0

دلقک

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

دلقک

بعد از آن شب بود،

که انسان را همه دیدند

با بادکنک سرش

که بزرگ و بزرگتر می شد به فوت علم

و تماشاچیان تاجر ،

تخمین می زدند که در این استوانه ی بزرگ

می شود هزار اسب و الاغ را

به هزار آخور پر از کاه علوفه بست

و همه دیدند که آن شب او

انگشتر اعتقاد به سپیدارها را

از انگشت خود بیرون کشید!

با کلاهی از یال شیر،

بارانی یی از پوست وال،

شلواری از چرم کرگدن،

کفشی از پوست گاومیش،

موهایی از یال بلند اسب،

دندان هایی از عاج فیل

و استخوان هایی همه از طلای ناب

وقلبش ...

تنها قلبش قلب خود او بود!

کندوی نو ساخته یی

که زنبورانش در دفتر شعر شاعری ،

همه سوخته بودند

به آتش گل های سرخ و زرد !!

 

مرحوم حسین پناهی

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

شنبه 23 بهمن 1389  1:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها