0

چون "خمینی" دریا شوید

 
saeedeh_cj
saeedeh_cj
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 351
محل سکونت : قم

چون "خمینی" دریا شوید

 

آورده اند با وصف آنکه کمیل بن زیاد نخعی یمانی، در سال هشتم پیش از هجرت پیامبر (ص) به مدینه ، پا به عرصه وجود گذاشت ، ولی شرف حضور در جمع صحابیان آن حضرت را نداشته، لیکن از تابعین پیامبر(ص) 1 بوده و از یاران خاص و اصحاب سر امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیهماالسلام شمرده می شد.

یادم می آید روزی که امام خمینی به ایران بازگشت در هواپیمای پهن پیکر فرانسوی با طمأنینه غیرقابل وصفی نشسته بودند و گویا اندیشه می کرند، خبرنگاری از آن پیشوای بزرگ پرسید: حضرت آیه الله چه احساسی دارید؟ ایشان فرمودند: هیچ احساسی ندارم

کمیل آن قدر به مولاعلی(ع) نزدیک بود که گویا رفیق گرمابه و گلستان حضرت بشمار می آمد، با مولا به جنگ می رفت، از طرف مولا به اداره امور شهرها می پرداخت و فرماندار استان هیت بود، از مولا دعا می آموخت و خاطره ها نقل می نمود. آن چنان که بسیاری از جملات قصار و حکمت های مولاعلی(ع) خطاب به کمیل بن زیاد نخعی است.


مورّخان او را از یاران مولا علی، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) برشمرده اند. کمیل در کتاب ها و منابع رجالی نیز از جمله راویان راستگو، موثق و صحیح الحدیث نزد شیعه و سنی است.

دوستی و محبتش به اهل بیت بقدری زیاد بود که در دربار حجاج بن یوسف ثقفی وقتی نام امیرالمومنین علی (ع) را می برند با ذکر درود بر او به بزرگداشت آن امام همام پرداخت و بدین سبب سر مبارک خویش در طبق اخلاص نهاد و به ساحت قدسی علوی هدیه داد و سنگدلی به نام "ادهم قیسی" که از دشمنان سرسخت اهل بیت بود در سن 90 سالگی یعنی در سال 82 هجری قمری سر از بدنش جدا ساخت و در نزدیکی کوفه در منطقه ثویه، پیکر مطهرش را به خاک سپردند و اینکه آن تربت پاک قبله گاه شیفتگان اهلبیت است .

در یکی از نقل های او آمده است که گفت: امیر مومنان علی بن ابیطالب (ع) روزی دست مرا گرفت و به سوی گورستان (شهر) برد، (پس از مکثی کوتاه) آهی از نهاد دل برکشید و فرمود: ای کمیل پسر زیاد (نخعی): «ان هذه القلوب اوعیة فخیرها اوعاها، فاحفظ عنی ما اقول لک، الناس ثلاثه فعالم ربانی و متعلم علی سبیل نجاة و همج رعاع ، اتباع کل ناعق ،یمیلیون مع کل ریح، لم یستضیؤ بنورالعلم و لم یلجأوا الی رکن وثیق ........

حضرت چنین فرمودند: این دلها که می بینی ظرف هایی هستند (که در خود دوستی ها و بغض ها را وانهاده اند، برخی از آنها چون حفره کوچکی در بیابان، جایگاهی برای دانش و دوستی و راستی ندارند و برخی، از دریاهای بی کران نیز بی کران ترند) ای کمیل؛ پس بهترین دل (همان دل دریایی است) آن دلی که بیش از دلهای دیگر فضیلت ها را در خود جای دهد. پس هر چه به تو می آموزم یادگیر و نزد خود نگه دارد (و دریا دل شو).

ای کمیل؛ بدان، مردم سه گروهند: دانشمندان الهی (که دانش خدا و علم خدایی می آموزند) و دانشجویانی که در راه رهایی و نجات گام برمی دارند و گروه سومی که چون پشگان آواره و رها به سوی هر صدایی می روند و از هر صدایی پیروی می کنند و با هر نسیمی به این سو و آن سو افکنده می شوند، از نور دانش نور و بهره ای نمی گیرند و به پناهگاه قابل اعتمادی تکیه ندارند.

حضرت چنین فرمودند: این دلها که می بینی ظرف هایی هستند (که در خود دوستی ها و بغض ها را وانهاده اند، برخی از آنها چون حفره کوچکی در بیابان، جایگاهی برای دانش و دوستی و راستی ندارند و برخی، از دریاهای بی کران نیز بی کران ترند) ای کمیل؛ پس بهترین دل (همان دل دریایی است) (آن دلی که بیش از دلهای دیگر فضیلت ها را در خود جای دهد). پس هر چه به تو می آموزم یادگیر و نزد خود نگه دارد (و دریا دل شو).

الغرض ؛ یادم می آید روزی که امام خمینی به ایران بازگشت در هواپیمای پهن پیکر فرانسوی با طمأنینه غیرقابل وصفی نشسته بودند و گویا اندیشه می کرند، خبرنگاری از آن پیشوای بزرگ پرسید: حضرت آیه الله چه احساسی دارید؟ ایشان فرمودند: هیچ احساسی ندارم!! همواره این برخورد امام با آن خبرنگار مورد توجه من بود که چطور می شود شخصی به این درجه از اطمینان برسد و برای ورود به ایران پس از 15 سال و حضور در میان میلیونها نفر طرفدارانی جانفدا، که طبعاً باید لحظه شماری کرد، هیچ احساسی نداشته باشد؟


تنها و تنها دلیل آن را در کلام امیرالمومنین یافتم آنگاه که فرمود مردم بر سه گروهند گروه اول دانشمندان الهی!

حتماً دیده اید بعضی افراد هستند که دلهای کوچکی دارند، دلهایی که زیاد گنجایش ندارد، خیلی نمی تواند پذیرای فضایل و معانی باشد! به خاطر همین تا بخواهی فضیلتی را به آن دل، القا کنی چون کوچک است نمی پذیرد، پس می زند! چرا؟ چونکه او فقط هر چه را در جلوی چشمانش بگذارند می پذیرد حال زاویه آن ممکن است تا نوک بینی باشد! یا کمی جلوتر، یعنی تا جلوی پا و نه بیشتر!! بنابراین؛ آن دلی که درک فضایل نمی کند، صفات جلال و جمال را برنمی تابد، ولایت الله را نمی پذیرد نه حکمت ذاتیه را قبول می کند و نه حکمت فعلیه پروردگار را. آن دل کوچک است ولو اینکه در بزرگترین دانشگاههای فرنگ تحصیل کرده باشد معلوم می شود برخی علوم حضور در تاریکی است نه درک روشنایی !!


پس دل را باید بزرگ کرد تا معرفت خدا با تمام متعلقاتش در آن جای گیرد «اول العلم معرفة الجبار و آخره تقویض الامر الیه» نخستین گام دانش، شناخت خدا است و آخرین گام واگذاری امور به اوست "فَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ" (زمر آیه 22) یعنی : پس كسى كه خدا سینه‏اش را براى [پذیرش‏] اسلام گشاده، و [در نتیجه‏] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مى‏باشد [همانند فرد تاریكدل است‏]؟

رمز ماندگاری امام خمینی در میان ما چیزی نبود جز آنکه او بین خود و خدای خویش هیچ حجابی نگذاشت، او بود و حضور در نزد خدا همانگونه که امام صادق فرمودند: «من اصلح بینه و بین الله اصلح الله بینه و بین الناس» یعنی کسی که بین خود و خدای خویش را اصلاح نمود ، خدا او را در نزد مردم محبوب می گرداند

چندی پیش؛ نزد دانشمند اهل دلی رفتم، او می گفت: در سنین جوانی خیلی شیفته علم آموزی بودم ،این از سویی و از سوی دیگر من تنها فرزند مادرم بودم و همین جهت باعث شده بود مادرم تمام هستیش را در من بیابد، به عشق من زنده بود و به عشق من چاشت را به شام می پیوست، حتی گاهی از فراق من مریض می شد! در یکی از روزهای تابستان ، آوازه علمیت مرحوم آیت الله کمالوند خرم آبادی (ره) مرا به "خرم آباد" کشاند تا بروم و نزد او فلسفه بخوانم ، رفتم و خواندم و الان بیش از 65 سال از آن سفر می گذرد، مادرم سالهاست از دار دنیا رخت بربسته و من نیز پیر فرتوتی شده ام و گوشه خانه افتاده ام و گذشته زندگیم را که ورق می زنم ، می بینم، لحظه ای نگرانی مادر در فراق آن فرزند، ارزش تمام آن علم آموزی را نداشت.

دوستان تبیانی ؛ این حاصل همان علم و دانشی است که باید به دنبال آن بود «معرفة الجبّار» و شناخت خدا، باید دید او چه می خواهد .

به قول شیخ بهایی :

علم رسمی سربسر قیل است و قال نه از او کیفیتی حاصل نه حال

تا آنجا که می گوید:

علم نبود غیر علم عاشقی مابقی تلبیس ابلیس شقی (2)

امام خمینی دلش مالامال از عرفان الهی بود و آغاز و انجام دانش را در نور دیده بود و مصداق کامل آیه شریفه 125 سوره انعام بود که فرمود "فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ" یعنی : پس كسى را كه خدا بخواهد هدایت نماید، دلش را به پذیرش اسلام مى‏گشاید . و خداوند به برخی از بندگان خویش دلی دریایی عطا می کند و خمینی از آن بندگان دریا دل بود که فقه و فلسفه و اصول و عرفان و شعرش او را امام خمینی(ره) نکرد ، بلکه درک حضور دائمی اش نزد خداوند سبحان و دل در گرو ولایت او نهادن او را خمینی کرد. إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا یعنی : كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند، به زودى [خداى‏] رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار مى‏دهد.

رمز ماندگاری او در میان ما چیزی نبود جز آنکه او بین خود و خدای خویش هیچ حجابی نگذاشت، او بود و حضور در نزد خدا همانگونه که امیرالمومنین فرمودند: «من اصلح مابینه و بین الله اصلح الله بینه و بین الناس» یعنی کسی که بین خود و خدای خویش را اصلاح نمود ، خدا او را در نزد مردم محبوب می گرداند.
 

 

جمعه 22 بهمن 1389  11:15 PM
تشکرات از این پست
mortazavifar
mortazavifar
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مهر 1389 
تعداد پست ها : 1349
محل سکونت : yazd

پاسخ به:چون "خمینی" دریا شوید

آيت الله خميني نظير ندارد. واقعاً مرد بود اصلا زميني نبود

روحش شاد و يادش پر رهرو باد.

هر كس بد ما به خلق گويد ما چهره زهم نمي خراشيم

ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم

شنبه 23 بهمن 1389  9:37 AM
تشکرات از این پست
YAEMAMHASAN2
YAEMAMHASAN2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:چون "خمینی" دریا شوید

ایشان مرد بزرگی بودند و اطلاعاتتون خوب بود.


 

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

چهارشنبه 11 اسفند 1389  4:13 PM
تشکرات از این پست
soltan021
soltan021
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 157
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چون "خمینی" دریا شوید

اگرامام نبود این ملت و این مردم مسلمان امروز نیز

نبودند...

لبیک یا خمینی....

           .....السلام علیک یا حسین شهید.....

پنج شنبه 12 اسفند 1389  7:16 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها