0

چرا تقلید کنیم ؟ چرا ؟ چرا؟

 
sifalaw
sifalaw
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1388 
تعداد پست ها : 1637
محل سکونت : اصفهان

چرا تقلید کنیم ؟ چرا ؟ چرا؟

 
ذهنِ پرسش‏گر هر مسلماني در جست‏وجوي فلسفه احکام شرعي است. اهميّت آگاهي از فلسفه تقليد، نسبت به ديگر احکام، بيشتر است، زيرا:
اولاً: اصل لزوم تقليد، از مسائلي است که مکلف بايد خودش به آن دست يابد و نمي‏تواند در اين مسأله تقليد کند. اگر مکلّف مسأله لزوم تقليد را دريافت، باب استفاده از فتاواي مجتهد به روي او باز مي‏شود.
ثانياً: فلسفه تقليد، در واقع همان دليل و مستند و مدرکي است که لزوم تقليد را براي مکلف اثبات مي‏کند؛ بر خلاف ديگر احکام شرعي که دليل آن‏ها امر و نهي‏هايي است که در قرآن و روايات موجود است، بدون اينکه لزوما در آنها به فلسفه احکام نيز اشاره شده باشد.
لزوم تقليد
در شريعت اسلام، واجبات و محرماتي وجود دارد که خداي حکيم آنها را براي سعادت دنيا و آخرت انسان تشريع کرده است؛ واجبات و محرماتي که اگر انسان آنها را اطاعت نکند، نه به سعادتِ مطلوب مي‏رسد و نه از عذاب سرپيچي از آنها در صورت مخالفت در امان است.
از سوي ديگر، چنين نيست که هر مسلماني بتواند به آساني، احکام شرعي را از قرآن و روايات و يا از عقل خود در يابد. نه قرآن مانند يک کتاب حقوقي يا رساله عمليه، احکام شرعي را به طور صريح بيان کرده است، و نه روايات معصومين(ع) چنين است، و نه عقل بشر به تنهايي مي‏تواند همه احکام را دريابد.
براي شناخت احکام شرعي، آگاهي‏هاي فراواني، از جمله: فهم آيات و روايات، شناخت حديث صحيح از غير صحيح، کيفيت ترکيب و جمع روايات و آيات، و ده‏ها مسأله ديگر لازم است که آموختن آنها نيازمند سال‏ها تلاش جدي است.
در چنين حالتي، مکلف خود را در برابر سه راه مي‏بيند: نخست اينکه راه تحصيل اين علم را که همان اجتهاد است پيش گيرد؛ دوم اينکه در هر کاري آراي موجود را مطالعه کرده، به گونه‏اي عمل کند که طبق همه آرا عمل او صحيح باشد (يعني احتياط کند)؛ و سوم اينکه از رأي کسي که اين علوم را کاملاً آموخته و در شناخت احکام شرعي کارشناس است، بهره جويد.
بي‏شک، او در راه اول اگر به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعي خواهد شد و از دو راه ديگر بي‏نياز، امّا تا رسيدن به آن، ناگزير از دو راه ديگر است.
راه دوم نيازمند اطلاعات کافي از آراي موجود در هر مسأله و روش‏هاي احتياط است و در بسياري از موارد، به دليل سختي احتياط، زندگي عادي او را مختل مي‏کند. اين سه راه اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعي ندارد و در هر مسأله تخصصي ديگر وجود دارد؛ مثلاً يک مهندس متخصص را فرض کنيد که بيمار مي‏شود. او براي درمان بيماري خود يا بايد خود شخصا به تحصيل علم پزشکي بپردازد، يا تمام آراي پزشکان را مطالعه کرده، به گونه‏اي عمل کند که بعدا پشيمان نشود، و يا به يک پزشک متخصص رجوع کند.
راه اول او را به درمان سريع نمي‏رساند. راه دوم نيز بسيار دشوار است و او را از کار تخصصي خود، که مهندسي است، باز مي‏دارد. لذا او بي‏درنگ از يک پزشک متخصص کمک مي‏گيرد و رأي او را عمل مي‏کند.
او در عمل به رأي پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشيماني آينده و احيانا سرزنش دوستان نجات مي‏دهد؛ بلکه در اغلب موارد، درمان نيز مي‏شود. مکلف نيز در عمل به رأي مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشيماني آخرت و عذاب الهي نجات مي‏دهد،؛ بلکه به مصالح احکام شرعي نيز دست مي‏يابد
 
راز ماندگاری در گمنامی است

 
چهارشنبه 11 آذر 1388  10:15 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها