0

16 آذر امريکايي نمي شود

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

16 آذر امريکايي نمي شود

16 آذر 1332، در و ديوارهاي دانشگاه آغشته به خون دانشجوياني شد که از همراهي استبداد داخلي با آمريکا که نماد آن سفر نيکسون به ايران بود، خسته شده بودند. اما امروز يعني 55 سال بعد، گويا برخي با فراموشي اين خاستگاه ضداستکباري به دنبال روايتي مقلوب از آن ماجرا و شاد کردن امريکا با رفتارهايشان هستند.
**اعلام سفر نيکسون به ايران، آغازحادثه اي تاريخي

در 24 آبان سال 1332اعلام شد که نيکسون معاون رئيس جمهور آمريکا از طرف آيزنهاور به ايران مي‏آيد، نيکسون به ايران مي‏آمد تا نتايج «پيروزي سياسي اميدبخشي را که در ايران نصيب قواي طرفدار تثبيت اوضاع و قواي آزادي شده است» را ببيند اين تعبيري بود که آيزنهاور بعد از کودتاي 28 مرداد در کنگره آمريکا به کار برده بود. در همين تاريخ، دانشجويان مبارز دانشگاه نيز تصميم گرفتند که هنگام ورود نيکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند بنابراين وقوع تظاهرات هنگام ورود نيکسون حتمي مي‏نمود.

** 14 و 15 آذر1332/ روز ورود نيکسون صداها خفه و جنبنده اي نجنبد

14آذر بود؛ زاهدي تجديد رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنيس رايت»، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ايران بيايد. در همين روز، تظاهراتي در گوشه و کنار به وقوع پيوست که در نتيجه در بازار و دانشگاه عده‏اي دستگير شدند. البته اين وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. رژيم پهلوي براي مسلط شدن بر اوضاع و کنترل حواشي احتمالي سفر نيکسون، نيروهاي نظامي خود را در دانشگاه مستقر کرد؛
روز 15 آذر يکي از دربانان دانشگاه شنيده بود که تلفني به يکي از افسران گارد دانشگاه دستور مي‏رسد که بايد دانشجويي را شقه کرد و جلوي در بزرگ دانشگاه آويخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نيسکون صداها خفه گردد و جنبنده‏اي نجنبد که همين طور هم شد.

**صبح 16 آذر1332/ هجوم بي دليل سربازان به دانشگاه

صبح 16 آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجويان متوجه تجهيزات فوق العاده سربازان و اوضاع غير عادي اطراف دانشگاه شدند، از اين رو با کمال خونسردي و احتياط به کلاس ها رفتند. سربازان هم به راهنمايي عده‏اي کارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمي گذشت و چون بهانه‏اي به دست آنان نيامد، به داخل دانشکده‏ها هجوم مي‏آوردند؛ از دانشکده هاي پزشکي، داروسازي، حقوق و علوم عده زيادي را دستگير کردند، چون احتمال وقوع حوادث وخيم‏ تري مي‏رفت، براي حفظ جان دانشجويان، دانشکده را تعطيل کردند و به آنها دستور دادند به خانه‏هاي خود بروند و تا اطلاع ثانوي در خانه بمانند.

** پاسخ مهندس شمس را با مسلسل دادند

دانشجويان نيز به پيروي از تصميم اولياي دانشکده، محوطه دانشگاه را ترک مي‏کردند ولي هنوز نيمي از دانشجويان در حال خروج بودند که ناگهان سربازان به دانشکده فني حمله کردند. بهانه حمله آنان به دانشکده ظاهرا اين بوده است که در اين گير و دار، دو دانشجوي رشته ساختمان به حضور نظاميان در دانشگاه اعتراض کرده اند. ارتشي‏ها براي ‏دستگيري آنان وارد کلاس درس مهندس شمس در دانشکده فني شدند تا دانشجويان معترض را دستگير کنند؛ وقتي شمس نسبت به حضور نظاميان در کلاس درس خود اعتراض مي‏کند او را با مسلسل به جاي خود مي‏نشانند و حتي با شکنجه مستخدم دانشکده سعي مي‏کنند که آن دو دانشجو را بيابند.

** سربازان با سرنيزه وارد دانشکده فني شدند

رئيس وقت دانشگاه تهران براي اينکه جلوي نا آرامي‏ها را بگيرد، کل دانشگاه تهران را تعطيل کرد. حضور نظاميان در صحن دانشکده فني باعث شد بين نظاميان و دانشجويان، زد و خورد شود. عده‏اي از سربازان، دانشکده فني را به صورت کامل محاصره کرده بودند تا کسي از ميدان نگريزد. آنگاه دسته‏اي از سربازان با سرنيزه از در بزرگ دانشکده وارد شدند. اکثر دانشجويان به ناچار پا به فرار گذاشتند تا از درهاي جنوبي و غربي دانشکده خارج شوند.

** صداي دانشجويان در رگبار مسلسل خاموش شد

بغض يکي از دانشجويان ترکيد و او که مرگ را به چشم مي‏ديد و خود را کشته مي‏دانست، ديگر نتوانست اين همه فشار دروني را تحمل کند و آتش از سينه پرسوز و گدازش به شکل شعاري کوتاه بيرون ريخت "دست نظاميان از دانشگاه کوتاه"؛ هنوز صداي او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باريدن گرفت و چون دانشجويان فرصت فرار نداشتند به کلي غافلگير شدند و در همان لحظه اول عده زيادي هدف گلوله قرار گرفتند به خصوص که بين محوطه مرکزي دانشکده فني و قسمت‏هاي جنوبي، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشيني عده زيادي از دانشجويان روي پله‏ها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفي بزرگ نيا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس مهدي شريعت رضوي که ابتدا هدف قرار گرفته به سختي مجروح شده بود، بر زمين مي‏خزيد و ناله مي‏کرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچي حتي يک قدم هم به عقب برنداشته و در جاي اوليه خود ايستاده بود. او که از گلوله باران اول مصون مانده بود با رگبار مسلسل سينه اش شکافته شد.

** پس از ماهها در و ديوار دانشکده فني بوي خون مي داد

هنگام تيراندازي بعضي از رادياتورهاي شوفاژ در اثر گلوله سوراخ شد و آب گرم با خون کشته ها و مجروحين درهم آميخت و سراسر محوطه مرکزي دانشکده فني را گرفتف به طوري که حتي پس از ماه‏ها، در و ديوار دانشکده فني بوي خون مي داد. مامورين نظامي پس از اين عمل جنايتکارانه و ناجوانمردانه از انعکاس خشم و غضب مردم به هراس افتاده، براي پوشاندن آثار جرم خود، خون­ها را پاک کردند ولي مدت ها، اثر خون در گوشه و کنار ديده مي شد و سال­ها جاي گلوله‏ها بر در وديوار دانشکده فني نمايان بود.

** جلوگيري از انتقال مجروحان به جان سپردن آنها انجاميد

در جريان درگيري 16 آذر،عده زيادي از دانشجويان که تحت فشار و حمله قرار گرفته بودند، به ناچار به آزمايشگاه پناه بردند. پس از پايان گلوله باران، براي دقايقي، سکوت دانشکده فني را فرا گرفت. ناگهان ميان سکوت ناله بلندي به گوش رسيد که مانند دشنه در قلب‏ها فرو رفت و از چشم بيش‏تر دانشجويان اشک جاري شد. ناله‏هاي بلند سوزناک مي‏فهماند که عده‏اي مجروح شده‏اند و در همان جا افتاده‏اند. اولياي دانشکده، مستخدمان و چند نفري از دانشکده پزشکي مي‏خواستند مجروحان را به مرکز پزشکي منتقل کنند ولي سربازان با تهديد به مرگ مانع اين کار شدند. بدن مجروحان در حدود دو ساعت در وسط دانشگاه افتاده بود و خون جاري بود تا بالاخره جان سپردند. بدين ترتيب سه نفر از دانشجويان (بزرگ نيا، قندچي و شريعت رضوي) شهيد و بيست و هفت نفر دستگير و عده زيادي مجروح شدند.

**دفترچه يادداشت آذر شريعت رضوي نتوانست سپر محکمي در برابر گلوله باشد

منوچهر آتشي در خاطرات خود از واقعه 16 آذر مي نويسد: دوستم دفترچه يادداشتي را نشانم مي دهد که حفره کوچکي در جلد مقوايي آن ايجاد شده اين حفره، در نگاه اول، چندان عجيب نمي نمايد، بعد دوستم مي گويد: «اين دفترچه يادداشت آذر شريعت رضوي دانشجو است، همانکه روز شانزدهم آذر در دانشگاه تهران، هنگام هجوم پليس و چتربازان رژيم پهلوي شهيد شد، مي بيني که گلوله درست به سينه يا در واقع، قلب خورده، اين حفره در دفترچه، جاي عبور گلوله است» دفترچه کاغذي با جلد مقواييش در جيب دانشجو نتوانسته زره و سپر محکمي در برابر گلوله باشد و مانع مرگ دانشجو شود.

** دانشجويان پر در آورده خود را به گلوله زدند!

خبر واقعه 16 آذر به سرعت در تمام تهران پخش شد. در روز 17 آذر، تمام دانشگاه‏هاي تهران و اغلب شهرستان‏ها در اعتصاب کامل به سر بردند. حتي بسياري از دبيرستان‏ها هم با اعلام تعطيلي، همراه با دانشگاهيان در راهپيمايي عليه فاجعه 16 آذر و سفر نيکسون به تهران شرکت کردند. براي کم رنگ کردن واقعه 16 آذر، جنايت کاران شروع به دروغ گويي کردند. آنها در مقابل خبرنگاران گفتند که «دانشجويان براي گرفتن تفنگ سربازان حمله کردند و سربازان نيز به اجبار تيرهايي به هوا شليک نمودند که تصادفا سه نفر کشته شدند.» در همان روزها يکي از مطبوعات نوشت: «اگر تيرها هوايي شليک شده، پس دانشجويان پر درآورده و خود را به گلوله زدند!»

**نيکسون آمد، جوانان قرباني شدند

درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نيکسون به ايران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهي که هنوز به خون دانشجويان بي گناه رنگين بود، دکتراي افتخاري حقوق دريافت کرد. صبح ورود نيکسون، يکي از روزنامه‏ها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده‏اي به وي نوشت. در اين نامه سرگشاده ابتدا به سنت قديم ايراني‏ها اشاره شده بود که «هرگاه دوستي از سفر مي‏آيد يا کسي از زيارت بازمي گردد و يا شخصيتي بزرگ وارد مي‏شود، ما ايرانيان به فراخور حال در قدم او گاوي و گوسفندي قرباني مي‏کنيم؛ آنگاه خطاب به نيکسون گفته شده بود که «آقاي نيکسون! وجود شما آن قدر گرامي و عزيز بود که در مقابل قدوم شما، سه نفر از بهترين جوانان اين کشور يعني دانشجويان دانشگاه را قرباني کردند.»

** 17 آذر 1332/ تشريفات سفر نيکسون، گويي هيچ اتفاقي نيافتاده است

17 آذر است، مرور گزارش هاي آن روز تعجب برانگيز است، گويي هيچ اتفاقي نيافتاده:
-اين روزها شاهنشاه ما ميهمان عزيزي دارند که علاوه برسمت رسمي، يکي از شخصيت هاي محبوب آمريکا است.
-نيکسون چهل و چهار سال دارد، قيافه باز و جذابي دارد، مثل بيشتر آمريکايي ها شوخ و با نشاط است، در برخوردهاي خود مي گويد و مي خندد و گاهي با دوستان خود دست به گردن مي شود و زماني دست روي شانه مخاطب مي گذارد.
- نيکسون به واسطه خدمات برجسته اي که انجام داده، در سال 1948 از طرف اطاق تجارت آمريکا به عنوان يکي از ده مرد برجسته و خدمتگذار آمريکا معرفي شد و در سال 1950 به عضويت سنا برگزيده شد و جوان ترين عضو مجلس سناي آمريکا بود.
- مهمان ارجمند ماصرف نظر از مقام نيابت رياست جمهور آمريکا داراي موقعيت ممتاز و محبوبيتي خاص است و ما اميدواريم توقف کوتاه ايشان در تهران متضمن فوايد بي شماري در تشبيه روابط دوستانه ميان ملتين ايران و آمريکا باشد، به او خوش بگذرد و خاطرات خوبي را از ايران همراه خود ببرد.
- اميدواريم آقاي نيکسون با توجه به اين موضوع و نيازمندي هاي زيادي که ملت ايران در رشته‏هاي مختلف دارد، دامنه کمک هاي فني و اقتصادي خود را به جبران چند سال تاخير در ايران توسعه دهند تا بنيه مردم اين کشور آن قدر تقويت و نيرومند شود که بتواند بر منابع سرشار ثروت روي زميني و زيرزميني خود دست يابد و مشکلات بزرگي را که اکنون با آن روبرو است، از ميان بردارد.

** خاستگاه روز دانشجو، مقابله با استکبار

در طول تاريخ، دانشجو هميشه استکبارستيز و آزادي خواه بوده و در مقابل دست اندازي بيگانگان به خاک کشورش سکوت نکرده است. آمريکا هم کشوري بوده که همواره تلاش داشته بر کشور ما مسلط شود تا از منافع و منابع آن استفاده کند. خوشبختانه قشر آگاه دانشجويي همواره نقشه هاي آنان را شناخته و به مقابله برخاسته است. 16 آذر 1332 تنها يکي از روزهايي بود که دانشجويان با اعتراض خود به سفر نيکسون مانند هميشه در مقابل زياده خواهي هاي دشمن ساکت ننشستند و بار ديگر بر آرمان هاي خود تاکيد کردند و البته اين پايداري به عنوان نقطه عطفي در تاريخ به نام "روز دانشجو " ثبت شد.

**همراهي برخي از دانشجويان با فتنه پس از انتخابات

امروز 16 آذر است؛ فرياد بلند دانشجويان واقعه تاريخي 16 آذر 1332 مقابله با آمريکا بود که هرساله دانشجويان ايران اسلامي با برگزاري سالگرد ياران دبستاني خود، فرياد "مرگ بر آمريکا" را رساتر سر دادند با اين حال، پس از گذشت 55 سال، برخي خون شهداي دانشگاه را ناديده گرفتند و پس از انتخابات رياست جمهوري با جريان فتنه که از سوي آمريکا طراحي شد، هم صدا شدند و در خط آمريکايي که همواره در نقطه مقابل آرمان هاي دانشجويان اين کشور بوده است، حرکت کردند.
هيلاري کلينتون با اعتراف به نقش آمريکا در اين فتنه اظهار داشت: ما پشت پرده کار مي‌کرديم، ما کارهاي زيادي مي‌کرديم تا بدون اينکه سر راه واقع شويم، واقعا به معترضان قوت ببخشيم. ما همچنان به حمايت لفظي و پشتيباني از مخالفان ادامه مي‌دهيم.
آمريکا نگران آن بوده است که فاش شدن حمايتش از آشوب طلبان موجب شود مردم بيشتر عليه افراد معدودي که به تعبير رهبر انقلاب، هدفي جز تقديم کشور به استکبار و امريکا ندارند، متحد شوند.
وقتي پروپاگانداي غرب تلاش کرد شعار مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسراييل را حذف کند، برخي از فريب خوردگان هم همگام با اين پروژه، شعارهاي انحرافي مانند "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران" و "مرگ بر روسيه " سردادند.

** تصرف عدواني جريان فتنه در وقايع انقلاب شکوهمند اسلامي

چشم طمع جريان فتنه امروز به دانشگاه به عنوان يکي از پايگاه هايش خيره مانده است تا انرژي و شور جوان دانشجو را به خدمت قانون شکني درآورند. در اين زمينه حتي عنوان "جنبش سبز دانشجويي" را براي هويت بخشي به تعداد معدودي از قانون شکنان برگزيده و در اطلاعيه هاي مختلف سعي در تحريک دانشجويان دارند، به طوري که در يکي از اين اطلاعيه ها از دانشجويان خواسته شده از نيروهاي مسلح براي پيوستن به ملت دعوت کنند. اگرچه جريان اصيل دانشجويي فراموش نکرده است که دعوت از نيروهاي مسلح براي پيوستن به ملت با اهداي شاخه هاي گل در روزهاي بهمن 57 براي مقابله با استبداد داخلي که هم پيمان استبداد خارجي بود، صورت گرفت. به نظر مي رسد استکبار که به شدت از اين حرکت انقلابي مردم ايران ضربه خورده بود، امروز ناشيانه اين حرکت را به جريان فتنه پيشنهاد مي دهد، غافل از اينکه حافظه تاريخي مردم ايران اسلامي بسيار قوي است.

** امروزدانشجويان همان کاري را کنند که دانشجويان در 16 ‌آذر1332 کردند

انتظار مي رود جنبش دانشجويي به مانند گذشته با هوشياري اين نقشه هاي شوم دشمن را براي استفاده از اين قشر شناخته و در امتحاني ديگر سربلند بيرون بيايد، به طوري که در 16 آذر 88 همان کاري را کند که دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تهران در 16 آذر 1332 کردند. 

چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا  2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا  3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا  4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا

پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com

تالارهای تحت مدیریت :

مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه

 

دوشنبه 16 آذر 1388  2:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها