در طول سي سال رياست جمهوري حسني مبارک بر مصر، به دليل وضعيت فوق العاده اي که در اين کشور برقرار بود، اجتماع بيش از پنج نفر ممنوع بود، اما مردم در ماه ژانويه سال 2011، با الهام از انقلاب تونس، بي توجه به وضعيت فوق العاده و استقرار حکومت نظامي، به خيابان ها آمدند و خواهان برکناري او شدند.
مردم مصر که از فقر، فساد، بيکاري و حکومت استبدادي در اين کشور به ستوه آمده بودند، هفته ها دست به اعتراض زدند.
حسني مبارک در يک سخنراني که اول فوريه از تلويزيون پخش شد، اعلام کرد که در انتخابات ماه سپتامبر نامزد نخواهد شد. اما تقاضاي معترضان استعفاي او بود و آنها اکنون به خواست خود رسيده اند.
جنگ با اسراييل
محمد حسني مبارک در چهارم ماه مه سال 1928 در روستاي کوچکي در دلتاي نيل به دنيا آمد.
با وجود اينکه خانواده او فقير بود، او توانست به دانشکده افسري برود و در سال 1949 از اين دانشگاه فارغ التحصيل شد و يک سال بعد به نيروي هوايي مصر ملحق شد.
در آغاز سال 1973، او به عنوان فرمانده نيروي هوايي مصر و معاون وزير دفاع در جنگ رمضان (يوم کيپور) با اسرائيل نقشي محوري داشت. در اين جنگ، نيروهاي مصري در عملياتي غافلگيرانه به نيروهاي اسراييل که بخشي از شبه جزيره سينا را اشغال کرده بودند، حمله کردند.
نقش او در جنگ باعث شد تا دو سال بعد هنگامي که انور سادات، رييس جمهوري وقت مصر براي تعيين معاون خود تحت فشار بود، مبارک را به اين سمت برگزيند.
او پس از ترور انور سادات در سال 1981 به رياست جمهوري رسيد.
کساني که باور داشتند، اين معاون رييس جمهوري که چندان شناخته شده نبود، بتواند سه دهه قدرت را در دست گيرد، اندک بودند .
رابطه با آمريکا
با وجود حمايت اندکي که از حسني مبارک در صحنه بين المللي وجود داشت، او با استفاده از موضوع صلح با اسراييل، که باعث ترور انور سادات شده بود، توانست خود را به عنوان يک سياستمدار معرفي کند.
او نقش مهمي در پيمان صلح کمپ ديويد داشت که در سال 1979، بين انور سادات و مناخم بگين، نخست وزير اسراييل، امضا شد. اين پيمان باعث شد او رابطه خوبي با آمريکا برقرار کند. کشوري که در سال هاي بعد ميلياردها دلار به او کمک کرد.
مصر براي غرب يک متحد کليدي و يک ميانجي در مناقشه بين اسراييل و فلسطيني ها بود.
با اين حال، اين موضع گيري مبارک در قبال روند صلح اسراييل و فلسطيني ها، باعث خشم مردم كوچه و بازار در كشورهاي عرب شده بود. دولت مصر هم استدلال مي کرد که شرايط فوق العاده در مصر براي مبارزه با تروريسم ضروري است.
دست کم شش بار به جان مبارک سوء قصد شد. خطرناک ترين سوء قصد در سال 1995 رخ داد، زماني که او براي شرکت در اجلاس سران کشورهاي آفريقايي به اتيوپي رفته بود و در آديس آبابا، به ليموزين او حمله شد.
اعضاي اخوان المسلمين، بزرگترين گروه مخالف او معمولاً زنداني مي شدند و در زندان ها شکنجه امري عادي بود.
سرويس هاي اطلاعاتي در کشور حضوري پررنگ داشت و مردم از اين بابت ناراضي بودند.
به همين دلايل گروه هاي مدافع حقوق بشر هميشه از مصر انتقاد مي کردند.
مصر در دوران حکومت مبارک، شاهد دوراني با ثبات بود و توسعه اقتصادي در اين کشور نشان مي داد که ظاهرا مردم مصر با انحصار قدرت در دست او کنار آمده اند. اما با فزايش جمعيت ، كاهش درآمدها ، نرخ بالاي بيكاري و شكاف ميان خيل عظيم مردم فقير و طبقه متوسط با قشر ثروتمند مردم عادي از اين شرايط به تنگ آمده و علاوه بر بهبود سطح زندگي خواستار ايجاد دموكراسي در كشور شدند.
بعد از چند هفته اعتراض مردمي و حتي باوجود دادن چند امتياز سياسي، بي توجهي بيشتر به اين فشار غير ممکن بود.
تا پنحشنبه، دهم فوريه، گزارش هايي مبني بر قريب الوقوع بودن استعفاي او در مصر و سراسر جهان منتشر شد. مبارک پنجشنبه شب يک بار ديگر در يک سخنراني تلويزيوني اعلام کرد تا برگزاري انتخابات در ماه سپتامبر استعفا نخواهد داد.
اما کمتر از 24 ساعت بعد حسني مبارک، که حرف هايش معترضين را خشمگين کرده بود، به همراه خانواده اش قاهره را ترک کرد. ساعاتي بعد، عمر سليمان، معاون او که تازه به اين سمت منصوب شده بود، در تلويزيون اعلام کرد که حسني مبارک از سمت خود استعفا داده است.
اين خبر، معترضيني را که در قاهره، اسکندريه و شهرهاي ديگر به خيابان ها آمده بودند، غرق در شادي كرد.
بي بي سي