0

شیر نر!!!

 
matin110x
matin110x
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 332
محل سکونت : اصفهان

شیر نر!!!

شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست ، شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، …
گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…
نتیجه اخلاقی :
هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو سه چیز حساب نکنید
اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه

                  3cb46b21e9c0c584335c1986a47ece04.gif MATIN 110X 3cb46b21e9c0c584335c1986a47ece04.gif

      چشمها را باید شست جور دیگر باید دید ...

  

جمعه 22 بهمن 1389  8:48 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها