0

عمو زنجیر باف...نه خیر

 
Mehdi900
Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر

عمو زنجیر باف...نه خیر

سلام خدا جونم...میشه من استفا بدم؟میشه من از زندگی سگی...از لبخندهای زوری...اشک ریختن شبانه در حالیکه بالشم رو گاز میگیرم استفا بدم...

میشه من از زندگی...کار...زن بودن...استفا بدم؟

میشه من دیگه به دنیا نیام؟میشه این زندگی که تموم شد من رو معاف کنی؟میشه همونجا ...برزخه بهشته؟جهنمه چیه که همه  معلم های دینی ادعا میکنن از همه جزئیاتش خبر دارن همه پاداشها و جزا ها رو باهام حساب کنی؟؟؟؟؟

حالا اگه هم باید به دنیا بیام اقلا بذار مرد باشم...قدم بلند باشه...خیلی موفق باشم و خیلی اعتماد به نفس داشته یاشم...خدا جون میشه باز هم تک بچه باشم؟میشه بازم مامانم مامانم باشه؟بابام بابام باشه؟

خدایا میشه قبل رفتن دلمو خنک کنی و بذاری ببینم اونهایی که آزارم دادن به مجازات رسیدن؟؟؟؟؟حالا یه عذر خواهی کوچولو هم برام بسه باشه؟؟

خدا جونم ببخشین ها نمیخوام ازم دلگیر بشی...من ناشکر نیستم...این نامه رو هم پاره کن...فقط کمی دلم گرفته بود...جالا حالم خوبه...

دوستت دارم

؟؟؟؟؟

 

 

مواقعی که همه ی دنیا باهام سر ناسازگاری داره...با همه ی تسلیم نشدن ها و کم نیوردن ها...گاهی خسته میشم...عین بچه ها میخوام بزنم زیر گریه و برای بدست آوردن دلم هر کاری میخوان بکنن لج کنم......صدای گریه ام و بلند تر کنم بگم....

 

نمی خوام

 

در این شرایط

منطق بی منطق

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

جمعه 22 بهمن 1389  7:22 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها