مرا ندیده بگیر،مرا ندیده بگیر
مرا که خسته خوابم ندیده بگیر
بیا ندیده بگیر و به راه خویش
که اتکا به عصای شکسته خیرگی ست
مرا ندیده بگیر ولی مگو هرگز
که خسته بود از اول
که این نبود،نبود
نبود خسته از اول کسی،ولی ای وای...
مرا ندیده بگیر و به راه خویش برو
برو که راه رفته ما رو به راه نبود