روزي روزگاري مصر
عطاءالله بيگدلي
1- مصر اولين کشور اسلامي است که با وجوه مختلف تمدن غرب از فکر و فرهنگ تا استعمار و اشغال آشنا شد. روشنفکران مصري مانند ما ايرانيان از چرايي عقبافتادگي خويش نسبت به غرب پرسيدند و تمدن غرب بلکه تکنيک و ظاهر آن مصريان را زد. گرايشات مصريان در مواجه با تمدن غرب مانند ما ايرانيان از مخالفان سنتي اسلامي بسيار سرسخت تا غربزدگان تسليم و نوکرمآب را در بر ميگيرد. ظهور و سقوط دولتها و حتي بر سر کار آمدن ديکتاتوريها نتوانسته است، اين دوگانه را در مصر تغيير دهد و اکنون مصر در بزرگترين دوگانهي غرب يعني اسلامخواهي- ليبراليسم سرگردان است تمام جريانات سياسي، اجتماعي و فکري مصر را مي توان با اندگي تسامح ذيل اين دو نگاه تحليل كرد.
2- در مصر در هيچيک از اين دو تفکر تفوق اجتماعي و سياسي ندارند، بر خلاف ايران که در انقلاب اسلامي سال 57 گرايشات ديني و مذهبي؛ البته در نوعي همسازي و همکاري با برخي جريانات ليبرال مانند بازرگان؛ بر کمونيسم و بعدها بر ليبراليسم راديکال فائق آمد؛ در مصر چنين قوهاي در نيروهاي اسلامخواه به دلائل متعدد وجود ندارد (گرايشات سني، نبود رهبري واحد ديني، سکولار بودن الازهر و...) و از همه مهمتر در مياناين نيروها نظريهاي که بتواند جنبش هاي ديني را به سوي يک الگو و مدل حکومتي رهنمون نمايد، مفقود است. سقف خواستهي گروههاي تندروي اسلامي مانند شاخهي راديکال اخوانالمسلمين (الجهاد الاسلامي قائل به مبارزهي مسلحانه) عملاً نوعي دموکراسي با آرزوهاي ديني است که در روندي مردمي نمايندگان و رئيسجمهور برگزيده شده و مانعي از انجام مراسم و اعتقادات ديني وجود نداشته باشد. البته شرايط اجتماعي مصر بيش از اين حد برنميتابد و همه ملتها به شرف احياي دين نائل نخواهند شد. از آن سوي نيروهاي ليبرال و غربگرا نيز توان اجتماعي بسط سکولاريسم و برپايي حکومت ليبرال دموکرات را در مصر ندارند و سنتهاي ديني عموم مردم چنين اصلاحات فساد انگيزي را برنميتابد.
3- ديکتاتوري براي هر دو گروه نابود کننده بود و اکنون دشمن واحد اين دو طيف را در کنار هم نشانده است؛ در مصر البته گرايشات چپ نيز هستند ولي من آنان را مدرن ميدانم و تمايز جدي با دموکراسيخواهان ندارند؛ اتفاقات و بحراني که اکنون در مصر رخ داده است «انقلاب» نيست، هرچند بحران و زلزلهاي فراگير است بر ضد حس حقارت و ديکتاتوري، اما نبايد از آن بيش از اين توقع داشت، البته که هر شرايطي براي ما از وضع کنوني بهتر است، اما کوبيدن بر طبل انقلاب اسلامي در مصر ايبسا آيندهي اسلامگرايان را در مصر با مخاطره همراه سازد. بيشک اسلامخواهي سهمي بسيار مهم در اين تحولات دارد و ما بايد اين سهم را در آيندهي روابط خود با «برادران مصري» دريابيم. اما امروز در مصر بايد از مردمسالاري سخن گفت و مدل ايران را متوقع نبود، در حکومتي غيرديکتاتوري دو جريان مصر با هم رقابت خواهند کرد، و سرانجام در نقطهاي بر سر صندلي هاي مجلس و تقسيم رياستجمهوري و ساير ارکان حکومتي به تعادل خواهند رسيد و البته آن روزگار، روزگار ما خواهد بود.
منبع:سایت رجا نیوز