بازان نباشد وگرنه خداي نكرده سمبل تحرسك غريزه جنسي و هوس هوس بازان خواهد شد و مقصود و هدف مطلوب شيطان از طريق چنين زناني تامين مي شود كه نه شايستگي كانون گرم خانواده و تربيت اولاد را خواهند داشت و نه آن جايگاه ويژه اجتماعي را براي خود حفاظت خواهند كرد.

 

طبع ظريف ياقوتي

هر انسان چه زن و چه مرد داراي طبيعتي ياقوتي است كه به آن ارزش و بها داده است و تا زماني كه از آن فاصله نگرفته، تمام امور او بر وفق مراد خواهد بود، ولي چون از آن فاصله گيرد نظام امور او مختل مي شود و اين ياقوت گرانبها چيزي جز «فطرت ديني» نيست.

 

چرا عرض اندام زن ممنوع است؟

وقتي زن با بي حجابي بيرون آيد شيطان به استقبال او مي شتابد و نگاههاي بيگانگان و هوسبازان را به سوي او متوجه مي گرداند و سيل انبوه كنايه ها و متلكها به سوي او سرازير مي شود، آري! چون جسم افسون گر و زيباي زن به تنهايي خود به خود نغمه ها و موسيقيهاي خاموشي است كه در يك زمان هم گوش از آن لذت مي برد و هم چشم از آن لطف اندوز مي گردد و عفت و شرف او در معرض خطر قرار مي گيرد و حفظ شرف و عزت و كرامت زن و خانواده هدف اصلي ممنوعيت عرض اندام زن است. و زني كه به تماشاي مردان و مردان به تماشاي او مي نشينند زن زندگي و رازداري و مادري براي فرزندان، و فرد سالم و اميني براي آينده نيست؛ زيرا فاقد شرافت و ادب و عفت است؛ بلكه به تعبيري ديگر شوره زاري بيش نبوده كه محصولي جز خس نخواهد داشت.

باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست

در باغ لاله رويد در شوره زار خس

ابوالوفاء در شعر «حلم العذاري»- روياي دوشيزگان- مي سرايد:

ها هما عيناك تغريني    علي شتي الظنون

فيهما بحر و موج         و سهول و حزون

و وضوح و غموض     واضطراب و سكون

و معان بينات         و معان لا تبين

و تهاويل فنون من رشاد و جنون

و اشعات حياري                   من مني او من حنين

ليت شعري اي سر       خلف هاتيك الجفون

آه ان السر انبا   عنه ذان الطائران

حينما مالا علي غص    نيهما يعتنقان[6]

«آري اين چشمهايت هستند كه مرا به خيالات و دسهاي زيادي وا مي دارد، در آنها همه چيز، از قبيل: دريا و موج دريا،دشت و زمين سنگلاخ، و وضاحت و پيچيدگي و تعقيد، اضطراب و آرامش، معاني آشكار و نا آشكار، و انواع هنرها از عقلانيت و ديوانگي، پرتوهايي سرگردان با انگيزه شهوت يا از فرط شوق و ارادت وجود دارد و يافته مي شود. اي كاش مي دانستم كه چه رمز و رازي در پي اين پلكهايت وجود دارد كه اين قدر جذابيت و كشش و افسونگري دارند. آه! آن راز مرا از اصل حقيقت خود خبر داد كه اينها دو چشم دو پرنده عاشق و معشوق (مرد و زني) هستند كه وقتي به شاخه هاي يكديگر خم مي شوند يكديگر را در آغوش مي كشند.»

آيا، جمال زن، بمنزله گنجينه اي نيست كه قلب زا به دزد تبديل مي كند؟ بله، او از اين قوه قهر آميز و تسلط برخوردار است، به مثابه آهن ربايي است كه بدون حركت براده هاي آهن را به سوي خود جذب مي كند. زن بي حجاب اين گونه است چنان نيروي جاذه به اي دارد كه بدون اراده كارهاي با اراده را انجام مي دهد كه ديدن او اولين كار اوست.

بنابر اين زنان از بي حجابي و نمايش زينت و لباس خود به شدت پرهيز كنند زيرا هر چند كه قصد فريفتن مردم را نداشته باشند اما اين كار بدون اراده هم انجام مي شود. و زينت و لباس، جسم و بدن او را، و بدن و لباس به اتفاق هم زن را در معرض نمايش و نگاه ديگران قرار مي دهند! آنگاه معركه گرم مي شود. و اين به نمايش گذاشتن ها بيانگر اين است كه زنان و دختران جوان مفاد اين آيه «و لا يبدين زينتهن[7]» را ترك كرده و از آن روي گردانيده اند.

 

اسلام و مبارزه با چشم چراني

اسلام توجه و عنايت خاصي به حفظ عفت و شرف زن و خانواده و طهارت جامعه اسلامي از بي بند و باريها مشان داده و اسباب و علل آن را ممنوع قرار داده است تا مساله به جاهاي باريك و خطرناك كشيده نشود. ببينيم قرآن براي مردان و زنان بطور مساوي چه دستور داده است: «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم، ذلك ازكي لهم، ان الله خبير بما يصنعون. و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها، وليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن … و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن، و توبوا الي الله جميعا ايها المونون لعلكم تفلحون»[8]؛ (اي پيغمبر!) به مردان مومن بگو: (آنان موظفند كه از نگاه به عورت و زينت نامحرمان) چشمان خود را فرو گيرند، و عورتهاي خويش را (با پوشاندن و دوري از پيوند نامشروع) مصون دارند، اين براي ايشان زيبنده تر و محرمانه تر است. بيگمان خداوند از آنچه ازنجام مي دهند اگه است (و سزاوار جزاي رفتارشان را مي دهد). و به زنان مومنه بگو: چشمان خود را (از نامحرمان) فرو گيرند (و چشم چراني نكنند) و عورتهاي خويشتن را (با پوشاندن و دوري از رابطه نامشروع) مصون دارند و زينت خويش را (همچون سر، سينه، بازو، ساعد، گردن، خلخال، گردنبند، بازوبند) نمايان نسازند، مگر آن مقدار (از جمال خلقت، همچون چهره و پنجه دستها) و آن چيزها (از زينت آلات، همچون لباس و انگشتري و سرمه و خضاب) كه (طبيعتا) پيدا مي گردد. و چارقد و روسريهاي خود را بر يقه ها و گريبانهايشان آويزان كنند (تا گردن و سينه و اندامهايي كه احتمالا از لابلاي چاك پيراهن نمايان مي شود، در معرض ديد مردم قرار نگيرد) و زينت (اندام يا بازار) خود را نمودار نسازند مگر براي شوهرانشان … و پاهاي خود را (به هنگام راه رفتن به زمين) نزنند تا زينتي كه پنهانش مي دارند (جلب توجه كند و صداي خلخال پاهايشان بگوش مردم برسد و) دانسته شود. اي مومنان! همگي بسوي خدا برگرديد (و از مخالفتهايي كه در برابر فرمان خدا دااشته ايد توبه كنيد) تا رستگار شويد.

در اين آيات سه دستور به مردان داده شده است: 1- حفاظت چشمها و نگاهها «يغضوا من ابصارهم» 2- حفظ عفت و شرمگاه «و يحفظوا فروجهم» 3- توبه و رجوع.

و فلسفه اول دو دستور را چنين بيان كرده است «ذلك ازكي لهم» اين برايشان پاكيزه تر است. و به آنان هم هشتدار مي دهد كه بدانند، همانا خداوند به آنچه كه آنان انجام مي دهند كاملا آگاه و مطلع است تا اينكه اگر كسي به فلسفه م هدف اين دو دستور پي نبرد و از آن باز نيامد تهديد و هشدار بعدي او را باز دارد.

اما به زنان شش دستور داده است: 1- حفاظت نگاه و چشمها 2- حفظ عفت و شرمگاه 3- ظاهر نكردن زينت و آرايش 4- پوشيدن چادر و حجاب 5- نكوبيدن پاها 6- توبه و رجوع

و اين همه دستورات براي تامين يك هدف است و آن فلاح و رستگاري آنان در دنيا و آخرت.

اين كثرت اوامر و تنوع آنان به زنان بيانگر نفوذ پذيري شيطان در آنها و گمراه كردن مردان از طريق آنان مي باشد بنا بر اين بايد زنان و مردان مومن بيش از پيش مواظب باشند.

و چرا مردان و زنان از نگاه ناروا باز داشته شده اند، چون نگاه بزرگترين خائن رواني است كه روان انسان را مي آزارد چون وقتي ببيند محبت طرف مقابل در دل او جاي مي گيرد و هميشه در فكر و خيال او به سر مي برد لذت طاعت و عبادت را نمي بيند در صدد و فكر رسيدن به مطلوب خود خواهد بود كه در اين مورد تمام مرزها را در نورديده و قيود را از هم مي گسلد.

اما حفظ فرج چرا؟ سيد قطب مي نويسد: «حفظ«فرج» پيامد طبيعي فرو خواباندن چشم است و گامي است در استواري اراده و هوشياري در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهشهاي نفساني، از اين رو بين آن دو در يك آيه جمع كرده، تا نشان دهد يكي حالت سبب و ديگري جايگاه نتيجه را دارد، هر دو گامهايي هستند پي در پي، در صفحه ذهن و صحنه زندگي، نزديك به نزديك.»[9]

 

پيامدهاي ناهنجار نگاههاي آلوده و حرام

شيخ صابوني مي نويسد: «ناگه كردن مقدمه واقع شدن در فجور و … است.[10]

برسوي مي نويسد:, «قرين شدن نهي از گناه و حفظ فرج مشعر به اين است كه خطر نگاه بسيار است چه بسا سبب زنا بشود.[11]

لذت بردن از جمال و زينت بيگانه، انگيزه و محرك فتنه و مصيبت مردان است بهمين دليل كيفر نگاه ناروا در حديث چنين آمده است، آن حضرت عليه السلام فرمودند: «هر كه به محاسن زن بيگانه اي به قصد لذت بردن نگاه كند روز قيامت در چشمانش سرب گداخته ريخته مي شود.[12]

يكي ديگر از پيامدهاي خطذناك نگاه حرام، بر انگيختن شهوت است:

«نگاه پنجره اي است كه چون بي حساب و بدون رمز گشوده شود، آتش شهوت و هيجان را بر خواهد افروخت، نگاههاي آلوده زمينه ساز غليان آزها و ايجاد كششها هستند. نگاههاي آلوده پيامدي جز فحشا، سياهي دل و نكبتهاي اجتماعي نخواهد داشت. ناگه راهبر دل، دام شيطان، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است، هرزگي چشم دل را خواهد لرزاند، و آرامش و ثبات را از آن خواهد گرفت، فتبه ها بر خواهد انگيخت، فسادها بر خواهد آورد.[13]

يك خانم نويسنده انگليسي در تمجيد از حفظ نگاه و حجاب و مذمت بي حجابي و طغيان جنسي و شهوتراني در غرب مي نويسد: «آزادي زنان در غرب رفته رفته منجر به از دست رفتن محبت همسران از قلوب يكديگر خواهد شد. بنا براين بخدا سوگند اين احوال فاقد عفت و ننگين ما را وادار مي كند كه تغيير جهت داده و با علاقه و ميل پايبند حجاب شرقيها (مسلمانان) باشيم تا هنر محبت و عشق حقيقي را از سر ن ياد بگيريم.[14]

آري دنياي غرب از اين بي حجابي و چشم چراني مطلق به ستوه در آمده و به معايب و فرايندهاي آن اعتراف مي كند، عفاف و پاكدامني و ضبط نگاه از صفات مهم و ايده آلي است كه كه خداوند متعال در توصيف خصايل اخلاقي زنان سيمين بدن بهشتي و پا طينت مي فرمايد: «فيهن قاصرات الطرف لم يطمثهن انس قبلهم و لا جان»[15]؛ در باغهاي بهشت زناني هستند كه جز به همسران خود عشق نمي ورزند و پيش از آنان كسي از انسانها و پريها با ايشان نزديكي و مقاربت نكرده است.

و در توصيف رسول اكرم آمده است: «و كان خافض الطرف، نظره الارض اطول من نظره الي السماؤ … و كان اشد الناس حياء»[16]؛ آن حضرت فروهشته چشم بود، نگاهش به زمين طولاني تر از نگاهش به آسمان بود … و از همه مردم در حياء شديدترين بود.

حضرت ام سلمه (رضي الله عنها) گفته اند: «من و ميمونه در محضر حضرت رسول اكرم حاضر بوديم كه ناگاه ابن ام مكتوم امد- اين بعد از فرضيت حجاب و دستور به رعايت حجاب شرعي ما بود- آن حضرت عليه السلام فرمودند: «خودتان را بپوشانيد»، ما گفتيم: «يا رسول الله، او نابيناست ما را نمي بيند و نمي شناسد» آن حضرت عليه السلام فرمودند: «آيا هم دو تا هم نابينا هستيد؟! آيا شما او را نمي بينيد».»[17]

امهات المومنان بدور از شائبه لذت بردن از مرد بيگانه اي بودند ولي آن حضرت عليه السلام به داماد خويش حضرت علي فرمود: (اگر بطور اتفاقي) نگاهت (به زني) افتاد (بار ديگر) نگاه (دوم) را پشت سر آن نفر است، چون اولين نگاه به نفع توست (يعني برايت گناهي ندارد) و ديگري به نفع تو نيست.[18]

چون نگاه اول بدون قصد و هدف لذت بردن بوده است و امكان پرهيز از آن زياد ممكن نيست، ولي اگر نگاه دوم را انداختي بدان كه در توان انسان است كه آن را كنترل كند و از يك خبث دروني حكايت مي كند كه انگيزه آن لذت بردن است، بنابراين براي آن گناه در نظر گرفته مي شود، اما اگر اتفاقي و نا به هنگام چشم انسان به موردي بيفتد چه كار بايد كرد؟ در اين مورد حضرت رسول اكرم در واب سوال حضرت جابر كه درباره نگاه اتفاقي پرسيده بود فرمود: «اصرف بصرك»[19] نگاهت را برگردان.

زيرا چقدر نگاهها بوده اند كه حسرتهاي زيادي براي انسان به دنبال داشته اند، حضرت رسول اكرم در عمل نيز نگذاشته اند كه ياران وي در دام چشم چراني و لذت نظر به بيگاناگن بيفتد و از اين راه شكار شوندبه جريان فضل بن عباس نگاه كنيد، ابن عباس (رضي الله عنهما) فرمود: فضل با رسول خدا بر مركبي سوار بود، زني از قبيله خثعم بنا به ضرورتي پيش رسول خدا مراجعه كرد، فضل به آن خانم و آن خانم به فضل نگاه مي كرد، و پيامبر اكرم صورت فضل را به جانب ديگر برگردانيد.»[20]

 

نهي از دنباله روي شيطان

شيطان براي از هم پاشيدن زنجيره خانواده ها و به فساد كشيدنشان برنامه هاي زيادي دارد كه هر كدام با ديگري متفاوت است و يكي از برنامه هايش توطئه چشم چراني و اباحيگري است، كه قرآن كريم به شدت از پيروي و همگامي شيطان بر حذر داشته است: «يا ايها الذين آمنوا لا تتبعوا خطوات الشيطان و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالفحشاء والمنكر»[21] اي مومنان گام به گام شيطان، راه نرويد و به دنبال او راه نيفتيد، چون هر كسي گام به گام شيطان راه برود و دنبال او بيفتد (مرتكب پلشتيها و زشتيها مي گردد) چرا كه شيطان تنها به زشتيها و پلشتيها (فرا مي خواند و) فرمان مي راند.

بنا بر اين جامعه اسلامي، پسران جوان ودختران جوان، زنان و مردتن همه و همه بايد موعظه و پند خداوند را بپذيرند و آن عدم بازگشت به معاصي است «يعظكم الله ان تعودوا لمثله ابدا ان كنتم مومنين»[22]؛ نصيحت مي كند شما را خداوند از اينكه بازگرديد به مانند اين براي هميشه، اگر شما مومن هستيد.

در غير اين صورت بشريت ميعادگاه و دادگاهي دارد كه در آن زبانها و دستها و پاها به سخن در آمده و اعتارف مي كنند: «يوم تشهد عليهم السنتهم و ايديهم و ارجلهم بما كانوا يعملون»[23]؛ روزي كه شهادت مي دهد عليه آنان زبانهايشان و دستهايشان و پاهايشان به آنچا انجام مي دادند.

دادگاه فوق و بازجويي ها و حساب پس دادنهاي آنان بسيار سخت و رسوا كننده است.

 

جامعه ايده آل و عروج و زوال نظامهاي سياسي

جامعه ايده آل جامعه اي است كه مردان و زنان آن به تعاليم عالي اسلام عمل كرده و اخلاقشان را در پرتو آن و در چهارچوب شرع اصلاح كنند تا حكومت اخلاق در دلها فراهم گردد. چون اگر عقت و شرافت زن و مرد بازيچه هوسبازان قرار گيرد آن جامعه جامعه ي گنديده اي است كه بوي انسانيت از آن به مشام نمي رسد.

رافعي رحمه الله مي نويسد: اتدري ما هي الحكومة الصحيحة في مثل حالتنا؟ هي ان تحكموا انتم في الشعب حكومة اخلاقية نافذة القانون، فتنضبطوا اخلاق النساء والرجال، و نزدوها كلها اخلاقا محاربة لا تعرف الا الجد والكرامة والصرامة الحق، والا فكما تكونوا يولي عليكم»[24]؛ اي جوان، آيا مي دانيد كه در اين وضعيت حكومت درست چيست؟ حكومت درست اين است كه شما در ميان ملت، حكومت اخلاق را حاكم كنيد كه قانون در آن عمل شود، و اخلاق زنان و مردان را درست كنيد و اخلاق آنان را اخلاقي تهاجمي قرار دهيد كه چيزي جز جديت و كرامت و قاطعيت در حق را نداند وگرنه آن گونه كه هستيد بر شما چنان حاكماني گمارده مي شود.

بلكه اگر جوانان جامعه بي بندوبار بوده و فاقد حكومت اخلاق در درون خود باشند، نظام سياسي حاكم هم دوام و موفقيتي نخواهد داشت.

«و بهذا لن تفلح حكومة سياسية في الشرق الناهض ما لم يكن شبابها حكومة اخلاقية يمدها من نفسه و من الشعب في كل حادثة بالاخلاق المحاربة»[25]؛ بنابراين قاعده، هيچ حكومت سياسي در شرق نو پا موفق نخواهد شد تا زماني كه جوانان آن از حكومتي اخلاقي برخوردار باشند كه جوانان و ملت، آن دولت را در هر حادثه با اخلاق مبارزه گرايانه با پليديها كمك كنند.

حكومتهايي كه توجهي به ريشه كن كردن مفاسد و اصلاح اخلاق ملت خود ندارند؛ بلكه مي خواهند مشكلات جنسي نسل جوان را با آزادي بي قيد و بند آنان حل كنند و زنان و مردان را به حال خود مي گذارند، اين سياست، سياست اصلاح با فساد بيشتر، و مداواي تب ساده با طاعون، قطه پستان مادر در ميان لبهاي شيرخوار ناتوان و محتاج است كه نه اينكه نتيجه درستي ندارد؛ بلكه مشكل را بغرنج تر مي كند. بوصيري رحمه الله در مديحه برده مي سرايد:

ان النفس كالطفل ان تهمله شب

علي حب الرضاع و ان تفطمه ينفطم

فلا ترم بالمعاصي كسر شهوتها

ان المعاصي يقوي شهوة النهم

نفس اماره انسان به مثابه طفلي است اگر او را به حال خود بگذاريد بر شير نوشي علاقمند و تقويت مي شود و اگر او را از شير بازگيري، باز گرفته مي شود. پس با معاصي در صدد ارضاي شهوت نفس مباش، چون معصي شهوت فرد پرخور و شكمو را بيشتر تقويت مي كند…

دزدي كا رزشتي است ولي دزدي مراتبي دارد، دزدي يك تكه گوشتي از دكان قصابي هم دزدي و كار زشتي است حال اگر كسي بيايد موجودي بنام زن از دست شوهرش يا از خانواده اش بدزدد، تفاوتي با دزدي قبلي دارد؟ بلكه زشت تر و خطر ناكتر از تمام دزدي عاست. و عار و ننگ دزدي اول فراتر از يك مغازه نمي رود، اما عار و ننگ زن در حريم خانه محمدود نمي شود، بلكه به تمام خانه و محله ها و محافل نفوذ مي كند و انسان را سرخورده مي كند.

اينجاست كه روسل اكرم مي فرمايد: «كنترل و پاسداري از حريم خانواده و زيردستان را شدت ببخشيد، «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته«؛ همه شما راعي و همه شما مسئول زير دستان خود هستيد.

 

سه مصيبت در يك مصيبت

اگر خدا ناكرده زن از بي حجابي و لذت رساندن با جمال و آرايش خود به نگاه بيگاناگن دست نكشد، سرخورده جامعه شده و سقوط مي كند و سقوط او سقوط يك نفر نيست، بلكه سقوط سه گروه و سرخوردگي آنان است.

رافعي مي نويسد: سقوط زن بنا به شدت و خطير بودن آن، سه مصيبت را به بار مي آورد: «مصيبت سقوط خود زن، مصيبت سقوط شرافت و الدين، مصيبت سقوط شرافت فرزندان و تمام مصايب خانواده، در خانه مستور مي ماند جز عار و ننگ زن.»[26]

 

راههاي علاج اين معضل اخلاقي

يكي از اين راهها استفاده از عقل و منطق است. عادتي كه به ساليان دارز براي ما طبيعت ثانوي شده يك شبه از سر به در نمي رود، ولي خوشبختانه اگر به دستور عقل و منطق و با عزمي راسخ رفتار كنيم و شتابزده نباشيم هر خلق و خويي هرچه كهنه باشد خيلي زودتر از آنچه آمده خواهد رفت.

بايد اول قواعد كلي را كه بر وجود انساني حكم فرما است فرا بگيريم پس از آن هرچه بهتر شخص خودمان را بشناسيم يعني بدانيم چه خليقه و عادتي را مي خواهيم در خود عوض كنيم و كدامم را رشد و نمو بدهيم و بخصوص بفهميم چه قابليت خاصي در ما موجود است كه بتواند در زندگي مايه برجستگي و كاميابي باشد، بعد از آنكه به اين تشخيص ها موفق شديم بايد خود را به صفا پافشاري و شكيبايي مجهز كنيم و همواره ناظر و مواظب خود باشيم و تا اصلاحي را كه در نظر گرفته ايم در خود بوجود نياوريم، دست از كوشش و وجاهده بر نداريم.»[27]

 

ازدواج

يكي ديگر از راههاي علاج چشم چراني ازدواج در سايه تفاهم و شناخت بين همسران جوان و گردن نهادن به سنن اسلامي است.

حضرت رسول اكرم فرموده اند: «يا معشر الشباب من استطاع منكم الباءة فليتزوج، فانه اغض للبصر و احصن للفرج، و من لم يستطع فعليه بالصوم فانه لم وجاء»[28]؛ اي جوانان، هر يك از شما توان ازدواج دارد بايد ازدواج بكند، چون ازدواج چشم را بيشتر از هر چيز نگه مي دارد و شرمگاه را بيشتر محافظت مي كند، و هر كه اين توان را نارد به او روزه پيشنهاد مي شود، چون روزه قاطع غريزه است.

 

تزكيه نفس

تزكيه نفس يكي از راههاي علاج است كه بر اثرت ممارست و تمرين براي انسان امري عادي مي شود كه با پايبندي و مداومت بر احكام اسلامي عايد انسان مي شود و به راهنماييهاي مربيان ديني و اخلاقي گوش فرا دهد و سيرت علماي رباني و مربيان اخلاق را مطالعه نمايد و سعي كند آنها را در زندگي خود پياده كند، و قرآن و سنت سر لوحه اين برنامه اصلاحي است كه انسان را تزكيه كرده و از عواقب و كيفر خصايل بد بويژه چشم چراني بر حذر مي دارد، خوشا به سعادت فرد تزكيه شده و تائب.

«قد افلح من زكاها، و قد خاب من دساها»[29] به يقين رستگار شد كسي كه نفس خود را پاك و صاف كرد، و به يقين زيان ديد كسيكه نفس خود را آلوده كرد. «يعلم خائنة الاعين و ما تخفي الصدور»[30] خداون چشمهاي خائن را مي داندو آنچه در سينه هاي پنهان است.

از خداوند متعال عاجزانه التماس دارم كه من و خوانندگان را از شائبه تمام گناهان و عواقب آن نجات دهد.

«اللهم آت نفسي تقواها، و زكها انت خير من زكاها، انت وليها و مولاها و صلي الله علي سيدنا محمد و آله و صحبه و سلم.»

«والسلام»

یک شنبه 22 آذر 1388  12:37 PM
تشکرات از این پست
iliaa_aama
iliaa_aama
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 647
محل سکونت : کرمان

پاسخ به:اختلالي به نام چشم چراني

چشم چراني متاسفانه يکي از بيماري ها و عادت هاي ناپسندي است که برخي از افراد جامعه به دلايل مختلف بدان دچار مي شوند. به منظور مبارزه با اين عادت ناپسند, اولا لازم است نسبت به مفهوم, آثار و

مختلف بدان دچار مي شوند. به منظور مبارزه با اين عادت ناپسند, اولا لازم است نسبت به مفهوم, آثار و عواقب و زمينه هاي بروز آن آگاهي بدست آورد و سپس از راهکارهاي عملي براي کنترل آن سود جست. در نوشته زير تقريبا تمامي آنچه شما در زمينه کنترل چشم و درمان چشم چراني بدان نياز داريد, آمده است که اميد واريم مفيد باشد.


معناي چشم چراني: چشم چراني در مقابل غض بصر و چشم پوشي, به معناي نگاه خيره و شهوت آلود به نامحرم است که با انگيزه لذت طلبي جنسي انجام مي شود. ما در روابط اجتماعي خود با ديگران چه جنس مخالف يا موافق به طور طبيعي با آنها ارتباط حضوري و کلامي داريم و به آنها نگاه مي کنيم, نگاهي که به هيچ وجه در آن بحث تحريک شهوت و لذت جنسي مطرح نيست, اين نگاه ها داخل در مقوله چشم چراني نيستند, ولي نگاه هاي ادامه داري که با انگيزه لذت جنسي انجام مي شود و به تحريک شدن غريزه و ميل جنسي مي انجامد, تحت عنوان چشم چراني تعريف مي شود.



در قرآن آمده است :  «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم » به مومنين بگو چشم هاي خويش را بپوشانند. يغضوا از ماده "غض" به معني نگاه و صوت کوتاه مي باشد و نقطه مقابل آن خيره نگاه کردن و صدا را بلند کردن است . منظور اين است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولاً منطقه وسيعي را زير نظر مي گيرد ؛ هر گاه نامحرمي در حوزه ديد قرار گرفت ، چشم را چنان فرو گيرد که آن نامحرم از منطقه ديد مستقيم و عميق او خارج شود, يعني به او نگاه خيره نکند اما راه و چاه خود را نيز ببيند. درحديثي که ويژگي هاي رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ را توصيف مي کند چنين آمده است : « و اذا فرح غض طرفه » وقتي که خوشحال مي شد چشمانش را به صورت نيمه بسته در مي آورد . مرحوم مجلسي اين جمله را در بحارالانوار چنين تفسير کرده است: پلک چشم را مي شکست و سر را پايين مي انداخت و چشمها را نمي گشود, چنين مي کرد تا از سبکسري و سرمستي به دور باشد . پس غض بصر يعني کم کردن نگاه و خيره نشدن.


چشم پوشي, وظيفه شرعي يک مسلمان: قرآن کريم قض بصر و چشم پوشي از نگاه به نامحرم را وظيفه مسلمانان اعلام کرده و به زن و مرد توصيه کرده است که مواظب چشمان خود باشند. قرآن کريم مي فرمايد: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند، اين براي آنها پاکيزه تر است و خدا به آنچه مي کنند، آگاه است. قُل لِلمؤمِنينَ يغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ يَحفَظُوا فرجَهُمْ ذلِکَ اَزْکي لَهٌم اِنًَّ اللهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ (1)
و پس از آن فرمود : به زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند.  وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ يَغْضُضنَ‌مِنْ اَبْصارِهنَّ وَ يَحفَظنَ‌ فُروجَهُنًّ...(2)پس خواست قرآن رعايت عفت عمومي براي زن و مرد است و اين کار را وظيفه ضروري و واجب مومنين شمرده شده است.


نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذّت باشد، حرام است، بلکه احتياط واجب آن است که بدون قصد لذت هم نگاه نکنند و نيز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است (3)


در روانشناسي ديني نيز ارتباط نزديکي ميان نگاهداري چشم از نامحرم و نگاهداشتن دامان از آلودگي به زنا وجود دارد . 


اما در مورد چرايي تقدم غض بصر بر حفظ فرج سيد قطب مي نويسد : « حفظ فرج پي آمد طبيعي خواباندن چشم است و گامي است در استواري اراده و هوشياري در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهشهاي نفساني ، از اين رو بين آن دو ، در يک آيه جمع کرده تا نشان دهد يکي سبب و ديگري نتيجه آن است . و هر دو گامهايي هستند پي در پي در صفحه دل و صحنه زندگي ! (4)


بيماري چشم چراني: از نظر روانشناسان و عالمان اخلاقي, چشم چراني هنگامي که به صورت يک عادت مزمن در مي آيد, يک بيماري رواني تلقي مي شود و همان طوري که بيماري ساديسم نقطه مقابل بيماري مازوشيسم است، شهوت و بيماري چشم چراني نيز نقطه مقابل بيماري خودنمايي است . خودنما فردي است که خود را در معرض ديد ديگران قرار مي دهد و چشم چران کسي است که ازتماشا ونگاه به ديگران لذت مي برد. خودنمايي در زنها به نسبت بيشتري ديده مي شود . در حالي که بيماري چشم چراني در مردها بيشتر رايج است. زن ها بيشتر از لمس لذت مي برند و مردها از نگاه و اين مربوط به تفاوتي است که در آستانه تحريک آن ها وجود دارد.


زناي چشم: اسلام براي پاکدامني پيروان خويش حتي نگاه ريبه و شنيدن سخنان نامحرم را نيز اگر از روي غرض باشد، ممنوع کرده است . اين خود هشداري بجا و حساب شده است که تماس نامشروع با نامحرمان را کنترل و محافظت مي کند. البته رويارويي جدّي و ضروري و بدون هيچ گونه غرض، آنهم با حجاب کامل اسلامي و با رعايت ادب و ساير مسايل اخلاقي اشکالي ندارد.
پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : در مورد رابطه نامشروع براي هر عضوي از آدمي سهمي از زنا است؛ زناي چشم، نگاه کردن، زناي زبان، سخن گفتن و زناي گوش ها، شنيدن حرام است.  لِکُلِ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ ادَمَ حَظّاً مِنَ الزِّنا فَالْعَينُ زِناهُ النَّظَرُ وَ لِّسانُ زِناهُ الْکَلامُ وَ‌الأُذُنان زِناهُما السَّمْعُ (16)
همچنين درباره شوخي کردن با نامحرم فرمود : هر کسي با زن نامحرمي شوخي کند براي هر کلمه اي که با او در دنيا سخن گفته، هزار سال در جهنم زنداني مي شود.  مَنْ فاکَهَ بِامْرَأَةٍ لا يَمْلِکُها حُبِسَ بِکُلِّ کَلِمَةٍ کَلَّمَها فِي الدُّنيا اَلْفَ عامٍ فِي النّارِ... (17)
حضرت علي ـ عليه السلام ـ به نقل از انجيل مي فرمايد : « در تورات نوشته شده زنا نکن ، ولي من مي گويم اگر حتي با نظر شهوت آلود به کسي نگاه کني همان وقت در دلت با او زنا کرده اي . (18). و نيز مي فرمايد : « نابينا بودن بهترازنگاه هاي نامشروع است » پس فاصله بين نگاه و گناه اندک است 

عوامل بروز بيماري چشم چراني:


محروميت جنسي: ويلهم اشتگل محروميت هاي جنسي را عامل اين بيماري دانسته و مي گويند : محروميت هاي جنسي باعث مي شود که (لي يبدو) در اعصاب چشم متمرکز شود، با اين تمرکز، بستگي عصب چشم با اعصاب جنسي توسعه يافته وشخص از چشم چراني لذت مي برد و با ديدن اندام جنس مخالف تحريک مي شود. (5)


 خود نمايي زنان:  بيشترين عامل بروز اين بيماري در مردان حس خودنمايي در زنان است. مردان به طور طبيعي نسبت به زيبايي و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد يا بي حجاب با خودنمايي در عرصه جامعه اين گرايش مردان را تحريک مي نمايند. در تفاسير شيعه وسني ذيل آيه 30 سوره نور, نقل کرده اند که: «روزي در هواي گرم مدينه، زن جواني در حالي که روسري خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پيدا بود، از کوچه اي عبور مي کرد، مرد جواني از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان غرق تماشا شد که از خود و اطرافش غافل گرديد و به دنبال آن زن حرکت نموده تا اين که صورتش به شي اي اصابت کرد و مجروح گرديد، هنگامي که به خود آمد، خدمت پيامبر(ص) رفت و جريان را براي او بيان داشت، اين جا بود که آيات سوره مبارکه نور در مورد پوشش زنان نازل گرديد(6)
قرآن کريم براي رفع اين معضل اجتماعي در آيات شريفه سوره نور، از يک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور مي دهد که نگاه هاي خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خيره نشوند و از فساد و آلودگي دوري کنند و از سوي ديگر به خانم ها دستور مي دهد پوشش مناسب را رعايت کرده و زيورآلات خود را آشکار نسازند. تا حوادث نظير حادثه اي که آيه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نيفتد و جوانان از خود بي خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نيفتند و امنيت و آرامش خود و ديگران را خدشه دار نسازند.
در سوره احزاب نيز در يک جا به خانم ها دستور مي دهد: «در محاورات روزمره حالت عادي داشته و با ناز و کرشمه و طنازي صحبت نکنيد و در کوچه و خيابان با بدن هاي نيمه عريان و لباس هاي بدن نما، ظاهر نشويد.»(7) چند آيه بعد مي فرمايد: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانيد.»(8) تمام اين برنامه و تأکيدها براي آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفيف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم نسازند(9). و چشم طمع ندوزند.(10) و در نتيجه امنيت و آرامش قشر خانم ها در سايه چادر و رعايت ضوابط شريعت و پوشش اسلامي، تأمين شود.
در ادامه قرآن کريم مي فرمايد: با اين راه و روش، اگر بيماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذيت خانم ها ادامه داده و امنيت و آرامش آنان را تهديد کردند. برخورد شديدتري با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان و بيماردلان «شهوت پرست» و کساني که در شهر، اضطراب و نگراني به وجود مي آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «اي رسول» عليه ايشان مي شورانيم، در آن صورت، مدت کمي در مجاورت با تو در اين شهر زندگي خواهند کرد و نابود خواهند شد.»(11) تا آرامش و امنيت در جامعه تأمين شود.
از مجموع مطالب ياد شده اين نتيجه به دست مي آيد که رعايت حجاب و پوشش اسلامي براي زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تکليف الهي است. رعايت آن، علاوه بر اين که موجب عمل به دستورات الهي مي شود، شخصيت فردي اجتماعي و معنوي انسان محجوب و پاکدامن، سير صعودي پيدا کرده و نردبان تعالي و تکامل را يکي پس از ديگري طي خواهد کرد و از سوي ديگر در تأمين بهداشت روحي و رواني و آرامش خانواده ها و صفا، نورانيت و امنيت در جامعه نقش به سزايي ايفا مي کند. به اميد روزي که جوامع اسلامي و انساني از تمام آلودگي ها تصفيه شود و زمينه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسي، در اجتماعات فراهم شود.

عواقب و آسيب شناسي چشم چراني:


عامل غفلت و فراموشي:  چشم چراني يکي از مصاديق حب دنيا و عامل مهمي براي بروز غفلت از ياد خدا و خود است. غفلت همان چالش اساسي است که انسان در سر راه کمال و سعادت خود دارد و بيداري اولين نياز او براي حرکت در اين مسير است. چشم چراني باعث مي شود که انسان هر چه بيشتر به خواب رود و از بيداري و ياد خدا دور ماند.


حضرت علي ـ عليه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشمها فرمود: چيزي در بدن کم سپاستر از چشم نيست، خواسته اش را ندهيد که شما را از ياد خدا باز مي دارد.  لَيْسَ فِي الْبَدَنِ‌ شَيءٌ اَقَلَّ شٌکراً مِنَ الْعَيْنِ فَلا تُعطوها سٌؤلَها فَتَشْغَلکُم عَنْ ذِکْرِ اللهِ‌ عَزَّ وَجَل(12)
اولين گام انحراف عملي: چشم چراني و نگاه به نامحرم, گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسي است. نگاه هاي آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه, انحراف و گناه مبتلا مي کند.
حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:  چشم چراني، تخم شهوت را در دل مي کارد و چنين کاري براي نگاه کننده کافي است که منشأ فتنه گردد.
نگاه کردن به ناموس ديگران،‌ خواست شيطان است. چشمي که تيرهاي آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب مي کند، محل کمين شيطان است. شيطان از کمان چشم هاي او ناموس ديگران را نشانه مي گيرد. اَلنَّظرَةُ بَعْدَ النًّظرَةِ تَزرِعُ في الْقَلبِ الشَّهْوَةَ وَ کَفي بِها لِصاحِبِها فِتْنَ (13)
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : نگاه به نامحرم تير زهرآلودي از تيرهاي شيطاني است.   انَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبليسَ ...(14)
پس بايد مراقب چشمان خويش باشيم، تا شيطان از آن براي تخريب ايمان ما و ناموس مردم استفاده نکند.


حسرت و اندوه طولاني: امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: چه بسا نگاه هايي که غصه هاي طولاني را در پي دارد . به اين معني که چشم قوي ترين ابزار حسي است . يعني ميدان آستانه تحريک چشم از بقيه حواس بيشتر است و بيشترين تحريکات حسي را دريافت مي کند و اين دل است که بعد از نگاه به کار مي افتد يعني آنچه را ديده ، مي بيند ، دل طلب مي کند و چون امکان رسيدن به آنچه ديده شده فراهم نمي شود ؛ افسردگي و رنجوري عايد انسان مي شود .


از فحواي حديث رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ که فرمود: همه چشمها روز قيامت گريانند جز سه چشم: چشمي که از ترس خدا بگريد، چشمي که از نامحرم فرونهاده شود، چشمي که در راه خدا (و پاسداري از کيان اسلام) شب زنده دار باشد, فهميده مي شود که علاوه بر حسرت دنيوي,  فرد چشم چران در آخرت از فرط حسرت و پشيماني چشماني گريان خواهد داشت. کُلُّ عَيْنٍ باکِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ اِلّا ثَلاًًثَةُ اَعيُنٍ: عَيْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشيَةِ اللهِ وَ عَيْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَيْنٌ باتَت ساهِرَة في سبيلِ الله (15)
به خطر افتادن امنيت و سلامت جامعه: در واقع، نگاه هاي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد که فرايند و محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشکلات و نارسايي هايي اجتماعي، نخواهد داشت. چشم چراني دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است که دل را مي لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه مي شود.
لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون قيد و بند، رها شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد، جوان و نوجواني که به کوچه و خيابان راه مي افتد اگر دستور اسلام را رعايت نکرده و نگاهش را کوتاه نکند و از طرف ديگر، کساني که بايد حجاب و پوشش اسلامي را رعايت کنند، رعايت نکنند، چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد، و نيروي قدرتمند شهوت به جوشش و غليان آمده و تحريک خواهد شد، درچنين شرايط حساس و خطرناکي، اين جوان، يا بايد به عياشي، فساد و تجاوزگري روي آورد و به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت دهد، امنيت خود و ديگران را به خطر اندازد، و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و پريشان، زندگي بيمار گونه خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند.
ايجاد نگراني و اضطراب : آنچه از مجموع آيات، روايات و تجربيات کارشناسان به دست مي آيد اين است که: چشم چراني هاي هوس آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش هاي اسلامي از جمله حجاب و پوشش اسلامي، رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي آلوده جلوگيري به عمل آيد وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مکالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعايت کنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده دام هاي شياطين برچيده خواهد شد، آرامش روحي و رواني براي افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنيت در جامعه پديد خواهد آمد. امام علي(ع) مي فرمايد: «کسي که نگاهش را کاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد.»(19) و نعمتي بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. اين موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلي پيدا کند، جامعه نيز به طبع اعضا و افراد خود، داراي امنيت و آرامش خواهد شد.


    ز دست ديده و دل هر دو فرياد                  که هر چه ديده بيند دل کند ياد


    اين همه آفت که به تن مي رسد              از نظر تو به شکن مي رسد


    ديده فرو پوش چو دُر در صدف                  تا نشوي تير بلا را هدف


عذاب اخروي:  علاوه بر ابتلا به عواقب دنيوي، «چشم ناپاک» از عذاب و شکنجه الهي نيز بي نصيب نمي ماند.  رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : آن که چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند، روز قيامت، خداوند چشمانش را با ميخ هاي آتشين و از آتش پر کند، تا وقتي که به حساب مردم رسيدگي کند، سپس امر مي شود که او را به جهنم ببرند. مَنْ مَلَاَ عَيْنَيْهِ مِنِ امْرَأَةٍ حَراماً حَشاهُما اللهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ القِيامَةِ بِمَساميرَ مِنْ نارٍ وَحَشاهُما ناراً حَتّي يَقْضِيَ بَيْنَ‌ النّاسِ ثُمَّ يُؤمَرُ بِه اِلَي النّارِِِ(20)

چشم پاکي و نتايج آن :


هر يک از اعضاي بدن مؤمن نسبت به عبادت پروردگار متعال وظيفه خاصي بر عهده دارد که اگر بدان وظيفه عمل کرد، ارزشمند است.
چشمي که به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب برکات زير مي گردد:
1- ديدن شگفتيها: رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:  چشمهايتان را (از نامحرم) بپوشانيد تا عجايب و شگفتيها را ببينيد.  غُضُّوا اَبْصارَکُم تَرَوْنَ الْعَجائِبَ (21)


2- راحتي قلب: امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: آنکه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت کرده است.  مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ (22)
3- نيک خويي:‌ همچنين آن حضرت فرمود:  کسي که نگهاه هايش کنترل شود، صفاتش نيکو گردد.  مَن‌ غُضَّتْ اَطرافُهُ حَسَنَتْ اَوصافُهُ (23)
4- پاداش الهي: امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هر کسي زني را ببيند و بلافاصله ديده اش را به آسمان بدوزد يا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر اينکه خداوند حوريان بهشتي را به عقد او در آورد.مَنْ نَظَرَ اِلي امْرأَةٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ اِليَ السَّماءِ اَوْ غَمَضَ بَصَرَهُ لَمْ يَرْتَدَّ اِلَيْهِ بَصَرُهُ حَتّي يُزَوَّجَهُ اللهُ مِنَ الْحُورِ العينِِ (24)
5- چشيدن شيريني ايمان: پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: نگاه (به نامحرم) تير زهرآلودي از تيرهاي شيطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند، خداوند چنان ايماني به او عطا کند که شيريني اش را در دل خويش احساس کند.اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبْليسَ‌ فَمَنْ تَرَکَها خَوْفاً مِنَ اللهِ اَعطاهُ اللهُ ايماناً يَجِد حَلاوَتَهُ في قَلْبِهِِ (25)
6- بروز صفت شجاعت: شجاع ترين مردم کسي است که بر خواهش نفساني اش چيره شود.اَشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبُ هَواهُ (26)

معالجه خوي زشت چشم چراني:


قرآن مجيد حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ را به عنوان قهرمان ميدان «عفاف» مطرح مي کند تا جوانان مسلمان که در پي قهرمان يابي و الگوپذيري هستند، از يوسف ـ عليه السلام ـ که شجاعترين مرد روزگار خود در مخالفت با هواي نفس و شيطان بود پيروي کنند.
نکته شايان توجه در داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ"استمداد" از خداي سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدي اوست که هيچ چيز جز ايمان به پروردگار نمي تواند جلوي نفس سرکش و غريزه نيرومند شهوت را بگيرد.
از اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ سؤال کردند : به کمک چه چيزي مي توان چشم از نامحرم پوشيد؟ پاسخ داد : با خاموش کردن آتش شهوت، زير نظر قدرتمندي که بر مخفيگاهت آگاه است.  بما يستعان علي غمض بصر؟ قال بالخَمُودِ تَحْتَ السُّلطانِ الْمُطَّلَعِ عَلي سَتْرِکَ (27)
نکته ظريف ديگري که در مسأله ناموس ‌نهفته است و روايات نيز آن را تأييد کرده اند اين است که به هر دستي بدهي به همان دست پس مي گيري، چنان که فرموده اند : آن طور که جزا دهي جزا بيني. «کَما تُدينُ تُدانُ (28)
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:  در زمان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ مردي با زني زنا کرد وقتي به خانه خويش آمد، مردي را با زن خود ديد، آن مرد را نزد حضرت موسي آورد و از او شکايت کرد. در آن لحظه جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت: هر کس به ناموس ديگران تجاوز کند به ناموس اش تجاوز کنند. حضرت موسي به آن دو فرمود: با عفت باشيد تا ناموستان محفوظ بماند(29)
بنابراين، مؤمن با غيرت هرگز به ناموس ديگران نگاه حرام نمي کند، چرا که نمي خواهد کسي به ناموسش نظر بد داشته باشد.
    هر که باشد نظرش در پي ناموس کسان            پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسان
شخصي از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيد: آيا نگاه کردن به پشت سر زنهايي که عبور مي کنند جايز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما اين گونه نگاه کنند، خوشنود مي شويد؟! آنگاه فرمود: براي مردم همان را بخواهيد که براي خود مي خواهيد.(30)
يکي ديگر از راه هاي پيشگيري از انحراف اين است که مؤمن با نامحرم در جاي خلوت اجتماع نکند، چرا که دور از چشم مردم، زمينه لغزش و انحراف فراوان است.
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:  آن که به خدا و روز جزا ايمان دارد نبايد در جايي بخوابد که صداي نفس زن نامحرم شنيده مي شود.  مَنْ کانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ و اليَوْمِ الاخِرِ فَلا يَبيتَ في مَوْضِعٍ تُسمَعُ نَفَسُ امْرأَةٍ لَيْسَتْ لَهُ بِمَحرَمٍ (31)
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتي باشند که کسي در آنجا نباشد در حالي که ديگري هم نتواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بيفتند، بايد از آنجا بيرون بروند .(32)
اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ فرمود:  هيچ مردي با زني(نامحرم) خلوت نکند. اگر مردي با زن بيگانه اي خلوت کند، سوّمي آن دو شيطان است .لا يَخْلُوا بِامْرَأَةٍ رَجُلٌ، فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرَأةٍ الّا کانَ الشًّيطانُ ثالِثَهُما (33)
امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ براي گريز از خطر آلوده شدن و رهايي از دام شيطان هنگام رو به رو شدن با نامحرم، اين گونه رهنمود مي دهد:
اگر يکي از شما زني را ديد و خوشش آمد، چشم از او برداشته، نزد همسر خود رود که آنچه او ديده است، همسرش نيز دارد و مواظب باشد که شيطان را بر دل خويش راه ندهد و آن که متأهل نيست، دو رکعت نماز بخواند و خدا را زياد سپاس گويد و صلوات بر پيامبر و خاندانش فرستد، آنگاه از فضل خدا بخواهد و خدا نيز با رحمت خويش او را از راه مباح بي نياز مي گرداند .(34)
به اميد آنکه با ياري خداوند، تمام اعضاي خويش را از آلوده شدن حفظ کنيم و عفت و پاکدامني بر جامعه اسلامي سايه گستر باشد ان شاء الله

یک شنبه 22 آذر 1388  12:38 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها