اصول مهارت همدلي
. به صحبت هاي ديگران خوب گوش كنيد.
هنگاميكه كسي صحبت ميكند، كار ديگري انجام ندهيد. خوب گوش كردن يا به عبارت ديگر، گوش كردن فعال، پايه و اساس هر نوع ارتباط سالمياست. نميتوان هم كتاب خواند و هم به صحبت هاي طرف مقابل گوش داد. چون بين شنيدن و گوش دادن، تفاوت زيادي وجود دارد. همچنين توجه كنيد كه هنگام صحبت كردن طرف مقابل، به صورت او نگاه كنيد تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هايش، هر چند معمولي و عادي، دقت، حرمت و حساسيت لازم را قائليد. حتي گاه با اظهار كلماتي چون بله! عجب! خوب! فهميدم! پس اين طور! به او نشان دهيد كه كاملاً به صحبت هايش و آنچه كه ميگويد، توجه داريد و براي اين توجه تمركز كافي داشته باشيد.
. با احساس و عواطف طرف مقابلتان همراه و هماهنگ شويد.
هنگام همدلي، سعي كنيد طرف مقابل خود را درك كنيد. آن هم به طور حقيقي و دور از هرگونه تظاهر و تصنعي رياكارانه يا از روي اجبار! بلكه از روي عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هيچ وقت نميتوان با فردي كه با صدا و حالتي حزن آلود، درباره مسئله يا موضوع ناراحت كننده اي سخن ميگويد، با لحني شاد و سرشار از سرخوشي سخن گفت. البته عكس اين مثال نيز صادق است.
.به احساسات و هيجان هاي طرف مقابل تان توجه داشته باشيد.
بيشتر اوقات، فردي كه از شرايط و مسايل خود، سخن ميگويد و به شرح مشكلات يا درد دل هايش ميپردازد، قبل از آن كه به دنبال راه چاره يا پند و اندرز و يا راهنمايي باشد، نياز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هيجان او شود و موقعيت هاي احساسي او را درك كند. شما بايد با توجهي كه نسبت به احساس و هيجان او ميكنيد، اين خواسته را براي وي به اثبات برسانيد.
.خود را به جاي طرف مقابل بگذاريد.
تنها در اين صورت است كه ميتوانيد از دريچه چشم وي، به مشكلات نگاه كنيد و احساسات و موقعيتش را دريابيد تا بتوانيد همدلي لازم را درباره اش داشته باشيد.
. در همدلي با طرف مقابل، از جمله هاي قاطع استفاده نكنيد.
معمولاً شدت ناراحتي و هيجان در فرد نيازمند به همدلي، به حدي است كه موجبات آزردگي و آسيب پذيري را در او، مستعد ميسازد. بنابراين بايد مراقب بود تا با چنين فردي، با كلمه ها و جمله هاي قاطع و بُرنده، صحبت نكنيم. چه بسا كه در تشخيص احساس و معاني سخنان وي اشتباه كرده باشيم آن وقت به دليل قطعيت نظر و صحبتي كه داشته ايم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ايم، بلكه به نوعي وي را آزرده خاطر و منزجر نيز كرده ايم.
10.مهارت حل اختلاف
اين مهارت نيز، همانند بقيه مهارت ها، براي ازدواج و تشكيل زندگي مشترك و اصولاً برقراري ارتباط درست با ديگران ضروري و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بين افراد، امري كاملاً عادي و طبيعي است. منتها مهمتر و طبيعي تر آن است كه نسبت به حل اين اختلافات، اشراف داشته باشيم و بتوانيم اختلاف يا سوء تفاهمات خود يا ديگران را به گونه اي حل كنيم كه رضايت همه فراهم آيد؛ و اين رضايت حاصل نخواهد شد مگر با كسب مهارت در حل اختلافات.
اصول مهارت حل اختلاف
- صحبت كنيد، اما بدون پرخاش و توهين و تندي.
حل اختلاف، در زمان عصبانيت، حاصلي جز تخريب بيشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است كه هميشه بعد از آرام شدن محيط و افراد، اقدام شود.
- منفي سخن نگوييد.
اگر براي وصل كردن، قدم جلو ميگذاريم، بايد دقت كنيم از به كار بردن سخنان نوميد كننده و تحريك كننده و در مجموع منفي، خودداري نمائيم.
- در اولين قدم اختلاف، آن را حل كنيد.
به محض احساس اختلاف يا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآييد. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبديل به كينه و رنجش ميشود. به خاطر داشته باشيد صحبت و بازگو كردن ناراحتي ها و سوءتفاهمات، كمك مؤثري براي رهايي از غم و اندوه است و حل اختلافات را نيز سهل تر مينمايد.
- از طرف مقابل خود، يا طرفين اختلاف، درخواست كنيد تا خيلي سريع، وقت مناسبي را با هماهنگي يكديگر، براي حل اختلاف، اختصاص دهند.
- احساس شرم و گناه و خجالت را براي طرف مقابل به وجود نياوريد.
چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشكلي شده ايد يا براي حل اختلاف ديگران، ميخواهيد اقدام نمائيد، هرگز نبايد به گونه اي صحبت كنيد كه ديگري يا ديگران را دچار احساس خجالت، گناه يا شرمندگي كنيد. طعنه و كنايه را نيز بايد از لحن و كلامتان حذف نماييد.
- نظر و عقيده خود را بيان كنيد.
ناراحتي خود را عنوان كنيد و درباره اش سخن بگوييد بدون آن كه قضاوت يا سرزنش كنيد و حكميصادر نماييد.
- ديگري يا ديگران نيز حق دارند.
به طرف مقابل خود يا ديگراني كه با يكديگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافي بدهيد تا از ناراحتي ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخليه رواني، فرد را براي طرح يا پذيرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر مينمايد.
- عذرخواهي مشكل نيست.
در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوري با يك جمله كه حاكي از ندامت و عذرخواهي اوست مسئله را ختم به خير كند. «عذرخواهي» نه تنها فرد را كوچك نميكند، بلكه ديگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نيز ميسازد. حال چنانچه لزوميبه عذرخواهي هيچ كسي مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، كنار آمدن با هم، مسيري تازه براي رفع سوء تفاهمات و برقراري ارتباطات جديد خواهد بود.
- هربار، فقط يك موضوع را مطرح كنيد.
براي هر مشكل، يك جلسه مشخص را اختصاص دهيد. چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتي ها و مشكلات در يك جلسه، نه تنها راه حلي حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ يادآوري و تداعي يا درهم پيچيدگي ناراحتي ها، دامنه اختلافات وسعت بيشتري خواهد گرفت.
لازم به يادآوري است كه مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگي، خاصه ارتباط ميان زن ها و شوهرها، اهميت بسياري دارد. ضمناً بايد در نظر داشت كه در اين روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاري و تعادل، براي همگان امري لازم و واجب است.
11.مهارت تصميم گيري
تصميم گيري نياز به مهارت دارد. انسان ها به صورت هاي مختلفي تصميم گيري ميكنند، خواه اين تصميم درباره معامله اي باشد يا اشتغال به كاري يا انجام عملي يا ازدواجي.
انواع تصميم گيري
1.تصميم گيري احساسي؛ كه تصميم براساس يك احساس خاص ( عشق ، خشم، كينه، حسادت و كمك و...) گرفته ميشود.
.2 تصميم گيري اجتنابي؛ تصميميكه فرد به دليل ترس و نگراني كه دارد، سعي ميكند تا آنجا كه ميتواند آن را به تعويق اندازد. اين گونه اتخاذ تصميم، امكان آن را به وجود ميآورد كه فرد، فرصت هاي مناسب زندگي خويش را از دست بدهد.
3. تصميم گيري اخلاقي؛ تصميمياست كه فرد، براي انجام آن به دلايل اخلاقي تكيه ميكند. مثلاً ادامه دادن به يك زندگي مشترك مملو از تنش و پر تشنج، به دليل وجود فرزند.
4.تصميم گيري تكانشي؛ اين نوع تصميم گيري، بسيار سريع و بدون توجه به عاقبت كار، يا ارزيابي و توجه به موقعيت ها و شرايط صورت ميگيرد. مثلاً فردي، فرد مقابل خود را براي كاري كه در نظر دارد ترغيب به عجله ميكند و قدرت تفكر در مورد يك عمل درست را از او ميگيرد.
5.تصميم گيري مطيعانه؛ سبك تصميم گيري مطيعانه، ميتواند صدمه زيادي به موضوع تصميم و يا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد كند. در تصميم گيري مطيعانه، ديگران براي يك يا دو نفر يا موضوعي، تصميم ميگيرند بدون آن كه فرد يا افراد يا موضوعي كه تصميم بر روي آن اجرا ميشود، نقشي در اين تصميم گيري داشته باشند. نمونه اين تصميم گيري را ميتوان در ازدواج هاي سنتي مشاهده كرد.
6.تصميم گيري عقلاني؛ سالم ترين تصميم ها، تصميمياست كه براساس تفكر، بررسي و مطالعه، ارزيابي و تحقيق صورت بگيرد. تصميم گيري عقلاني، براساس واقعيات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت ديده ميشود.
اصول تصميم گيري عقلاني
تصميم گيري عقلاني نيز مانند بقيه مهارت ها، داراي اصول مهارتي است كه به ترتيب ذيل است:
- مواجه شدن با يك تصميم: زماني است كه فرد متوجه ميشود بايد تصميم بگيرد. بنابراين روي آن تمركز كرده و ضمن روشن كردن موضوع تصميم، اطلاعات مورد نياز را جمع آوري مينمايد.
- حق انتخاب و بررسي مورد تصميم بر اساس اطلاعات: با راه حل ها و اطلاعاتي كه فرد به دست آورده، اين حق را مييابد تا تصميميدرست براي انتخاب، ازدواج يا انجام كار مورد نظرش بگيرد.
- ارزيابي پيامدهاي پيش بيني شده حق انتخاب: فرد پيامدهاي متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسي و ارزيابي قرار ميدهد تا معقول ترين آنها را انتخاب كند.
- تعهد به تصميم: نسبت به تصميميكه گرفته ميشود بايد پايبند بود و به آن اعتقاد داشت.
- برنامه ريزي براي انجام تصميم: حتي تصميم عقلاني نيز نياز به برنامه ريزي دقيق دارد.
- اجرا يا انجام تصميم: در اين مرحله، فرد به صورت عملي وارد مراحل برنامه ريزي شده ميشود. مثلاً تصميم به ازدواج كه مراحلي همچون خواستگاري ، نامزدي ، خريد و غيره دارد.
- ارزيابي پيامدهاي واقعي اجرا يا انجام تصميم: فرد به بررسي و ارزيابي تصميميميپردازد كه يا ناموفق بوده يا آن موفقيت لازميرا كه فكر ميكرده نداشته است. در اينجا فرد مراحلي را كه از سر گذرانده، مورد بررسي قرار ميدهد تا براي برنامه آينده اش، شروع به برنامه ريزي كند