فقيه ژرف نگر و عالم دقيق النظر قرن سيزدهم هجرى که از شاگردان شیخ مرتضی انصاری (ره) بود نياى وى، ميرزا هادى از «تجّار اخيار و صلحاء ابرار» بود كه از شهر نور مازندران به تهران مهاجرت كرد و فرزندش ميرزا محمدعلى ـ كه او نیز شيفته علم و دانش بود ـ در سوّم ربيع الثانى 1236 ق، صاحبِ فرزندى شد كه او را «ابوالقاسم» ناميدند.
در آغاز كودكى، نشانه هاى هوش سرشار و استعداد بسيار در او نمايان بود، چنانكه در ده سالگى مقدمات را خوب مى فهميد و عبارات مشكل را به آسانى مى دانست . در سال 1246 ق، همراه عمويش به اصفهان رفت و سه سال به فراگيرى مقدمات پرداخت و پس از آن به تهران آمد و دو سال ديگر در آنجا ماند. در 1251 ق، به عتبات رفت و نزديك دو سال در آنجا ماند ولى چون اسباب توقف برايش آماده نبود به تهران بازگشت و در مدرسه مروى ساكن شد و با تلاش و كوشش فراوان، علوم عقلى و نقلى را نزد مولا عبداللّه زنوزى و شيخ جعفر كرمانشاهى فرا گرفت و تقريرات درسِ او را هم نگاشت. وى در اين زمان بيست ساله بود و به علم و فضل مشهور. لذا علماى تهران، رفتن به عتبات را براى تكميل و استفاده بيشتر، به او پيشنهاد دادند و او به كربلا رفت و چند سال در درس صاحب ضوابط: سيد ابراهيم قزوينى شركت جُست و ملازم او شد تا در كربلا فتنه و قتل و غارت رخ داد و او ناچار به فرار گرديد، پس به اصفهان رفت و پس از آرامش فتنه عراق به نجف كوچيد و به درس شيخ مرتضى انصارى حاضر شد و در اندك زمان، گوى سبقت از همگان ربود و نامش در حوزه نجف اوج گرفت و يكى از اركان حوزه درسى شيخ و مقرّر بحث او شد و شيخ، به درجات علم و فضل و اجتهادش، مكرّر تصريح نمود. وى، در 1277 ق به تهران بازگشت و مرجع امور دينى و علمى پايتخت شد و همه روزه علما و فقها به مجلس درسش در مدرسه مروى حاضر مى شدند و از دانش او، بهره فراوان مى بردند كه از آن جمله است: ملا حبيب اللّه كاشانى، فرزندش: ميرزا ابوالفضل كلانترى تهرانى، سيد حسين صدر الحفاظ قمى. شيخ فضل اللّه نورى، شيخ عبدالنبى نورى، شيخ حسنعلى تهرانى و شيخ محمدصادق تهرانى بلّور او پس از پانزده سال زندگى در تهران و نابينا شدن در اواخر عمر در همان روز كه به دنيا آمده بود ـ سوّم ربيع الثانى ـ 1292 ق در 56 سالگى درگذشت و در مقبره شيخ ابوالفتوح رازى در حرم حضرت عبدالعظيم حسنى مدفون شد و فرزندش در رثاى وى، قصيده اى بلند به عربى سرود. معروفترين كتابش مطارح الانظار است، كه برگرفته از درس اصول شيخ مرتضى انصارى و در مباحث الفاظ مى باشد. و ديگر، رساله اى است در ارث و تقريرات درس اصول شيخ جعفر كرمانشاهى (ره).