0

درمان افسردگی باورزش1

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

درمان افسردگی باورزش1

جسم و روح، دو بعد سازنده يك انسان و هستي دهنده به او، از گذشته به عنوان مبحثي فراگير مورد بحث و بررسي فلاسفه و بزرگان علم و ادب و مربيان تعليم و تربيت بوده و هنوز هم پايه و اساس تئوريهاي انسانگرايانه قرن حاضر است. انسان امروزي، به علت گسترش و رشد چشمگير تكنولوژي و روابط ميان فردي، كمتر فرصت تأمل و انديشه ژرف در رفتار و كردار خود را يافته و بيشتر تحت تأثير، نفوذ و تسلط محركهاي بيروني و محيطي قرار گرفته و دچار از خود بيگانگي و مشكلات روحي و رواني گشته است كه به نوبه خود، چنين مشكلاتي مسبب دوري انسان از مسير رشد و تكامل بهنجار شده و او را به سمت و سوي نابهنجاري سوق مي دهد.

 

درمان افسردگی

 

افسردگي به عنوان يكي از معضلات و ناراحتي هاي روحي و رواني، در حال حاضر طيف وسيعي از مراجعان به كلينيك ها و درمانگاههاي مشاوره و روانشناسي را تشكيل مي دهد. ماليخوليا از زمانهاي دور، با زندگي انسان در كشاكش بوده و آن را دچار ركود و بي نظمي ساخته است و نويسندگان و هنرمندان بسياري از جمله ويليام شكسپير، ونسان ونگوگ، تئودور داستايوفسكي و ديگران در مورد آن اثراتي به جا گذاشته اند.

 

افسردگي به عنوان يك بيماري رواني، تأثيرات عميقي در خلق و خو، ميزان فعاليت حركتي بدن، رفتار خودآزارانه (منجر به خودكشي)، اختلالات شناختي، فيزيولوژي و بي نظمي هاي مربوط به زمان خواب را به دنبال داشته و در زمينه هاي فردي و اجتماعي شخص را به انزوا كشانده و از اجتماع و فعاليتهاي آن بازداشته وسير قهقرايي را در روند رشد فرد باعث مي شود.

 

در حيطه درمان افسردگي همچون ديگر بيماريهاي رواني، تحقيقات و پژوهشهاي بي شماري صورت گرفته و تكنيك هاي دارودرماني، روان درماني، شوك درماني و درمانهاي شناختي و... از جمله تكنيكهاي خاص درماني در اين نوع بخصوص بيماري مدنظر قرار گرفته و هر روزه با گذشت زمان گامهاي مؤثري در جهت شناخت، بررسي و درمان آن برداشته مي شود.

 

ورزش به عنوان يكي از بديع ترين روشهاي درماني در افسردگي، بيش از پيش و با اتكا به تحقيقات و بررسي هاي محققان، توجه عموم را به خود جلب كرده و بيماران و مراجعين افسرده اي كه ذهنيتي منفي و مأيوس شونده از ديگر روشهاي درماني دارند، با تكيه بر اين شيوه درماني، افق روشني در بهبود خود از ناراحتي ها و تنشهاي روحي را تجربه كرده اند.

 

در پژوهشي با مقايسه سه عامل «دويدن»، «روان درماني با زمان محدود» و «روان درماني با زمان نامحدود» به درمان افسردگي پرداخته شد. در اين پژوهش، تعداد ۲۴ مرد و زن به طور تصادفي به يكي از سه گروه مورد نظر گمارده شدند. بيماران شركت كننده در گروه درمان ورزشي «دويدن» مطابق برنامه اي از قبل تعيين شده، طي ۱۰ هفته و هر هفته سه بار مي دويدند. از آنها خواسته شده بود كه فقط روي دويدن تمركز و از بحث درباره افسردگي شان خودداري كنند. بيماران تحت روان درماني به مدت ۱۲ هفته به طور سرپايي در يك درمانگاه درمان شدند. در پايان همه گروهها با استفاده از فهرست علائم (SCL-۹۰)(۱) مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج ارزيابي در هر سه گروه نشان دهنده كاهش نمره هاي افسردگي در مقايسه با قبل از درمان بود.

 

درمان باورزش

 

در مطالعه ديگري به وسيله گريست و همكارانش (۱۹۸۴)، ۶۰ آزمودني مبتلا به افسردگي خفيف به طور تصادفي به يكي از سه وضعيت درماني يعني ورزش، گروه درماني(۲) و آرامش آموزي گمارده شدند. پس از ۱۲ هفته درمان سطح افسردگي، اضطراب و حساسيت بين فردي آزمودني هاي سه گروه ارزيابي شد. تحليل نتايج نشان دهنده بهبود هر سه گروه در مقايسه با قبل از درمان بود، ولي هيچ تفاوت بين گروهي يافت نشد. در پيگيري سه ماهه آزمودني ها، مشخص شد كه درمان ورزشي و آرامش آموزي در مقايسه با گروه درماني، اثرات درماني پاياتري داشته اند. گريست نتيجه گرفت آزمودني هاي شركت كننده در درمان ورزشي و آرامش آموزي مهارتهاي جديدي را فرا گرفته اند كه مي توانند آنها را بعد از اتمام درمان نيز به كار گيرند و اين امر دليل ماندگاري اثرات درماني در آنها است.(نعمت الله زاده ماهاني، كاظم، پژوهشهاي روانشناختي).

 

دوين و همكارانش (۱۹۸۳) در مطالعه ديگري، اثر استفاده از دويدن و تمرين با وزنه (۳) را در درمان ۴۱ زن كه مطابق معيارهاي تشخيصي RDC (اسپيتز، انديكت و رابينز، ۱۹۷۸ ) مبتلا به افسردگي بزرگ بودند، بررسي كردند.آنها از نمره هاي پرسشنامه افسردگي بك (۴)(BDI) و نمره هاي مقياس افسردگي هاميلتون(۵) (HRSD) به عنوان شاخص تغييرهاي درماني استفاده كردند. زنان مبتلا به افسردگي به طور تصادفي به سه گروه- گروه «ورزش دو»، «گروه «تمرين با وزنه» و «گروه گواه (ايست انتظار)» تقسيم شدند.

 

درمان به مدت ۸ هفته ادامه داشت و شامل ۴ بار تمرين ۳۰ دقيقه اي در هر هفته بود. نتايج ارزيابيهاي انجام شده پس از پايان درمان و در پيگيري يك ماهه پس از درمان نشان داد كه نمره هاي افسردگي گروه هاي ورزشي- دويدن و تمرين با وزنه- كاهش معني داري يافته است. پيامد درمان با دو گروهي كه با ورزش درمان مي شدند، تفاوتي نداشت. دوين و همكارانش نتيجه گرفتند كه هم ورزشهاي حركتي و سرعتي (مثل دويدن) و هم تمرينهاي قدرتي (مثل تمرين با وزنه) اثر ضد افسردگي دارند. آنان چيره دستي در انجام يك مهارت و يا افزايش احساس خودتوانمندي(۶) را به عنوان مكانيسم احتمالي تغييرات حاصل از ورزش معرفي كردند. (نعمت الله زاده ماهاني، كاظم، پژوهشهاي روانشناختي).

 

در پژوهشي ديگر، مك كنن و هولمز (۱۹۸۴)اثر ورزش و آرامش آموزي(۷) را بر افسردگي نمونه اي ۴۳ نفره از زنان دانشجو بررسي كردند. اين دانشجويان براساس نمره هايشان در پرسشنامه افسردگي بك- نمره هاي بالاتر از ۱۴ در ارزيابي اوليه- انتخاب شدند. قبل از شروع درمان همه آنها به پرسشنامه افسردگي بك پاسخ دادند و آمادگي جسماني آنها ارزيابي شد. سپس به سه گروه (ورزش دو، گروه آرامش آموزي و گروه گواه بدون درمان) تقسيم شدند. درمان ۱۰ هفته به طول انجاميد. اين پژوهش نشان داد كه نمره هاي افسردگي گروه درمان با ورزش دو در مقايسه با گروه آرامش آموزي و گروه گواه بدون درمان كاهش معني دار يافته است.

 

فرمونت و كريگهد(۱۹۸۴) اثر درماني دويدن، شناخت درماني و شناخت درماني توأم با درمان ورزشي را در افسردگي ۴۹ مرد مبتلا به افسردگي خفيف تا متوسط بررسي كردند. آنها در پژوهش خود از گروه گواه بدون درمان استفاده نكردند، چون اعتقاد داشتند پژوهشهاي مختلفي نشان داده است كه هم درمان با ورزش و هم شناخت درماني در مقايسه با گروه گواه بدون درمان، اثر ضد افسردگي دارند.(نعمت الله زاده ماهاني، كاظم، پژوهشهاي روانشناختي).

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

شنبه 23 بهمن 1389  4:41 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها