آشنايى
كوتاهى با
حضرت
آية الله العظمى حاج ميرزا محمد حسن احمدى فقيه - دامت بركاته العالية
1 ـ
ولادت
ايشان
، در يك خانوادهي مذهبى، علمى، روحانى ديده به جهان گشود.
پدر
وى ، حضرت آية الله العظمى حاج ملاّ احمد احمدى نجفي حايري يزدي ـ فرزند شهيد
آخوند ملاّ حسين ، مقتول و مدفون در رواق حرم حضرت امام هادى و حضرت امام حسن
عسكرى ، عليهما السلام ـ قدس سرهما ، از علما و آيات عظام و فقيهان صاحب نظر و
مورد توجّه در نجف اشرف و كربلا و سامرّا ـ در بيش از نيم قرن گذشته ـ است . وي ،
پس از هجرت به ايران در ناحيهي يزد ، مشغول پژوهش و تدريس و مبارزه عليه رژيم ستمشاهي
پهلوي شد .
مادر
ايشان ، قدس سرها ، علويّهاي عالم و فاضل و متعبد ، و شخصيّتى صالح و قانع و نيكسيرت
و اهل جهاد و مبارزه بود .
ايشان
، فرزند عالمِ زاهدِ مجاهد ، مرحوم حاج آقامير سيّد حسين صدرالسّاداتى (فخرالدّينى)
، قدس سره ـ از اوتاد و اخيار و علماى مبارز و ياران حضرت امام خمينى ، قدس سره ،
از آغاز تا پايان عمر شريفشان ـ است .
حضرت
آية الله العظمى احمدى فقيه ، بر اساس سيادت مادرشان ، به « حاج ميرزا محمد حسن » مشهورند
.
البته
در بارهي اجداد پدرشان نيز گفته شده كه آنان از سادات بودهاند و از بحرين به
ايران تبعيد شدهاند و يا مهاجرت كردهاند و براى رعايت مصالحى ، مانند حفظ جانشان
، عمامهي سفيد بر سر بستهاند .
بستن
عمامهي سفيد نزد معصومان ، عليهم السلام ، مرسوم بوده است . نقل شده كه حضرت امام
رضا ، عليه السلام ، براى نماز عيد فطر عمامهي سفيد به سر مىبستند.
2 ـ
آغاز تحصيل علوم دينى
ايشان
، تحصيل علوم دينى را در محضر پدر آغاز كرد . بعد از وفات ايشان ، او و برادر
گراميشان ، از عنايات مرحوم آية الله حاج شيخ غلامرضا فقيه يزدى خراسانى ، قدس
سره ، بهرهي علمى و اخلاقى گرفتند .
اين
استفادهي علمى و اخلاقى و تربيتى و ارتباط حضورى تا زمان وفات مرحوم حاج شيخ غلام
رضا يزدي ادامه داشته است . بر اين اساس ، در آغاز شخصيتپذيرى ، پس از پدر، دانش
و تربيت از آن بزرگوار، در نفس نفيس اين نوبنيادان « كالنقش فى الحجر» ، ترسيم و
تثبيت گرديد.
با
لطف الهى، ايشان ، دروس سطح را نزد اساتيد معتبر و سابقهدار ، مانند حضرات آيات
آية اللهى و علومى و شهيد صدوقى و طباطبايى سلطانى بروجردى و ... ، قدس سرهم ،
تكميل كرد و با توفيق الهى، درسهاى خارج فقه و اصول را از محضر بسيارى از مراجع
معظم تقليد سابق ـ كه در زمان حضرت آية اللّه العظمى بروجردى ، قدس سره ـ سِمَت
تدريس خارج فقه و اصول را داشتند ، در حوزه هاى علميّه ، فرا گرفت .
بـرخي
از آنان ، مراجعى مانند حضرات آيات عظام خوانسارى و بهبهانى و ميلانى ، قدس سرهم ،
بودند كه دروس مجتهدان و مراجعى مانند حضرات آيات عظام آخوند خراسانى و صاحب عروة
الوثقى و ميرزا محمدتقى شيرازى و شيخ الشريعة ، قدس سرهم ، را درك كرده بودند .
از
ديگر اساتيد ايشان ، به حضرات آيات عظام گلپايگانى و اراكى و محقّق و فكور و حاج
شيخ مرتضى حايرى و بهاءالدّينى و ميرزا هاشم آملى و ... ، قدس اسرارهم ، ميتوان
اشاره كرد .
حضرت
ايشان ، علاوه بر فقه و اصول ، تفسير و حديث و عرفان و فلسفه و دانش رياضى و هيئت
را ـ كه در علم فقه لازم است ـ در محضر وارستگانى مانند حضرات آيات عظام علاّمه
طباطبايى و رفيعى قزوينى و شعرانى و حكيم الهى قمشه اى ، قدس سرهم ، فرا گرفتند.
3 ـ
تحقيقات علمى
معظم
له ، در زمان تحصيل و تدريس، در زمينههاى فقه و اصول و فلسفه و كلام و ... تحقيقات
علمي فراواني انجام دادند . وقتى بخشى از آنها را حضرات اساتيدشان ملاحظه كردند ،
هم در شخص و هم در آثار برازندهگي خاصي مشاهده كردند ، لذا فوق العاده تجليل و
تكريم كردند و به تكميل آنها ترغيب فرمودند .
اخيراً
هم در جلسهاي فقهى كه به دستور حضرت امام ، رضوانالله عليه ، با حضور اعاظمى از
محقّقان ، مانند خاتم يزدي و طاهر شمس ، قدسسرهما ، و ... تشكيل مىشد ، شركت
فعّال همراه با ارائهي نظريات علمى فقهى داشتند .
4 ـ
كوشندهاي خستهگيناپذير
در
دوران تحصيل نيز هميشه با مراقبت و مواظبت ، طورى برنامه ريزى كرده بودند كه اوقات
گـرانبهاى خود را بهتر و كاملتر در تحقيق و فراگيرى علوم اسلامى ، خصوصاً فقه
صرف كنند . ايشان ، گمشدهي خويش را در طول چندين سال تحصيل مداوم دريافتند ، لذا
در فصل تابستان و يا تعطيلات حوزوى ، به مراكز و مناطق مختلف علمى دور، به صورت
پيوسته و مستمر مسافرت ميكردند و با دريافت بهرههاى فراوان از مذاكرات علمى با
اساتيد و فقيهان متخصّص ، مانند آيةالله العظمي ميلاني و حاجآقا رحيم ارباب و ...
كه هر يك از نوابغ و نوادر عصر خود و از فقهاى عالى مقام و بقية السلف حوزههاى
علميّهي نجف و قم و كربلا و سامرا، به شمار مىرفتند ، به مراتب علمى بالا و
تقوايى والا رسيدند و در بهترين فرصت و با كوتاهترين مدّت، بر نظريّات قوىّ و
پُرمايهاى ، واقف شدند و بر مبانى خاصّى ، بويژه در منابع فقه ، دست يافتند و بر
مبانى استنباطى ، به خوبى مسلّط شدند .
5 ـ
ازدواج
در
زمان تدريس، با اقدام شهيد محراب حضرت آيةاللّه صدوقى ، قدس سره ، پيش از انقلاب ـ
با بانويى نيكوسرشت و اهل علم و از خانداني اصيل و مؤمن و مبارز ، يعني سركار خانم
صفاتى ، دامت بركاتها ، ازدواج كردند .
سركار
خانم صفاتي ، پيش از ازدواج ، مشغول تحصيل در حوزهي علميهي قم بودند و پس از
ازدواج نيز به فراگير علوم اسلامي با جديت بيشتر ادامه دادند و با استفاده از درسهاي
همسرش ، و تلاش فراوان و عبادت زياد ، با لطف الهي ، به درجهي اجتهاد رسيدند و هم
اكنون نيز به تربيت شاگردان و تأليف كتابهاي فقهي و علمي و ... مشولاند .
بدينسان
، خانوادهاي تشكيل شد كه علم دانش و تهذيب نفْس ، پايهي آن بود .
6 ـ
همگامى با امام خمينى ، قدس سره
معظّم
له، از ابتداى نهضت اسلامى ، همواره با حضرت امام خمينى همگام بودند و در تحقّق
آرمانهاى ايشان، تلاشِ نيكو داشتند . در پي اين فعاليت سياسي به همراه همسرو
بعضى از فرزندانشان از سوى ساواك دستگير و زندانى مىشوند .
براى
تحكيم اهداف علمى و فقهى و خدمت به انقلاب اسلامى، فعاليّت ايشان بُعدِ تازهاى را
به خود مىگيرد و به خارج از كشور مسافرت مى كنند و در كنار پير و مُرادشان ، حضرت
امام خمينى مشغول خدمت مىگردند.
7 ـ
در سنگر امام جمعه
با
سرنگونى رژيم دوهزار و پانصد سالهي شاهنشاهى، و با توجه به ضرورت هاى اوّل
انقلاب، ايشان ، بعضى از امور نظام اسلامى را مانند امامت جمعه بر عهده گرفتند ،
اما هيچگاه از تحقيق و تدريس و تربيت شاگرد ، غفلت نكردند ، لذا پس از منصوبشدن
به امامت جمعهي بروجرد ، در مدرسـهي بحـرالعلوم ـ كه مدّتى پايگاه مرحوم آية
الله العظمى بروجردى ، قدس سره ، و ديگرفقيهان بوده ـ درس خارج فقه و اصول را شروع
كردند و افاضلى از محضرشان استفاده بردند .
نيز
بعضى از برنامه هاى فرهنگى و علمى انقلاب اسلامى را در ضمن امور علمى حوزه ، بر
عهده مىگيرند .
8 ـ
دفاع مقدس
در
طول دفاع مقدس، حضرت ايشان براى انجامدادن برنامه هاى صحيح شرعى ، مانند برپايى
مراسم تبيين دعا و زيارت و اقامهي نماز جماعت ، بويژه امامت نماز جمعه در سنگر و
رفع نيازهاى مادّى و معنوى جبهه ، كوشا بودند و حضور فعّال داشتند .
9 ـ
حضور در دانشگاه
ايشان
، همزمان با تدريس خارج فقه و اصول و علوم اسلامى در حوزهي علميهي قم ـ كه عمده
اشتغال ايشان محسوب مى شود ـ مدتي در بعضى از دانشگاهها تدريس داشتند. در اين
مدّت، به سبب خُلق نيكوشان، مورد توجّه و علاقهي بسيار دانشگاهيان ، بويژه
دانشجويان قرار گرفتند . همينك نيز وي در ارتباط با اين قشر عظيم علمى فرهنگى است .
10
ـ تدريس و پرورش فضلا
معظّم
له، چه پيش از پيروزى انقلاب اسلامى و چه پس از آن، همواره ، به عنوان يكى از
اساتيد صاحبنظر و مبتكر و موفّق حوزه، مطرح بوده و هستند.
ايشان
، تاكنون توفيق پيدا كردهاند به تدريس خارج مباحث قرآنى ، بويژه احكامالقرآن و
چندين دوره اصول تفريعى و پارهاي از كتابهاي فقهي با اشاره به مسائل جديد و
مقايسه با قانون مدنى و عرفان و فلسفه و كلام و بعضى از مباحث هيئت بپردازند .
راهنمايى
دانشپژوهان را به تحقيق و نوشتن جزوهي درسى و برگزاري كنفرانس ، در مدرسهي
حقّانى و ... در ضمن برنامههاى علمى ، مى توان از كارهاى ابتكارى معظم له در ضمن
تدريس به شمار آورد . در نتيجه ، تدريسها و تربيتها و پرورشهاى مفيدى صورت گرفت
كه ثمرات و نتايج بسيار نيكو به همراه داشت .
از
جملهي تلاشهاي ايشان در مقام استادي ، مراقبت ويژه از برخي از نخبگان حوزه بود
كه اينك بعضى از آنان، به تدريس درس خارج و يا سطح مشغولاند و در بين آنان افرادى
هستند كه به مقام اجتهاد و بلكه اِفتاء رسيدهاند .
برخى
از دستپروردهگان و شاگردان سابق ايشان نيز در سِمَتهايى مانند فقيه شوراى
نگهبان يا عضو مجلس خبرگان رهبرى ، در خدمت به اسلام و انقلاب اسلامى و مردم مشغولاند
.
11
ـ نظريههاى فقهي جديد
بحمد
اللّه تعالى، در فهم قرآن و احاديث ، آراء و نظرهاى اجتهادى ويژهاى از معظّم له
در دست است كه تاكنون به اين گونه سابقه نداشته است ، مانند « درايت قرآنى » و « وراثت
از قرآن » كه هر كدام چهارده محور را دنبال مىكند.
نيز
در باب مسائل فقهى ، ابتكارات و راهحلهايى براى « مسائل مستحدثه و نوپيدا » ارائه
كردهاند و در شعاع مسائل فقهى ، قواعد و ضوابط اصولى را به صورت « تفريعى و
كاربردى » تبيين و تحليل كردهاند.
در
تنظيم منابع و مدارك فقهى مانند « آيات الأحكام » و « احكام دستورى قرآن مجيد » و «
علوم قرآنى » و « قواعد فقهى قرآنى » هم ابتكاراتي زيبا دارند و نيز طرحي جامع
براي تنظيم و بررسي روايات ، به نام « أساس الأحكام الشّرعيّة و جامع أدلّتها » تدوين
كردهاند .
12
ـ مقام اجتهاد و مرجعيت
با
توجه به شوق سرشار و هوش فراوان و همّت بالا و با مشى قناعت و زهد در زندگى و
رعايت تقوا و استقلال ، با تكميل مراتب علمى اجتهادى ، در ضمن بحث هاى قوىّ با
فقيهان صاحب نظر در جلسات ويژهي اعاظم ، به بالاترين درجهي فقهى علمى حوزه ،
يعنى « اجتهاد مطلق » رسيد .
رسيدن
به اين مرتبه از اجتهاد ، پس از مطالعهي آثار ايشان و مراودات علمي ، مورد گواهى
بسيارى از فقها و علماى بزرگ وسابقهدار و صاحب فتوا در حوزه هاى علميّهي نجف و
قم و بعضى از مراكز ديگر قرار گرفته است .
13
ـ تأليفات
معظّم
له ، علاوه بر توفيق تدريس، موفّق به نوشتن كتاب و رسالههاى علمى فراواني شدهاند
. اين نوشتهها بيش از صد عنوان است
برخى
از آثار چاپشدهي ايشان ، چنين است :
1 ـ
أحكام القرآن ( سلسله درسهاى دورهي تخصصى علوم قرآن در حوزهي علميّهي قم ) .
اين
كتاب ،به طورمحدود براى فضلا و طلاب و دانشجويان ،چاپ شده است .
2 ـ
حاشيه بر مناسك شيخ اعظم انصاري ، قدس سره .
3 ـ
حاشيه بر سراج العباد شيخ اعظم انصارى ، قدس سره .
4 ـ
تعليقه بر بخشى از عروة الوثقى .
5 ـ
حاشيه بر منتخب المسايل مرحوم سيّد طباطبايى يزدى ، قدس سره .
6 ـ
مقدّمه و تعليق بر قاعده لاضرر مرحوم ميرزاى ناييني ، قدس سره
7 ـ
حاشيه بر مناسك امام خمينى ، قدس سره .
8 ـ
نيّت : راه هدايت ( شرح حديث بيستم از اربعين حضرت امام ) .
9 ـ
رسالة في طلوع الفجر في الليالي المقمرة و...
10
ـ مجموعه اى از مباحث رجالى . اين مباحث در مجلهي كيهان انديشه چاپ شده است .
11
ـ مباحث متفرقه دربارهي مبانى كلمات حضرت امام .
12
ـ رسالهي اساس المسائل و الاحكام ( توضيح المسائل تحليلي )