0

سنگين ترين مرد ايران درگذشت

 
hojatpoor
hojatpoor
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 661
محل سکونت : اصفهان

سنگين ترين مرد ايران درگذشت

سنگين ترين مرد ايران درگذشت

همين يک ماه‌ونيم پيش بود که خبر رسيد مردي 340 کيلويي را در يکي از بيمارستان‏هاي تهران جراحي کرده‏اند. مردي که کيلومترها راه از اصفهان به تهران آمده بود تا خودش را به تيغ جراحي باي‏پس معده بسپرد. روياي داريوش بايماني، کم کردن وزن بود، آن هم نه براي زيبايي يا پوشيدن لباس‏هاي رنگارنگ، که براي زنده ماندن چون ادامه زندگي با آن جثه بزرگ ديگر براي داريوش بايماني غيرممکن بود. او نمي‏توانست کارهاي شخصي‏اش را انجام دهد و حتي براي دست‌شويي و حمام رفتن همسرش به او کمک مي‏کرد. داريوش شغل‌اش را از دست داده بود و با ريه‏هايي بيمار و کليه‏هايي از کار افتاده، دائما به حالت درازکش کنج خانه افتاده بود. ادامه اين وضعيت به هيچ وجه ممکن نبود. همسر و برادرش، داريوش را به تهران آوردند تا روياي لاغري به واقعيت تبديل شود، غافل از اينکه شبح مرگ به انتظار او نشسته است...

مرد 340 کيلويي مي‏توانست يک رکورد باشد؛ در ميان سنگين وزن‏هاي ثبت شده، او چاق‏ترين مرد ايران بود. پس جراحي او هم مي‏توانست افتخاري باشد در کارنامه حرفه‏اي جراحش؛ البته اگر اين جراحي موفق از آب در مي‏آمد. دکتر مجتبي‏هاشم زاده، جراحي بود که اين ريسک را قبول کرد. آذر بايماني، همسر داريوش مي‏گويد: «اول برديمش بيمارستان ميلاد چون فکر کرديم بيمارستان دولتي است و به‌صرفه‏تر درمي‏آيد ولي وقتي شلوغي آنجا را ديدم، گفتم هر طور شده بايد ببريمش يک بيمارستان خصوصي. مي‏ترسيدم آنجا خوب بهش رسيدگي نکنند و از دست برود. گفتم خانه‏مان را مي‏فروشيم و خرج عملش را مي‏دهيم.» و به اين ترتيب بيمار فوق سنگين وزن را به بيمارستان بهمن بردند. بيمارستان خصوصي که در قبال خدمات، پول کلاني دريافت مي‏کردند. آنجا به خانواده بايماني گفتند وضع ريه و کليه بيمارشان خيلي بد است و بايد يک هفته تحت‌نظر باشد تا بتوانند مجوز جراحي صادر کنند. به اين ترتيب داريوش بايماني، به مدت يک هفته، مرد اول بخش جراحي مردان بيمارستان بهمن شد؛ کانون توجه پزشکان و پرستاران که تا به حال چنين آدم سنگين وزني را از نزديک نديده بودند.


جراحي طاقت‏فرسا

جراحي باي‏پس که معمولا 45 دقيقه تا يک ساعت بيشتر طول نمي‏کشد، براي مرد 340 کيلويي نزديک 5 ساعت طول کشيد. عوامل اتاق عمل مي‏گفتند فقط بيهوشي او 2ساعت وقت گرفت، ضمن اين که براي عملش دو تا تخت اتاق عمل را به هم چسباندند. داريوش زير تيغ جراحي بود و همه اقوام و آشنايانش پشت در اتاق عمل. آنها راه طولاني را از اهواز، زادگاه داريوش، آمده بودند تا با حضورشان به او و همسرش دلگرمي ‏بدهند. همه مي‏دانستند عمل ريسک بالايي دارد ولي هيچ‌کس فکرش را هم نمي‏کرد که ممکن است به مرگ او منجر شود؛ البته به جز خودش که تا آخرين لحظه هم مي‏ترسيد و دلش راضي نمي‏شد لباس اتاق عمل را بپوشد: «مي‏گفت من زنده برنمي‏گردم! ما باهاش شوخي مي‏کرديم و سربه سرش مي‏گذاشتيم تا ترس‌اش بريزد ولي باز هم شب قبل از بستري شدن، با همه دوست‏ها و همکارهايش تماس گرفت و ازشان حلاليت طلبيد. حتي وقتي داشتند مي‏بردندش اتاق عمل به پرستارها مي‏گفت دعا کنيد، شما جوان هستيد. دعا کنيد سالم از آن اتاق بيايم بيرون!» البته داريوش خان زنده از اتاق عمل بيرون آمد و به بخش مراقبت‏هاي ويژه رفت. پزشکش جراحي او را موفقيت‏آميز ارزيابي کرد و اظهار اميدواري کرد که در2 ماه آينده داريوش بايماني بين 60 تا 80 کيلووزن کم کند و حداقل بتواند نظافت شخصي‏اش را خودش انجام بدهد. بايماني بعد از عمل دو روز در آي‌سي‌يو ماند و بعد به بخش منتقل شد. همسرش مي‏گويد: «فرداي همان روز مرخص‌اش کردند و برديمش اصفهان.» اين طور که خانواده بايماني مي‏گويند هزينه جراحي و بيمارستان او نزديک 22 ميليون تومان شده است.


روده‏اي که سوراخ شد

وقتي داريوش بايماني را به اصفهان بردند، همه اميدوار بودند که حال عمومي‏اش رو به بهبود برود و کاهش وزنش شروع شود. البته او وزن زيادي از دست داد ولي حالش روز به روز بدتر مي‏شد: «از شکمش، از لابه‏لاي بخيه‏ها ترشحات غيرطبيعي بيرون مي‏آمد. به دکتر تلفن کردم، گفت شستشو بده. من هم مرتب با سرم‏هاي مخصوص مي‏شستم ولي بدتر مي‏شد. تا اين که دکتر گفت بهش کم‌کم غذاي مايع بده، پوره سيب‌زميني و تخم‌مرغ و آب ميوه. من هم شروع کردم بهش تخم مرغ عسلي دادن ولي ديدم از لابه‌لاي بخيه‏ها مي‏آيد بيرون. خيلي ترسيده بودم، به دکتر زنگ مي‏زدم و او مي‏گفت چيز مهمي ‏نيست، شستشو بده. من در يک ساعت يک کارتن سرم شستشو مصرف مي‏کردم ولي ترشحات کم نمي‏شد. دکتر مي‏گفت شلنگ را بگذار لاي بخيه‏ها و 10 دقيقه آب ببند توي شکمش. من هم مرتب شستشو مي‏دادم اما ترشحات ادامه داشت و هرچه بهش مي‏دادم، از بخيه‏هايش مي‏زد بيرون. بالاخره با تماس‏هاي مکرر من دکتر به اين نتيجه رسيد که روده‏اش سوراخ شده و بخيه‏هايش باز شده و گفت ببريدش بيمارستان.» به اين ترتيب همسر داريوش او را به يکي از بيمارستان‏هاي اصفهان برد و بستري کرد.


شکمي‏که باز ماند

با وخيم‏تر شدن حال داريوش بايماني، دکتر‏هاشم‌زاده و دستيارانش به اصفهان رفتند و دوباره او را جراحي کردند. دکتر معتقد بود که اصلا چيز مهمي‏نيست و براي کسي با اين وزن، اين جور مشکلات طبيعي است. يکي از دستياران دکتر مي‏گويد: «بايد اين بيمار خاص در تهران مي‏ماند تا مدام تحت نظر باشد ولي چون خانواده‏اش توان مالي نداشتند، مجبور شدند او را ببرند. اگر او تحت مراقبت پزشکي قرار داشت، اين اتفاق نمي‏افتاد.» با اين حال داريوش بايماني ديگر به زندگي برنگشت. چند روز بعد از عمل، او درحالي که مدام از تشنگي گله مي‏کرد و از پرستارها آب مي‏خواست، در بيمارستان اصفهان درگذشت. خبر براي همه باورنکردني بود. همسرش مي‏گويد: «وقتي او را به بيمارستان اصفهان برديم، شکمش را باز کردند و گفتند تا ترشحاتش بند نيايد، نمي‏توانيم عملش کنيم. از شنبه تا 3 شنبه، شکمش همين‌طوري باز بود و من مطمئنم او در اثر عفونت از بين رفت. گرچه دکترش مي‏گفت فقط بخيه‏هايش باز شده اما يکي از پرستارها به من گفت به خاطر اين که ترشحات آلوده روده، وارد خونش شده بود، فوت کرد.» در عين حال يکي از اعضاي تيم پزشکي علت مرگ را عفونت دستگاه تنفسي مي‏داند که هيچ ربطي به جراحي باي‏پس ندارد. چيزي که همسر داريوش بايماني به شدت تکذيب مي‏کند و مي‏گويد: «ريه‏هايش مشکل چنداني نداشت و اگرچه با اکسيژن نفس مي‏کشيد ولي هيچ عفونتي در ريه‏هايش نبود. او به خاطر عفونت بخيه‏هايش مرد.» گويا بعد از مرگ داريوش، در بيمارستان اصفهان قصد داشتند که او را براي کالبدشکافي به پزشکي قانوني بفرستند اما همسرش مانع شد: «داريوش بيچاره به قدر کافي زجر کشيده بود، ديگر نمي‏خواستم جنازه‏اش را هم نگه دارند تا روحش در عذاب باشد. به من گفته بودند اگر عملش نکنيد مي‏ميرد ولي اگر مي‏دانستم اين قدر درد مي‏کشد و باز مي‏ميرد، هيچ وقت نمي‏گذاشتم عملش کنند.»

داريوش بايماني 43 سال بيشتر نداشت. او در سال‏هاي نه چندان دور کشتي‏گير مدال‌آوري بود با اندام متناسب و کلي اميد و آرزو براي آينده ولي از بد روزگار، ورزش را رها کرد و بر اثر کم‏تحرکي و پرخوري و عامل ژنتيک به بيماري چاقي دچار شد. داريوش بايماني دو فرزند دارد که يک ماه پيش، به عمل جراحي گران‌قيمتي چشم دوخته بودند که قرار بود پدرشان را بار ديگر، سالم و سرحال به خانه برگرداند، آنها امروز هم پدرشان را از دست داده اند،هم خانه‏شان را.

«سلامت» در هفته‌هاي آتي پاي صحبت تيم پزشکي او در تهران و اصفهان نيز خواهد نشست و مزايا و معايب و انديکاسيون‌ها و کنتراانديکاسيون‌هاي باي پس معده را در گفتگو با ساير جراحان نيز بحث و بررسي خواهد کرد.

پنج شنبه 19 آذر 1388  8:11 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها